نویسنده: هستی موسوی
مری کاسات (2)
در مقاله ی قبل، مسیر زندگی و شکل گیری نگاه هنری مری کاسات را مرور کردیم، از کودکی اش در فیلادلفیا تا مهاجرت به پاریس و آشنایی با فضای پر تب و تاب و تازه ی هنر مدرن. اما در این مرحله، مری دیگر فقط در حال یاد گرفتن و تجربه کردن نبود. او کم کم به جایی رسیده بود که می خواست جهان اطرافش را با نگاه خودش ببیند و همان نگاه را وارد نقاشی هایش کند.
همین نگاه شخصی بود که آثار او را متفاوت کرد. مری به سراغ موضوعاتی رفت که شاید در ظاهر ساده و روزمره بودند، اما برای او معنای عمیق تری داشتند؛ زن ها، لحظه های آرام زندگی، رابطه ی مادر و کودک و جزئیاتی که خیلی از هنرمندان آن زمان نادیده می گرفتند. و این شروع مسیری شد که او را به یکی از چهره های متفاوت و تاثیرگذار امپرسیونیسم تبدیل کرد.
نگاه متفاوت مری کاسات
در دورانی که بسیاری از نقاشان مرد، زنان را بیشتر به عنوان سوژه هایی زیبا و ایده آل برای نقاشی هایشان به تصویر می کشیدند، مری کاسات نگاه متفاوتی داشت. او به جای صحنه های نمایشی و اغراق شده، به سراغ لحظه های واقعی رفت، زنی که در حال مطالعه است، مادری که کودک خود را در آغوش گرفته یا دختری که آرام کنار پنجره نشسته است. در واقع، او زندگی روزمره ی زنان زمانه ی خودش را نقاشی می کرد.
برای مری، این لحظه های ساده اصلاً کم اهمیت نبودند. او در همین صحنه های آرام، احساس، صمیمیت و زندگی واقعی را نقاشی می کرد. شاید یکی از دلایلی که آثارش هنوز هم زنده و قابل لمس به نظر می رسند، همین نگاه صادقانه و بی ریا او باشد.
مری تلاش نمی کرد زنان را بی نقص یا دور از واقعیت در قاب نقاشی هایش نشان دهد؛ بلکه آن ها را همان طور که بودند، با احساسات، سکوت ها و حضور واقعی شان به تصویر می کشید و همین باعث شد نقاشی هایش حس طبیعی و زنده ای داشته باشند؛ حسی که در بسیاری از آثار هنرمندان مرد آن دوره کمتر دیده می شد.
امپرسیونیسم و شکلگیری زبان تصویری کاسات
همان طور که در مقاله ی پیشین اشاره کردیم، آشنایی مری کاسات با هنرمندانی مثل ادگار دگا، تاثیر زیادی روی مسیر هنری او گذاشت. کم کم ردپای امپرسیونیسم در آثارش دیده می شد، جریانی که به جای بازنمایی دقیق و کلاسیک، بیشتر به نور، حسِ لحظه و جریان زندگی توجه داشت.
رنگ های روشن، قلم موهای آزاد و توجه به لحظه های گذرا، آرام آرام وارد نقاشی های مری شدند. با این حال، او کاملاً شبیه دیگر نقاشان امپرسیونیست کار نمی کرد. آثارش حال وهوایی آرام تر و صمیمی تر داشتند و بیشتر از هر چیز روی احساسات انسانی تمرکز می کردند.
مری به رابطه ها اهمیت زیادی می داد؛ به نزدیکی میان مادر و کودک، نگاه ها، سکوت ها و لحظه های ساده ای که شاید در ظاهر معمولی به نظر می رسیدند، اما احساسات عمیقی در خود داشتند. همین نگاه باعث شد آثار او در میان نقاشان امپرسیونیست، هویت مستقلی پیدا کنند و فقط شبیه ادامه ی یک جریان هنری نباشند.
او علاوه بر نقاشی، به چاپ دستی و طراحی رنگی هم علاقه داشت و از هنر ژاپنی الهام می گرفت. ترکیب بندی های ساده، زاویه های متفاوت و استفاده از سطوح تخت رنگی در بعضی آثارش نشان می دهد که همیشه در حال تجربه کردن و پیدا کردن راه های تازه برای بیان نگاه شخصی اش بود.
آثار شاخص مری
بیشتر نقاشی های مری کاسات از دل لحظه های ساده زندگی شکل گرفته اند؛ لحظه هایی آرام و روزمره که شاید در نگاه اول معمولی به نظر برسند، اما او با دقت و حساسیت خاص خودش آنها را به تصویر می کشید. در ادامه، نگاهی به چند اثر معروف او می اندازیم که به خوبی این نگاه را نشان می دهند.
در نقاشی حمام کودک ( The Child ’ s Bath )، مری کاسات لحظه ای آرام و صمیمی میان مادر و کودک را به تصویر کشیده است. فضای نقاشی حس نزدیکی و آرامش دارد و همین توجه او به جزئیات و احساسات ساده ی انسانی، باعث شده این اثر به یکی از معروف ترین کارهایش تبدیل شود.
در نقاشی، دختر کوچک روی صندلی آبی ( Little Girl in a Blue Armchair )، او تصویری
متفاوت از کودکی نشان می دهد. دختر کوچک نقاشی، برخلاف تصویرهای رسمی و مرتب آن دوران، راحت و بی تکلف روی صندلی در حالت استراحت است و همین حس طبیعی بودن، اثر را زنده و واقعی کرده است.
در مادر و کودک ( Mother and Child ) هم مری بار دیگر به سراغ رابطه ی میان مادر و فرزند می رود، اما بدون اینکه بخواهد احساسات را اغراق آمیز یا نمایشی نشان دهد. سادگی، آرامش و صداقتی که در این آثار دیده می شود، دقیقاً همان چیزی است که هنر مری کاسات را تا امروز ماندگار کرده است.
جایگاه مری کاسات در تاریخ هنر
مری کاسات فقط یک نقاش امپرسیونیست نبود؛ او از معدود زنانی بود که توانست در فضای مردانه ی هنر آن زمان، مسیر خودش را پیدا کند و جایگاه مستقلی به دست آورد. او علاوه بر فعالیت در فرانسه، نقش مهمی هم در شناساندن امپرسیونیسم به آمریکا داشت و باعث شد بسیاری از مجموعه داران آمریکایی با این جریان هنری آشنا شوند.
اما اهمیت آثار مری فقط به زیبایی و تکنیک نقاشی هایش محدود نمی شود. چیزی که آثار او را ماندگار کرده، نگاهی است که به زندگی، زنان و روابط انسانی داشت. او بدون صحنه های اغراق آمیز و بدون تلاش برای چشمگیر بودن، توانست احساسات و لحظه های ساده ی زندگی را به شکلی واقعی و صمیمی نشان دهد.
شاید همین صداقت و آرامش در نگاهش است که باعث می شود آثار او هنوز هم زنده به نظر برسند. مری کاسات ثابت کرد که حتی ساده ترین لحظه های زندگی روزمره هم می توانند به هنر ماندگار تبدیل شوند، اگر کسی با دقت و احساس به آن ها نگاه کند.
















