ایرج بسطامی – خواننده و موسیقیدان

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری

ایرج بسطامی هنرمندی از دیاری غریب در همسایگی کویر بود. صدای او که از نظر آواز، تکنیک ها، فرم هایی خاص و بدیعی داشت حاصل ریاضت، سال ها تجربه و اندوخته شاگردی استادی بزرگ بود، هنرمندی فروتن و دوست داشتنی با صدایی دلنشین.

نوایی که روح را نوازش می داد و حس پرواز و بودن را تداعی می کرد و در فراسوی مرزها، شگفت ها آفریده بود و دیگران از دیار غربت به دنبال رد پای صدایش می آمدند و او را می یافتند و تقدیر می کردند اما ما که صاحب نام این موسیقی و صدا بودیم در خیابان مدرس اندر خم اول کوچه بسطامی با چشم به دنبال خانه اش بودیم و اگر خود در را باز نمی کردم می پرسیدیم: خانه استاد بسطامی کجاست؟ گفتگوی ما با او را هنگامی می خوانید که دیگر از آن خانه نشانی نیست و استاد با مادر و جمعی از نزدیکانش زیر خاک خفته اند.

ـ مشخصه ی سنتی بودن و ماندگاری بودن موسیقی ایرانی را در چه چیز می بینید؟

مردمی بودن و پیوند عمیقی که موسیقی سنتی را تار و پود زندگی و خواسته ها، آمال، آرزوها،‌ غم ها و شادی های عامه مردم دارد و این که می تواند در هر لحظه و هر مکان که آن را می شنوید یا هر حسی که دارید، روحتان را ارضاء کند و به نظر من راز این ماندگاری را باید در طول قرن ها جستجو کرد.

ـ به نظر عده کثیری از مردم موسیقی سنتی یک بیان تألم و اندوه خاصی دارد. نظر شما در این باره چیست؟ این اندوه از کجا نشأت می گیرد؟

در موسیقی سنتی، ما مجهز به هفت دستگاه کامل هستیم که هر دستگاه خود زبانی است گویا برای بیان لحظات پیچیده روحی، عاطفی و معنوی یکی از عظمت های خلقت یعنی انسان و این کمال بی انصافی است که گفته می شود موسیقی سنتی تنها با غمزدگان است ضمن این که چنین تعبیر نادرستی نسل جوان را به هراس از دور شدن از لحظه های شاد جوانی می اندازد. اگر استادی که این موسیقی را همراهی می کند و نوای دل انگیز و جوان آن را به گوش شنونده می رساند صاحب هفت اکنا و صدا باشد می تواند با استفاده از فنون هفت گانه چنان شور و نشاطی را به پا کند که پیر و جوان را عطار وار از هفت شهر عشق گذر دهد.

ـ نظرتان در مورد موسیقی پاپ چیست؟ آیا این موسیقی و نت های آن نقطه ی مقابل موسیقی سنتی نیست؟

خیر، هر کدام از این سبک ها جایگاه خاص خود را دارد، شاید شما با این سئوال می خواهید به انزوای موسیقی سنتی برسید که فکر می کنم دلیل آن این است که در حال حاضر به موقعیت موسیقی سنتی و هنرمندان صاحب این سبک در کشور ما توجه لازم و کافی نمی شود. موسیقی صدای خداست، این فرموده حکیم ابوعلی سینا را  هم در موسیقی پاپ و هم در موسیقی سنتی می توان لمس کرد و دلیل ندارد که جلوی رشد همدیگر را بگیرند. این دو سبک جداگانه می توانند با هم رشد کنند و به نقطه صعود بر سند اما با توجه به این که من یک ایرانی ام و هنوز صدای لالایی مادرم را در رویا می شنوم پس موسیقی سنتی ریشه ای محکم و دیرپا در قلب و روحم دارد و آرامش بخش وجود و روان من است.

  آموزش آشپزی - پن‌کیک کدو حلوایی

ـ با داشتن این چنین موسیقی فنی چرا جوانان ما گرایش به پاپ دارند؟ آیا این موسیقی مظلوم واقع نشده است؟ ما در زمانی به سر می بریم که تمام شبکه های ماهواره ای و CDهای وارداتی با نمایش مستقیم سازها در موسیقی پاپ چشم ها را خیره ساخته است و موسیقی سنتی ما مصداق این مثل است که از دل برود هر آن چه از دیده رود.

ـ به تازگی کارهای زیادی در موسیقی پاپ انجام گرفته که شما به آن اشاره کردید اما در این میان کسانی هستند که بدون هیچ تکنیکی و به صرف این که صدایشان به نظر خودشان خوب است، کاست بیرون داده اند. این چه تأثیری بر روند موسیقی سنتی و یا همان موسیقی پاپ را دارد؟

ببینید، تکنیک صدای یک خواننده از فیلتر هنر یک آهنگساز عبور می کند و کاست می شود. اگر برای خیلی ها دلنشین نمی شود مشکل فقط از خواننده نیست. هم خواننده، هم آهنگساز و هم شعر و خیلی از عوامل مؤثرند. پس اگر دلنشین نیست هیچ کدام از عوامل رعایت نشده است. توصیه من به همه عزیزان جوان این است که سعی کنند یک کار ماندگار به ثبت برسانند و زمانی که تقریباً به همه ی عوامل موسیقی اِشراف پیدا کردند، کار کنند و اگر این روند ادامه پیدا کند که به تازگی روند صعودی داشته است، جدایی نسل جوان از موسیقی به ویژه سنتی را در پی دارد.

ـ مشخصه ی خاص و تکنیک صدای شما چیست؟

من دارای سبک خاص و ویژه ی خود هستم صدای بدیعی که تقلید آن تقریباً ناممکن است.

ـ منشأ آواز شما از کجاست؟ چه طور شروع کردید؟

از دوران خاطرات کودکی و بعد از آن من از سن ۷ یا ۸ سالگی آواز را در محضر عموی بزرگوارم آقای یدالله بسطامی آغاز کردم و از محضر استادان مختلفی مانند استاد محمدرضا شجریان بهره بردم. از سال ۱۳۵۷ که به تهران رفتم کارم را با استاد پرویز مشکاتیان و دیگر استادان موسیقی آغاز کردم و این نقطه ی شروع آغاز فعالیت های رسمی من بود.

ـ موسیقی سنتی ایرانی را عموم مردم، نه جامعه ی خاص موسیقی، نه جامعه ی خاص موسیقی، با صدای استاد شجریان می شناسند. ایشان از شما هم به عنوان یکی از پرچم داران موسیقی نام برده اند؛ نظرتان چیست؟

ابتدا شما ثابت کنید که ایشان چنین مطلبی عنوان کرده اند. بعد من پاسخگوی شما خواهم بود. در ضمن چه این گفته صحت داشته باشد و چه نداشته باشد من خود را پرچم دار موسیقی سنتی ایرانی می دانم و همواره به این می اندیشم که این پرچم را در جوامع هنری سر تا سر جهان به اهتزاز در آورم. در مورد این که موسیقی سنتی با صدای آقای شجریان عمومیت دارد خوب ایشان با توجه به سن و تجربیات خاصی که دارند در این زمینه شناسایی شده اند.

  طرز تهیه جوجه کباب زعفرانی، غذای مخصوص سیزده بدر

ـ از مشکلاتی که شما را به این جا رساند بگویید:

یکی از بارز ترین این مشکلات را در کاست ظهور جستجو کنید که با ایجاد عدم توازن بین صدا و موسیقی خیانتی آشکار به موسیقی سنتی ما شده است. قطعاً رنج، زحمت و کوشش بسیار، جریانی مستمر بود که مرا به این جا رساند.

ـ همکاری شما با رسانه ها بسیار محدود است، علت این عدم همکاری شما چیست؟ با توجه به این که کمبود موسیقی ایران در رسانه ها واقعاً احساس می شود.

قبل از ورود شما به خانه من، افرادی از کشور هلند و اسپانیا آمدند و مرا در شهرم در کوچه بسطامی پیدا کردند اما گویی کسی از خبرنگاران عزیز هموطن نشانی مرا نمی داند اگر بگویید تا به حال آدرس نداده ام به آن ها هم آدرس نداده بودم. به دنبال یک نوا و صدا مرا در شهرم پیدا کردند. هنرمند متعلق به مردم است و برای ابراز هنرش از هیچ فرصتی دریغ نمی کند، امیدوارم با این تفاسیر به علت اصلی کمبود موسیقی در رسانه های ایرانی رسیده باشید.

ـ مشکل عمده اجرای یک کنسرت در کشور به ویژه کرمان و بم را در چه می بینید؟

از مشکلات، نه یک مشکل که بگذریم به زودی با همکاری دوست ارجمندم جاب آقای حمید رنجبر کنسرت های مختلف در شهرستان بم و سایر شهرهای استان و به امید خدا در مراکز استان های کشور برگزار خواهم کرد.

ـ شما در محافل دوستانه هم قطعاً آواز می خوانید حس شما در میان دوستانتان بیشتر است یا کنسرت و چرا؟ چه چیز می تواند این حس را خراب کند؟

برای من هیچ فرقی نمی کند، هر زمان، نغمه ی خاص و حس خودش را می طلبد، قطعاً روح یک هنرمند لطیف است و می طلبد که حس و نغمه اش  را آن طور که می خواهد درک کنند و ارج نهند. به نظر من تصنیف و آواز هر کدام حال و هوا و زمان خاص خودش را می طلبد. اما تصنیف را چون دریا و آواز را اقیانوس ببینید. موسیقی حس و زمان است در این عرصه با کار، تلاش و تجربه اندوزی بیشتر می توانید به اهداف والاتری برسید. کارهای گذشته من هر کدام جایگاه خاص خود و حس خاص خودش را دارد و فکر می کنم اثر ماندگاری در تاریخ موسیقی ایران برای نسل های آینده باشد. اولین کاست من در حدود ۱۵ سال پیش با استاد پرویز مشکاتیان و گروه عارف تقدیم ملت شریف ایران شد. حس مرا در زمان اجرا در خود کاست ها بجویید.

ـ نقطه صعود این عرصه کجاست؟ آیا شما به این نقطه نظر رسیده اید؟

موسیقی اقیانوس بی کرانی است که هر کس با کشتی ممارست، تلاش، تعهد و تخصص می تواند بر بلندترین امواج آن صعود کند. من همه ی توانم را به کار بردم. این اقیانوس بیکران است و هر چه تلاش کنید به نقطه ی صعود که فکر می کنم خداست نزدیک تر می شوید.

ـ با چه گروه هایی کار کردید؟ نقطه ی مثبت این گروه ها چه بوده است؟  با گروه های مختلف و اصالت خاص خود، هنرمندانی که هنرشان به نظر من حد اعلا بوده است.

  فردوسی، حکیم طوس، طبیب زبان پارسی – قسمت 34

ـ کدام یک از کاست های خودتان را بیشتر دوست دارید؟ چرا؟ همه ی آن ها برای من یادآور خاطراتم هستند مثل دفترچه خاطراتی که برایم خاطرات خوب و بد را زنده می کند اما در ظهور چهارگاه را به ظهور رساندم و تصنیف های وطن من، سکوت و … هر کدام در جای خود زیبا هستند. در کاست ظهور که آخرین کاست من است موسیقی بالا و نامتوازن با صدای آن را حذف کنید، آن گاه در می یابید من با ظهور به ظهور رسیده ام، به خصوص در آواز چهارگاه و تصنیف ها و این حس را به شنونده هم منتقل کردم چون استقبال مردم از ظهور بسیار خوب است.

ـ تفاوت ظهور با آثار دیگر شما چیست؟ اجرای ظهور و البته جدا از کار آهنگ سازی به من نیروی تازه ای داد.

ـ آخرین کاستی که قبل از ظهور داشتید چه بود و چند سال تفاوت سنی با ظهور دارد؟ علت اصلی این وقفه چه بود؟ کاست رقص آشفته که با ظهور یک سال فاصله دارد و در این مدت مشغول تحقیق در مورد موسیقی سنتی بودم.

ـ از کنسرت های خارجی و دعوت خای اخیر برایمان بگویید:

کنسرت ایرانی در خارج از کشور همیشه مورد توجه بوده است و به زودی در سه کشور بلژیک، هلند و اسپانیا پرچم پر افتخار کشورم را به اهتزاز در خواهم آورد.

ـ خودتان هم ساز می زنید؟ بله، مدتی است که با سه تار کار می کنم.

ـ شهرت را چه طور تعریف می کنید؟ آیا به نظر خودتان مشهور هستید؟ از برخورد مردم بگویید: شهرت، نفوذ در قلب مردم است و من افتخار می کنم که به این شهرت رسیدم. من خودم یکی از مردم هستم و قطعاً سپاسگزار مردم قدرشناس و هنر دوست هستم.

ـ در کنار موسیقی چه فعالیت دیگری دارید؟ من برای موسیقی هم زمان کم دارم.

ـ از وضعیت خانوادگی خود بگویید و چرا تا الان تجرد را انتخاب کرده اید؟

سال ۱۳۳۶ در خطه ی دلیر مردان کویر شهرستان بم به دنیا آمدم. اکنون دو خواهر و سه برادر دارم. دست تقدیر دو تن از برادران و پدرم را از من گرفت و اکنون با مادرم زندگی می کنم. بیماری مادرم بزرگ ترین دغدغه فکری من است و از مردم خوب کشورمان برای بهبودی ایشان التماس دعا دارم.

ـ اوقات فراغت را به چه کاری می پردازید؟ مطالعه و بیشتر ورزش

ـ چهره های ماندگار در دوره های گذشته در شهرستان بم به نظر شما چه کسانی بوده اند؟ در گذشته، داریوش رفیعی، کورس سرهنگ زاده و مرحوم علی سلطانی و در حال حاضر باید یادی کنم از مهدی بهزاد پور عزیز.

ـ رابطه ی شما با علاقه مندان به موسیقی استان و شهرستان چه طور است و استقبال جوانان شهر بم از آواز را چه طور ارزیابی می کنید؟

فضای کویر حنجره را باز و صدا را رسا می کند و اکثر جوانان شهر من از صدای خوبی برخوردارند. با تلاش و تمرین خستگی ناپذیر می توانند جایگاه خوبی داشته باشند. در این مورد من از هر کار و کمکی که بتوانم کوتاهی نمی کنم.       

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان