آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت ۴۰

ای وطن ای مادر تاریخ ساز              ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای  کویر تو بهشت جان من               عشق  جاویدان من، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل هفتم سلسله مقالات ايران باستان (جشن های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان 

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است 

ادامه موسيقی در ايران باستان:

همانطور که در مقاله گذشته گفته شد آنچه در مورد موسيقی در ايران باستان وجود دارد را می توان فهرست وار به سه دوره هخامنشی، دوره سلوكی- اشكانی و دوره سامانی تقسيم بندی كرد. در مورد دوره ی هخامنشی و دوره ی سلوکی و اشکانی صحبت کردیم. اکنون در ادامه موسیقی را در دوره ساسانی بررسی میکنیم.

٣) دوره‌ی ساسانی:

از آنجا که پادشاهان ساسانی ایرانی نژاد بودند و به بسـط و توسعه ی تمدن ایرانی علاقه ی مخصوص داشتند، در دوره ی آنها علوم و هنرهای ایرانی ترقی کرد و در نتیجه، موسیقی هم در اثر تشویق آنها رونق گرفت. اردشیر بابکان یا اردشیر اول، بنیان گذار سلسله ی ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم کرده بود که از آن جمله، موسیقی دان ها طبقه ی خاصی را تشکیل می دادند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند. ذوق ادبی و موسیقایی بهرام گور معروف است. چنان که نوشته اند وی چهارصد تن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی دان ها بر سایر طبقات مردم مقدم بودند و او آنها را مورد لطف و مرحمت خود می داده است.

موسیقی در دوره ی ساسانی مخصوصا در زمان خسروپرویز بیشتر ترقی کرد. باربد موسیقی دان خاص او بود که در کتاب های ادبی و تاریخی، مانند شاهنامه ی فردوسی و خسرو و شیرین نظامی، حکایاتی از او نقل شده اند. به طوری که نوشته اند باربد مخترع نغمه هایی است که آنها را در مجلس خسروپرویز می نواخته و مشهور است که وی سیصدوشصت نغمه ی موسیقی برای روزهای سـال تقویم ساسانی ساخته و هر روز یکی از آنها را که مناسب موقع بوده، می نواخته است تا خسرو پرویز از تکرار نغمات موسیقی خسته خاطر نشود. مقام او نزد خسرو پرویز به آن پایه بود که هرکس حاجتی داشت مطلب خود را به وسیله ی او به عرض شاه  می رسانید. از جمله هنگامی که اسب محبوب سلطان، موسوم به شبدیز، مرد و کسی را جرئت اظهار آن نبود باربد نغمه ای در این زمینه سرود و خسرو پرویز را از حادثه آگاه نمود. می گویند شــاه گفته بود هرکس خبر مرگ شبدیز را بدهد کشته خواهد شد ولی باربد به سبکی هنرمندانه پادشاه را از این خبر آگاه کرد.

  بنی آدم اعضای یکدیگرند...

خسرو پرویز با تغیر خاطر پرسید:

وای بر تو! شبدیز مرد؟

باربد جواب داد: تو خود گفتی شبدیز مرد.

نظامی گنجوی اسامی سی لحن باربد را که برای سی روز ماه سروده، در مثنوی خسرو و شیرین آورده است. به گفته ی وی پس از اینکه سه روز خسروپرویز از مرگ بهرام چوبین ماتم زده و دلتنگ بود روز چهارم مجلس بزمی آراست:

سـه روز اندوه خورد از بهر بهرام

نه با تخت آشنا می شد نه با جام

چهارم روز مجلس تازه کردند

غناهـا را بلندآوازه کردنـد

ملک چون شد ز نوش ساقیان مست

غم ديدار شیرین بردش از دست

طلـب فـرمـود کـردن باربـد را

وزو درمان طلب شد درد خود را

درآمـد بـاربـد چون بلبل مسـت

گرفته بربتی چون آب در دسـت

ز صد دستان که او را بود در ساز

گزیده کرد سـی لحـن خوش آواز

بـه بربت چون سـر زخمه درآورد

ز رود خشـک بانـگ تـر برآورد

نام هایی که نظامی در خسرو و شیرین آورده، معلوم نیست نام های همان نغمه های اختراعی باربد باشند ولی چون نام اغلب آنها فارسی خالص است و دیگران هم همین نام ها را، کم و بیش، قبل از او ذکر کرده اند می تـوان با حدس نزدیک به یقین گفت که اینها همان نغمات یادگار دوره ی ساسانی هستند از قبیل گنج بادآورد، آرایش خورشید، مشک دانه، نیم روز، رامش جان، نوشین باده، نوروز، شبدیز، کبک دری، سبزدرسبز، سروستان، کین ایرج، باغ شیرین و … از دیگر موسیقی دان های این دوره نکیسا می باشد که وی را در نواختن چنگ ماهر دانسته اند و دیگرانی چون بامشاد، رامتین (یا رامین) و آزادوار چنگی که آنها نیز از مطربان، مغنیان و رامشگران دوره ی خسروپرویز بوده اند. بعضی از تاریخ نویسان نام الحان قدیم موسیقی ما را گردآورده و در اینکه کدام یک از آنها مربوط به دوره ی ساسانی است سخنها گفته اند. از جمله استاد فقید عباس اقبال آشتیانی در اثر تتبع و کاوش در فرهنگ ها و دیوان شاعران پیشین نام تعدادی از نغمات موسیقی را جمع آورده و در مجله ی کاوه که در حدود چهل سـال قبل در برلین منتشر می شد مقاله ای استادانه نوشته است. اینک برای نمونه نام چند نغمه ی دیگر را از میان نام هایی که وی یافته و مربوط به دوره ی ساسانی دانسته است ذکر می کنم:

  طرز تهیه ساندويچ مرغ با سس ریحان

پالیزبان، سبز بهار، باغ سیاوشان، راه گل، شادباد، تخت اردشیر، گنج سوخته، دل انگیزان، چکاوک، خسروانی، نوروز بزرگ، نوروز کوچک، نوروز خارا، جامه دران، نهفت، در غم، گلزار، روشن چراغ، گل نوش، زیر افکن. آقای مهدی مفتاح نیز تعدادی از این نغمات را با شـاهد مثال شـعری در چند مقاله ذکر کرده اند ( مجله ی پیام نوین، سال اول، شماره های ۲ تا ۸ آبان ۱۳۳۷ تا اردیبهشت ۱۳۳۸، مقالات مسلسل با عنوان «آهنگهای موسیقی»). از میان نغمه های فوق آهنگ هایی به نام چکاوک و نوروز در دستگاه همایون، خسروانی در دستگاه ماهور، جامه دران در آواز بیات اصفهان، زیرافکن (یا زیر افکند) در دستگاه شور و نهفت در دستگاه نوا هنوز هم جزو گوشه های دستگاه های موسیقی ما باقی مانده اند و معلوم نیست چه تغییراتی در آنها راه یافته است زیرا در این مدت دراز تنها از استاد به شاگرد به طور شفاهی آموخته شده و سینه به سینه به ما رسیده اند و فقط در سال های اخیر که خط موسیقی [نت] معمول شده است نوشته شده اند.

در اینکه این آهنگ ها چگونه بوده، آیا با کلام توأم بوده یا موسیقی بی آواز بوده اند، اطلاعی نداریم. تنها راجع به برخی از آنها اشاراتی در کتاب هـای قدیمی دیده می شود. مثلا بنا به نوشته ی آرتور امانوئل کریستن سِن (۱۸۷۵-۱۹۴۵ م) ایران شناس دانمارکی در کتاب امپراتوری ساسانی یا ایران در زمان ساسانیان یکی از سی لحن باربد، گنج بادآورد بوده و مشهور است که این آهنگ را باربد به افتخار سردار ایرانی، شهربراز، فاتح مصر ساخته است و منظور از نام گذاری این بوده که گنج هایی که امپراتور روم از کنستانتینوپل  Constantinople یا قسطنطنیه (استانبول کنونی) بارِ کشتی کرده بوده، به وسیله ی باد به ساحل افتاده و نصیب سردار ایرانی شده است. دیگر داستانی است درمورد آهنگ شبدیز که قبلا به آن اشاره شد. درباره ی نغمه ی جامه دران در فرهنگ سخن آرا چنین آمده است: «جامه دران نام راهی است از تصانیف نکیسا.»

  Skin Cancer

نکیسا از نوازندگان دوره ی ساسانی است و برخی هم او را یونانی دانسته اند. گویند نکیسا این نوا را چنان خوب نواخت که حضار مجلس همه جامه ها به تن پاره کردند و مدهوش شدند.

وحشی بافقی گفته است:

مطرب بـه نوایی ره ما بی خبران زن

تا جامه درانيـــم ره جامــه دران را

ره، مخفف راه، به معنای نغمه و آهنگ است. دیگر لحن نوروز است که به نام جشن باستانی و ملی ایران نامیده شده و به نام های مختلف، مانند نوروز بزرگ، نوروز کوچک، نوروز خارا و نوروز کیقبادی در کتب قدیم ضبط گردیده است.

منوچهری دامغانی گوید:

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز

زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

مطربان ساعت به ساعت بر نوای زیر و بم

گاه سروستان زنند امروز و گاهی اشکنه

گاه زیـر قیصران و گاه تخت اردشیر

گاه نوروز بـزرگ و گه نوای بسـکنه

دستانهای چنگش سبزه بهار باشد

نوروز کیقبــادی و آزادوار باشـد

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست.                             

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter

همراهان پیام جوان