من می خواهم که باشم و چه باید باشم؟ – قسمت سوم

نویسنده: بدرالدّین نجمی، روانشناس

 

3 ) و اما گروه دیگر افرادی هستند که در حال گذار و توسعه و به گونه ای درگیر بحران به نظر می-رسند. در تلاش و تکاپو هستند و نقش های مربوط را تجربه می کنند. هویت این افراد با عنوان هویت در حال تعلیق یا تأخیر است ( moratorium)  معرفی می شود. این افراد هنوز به تعهد نرسیده اند و فرد همواره مایل به آزمونگری است تا به اکتشاف دست یابد. می خواهد با تجربۀ نقش ها و موقعیت ها الگوی سازگار با باورهایش را انتخاب کند. بنابراین، این پایگاه هویتی در کل مثبت تلقی می شود، چراکه فرد در راه کشف و بررسی برای برگزیدن است. بدین ترتیب فرد احساس امنیت می کند و نگران جستجو کردن نیست. اما نباید این کنکاش طولانی شود که خود سبب بلاتکلیفی و سرگردانی در نقش می شود؛ و در برقراری روابط صمیمانه در عین حال که قدرش را می داند موفق نخواهد بود، و احتمالاً رقابت طلب، مضطرب، حرّاف، دست خوش تعارض و دوگانگی خواهد شد.

4) و گروهی که بحران کشف و کنکاش را پشت سر نهاده اند، و با پرسشگری و اعمال رأی و نظر دست به انتخاب زده اند و به هویت مشخص، و نسبتاً پایداری دست یافته اند. این همان هویتی است که با صفاتی چون: آزاد، معلوم و عاری از سرگردانی، منسجم، یکپارچه، موفق، سالم (achievement) که مطلوب یک فرد است، معرفی می شود. از آنجا که این افراد برای رفتار خود چارچوب معیاری مشخصی دارند رفتارشان با معنی است. به استقلال ایمن دست پیدا کرده اند، به ثبات رفتاری رسیدند، جهت مندی معینی در زندگی دارند، با عقلانی عمل کردن خودکنترل و خودگردان هستند و با واقع گرایی می بینند که قضاوت دیگران در موردشان چیست و آن قضاوت ها را درونی می کنند. تعهد روشنی بعد از پرسشگر ی و جستجو پیدا کرده، قدرت انعطاف و سازگاری دارند، و با تفکر ارزش ها را هنجاریابی نموده و خود را با آنها انطباق داده و دست به انتخاب و درونی کردن آنها می زنند. بنابراین هم نوایی و سازگاری این افراد فعال و آگاهانه است، از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند و با اضطراب کم دارای انگیزه های رشدی زیادی هستند.

در اینجا بر آن خواهم شد تا با ارائۀ نمونه هایی عینی، وضعیت هر یک از هویت های مطرح شده را روشن تر نمایم. نوجوان با هویت سرگردان پسر یا دختری است که احتمالاً نگرانی کمتری نسبت به آینده دارد و تقریبا همیشه به لذت های آنی تمرکز می نماید. هیچ علاقه ای به تحصیل، ورزش یا هنر و … نشان نمی دهد، و حتی رؤیای مبهمی هم در مورد شغل آینده ندارد و تمام وقت آزاد خود را با همسالانش سپری می کند و بی-هدف به نظر می رسد.

نوجوان با هویت ضبط شده کسی است که در مورد انتخاب شغل آیندۀ خود مطمئن است اما هرگز به صورت جدی جایگزین های دیگر را در نظر نگرفته است، بدون  کشف و آزمونگری خود را متعهد به تصمیمی می کند و نسبتاً محافظه کار و تحت فشار به نظر می رسد. چنین فردی ممکن است بعدها در زندگی دریابد تصمیمات گذشته اش دیگر منعکس کنندۀ اینکه چه کسی است و چه کسی می خواهد باشد، نیست.

نوجوانان رسیده به موقعیت تعلیق، فعالانه در فرآیند مکاشفه دخیل هستند. آنها گزینه های متنوعی را در نظر می گیرند و ممکن است به صورت مکرر نظر خود را در مورد اهداف آینده تغییر دهند. در واقع، موقعیت وقفه یک ایستگاه واسطه به سمت دستیابی به هویت است. این نوجوانان سرانجام به هویتی کاملاً تعریف شده دست می یابند که در آن زمان در گروه موفق و رسیده طبقه بندی می شوند. بر اساس مطالعات روانشناسی، همانطور که انتظار می رود افرادی که به پایگاه موفقیت دست یافته اند بالغانه تر عمل کرده و روابط و انتخاب-های موفق تری دارند. باید در نظر داشت، درحالی که درصد افراد طبقه بندی شده در گروه موفق با افزایش سن فزونی می یابند، کمتر از 10 درصد نوجوانان با فارغ التحصیلی از دبیرستان به هویت موفق و منسجم دست می-یابند و حدود نیمی از افراد این سن را می توان در گروه با هویت پراکنده و ضبط شده طبقه بندی کرد.

نوجوانان با هویت سرگردان خود را متعهد به تعریف یک هویت نکرده اند و علاقۀ چندانی هم به این کار ندارند. این افراد بیشترین خطر تأثیرپذیری منفی از همسالان را دارند و احتمالاً در مدرسه و دیگر محیط های مبتنی بر موفقیت انگیزۀ زیادی از خود نشان نمی دهند. موقعیت پراکنده با بیشترین وقوع رفتارهای دردسرساز و مشکل در ایجاد ارتباط نزدیک و ایمن با دیگران همراه است. همانطور که گفته شد، نباید از نظر دور داشت که این افراد بنا به اهمال جامعه و خانواده نه تنها به اقتضائات رشدی این دوره، بلکه به ضرورت های رشدی مراحل قبل نیر دست نیافته اند و حس مطلوبی از اعتماد، استقلال، ابتکار و کوشایی را تجربه نکرده اند.

در پرتو یک جامعه ایمن، پویایی خانواده در رشد هویت نقش مهمی ایفا می کند. پایگاه هویتی موفق با پیوندهای ایمن با خانواده و مرزهای میان نسلی روشن در ارتباط است. نوجوانان رشد یافته در خانواده هایی که والدین آن قادر به توافق در تصمیم گیری های والدینی نیستند، به احتمال زیاد در موقعیت سرگردانی یا وقفه قرار خواهند گرفت؛ و خانواده های نوجوانان سلبی اغلب با یک شیوۀ تربیتی استبدادی مشخص می شوند. با این حال نوجوانان سلبی خود را به والدین نزدیک و حامی ارزش های والدین می دانند و آنها همچنین نسبت به توانایی خود برای عملکرد مستقل  از خانواده شان شک دارند.

عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت:

عوامل فردی: به زعم گروهی از روانشناسان، رشد تفکر همراه با 3 انتقال اساسی است: 1) چه چیز را باید بدانم؟ (اشاره به کسب مهارتها دارد.) 2) آنچه را می دانم چگونه باید به کار گیرم؟ (یعنی ترکیب مهارتهای آموخته شده در یک چهارچوب کاربردی) 3) چرا باید بدانم؟ (جستجوی معنی، ارزشمندی و هدف دانسته ها و اندوخته ها).

انعطاف پذیری و دوری از تعصب برای دستکاری عقاید و ارزش های متضاد به عنوان یک خصیصۀ شخصیتی، توانایی تفکر انتزاعی که نوجوان را در تجاربش خلاق تر و شادمان تر می کند و باعث توسعۀ دامنۀ خیال پردازی که علاوه بر تفکر انتزاعی با بروز احساسات و نیازهای جدید نوجوانی مرتبط است، می شود؛ از جمله عوامل فردی مرتبط با پایگاه هویتی فرد است که او را یا کنجکاو، پرسشگر و متعهد می کند و یا پذیرنده و سرگردان و بلاتکلیف. گذشته از قدرت پردازش اطلاعات و زمینۀ تفکر انتقادی، نوجوان و جوان چقدر آموخته اند تجربی عمل کنند و تجارب خود را به گونه ای به هم پیوند زنند تا با این مقدمه قادر به انتخاب شیوۀ مؤثر برخورد با محیط، برقراری روابط پایدار و مانا بدون جهت گیری و انتخاب های مناسب، سازگاری با موقعیتها و … در بزرگسالی شوند. ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.
Loading