آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت ۳۹

ای وطن ای مادر تاریخ ساز              ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای  کویر تو بهشت جان من               عشق  جاویدان من، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل هفتم سلسله مقالات ايران باستان (جشن های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان 

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است 

موسیقی در ایران باستان:

هر چند کشور ایران دارای تاریخ قدیمی پرارزشی است که از بیست و پنج قرن آن آثار کتبی یا سنگ نبشته های تاریخی، حجاری و غیره باقی است ولی در مورد پیشینه ی موسیقی مدارک نوشته شده، به خصوص آنچه مربوط به دوره های کهن می باشد، کم است و اصولا به جهات مختلف، که بعد اشاره خواهد شد، به ندرت در کتاب های تاریخی ما از هنرها و خاصه موسیقی سخن به میان آمده است. به همین جهت اطلاعات ما هم در این باره زیاد نیست ولی هر چه در مورد موسیقی در ایران باستان وجود دارد را می توان فهرست وار به سه دوره هخامنشی، دوره سلوكی- اشكانی و دوره سامانی تقسیم بندی كرد.

١) دوره ی هخامنشی:

از موسیقی این دوره اطلاع کافی نداریم ولی کشوری که خود را رقیب یونان می دانسته و با آن سرزمین که مردمش تمدن عالی داشته اند روابط تاریخی داشته و از حیث آثار صنعتی نمونه های پرارزشی مانند حجاری های تخت جمشید به یادگار گذاشته، بی شک، از موسیقی هم بی بهره نبوده است. از این گذشته، چون دولت هخامنشی جانشین دولت های متمدن زمان خود، مانند ایلام، آشور، بابل و حکومت های آسیای صغیر، چون لیدیه [ لیدیا ]، فریگیه [ فریگیا ] و غیره گردیده، قاعدتا باید از هنرهای آنها هم تا آنجا که مطابق ذوق ایرانی ها بوده، اقتباساتی کرده باشد. ملل مشرق زمین قبل از تأسیس دولت هخامنشی، یا در همان زمان، همه ی سازهای مختلف را داشته اند؛ چنان که نمونه های سازهایشان در حجاری هایی که از مصری ها، سومری ها، ایلامی ها، آشوری ها، هندی های قدیم و غیره باقی مانده اند هم اکنون دیده می شوند. در کتاب های تاریخ موسیقی از این سازها و نوازندگان بی آنکه نام و نشانشان باقی مانده باشد گفت و گو در میان است ولی تعجب این است که از دوره ی هخامنشی چنین نمونه هایی به جای نمانده اند. هرودت مورخ مشهور یونانی در کتاب تاریخ خود راجع به ایرانی ها می نویسد:

  شعر سعید عرفان - ایران ما

” ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند، آتش مقدس روشن نمی کنند، بر قبور شراب نمی پاشند ولی یکی از موبدان حاضر می شود و یکی از سرودهای مقدس مذهبی را می خواند.”

اما آنچه معلوم است خواندن این سرود با نواختن سازی همراه نیست. از گفته ی هرودت چنین برمی آید که ایرانیان قدیم موسیقی مخصوصی برای تشریفات مذهبی داشته اند و شاید سرودی که هرودت به آن اشاره می کند از سرودهای اوستا بوده، زیرا قسمتی از کتاب یشنا که موسوم به گاتها و قدیمی ترین قسمت اوستا می باشد شامل سرودهای مؤثری است که به احتمال قوی آهنگ دار و موزون بوده اند. این سرودهای هفده گانه در اواسط كتاب یشنا واقع شده اند و تصور می رود که از سروده های خود زرتشت باشند. این سرودها را می توان شعر یا نثر مسجع دانست که به عقیده ی مورخان دارای وزن و آهنگ مخصوص بوده اند. از طرف دیگر، قوم ایرانی که در اصل با هندی ها یکی بوده و از یکی از شاخه های مهم نژاد آریایی جدا شده، از آغاز با هندی ها جهات مشترکی داشته است، چنان که کتاب مذهبی هندی ها موسوم به ودا که یادگار قدیمی زبان سانسکریت است نیز شامل سرودها و ترانه های مذهبی و ادبی نژاد آریایی است. از مقایسه ی مطالب کتاب ودا و کتاب اوستا به خوبی معلوم می شود که قوم ایرانی و قوم هندی فرزندان یک مادرند و احساسات و طرز تفکر و کیفیات ذوقی آنها جنبه های مشترکی داشته اند، چنان که هنوز هم موسیقی ایران و هند دارای شباهت هایی به هم می باشند.

  کتاب نادرشاه افشار (42)

تصور می کنم برعکس مذهب هندی ها که از آغاز با رقص و موسیقی موافقت کامل داشته و این هنر از ارکان تشریفات مذهبی آنها به شمار می آمده، در مذهب قدیم ایرانیان موسیقی در مراسم مذهبی وظیفه ای نداشته است و به همین جهت هم اگر سرودی در این تشریفات خوانده می شد با نواختن سازی همراه نبود، چنان که هنوز هم در تشریفات مذهبی زرتشتیان همین طور است. اما از نوشته ی زنوفن یا گزنفون تاریخ نویس قدیمی یونانی می توان حدس زد که نوعی دیگر از موسیقی نیز در زمان هخامنشیان مورد استفاده قرار می گرفته است. این مورخ در کتابی که راجع به خصال کوروش به نام « سایروپدیا » یا « کوروپدیا » Cyropaedia نوشته و به فارسی هم ترجمه شده است چنین می نویسد:

“کوروش هنگام حمله به قشـون آشور، بنا بر عادت خود، سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدایی بلند و با احترام و ادب زیاد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدم های مساوی و با نظم تمام به راه افتادند.”

در جای دیگر گوید:

“کوروش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همین که صدای شیپور بلند شد باید همه ی سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.”

پس از چند سطر دیگر چنین می نویسد:

“در نیمه شب که صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد کوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد. بعد کوروش می گوید همین که من به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد سرود جنگی را    می خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید. در موقع حمله چنان که گفته بود کوروش سرود جنگ را آغاز کرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند.”

از مطالب فوق چنین برمی آید که ایرانیان در آن زمان موسیقی مخصوصی برای رزم داشته اند که بی شک در تحریک احساسات سپاهیان مؤثر بوده و سازهای جنگی آنها مانند طبل و شیپور در هنگام رزم به کار می رفته است. سرودهای رزمی در برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و کامیابی آنان در میدان نبرد وسیله ی بسیار مؤثری بوده، اما معلوم نیست که این سرودها در چه پرده ای بوده و با چه شعری تلفیق می شده اند.

  استاد منصور یاحقی - موسیقیدان و نوازنده سنتور

مطلب دیگری که از گفته ی زنوفن می توان درک کرد این است که مردمی که موسیقی مخصوصی برای میدان نبرد داشته اند بی شک آن قدر با نغمه و آهنگ آشنا بوده اند که برای هنگام فراغت و بزم و شادی نیز از موسیقی مناسب دیگری استفاده کنند، چنان که هرودت در کتاب تاریخ خود مکررا از کلمه ی «نی» که به وسیله ی ایرانیان نواخته می شد گفت و گو کرده است.

٢) دوره ی سلوکی و اشکانی:

پس از دوره ی هخامنشی چون اسکندر و جانشینان او در دوره ی سلوکی یونانی بودند و از آن پس، اشکانیان خارجی به شمار می رفتند نسبت به آثار تمدن ایرانی ابراز علاقه نمی کردند. در این زمان تمدن یونان در ایران نفوذ کرد  و شاید از موسیقی یونان نیز اقتباس و استفاده شده باشد. مثلا به طوری که می گویند یکی از پادشاهان اشکانی، موسوم به ارد اول، دوستدار ادبیات یونانی بود و در مجالس او نمایش های یونانی، مانند تصنیفات اوری Euripides  شاعر یونانی را که نمایش های حزن انگیز او معروف است، نمایش می دادند. شاید همان کسانی که از نمایش های یونانی اطلاع داشته و آنها را بازی می کرده اند از موسیقی یونان هم بهره ای داشته و در موقع مناسب نغمه های یونانی را نیز می خوانده اند ولی این موضوع فقط یک حدس است و مدرک کتبی همراه آن نمی باشد. ادامه دارد…

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست.                             

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter

همراهان پیام جوان