آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت اول

نویسندگان: آقای سید سعید زمانیه شهری و خانم سونیا سیدالحسینی

 

ای وطن ای مادر تاریخ ساز                               ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من                                  عشق جاویدان من، ایران من

 

عمر جشن های ایران، برخی شان با عمر این ملت و مردم برابر است. پاره یی از جشن های ایران، چون نوروز و مهرگان و گاهنبارها که ریشه های طبیعی دارند، از یاد و تاریخ و رسوم و آداب و زندگی مردم ایران جدا نیست. سلسله ها، شاهان، زورمندان؛ اقوام و فرق گوناگون آمده و رفته اند. شکست ها و پیروزیها، روزگار شادی و قدرت و غم و اندوه و سوگ، آمده و سپری شده است. میلیونها مردم در سراسر تاریخ این مرز و بوم با شادی و خلوص و اعتقاد این جشنها را برگزار کرده و رفته اند. بسا مهاجمان به این مرز و بوم تاخته و خواسته اند زبان و ادب و دین و رسوم شان را براندازند، آنها نیز ناکامیاب به دل و زیر خاک بی نام و نشان یا ملعون و منفور رفته اند. پس از هزاران سال، هنوز مردم به روی این مرز و بوم به فارسی سخن میگویند و می نویسند. همان آداب و رسوم را دارند. همان جشن ها را بر پا میکنند که پس از ما نیز چنین خواهد بود. همه این معتقدات و آداب و رسوم، از جمله جشن ها، خصایل و ویژگیهای ماست. هویت و ویژه گیهای فرهنگی ما که هیچگاه لوث و فراموش نخواهند شد. اگر چه بعضی اوقات به مقتضای رویدادهایی در تاریخ، نقص و کاستی هایی پیدا کرده است.

انگیزه اینجانبان، از نگارش سلسله مقالات “آداب فرهنگی و آیین ملّی در  ایران باستان”، در درجه اول، ستیز و نزاع با بدعت های فرهنگی غلطِ  نهادینه شده توسط نظام کنونی در نیم قرن اخیر میباشد که امیدواریم هر سطر این سلسله مقالات همچون نوری هدایتگر باشد بر ظلمت و جهل حاکمان حاضر که علاوه بر ثروت ایران نازنین، فرهنگ آن مملکت را نیز به تاراج  برده اند.

دو دیگر اینکه، سعی داریم در حد توان، آداب، آیین و مراسم برگزاری سنتی این جشنها در ایران باستان را تبیین نماییم. ساخت و زیربنای بخش بندی زمان در مفهوم های نمادین جشن ها و ایام متبرک و مقدس و روزهای شاخص، بار اساطیری دارند.

در سر همه این بخش های زمان، جشن نوروز است. جشن آغاز سال و تجدید زمان در دایره و مفهوم محدود می باشد. هر گاه که نوروز فرا می رسد، جشن برگزاری نمادین تجدید حیات و آفرینش است که برگزار میشود. در تاریخ داستانی و اساطیری ایرانی،  درباره زمان مفاهیمی نمادین و شایان توجه بیان شده است. از دیدگاه مسایل زمان شناسی، دوران ۱۲۰۰۰ هزارساله وجود دارد، که به چهار دوره سه هزارساله تقسیم می شود. زروان یکی از بزرگترین خدایان ایران باستان بوده است که خداوند زمان بی نهایت است. گاه شماری و جشن های ایران باستان در جهان، چه مجرد و مینوی باشد و چه مجسم و مادی، نمونه  اصلی مینویی و مثالی دارد در جهان بالا و سپهر برین. میان اقوام و قبایل، کشت و برداشت چندین نوع از غلات و دانه های خوراکی رایج است، به این معنا که غلات گوناگون در چند هنگام معین از سال کشت و برداشت می شوند و برای هریک چندین جشن وجود داشته و برگزار می شوند. این گونه جشن ها که در واقع جشن های فصلی هستند در مقاطع مختلفی از سال، همان گاهنبارها می باشند که میان قبایل قدیم آریایی وجود داشت. مفهوم این روش آن است که بخش بندی زمان به موجب عقاید دینی محاسبه می شده است و این دخالت معتقدات دینی مردم اولیه بوده که مبنای آن، فراهم کردن آذوقه و خوراک در هنگامهای معینی از سال بوده است که با مراسم و تشریفاتی، محصول را برداشت کرده و ذخیره می کردند. یا با اجرای سنتها و آیین هایی ویژه، در هنگام معین کشت یک محصول، آن را کاشته یا زمین را آماده و محصول را برداشت میکردند. هر چند نگرش ها و اصول زیربنایی اقتصادی هم  موجب چنین تقسیم بندی در زمان و پیدایی جشن ها می شد اما میان جوامع ابتدایی، تنظیم کننده زمان و اعلام کننده آن و آیین ها و مراسم آن توسط دیانت و کاهنان و موبدان مباشرت میشد. چنان که در مصر و تمدن های بین النهرین و در ایران چنین بود. اما مشخص ترین این زمانها، آغاز سال، سر سال، نوروز یا نو شدن سال است. سال شمسی و عمل بدان در محاسبه زمان – جهت ثابت نگاه داشتن طول یک سال و قرار معین فصول، جهت آن بوده است که یادمان های اساطیری و معتقدات دینی درست به هنگام معین خود برگزار شود. رستاخیز و تجدید حیات طبیعت درست در آغاز بهار و اعتدال ربیعی با معتقدات دینی درباره آفرینش انسان از سوی خداوند مقارن است. پس جشن نوروزی، بار دینی رستاخیز و آفرینش آدمی را نیز دارد و خداوند آفرینش جهان را نیز در چنین ایامی انجام داده است.

هرگاه در امر حلول سال نو دقیق شویم، متوجه می گردیم که بسیاری از معتقداتی که موجب برگزاری یک رشته از مراسم نمادین به صورت همگانی می شود، مراسم برگزاری سال نو می باشد. این مراسم از لحاظ زمان انجام، به دو بخش تقسیم میشوند: 1- مراسمی که حین حلول سال نو، برای دور کردن دیوان و شیاطین و ارواح خبیثه و راندن بیماری ها و بلایا و آفات برگزار می شد و نیز توبه کردن یا استغفار از گناهان و پاک و عاری بودن از پلیدیهای درونی و برونی ۲ – مراسم و آدابی که روزهای پیش از جشن و روزهای پس از آن انجام میگرفت.

در نوروز و مهرگان هرگاه دقت شود، چنین مراسم و آداب و تقسیم بندی هایی به طور وضوح قابل تشخیص است. در مراسم رقعه کردن برای راندن جانوران موذی – خوردن پاره ای از گیاهان یا عسل و شکر، مویز و … برای مصون ماندن از بیماریها، تلاوت ادعیة توبه و آنابه، شست و شو و غسل کردن که صورت نمادین نوزایی و تطهیر است، افروختن آتش برای راندن ارواح خبیثه و شیاطین، نیز دود کردن اسفند و کندر و صمغ و گیاهان ویژه برای استمرار سلامتی و تندرستی و … نیز مراسمی که از پنج روز پیش از عید شروع می شد و آداب و رسومی که تا پنج روز پس از نوروز یا مهرگان برپا بود و … چنین اموری قابل ملاحظه است.

در مراسم سال نو، یکی از آداب مشترک میان اقوام و ملل، طرد و راندن دیوان و شیاطین و جانوران زیانکار و بیماریها و گناهان بوده است. شکل راندن و دور کردن، با مراسمی نمادین و رمز آمیز همراه بوده است.

و….. سرانجام نوربرتاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست:

بگویید آهسته در گوش باد                                      چو ایران نباشد تن من مباد

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان