• Home
  • >
  • مقالات مجله - جون ۲۰۲۴
  • >
  • برگهایی از تاریخ – به مناسبت ۱۰۰ سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت سی و هشتم

برگهایی از تاریخ – به مناسبت ۱۰۰ سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت سی و هشتم

گردآورنده: شهرداد خبیر

برگرفته ازکتاب “از کودتا تا سقوط”

تاج شاهی

واکنش اسدی و پاکروان با تقاضای حاج آقا حسین قمی متفاوت بود. پاکروان با «تندی»و اسدی با «ملایمت » بر لایتغیر بودن «امر مبارک» تأکید کردند. در این زمان، سیدمحمدعلی شوشتری و محمدولی اسدی بر عزیمت قمی به تهران و دیدار با شاه نظر داشتند. اسدی مواجهه ای که با پاکروان داشت، از واکنش آیت الله به جهت مقام مرجعیت و انتظارات پیروان دفاع کرد. همچنین اجرای فرمان در آستانه را هم تدریجی اعلام داشت – نکته ای که بهانۀ لازم را به دست پاکروان داد. رئیس ایالت در ادامۀ همان رقابت و دشمنی سابق، برمبنای اظهارات و اقدامات اسدی، وضعیت تبدیل کلاه پهلوی به شاپو را در مشهد چنین گزارش داد:

در اجرای امر مبارک ملوکانه به تغییر کلاه کوتاهی نشده، مستدعی است امر مبارک شرف صدور یابد که کارکنان آستانه هم لااقل همراهی و مساعدت کنند و آنها هم به عذر نرسیدن دستور و امر از مرکز اجرای امر مبارک را به تاخیر نیندازند.

پس از عزیمت آیت الله به تهران، از سوی عده ای از تجار و به روایت گزارش رسمی، به تشویق بستگان و مریدان قمی … از طرف بعضی اشخاص غیرمعروف به شاه تلگرافی مبنی بر قبول تقاضاهای وی ارسال شد. به این تقاضا وقعی نهاده نشد و تلگراف کنندگان به دستور پاکروان دستگیر شدند. در مرکز هم تمامی رویدادها حکایت از تصمیم شاه برای پیشبرد سیاستهایش داشت. حاج آقا حسین قمی نه تنها موفق به دیدار با شاه نشد، بلکه محمود جم، ریاست سابق ایالت خراسان و وزیر داخله، نیز از دیدار با وی خودداری کرد. از همین رو قمی به باغ سراج الملک در حضرت عبدالعظیم روانه شد تا در آنجا ساکن شود. همزمان با این اتفاقات، سه روز پس از ورود قمی به تهران ( دوازدهم تیر ۱۳۱۴)، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در تلگرافی به رضاشاه از اوضاع انتقاد کرد. حائری در تلگرافش، از همراهی خود با دولت سخن گفت و برهمان مبنا اظهار داشت:

  برگ‌هایی از تاریخ، به مناسبت 100 سالگی کودتای رضاشاه از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان - قسمت هجدهم

اوضاع حاضـــره که برخلاف قوانین شرع مقدس و مذهب جعفری علیه السلام است، موجب نگرانی داعی و عموم مسلمین است.

از همین رو از شاه خواست از این وضعیت جلوگیری و موجب «رفع اضطراب» او و «عموم ملت شیعه» شود. پاسخ رئیس الوزرا، فروغی،به نیابت از شاه به این تلگراف، تند و گزنده بود. دولت در پاسخ به حاج شیخ، اظهارات او را « فوق العاده باعث تعجب و تغیر خاطر مهر مظاهر» دانست و این سخنان را نتیجۀ شایعات و تهمت هایی دانست که عاملانش به تعقیب و بازداشت تهدید شدند. فروغی در ادامه به حاج شیخ نوشت:

اگر نظر حضرت مستطاب عالی به اراجیف و اکاذیب شایعه است، عجب است که بدون تحقیق ترتیب اثر داده، عنواناتی که به هیچ وجه شایستۀ مقام مقدس ملوکانه نیست، فرموده اید و اگر راجع به لباس و کلاه است، باز از آرای صائبه که در وجود محترم سراغ داشتند، مایۀ تعجب است که در این قبیل امور، موافقت و مخالفت با احکام شرع مقدس را عنوان می فرمایید.

به نظر می رسد اشارۀ فروغی به شایعات مربوط به مجلس جشنی در مدرسۀ شاپور شیراز در فروردین ماه ۱۳۱۴ باشد. در این جشن، دختران به سرودخوانی، ورزش و ژیمناستیک پرداختند.

