نوجوان و ذهن مضطرب او – قسمت اول

نویسنده: بدرالدین نجمی، روانشناس
Nbbn1392@gmail.com

در راستای آنچه در شمارگان گذشتۀ این مجله از نظر خوانندگان عزیز گذشت، یعنی بهداشت روانی نوجوانان، در این شماره و احتمالاً شمارگان بعدی برآنم تا خوانندگان دقیق و علاقمند (والدین یا نواجوانان) را با یکی از اختلالات رایج در این سن آشنا کنم. باشد که از این طریق گامی در جهت بهسازی و بهبودی بیشتر جامعۀ انسانی برداشته باشیم.

از جمله شکایت های روانی رایج در میان گروه های سنی مختلف اضطراب و نگرانی است که در موارد شدید عملکرد فرد را مختل می کند. در این میان نوجوانان بسته به بستر رشدی آنها که باعث تفاوتهای فردی بسیاری می شود، گاه با دلواپسی های گوناگون مواجه می شوند که نیاز به پیگیری درمانی دارد. اگرچه ممکن است به نظر برسد مخاطب اصلی این نوشته یک خواننده نوجوان است اما یادآور می شوم که اضطراب و ضرورت کسب مهارت در مهار آن سن نمی شناسد و شاید این مطلب کوتاه بتواند برای هر فردی که دچار چنین نشانه هایی است سودمند باشد.

اضطراب که در ادبیات عمومی به دلهره، دلشوره، نگرانی و آشوب درونی تعبیر می شود به همراه ترس به عنوان دو هیجان منفیِ کلیدی مفهوم سازی شده است. با توجه به تعاریف گسترده از هیجان، دو واژه ترس و اضطراب باید از یکدیگر متمایز شناخته شوند. وقتی شخصی از نظر هیجانی تحریک می شود تجربه هایی مانند شادی، اندوه، خشم، ترس، اضطراب و …. به او دست می دهد. وقتی از نظر هیجانی می گوییم شخص به جنبش درآمده، منظور آنست که تحریک شده است.

اصطلاح هیجان اشاره به حالتی از مغز دارد که با ادراک محرک های انگیزشی برجسته مرتبط است. محرک هایی که ارگانیزم را وادار به عمل می کنند. محرک انگیزشی را به نوبۀ خود می توانیم به دو دستۀ کلی پاداش و تنبیه تقسیم کنیم. پاداش به محرکی اشاره دارد که باعث تلاش بیشتر موجود زنده برای نزدیکی به هدف شده و تنبیه مشتمل است بر آنچه موجب تلاش به دوری و اجتناب از هدف می گردد.

ترس مجموعۀ خاصی از هیجانات یا حالتهای مغزی است که در هنگام مواجهه با خطر در موجود زنده ظهور می کند؛ و خطر به محرکها یا موقعیتی گفته می شود که قابلیت تولید زیان و ضرر را برای موجود زنده دارد.

از چند جهت واژه ترس از اضطراب متمایز می گردد:

1- ترس، نوعاً به حالتهای مغزی مرتبط با تظاهر محرک آشکارا خطرناک مرتبط است.

2- ترس، یک واکنش فوری و حاد است که بطور ناگهانی در برخورد با تهدیدهای بی نهایت برجسته ظاهر می گردد، در حالی که اضطراب حالتهای مغزی نمایان شده با نشانه های رویدادهای محتمل الوقوع است نه خطر واقعی حاضر. به عبارت آسان تر هنگام بروز ترس محرک موجد این هیجان قابل شناسایی است و در مواردی برای اکثر افراد واکنش مشابهی را به همراه دارد امّا هنگام بروز اضطراب نمی توان محرک یا علت بیرونی را تشخیص داد و تنها شاهد شکایت فرد از یک حالت درونی تجربه شده هستیم.

3- ترس یک پاسخ فوری، حاد و ناگهانی به یک خطر قطعی است. در حالی که اضطراب اشاره به پاسخ پایدار و موذیانه به خطر یا تهدیدی مبهم دارد که ممکن است بروز کند.

از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریف کرد: ناآرامی و نگرانی ناخوشایند، همراه با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن ناشناخته است. برای‌ بعضی‌ از افراد این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ شروع و پایان ناگهانی‌ داشته باشد، و برای‌ بعضی‌ دیگر به‌ صورت‌ مزمن‌ در‌آید.

بدانیم که اضطراب مؤثر برای بقاء حیات انسان امری ضروری است. در واقع اضطراب نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشدار‌دهنده عمل می‌کند. همان‌گونه که درد یکی از اندامها، علامت هشدار دهنده‌ای از یک آسیب است و ما را وادار می‌سازد تا در جستجوی علت ایجاد آسیب و درمان آن برآییم، اضطراب نیز یک علامت حمایت کننده است. علامتی که باعث رشد و پویایی شخصیت انسان و سازگاری او با محیط می‌شود.

عوامل فرهنگی از جمله: مذهب، تحصیلات و نظام‌های ارزشی فرد به واسطۀ نقشی که در تشکیل ساختار نگرشی فرد دارند در تولید و تخفیف اضطراب، مؤثرند. پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات، بی توجهی بشر به معنویت و ارزشهای خانوادگی هر روز برای افراد و اجتماعات تعارض ها و اضطراب های تازه ای را به وجود می آورد. اضطراب معمولاً نقش مهمی در جلوگیری از رشد طبیعی دارد. « زیگموند فروید » بر این نکته تأکید داشت که اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد؛ و«آلفرد آدلر » می گفت: اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بی تمدنی می پردازد. و به واقع باید گفت گریز از مبانی انسان مدارانه و معنوی زندگی و غوطه ور شدن در شادیها و شادکننده های مقطعی، و فن آوری های نوین با تجلیاتش در زندگی روزمره سبب آشفتگی های رایجی چون اضطراب و افسردگی است.

اضطراب گاهی بهنجار و مفید بوده و گاه نابهنجار و زیان‌آور است. اینکه کی و کجا اضطراب بهنجار یا نابهنجار است بستگی به علت، شدت و مدت اضطراب دارد. اضطراب می‌تواند مانند درد بدنی جنبه مرضی پیدا کند. بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی عارض شود و یا این که بدون علت شدت یافته و ادامه پیدا کند. از آنجا که منشاء اضطراب‌ در افراد مختلف، متفاوت بوده و مسئله تفاوت‌های فردی و عکس‌العمل‌های افراد در شرایط یکسان نیز متفاوت است، آنها در برابر اضطراب نیز رفتارهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند که این تظاهرات از فردی به فرد دیگر تغییر می‌کند. مثل: تحریک‌پذیری، بی‌قراری، وابستگی مفرط، مواظبت بیش از حد، مشغولیت‌های ذهنی، محدود کردن فعالیت‌ها، محدود کردن حواس و…. . تمامی افراد چه زن و چه مرد، چه کودک وچه بزرگسال در شرایطی دچار اضطراب و نگرانی می شوند. آنچه باید مورد دقت و توجه قرار گیرد تفاوت در شدت و مهارت در کنترل آن است. در واقع اضطراب مشروط بر اینکه عملکرد معمول فرد را مختل ننماید، می تواند موتور محرکۀ فرد برای تلاش در جهت اهداف واقعی تعیین شده محسوب شود. نوجوانان، به لحاظ قرار گرفتن در شرایطی چون بلوغ و تظاهرات روانی – اجتماعی دورۀ نوجوانی و درگیری با نظام ارزشیابی کنندۀ مدرسه، همسالان و والدین که هر کدام معیارهای سنجش خود را دارند، بیش از گروه های سنی دیگر به مشاوران و درمانگران مراجعه می کنند. گاه مدرسه، همسالان و خانواده دراین میان می توانند نقش کاهنده یا افزایندۀ نگرانی وتشویش را به خود بگیرند.

چه موقع اضطراب یک مشکل تلقی می شود؟

در صورتی که ذهن مضطربی دارید بدانید که از این نظر تنها نیستید. آیا می دانید که در ا یالات متحده از هر20 نوجوان یک نفر دچار نگرانی شدید، ترس مرضی یا حملات هراس است؟ این یک حقیقت است. در مدرسه یا کلاستان تعداد ا ین بچه ها را بشمارید و بر20 تقسیم کنید. این نوجوانان تعدادشان زیاد است. اینها از جمله افرادی هستند که از ذهن مضطرب شان در رنج هستند. در صورت ی که ذهن مضطربی دارید مطمئن هستم که آرزومندید می توانستید با فشردن دکمه ای نگرانی تان را خاموش کنید یا پیچی را بگردانید تا از ترستان اندکی کاسته شود. وقتی که ذهنتان مضطرب است احساس می کنید که هیچ کاری نمی توانید بکنید. احساس می کنید که این ذهن مضطربتان است که بر امور مسلط است نه شما. اولین قدم برای اینکه ذهن مضطربتان را تحت تسلط خود درآورید این است که تا جا ی ممکن، مطالبی را درباره اضطراب بیاموزید تا در شناسایی و تخفیف آن مهارت لازم را به دست آورید.

اضطراب چیست؟

گاهی اوقات هر فردی مضطرب می شود. همانطور که گفته شد اضطراب یک هیجان عادی است که هر شخصی تجربه می کند. طبیعی است که قبل از یک امتحان مهم یا اولین ملاقات با شخصی یا قبل از ا ینکه وارد زمین مسابقه شوید تا بازی مهمی را انجام دهید اندکی مضطرب باشید. در حقیقت، وجود کمی اضطراب کمک کننده است؛ چرا که از شما محافظت می کند. اگر شما در حال پیاده رفتن از مدرسه به خانه باشید و سگ بزرگی به طرف شما بیاید و با آن دندانهای تیزش برای شما پارس کند آیا اون را نوازش می کنید؟ احتمالاً نه. به این دلیل که ذهن مضطربتان می گو ید” خطر”، و بدنتان به آن گوش می دهد. در حقیقت، ممکن است به آرامی از سگ دور شوید و برای اینکه در امان باشید از راه دیگری به خانه بروید. با ا ین حال، بعضی اوقات حتی زمانی که خطری در میان نیست یا حداقل زمانی که خطر بسیار کم یا غیرمحتمل است ذهن نگران شما می گوید که اوضاع و شرایط خطرناک است. گاهی اوقات بدن مضطربتان این تفاوت را تشخیص نمی دهد. به ذهن مضطربتان گوش می دهد و طوری عمل می کند که گویی خطر واقعی است. در صورت ضرورت، جسم مضطرب شما زمام امور را به دست می گیرد تا از شما محافظت نماید و ا ین ممکن است به اضطرابی بی فایده منجر شود.

ادامـــــــــــــــــــــــه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.
Loading