« با یک گل بهار نمیشود »
پیام جوان: از یک حکایت قدیمی و تجربه ای طبیعی در زندگی مردم گرفته شده است. می گویند در گذشته مردی در اواخر زمستان در باغ خود قدم می زد. هوا هنوز سرد بود و نشانه ای از بهار دیده نمی شد. ناگهان در گوشه ای از باغ یک گل کوچک از میان خاک سر بیرون آورد. مرد با خوشحالی فریاد زد: بهار آمد! بهار آمد!
دوست خردمندی که همراه او بود لبخندی زد و گفت: دوست من، با دیدن یک گل نمی توان گفت بهار آمده است. باید باغ پر از گل شود تا بفهمیم بهار واقعاً رسیده است. چند روز بعد دوباره سرمای زمستان برگشت و آن گل هم از بین رفت. مرد تازه فهمید که دوستش درست می گفت. از آن زمان این جمله در میان مردم رایج شد. این ضرب المثل زمانی به کار می رود که: یک نشانه یا یک موفقیت کوچک دیده شود اما هنوز برای نتیجه گیری قطعی زود باشد، یعنی یک اتفاق خوب یا یک فرد خوب به تنهایی نمی تواند شرایط را تغییر دهد؛ باید نشانه ها و تلاش های بیشتری وجود داشته باشد.
این مضمون حتی در شعر فارسی هم آمده است. شاعر بزرگ ایرانی Saadi در کتاب Golestan به مفهومی نزدیک به همین ضرب المثل اشاره می کند و از آن برای بیان این نکته استفاده می کند که یک نشانه کوچک دلیل کامل برای قضاوت نیست.
” هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد “
پیام جوان: یکی از معروف ترین مثل های فارسی است و داستانی قدیمی پشت آن قرار دارد.
در گذشته های دور، طاووس پرنده ای بسیار کمیاب و زیبا بود و بیشتر در سرزمین India زندگی می کرد. در ایران قدیم، طاووس نماد زیبایی، شکوه و ثروت به شمار می رفت و بسیاری از پادشاهان و ثروتمندان آرزو داشتند آن را در باغ های خود داشته باشند. اما آوردن طاووس از هند کار ساده ای نبود. بازرگانان و مسافران باید سفری بسیار طولانی و دشوار را طی می کردند. آن ها از بیابان ها، کوه ها و راه های خطرناک عبور می کردند و با بیماری، گرما، دزدان و کمبود آب روبه رو می شدند. بسیاری از این سفرها ماه ها طول می کشید. به همین دلیل مردم می گفتند: کسی که طاووس می خواهد، باید سختی راه هند را هم تحمل کند. کم کم این جمله به صورت یک ضرب المثل در میان مردم رایج شد که اگر کسی چیزی ارزشمند، زیبا یا بزرگ می خواهد، باید سختی ها و مشکلات آن راه را هم بپذیرد.
یعنی: هیچ موفقیت بزرگی بدون تحمل رنج و تلاش به دست نمی آید.
” به عمل کار برآید، به سخندانی نیست “
پیام جوان: می گویند روزی در مجلسی چند نفر درباره شجاعت و توانایی های خود بسیار سخنرانی و ادعا می کردند. هر کدام از دلاوری ها و کارهای بزرگی که می توانند انجام دهند صحبت می کردند، اما در عمل هیچ کس کاری انجام نمی داد. در همان مجلس مردی خردمند گفت: اگر کسی واقعاً توانا باشد، باید توانایی خود را در عمل نشان دهد نه در حرف.
برای بیان این حقیقت، بیتی از سعدی خوانده شد:
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
دو صد گفته چو نیم کردار نیست
یعنی حتی اگر کسی صدها سخن زیبا بگوید، ارزش آن از نیمی از یک عمل واقعی کمتر است. این ضرب المثل زمانی استفاده می شود که کسی فقط حرف بزند و کاری انجام ندهد یا ادعای زیاد اما عمل کم داشته باشد. پیام آن بسیار روشن است ارزش انسان به کار و عمل اوست، نه به حرف و ادعا.
” دود از کنده بلند میشود “
پیام جوان: ضرب المثل «دود از کنده بلند می شود» به ارزش تجربه و خرد افراد سالخورده اشاره دارد. داستانی که در فرهنگ عامه برای آن نقل می شود چنین است: در روستایی پیرمردی زندگی می کرد که سال ها تجربه زندگی، کشاورزی و کار با چوب و آتش داشت. روزی چند جوان می خواستند در جنگل آتشی روشن کنند. آن ها شاخه های نازک و تازه درختان را جمع کردند و آتش زدند، اما آتش آن ها زود خاموش شد و دود چندانی هم نداشت. پیرمردی که از دور نگاه می کرد نزدیک آمد و گفت: اگر می خواهید آتش خوب و دود بلند داشته باشید، از کنده های کهنه و قطور استفاده کنید. جوان ها ابتدا حرف او را جدی نگرفتند، اما وقتی دیدند آتششان مرتب خاموش می شود، به توصیه پیرمرد عمل کردند. آن ها یک کنده بزرگ و قدیمی آوردند و در آتش گذاشتند. کمی بعد آتش شعله ور شد و دود زیادی از آن بلند شد. پیرمرد لبخند زد و گفت: دیدید؟ دود از کنده بلند می شود.
از آن زمان این جمله به صورت ضرب المثل در آمده و زمانی استفاده می شود که بخواهند بگویند: افراد سالخورده و باتجربه توانایی و درک بیشتری دارند، تجربه زندگی ارزشمندتر از شتاب جوانی است و در بسیاری از کارها باید به خرد و تجربه بزرگان توجه کرد. به بیان ساده قدیمی ها و با تجربه ها حرف و توان بیشتری دارند.