این اتفاقات در حالی رخ می داد که سالگرد به توپ بسته شدن حرم رضوی توسط روس های تزاری در پیش بود. اوضاع به گونه ای بود که مخالفان می توانستند اوضاع را با آن رخداد شبیه سازی کنند و خلق را برآشوبند. در چنین وضعیتی، محمدولی خان اسدی برای سرکشی به فریمان، از مشهد خارج شد. خروج اسدی از شهر مقارن با ورود شیخی به نام محمدتقی گنابادی معروف به «بهلول» به صحنۀ حادثه بود. بهلول مدعی است زمانی که در نجف اشرف به مقصد تحصیل سطوح عالی علوم دینی مقیم بوده، آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی بر او واجب کرد به منبر برود و «برخلاف مقرراتی که رضاشاه پهلوی در ایران برخلاف قرآن اجرا میکند»، سخن بگوید. شیخ بهلول شکل و شمایلی جالب داشت که نظرها را جلب می کرد. شوشتری، ناظر رضاشاه بر امور آستانه، او را چنین توصیف می کند:

  استاد ابوالحسن صبا، موسیقیدان بزرگ و توان – قسمت ششم

… واقعا قیافۀ آن دیدنی است و هیچکس نمی توانست و نمی تواند تشخیص کند که در این کالبد کوچک و این قیافۀ جالب توجه چه اسراری نهفته، زیرا نامبرده از حیث جثه فوق العاده لاغر و ضعیف بنیه و از حیث قد تقریبا یک مترو چهل سانتیمتر و چند مویی بیشتر به زنخ ندارد. رنگش گندمی و بیشتر به زردی متمایل، لباسش کرباسهای وصله زدۀ مندرس، خوراکش در بیست و چهارساعت حداقل مایه جات، یعنی مثلا دو یا سه دانه سیب با سه سیر نان خشک و احیانا یک پیاله چای، ولی حافظه به قدری قوی است که در سه ماه توقف در عتبات عالیات به قدری فصیح و بلیغ عربی را صبحت میکرد که اعراب مبهوت شده بودند … .

بدین ترتیب بهلول به جمع متحصنین گوهرشاد پیوست که از عالم و عامی در آن حضور داشتند. گزارش ها دربارۀ نوع حضور بهلول در جمع متحصنین متفاوت است. گزارش های رسمی از سخنرانی وی در همان ابتدای حضور حکایت دارد. درحالیکه به روایتی دیگر، وی تحت تعقیب مأموران پلیس بوده است. از همین رو توقیف و طبق رسم معهود، برای انتقال وی به نظمیه، منتظر شب و تعطیلی آستانه می شوند. از این زمان بهلول به تحریک حاضران در آستانه اقدام می کند. آنچه در گزارش نظمیه و همچنین روایت سید محمدعلی شوشتری، از نزدیکان اسدی وجود دارد، دخالت برخی از ماموران و کارکنان آستانه، از جمله سیدنواب احتشام رضوی در همراهی با بهلول است. نواب احتشام رضوی حتی خود کلاهش را از سربرداشته، میگوید:« من خود را از جرگۀ کفار خارج ساختم. این کلاه را پاره می کنم و به لباس اول خود برمی گردم ». بعد از این سخنان، شال سبزی را به سر می پیچد و به کسوت سابق درمی آید. بدین ترتیب تحریکات معترضان نتیجه بخشید و بسیاری از زائران به آنان پیوستند. درگیری میان مردم و نیروهای نظامی، به شلیک از سوی نظامیان به مردم منجر شد. با این همه، غلبه بر شجاعت آنان افزود. در غیاب اسدی، گزارش هایی که از سوی پاکروان و مقامات نظامی شهر چون سرهنگ مطبوعی برای مرکز ارسال شد، تمامی گناه را به گردن اسدی و کارکنان آستانه بار کرد. با بازگشت اسدی از فریمان، تمامی گناه را به گردن اسدی و کارکنان آستانه بار کرد. با بازگشت اسدی از فریمان، مذاکرات برای پایان غائله آغاز شد. متحصنین چهار خواستۀ اصلی داشتند که عبارت بود از :« مراجعت دادن … قمی، آزاد ساختن محبوسینی که تلگراف به شاه کردند، عفو عمومی و آزاد گذاشتن درکلاه ». علاوه بر این، معترضان به کسانی که در حرم کلاه شاپو بر سر داشتند، معترض شدند. متحصنین که علمایی چون شیخ مرتضی آشتیانی، حاج شیخ محمد مجتهد نهاوندی و حاجی میرزا حسین سبزواری را در کنار خود داشتند، در جذب مردم به جمع خود موفق بودند.

  مبانی فیزیولوژیک و روانشناختی زبانشناسی نظریات پاولوف - بخش دهم

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان