شجریان: سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران – قسمت سی و هفتم

نویسنده: سید سعید زمانیه شهری

فصل ششم سلسله مقالات شجریان، سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران

سازهای بادی (هوا – صدا) موسيقی محلی نواحی مختلف ايران

به نام خداوند رنگین کمان

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است

ادامه هوا صداها:

نفیر:

نفیر نوعی بوق شاخی ست که گاه به آن «شاخ نفیر» یا «بوق نفیر» نیز می گویند.

ویژگی های ظاهری و ساختاری نفیر:

این هواصدا که امروزه منسوخ شده، یک شاخ منحنی ست که داخل آن خالی شده و در سر آن سوراخی برای دمیدن ایجاد شده است. نفیر را از شاخ حیوانات مختلف، از جمله گوزن، بز کوهی، گاو ومی ساختند. این ساز غالباً منحنی شکل و بدنه آن فاقد سوراخ صوتی برای تغییر ارتفاع صداست.

تکنیک اجرایی نفیر:

نفیر نیز مانند دیگر هواصداهای با دهانه پیاله ای به صدا در می آید. صرف نظر از اینکه نفیر دارای دهانه پیاله ای باشد یا نباشد، به خاطر ساختار ابتدایی اش، به صدا در آوردن آن مشکل و همراه با تحمل فشار زیاد است. زیر یا بم بودن صدای نفیر بستگی به طول و قطر لوله صوتی شاخ دارد. صداهای تولید شده با این ساز از قانون اصوات هارمونیک در لوله های صوتی پیروی می کنند و علاوه بر صدای مبنا، ایجاد صداهای دیگر در فاصله های پنجم، چهارم، اکتاو ونیز با آن میسرند. صداهای تولید شده با نفیر متناوب اند و در نواختن آن از تکنیک نفس برگردان استفاده نمی شود.

موارد و نوع استفاده نفیر:

نفیر در گذشته برای اعلام حضور، پیام رسانی، دور کردن حیوانات وحشی از کشتزارها و نیز در آیین قلندری و درویشی استفاده می شده است. در این آیین، درویشان در زندگی خانه به دوشی و در سفر ملزوماتی را دائماً به همراه داشتند که عبارت بودند از: نفیر، کشکول، منتشا، تبرزین، زنار، رشته کلاه، کلاه (تاج)، اره نهنگ، کفن، سنگ تسلیم و سنگ قناعت. در این میان نفیر جنبه اطلاع رسانی داشته و درویش گاه برای اعلام حضور خود و گاه نیز برای تظلم خواهی از درگاه خداوند نفیر می نواخته است. این رویه، به ویژه در میان سلسله خاکسار بیشتر معمول بوده است. از نفیر در نقاره خانه ها و نیز به عنوان ساز رزمی در میدان جنگ هم استفاده می کردند.

شیپور:

شیپور نوعی بوق فلزی از جنس برنج یا آلیاژهای مشابه است که از گذشته های دور تا امروز مورد استفاده بوده است. بوق های برنجی، گرناهای بلند نقاره خانه ها، کرمیل ها و انواعی از کرناها از خانواده شیپورها محسوب می شوند.

  سرمقاله اکتبر ۲۰۲۳ – وکـالت به شاهـزاده رضا پهلوی (8)

ویژگی های ظاهری و ساختاری شیپور:

سازهای این خانواده اگرچه از نظر شکل و اندازه و کارکرد با هم اختلاف دارند اما ویژگی های مشترک زیر باعث هم خانواده شدن آنها می شود: جنس بدنه این سازها فلزی ست. دهانه (محل دمیدن) آنها پیاله ای یا شبه پیاله ای ست. بیشتر آنها دارای دهانه شیپوری در انتهای لوله صوتی هستند. طول لوله صوتی شان نسبتاً طویل است. ـ کاربردشان بیشتر خبر رسانی و رزمی بوده است. بدنه سازهای این گروه، لوله صوتی بلندیست که قطر آن از شر به ته تدریجاً افزایش می یابد و در انتها به دهانه شیپوری ختم می شود. طویل بودن لوله صوتی باعث شده که در بعضی نمونه ها برای کاستن از حجم ساز، لوله را یک یا چند بار خم کنند. از این رو در بررسی سازهای این گروه با شکل های مختلفی مانند بدون خم (مستقیم)، با یک خم و با دو یا چند خم مواجه می شویم. خم کردن لوله صوتی باعث می شود یک شیپیور با طول تقریبی دو متر، به طول حدود سی سانتی متر تغییر وضعیت دهد.

تکنیک اجرایی شیپور:

تکنیک اجرایی سازهای گروه شیپورها مانند تکنیک اجرایی همه سازهایی ست که دهانه پیاله ای شکل دارند. صداهای سازهای این گروه متناوب اند و در نواختن آنها از تکنیک نفس برگردان استفاده نمی شود.

رديف ها، دستگاه ها، آوازها، گوشه ها، قطعه ها، مقام ها، درآمدها، شاخه ها، در موسيقی اصيل و سنّتی ايران

موسیقی کلاسیک ایرانی همچون درختی است که ریشه آن را سابقه کهن این موسیقی تشکیل می دهد. تنه اصلی این درخت، ردیف یا، به عبارت دقیق تر، مجموع ردیف های سازی و آوازی است. از این تنه هفت شاخه اصلی منشعب می شوند که هفت دستگاه موسیقی ایرانی را تشکیل می دهند. این هفت دستگاه عبارت اند از: شور، نوا، سه گاه، چهارگاه، همایون، ماهور و راست پنجگاه. از شاخه شور چهار شاخه کوچک تر منشعب می شوند که آوازهای این دستگاه را تشکیل می دهند. این آوازها عبارت اند از: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.

از شاخه همایون یک شاخه کوچک تر منشعب می شود که آواز بیات اصفهان است. هر کدام از این دوازده شاخه گوشه های مختلفی را در خود جا داده اند. برخی از این گوشه ها، گوشه های با مد معین اند و برخی دیگر گوشه های با مد غیر معین. در ضمن، هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند. این مقام در درآمد دستگاه ها معرفی می شود که محل رجوع همه گوشه ها است و باعث یکپارچگی دستگاه یا آواز می شود. مقام مادر و مقام های گوشه های با مد معین به این شکل به وجود می آیند: همه آنها نغمه هایی از گام بالقوه موسیقی ایرانی (که در آن همه نغمه های مورد استفاده در موسیقی ایرانی وجود دارند) را مورد استفاده قرار می دهند و آنها را در یک یا دو دانگ می گنجانند و بر بعضی نغمه ها (یا درجه ها) تأکید می کنند (این درجه ها را شاهد، خاتمه، متغیر، ایست و آغاز می نامند) و همچنین سرمشقهای لحنی خاص خود را به وجود می آورند.

  HENRY KISSINGER PASSED AWAY AT THE AGE OF 100

به این ترتیب، درخت موسیقی ایرانی، با ریشه کهن آن و با تنه ردیف، شاخه های اصلی دستگاه ها، شاخه های فرعی آوازها و شاخه های نازک گوشه ها شکل می گیرد. برگ ها و میوه های این درخت قطعات موسیقی ای هستند که توسط موسیقی دانان مختلف ساخته یا به صورت بداهه اجرا می شوند. این برگ ها و میوه ها از همان شیره ای تغذیه می کنند که در درون تنه و شاخه ها جریان دارد. به عبارت دیگر، ردیف دستگاه ها و آوازها، منبع تغذیه و سرچشمه اصلی قطعاتی است که توسط موسیقی دانان آفریده می شوند.

موسیقی ایرانی به همراه موسیقی های عربی و ترکی خانواده بزرگی را تشکیل می دهد که بیش از هزار سال قدمت دارد. این خانواده قرن ها دارای اصول و قواعد تقریباً واحدی بوده است و همه فرهنگ های تشکیل دهنده آن، در تدوین این قواعد نقش داشته اند. از حدود سه يا چهار قرن پیش، رفته رفته، اعضای این خانواده بزرگ هر کدام راه جداگانه ای در پیش گرفته و مسیرهای متفاوتی برای تحول خود برگزیده اند. این تجزیه منجر به پیدایش خانواده های موسیقایی کوچک تری، مثل خانواده موسیقی عربی (مشرق و مغرب) و خانواده موسیقی آسیای میانه و غیره شده است که با وجود پاره ای اختلافات، در بسیاری از مبانی نظری با هم اشتراک دارند. در این میان، موسیقی ایرانی به همراه موسیقی آذربایجانی خانواده واحدی تشکیل می دهند که نکات مشترک فراوانی با موسیقی عراقی دارد.

تئوری هایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانیعربیترکی

  سالهای جدایی - قسمت 32

مفاهيم بنيادين در موسيقی عبارتند از:

صدا، نغمه، فاصله (بُعد)، دانگ، بسترصوتی، گام ها، مُد يا مقام، لحن، حس (احساس مُدال)

اينها مفاهيم بنيادين و اوليه موسيقی ميباشند. به عبارت بسيار ساده، ابزار اولیه موسیقی ایرانی، مثل همه موسیقی ها، تعدادی نغمه است که می توان آنها را در محدوده یک اکتاو جا داد و به این ترتیب گام بالقوه موسیقی ایرانی را به دست آورد. از این گام، دانگ های متعددی استخراج می شوند که در محدوده آنها می توان قطعات موسیقی خلق کرد. اما برای اینکه قطعات ساخته شده در محدوده این دانگ ها خصوصیات ایرانی داشته باشند باید نکات دیگری نیز در نظر گرفته شوند.

همه می دانیم که موسیقی، پیش از هر چیز، از صوت یا صدا ساخته می شود. به عبارت دیگر، بدون صدا هیچ نوع موسیقی ای وجود نخواهد داشت. بنابراین، قبل از هر چیز، صدا و مسایل مربوط به آن تعریف می شود.

۱ـ صدا:

صدا از ارتعاش اجسام به وجود می آید. هنگامی که جسمی مرتعش می شود هوای اطراف خود را نیز به ارتعاش در می آورد. به این ترتیب، صدایی تولید می کند که توسط همین هوا منتقل می شود و به گوش ما می رسد. تماس هوا با اجسام (مثل وزش باد در میان سیم های برق)، هم آنها را به ارتعاش در می آورد و هم ایجاد صدا می کند.

توجه:

بدون هوا یا هر سیال دیگری (گاز یا مایع) صدایی وجود نخواهد داشت. اگر جسمی در خلأ مرتعش شود صدایی تولید نمی کند. جسمی که مرتعش می شود و صدا تولید می کند می تواند مایع، گاز یا جامد باشد. این مرتعش را منبع صدا یا منبع صوت می نامند. بعضی صداها دارای ارتعاش منظمی هستند. یعنی کاملاً معلوم است اجسامی که این صداها را به وجود می آورند در یک ثانیه چندبار نوسان می کنند، مثل صدای تار، پیانو، نی، کمانچه و مانند آن.

وتا ساز هست و آواز هست، شاگردان مکتبت، به نامت و با یادت، صبوح ها پر می کنند و قدح ها خالی.

ساقیا، سرو چمان،  قدحت پُر مِی باد.

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان