نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی
ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من، ایران من
فصل دهم سلسله مقالات ایران باستان (جشن های باستانی)
مثنوی “خامنه ای ضحّاک، کشیدیمت زیر خاک”
به نام خداوند رنگین کمان
خداوند بخشنده مهربان
خداوند مهسا، حدیث و کیان
خداوند یک ملت همزبان
که این خانه مادری، میهن است
که ایران زمین، کاوه اش یک زن است
ادامه ی پوشاک پارسی در روزگار هخامنشی؛ مواد، ساختار و جایگاه اجتماعی جامه
ماه گذشته به بررسی پوشاک پارسی در روزگار هخامنشی از لحاظ مواد، ساختار و جایگاه اجتماعی جامه پرداختیم. اکنون، ساختار دقیق جامه سنتی پارسی، اجزای تشکیل دهنده آن، اختلاف دیدگاه پژوهشگران درباره شیوه دوخت لباس، شواهد به دست آمده از مُهرهای هخامنشی، و همچنین دیوارنگاره مشهور کمانداران شوش و ویژگی های رنگ، نقش و تزیینات آن را به تفصیل بررسی میکنیم.
بررسی پوشاک پارسی تنها به شناخت شکل کلی لباس محدود نمی شود، بلکه مطالعه نقش ها، رنگ ها، شیوه آرایش پارچه و تزئینات نیز اطلاعات ارزشمندی درباره نگرش هنری، جایگاه اجتماعی و ساختار فرهنگی جامعه هخامنشی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. بخش مهمی از این آگاهی ها از نقوش برجسته، مهرهای اداری، آجرهای لعاب دار، پیکره های سنگی و یافته های باستان شناسی به دست آمده است؛ آثاری که اگرچه خود پارچه ها را حفظ نکرده اند، اما تصویر نسبتاً دقیقی از ظاهر پوشاک و شیوه استفاده از آن ارائه می کنند.
یکی از مهم ترین منابع تصویری، دیوارنگاره های معروف کاخ شوش و نقش های برجسته تخت جمشید است. در این آثار، سربازان، بزرگان، درباریان و نمایندگان اقوام گوناگون با لباس هایی منظم و هماهنگ نمایش داده شده اند. اگرچه حالت ایستاده و رسمی این تصاویر امکان مشاهده همه جزئیات حرکت لباس را فراهم نمی کند، اما در عوض ساختار کلی، نحوه قرار گرفتن چین ها، محل کمربند، فرم آستین ها و نوع تزئینات را با دقت قابل توجهی نشان می دهد.
در میان این تصاویر، جامه ای که امروزه در بسیاری از پژوهش ها با نام «کندیز» شناخته می شود، جایگاه ویژه ای دارد. این پوشش بر تن گروهی از کمانداران و محافظان شاهی دیده می شود و ظاهراً یکی از لباس های رایج در میان نیروهای برگزیده دربار بوده است. نکته قابل توجه آن است که اگرچه الگوی دوخت این لباس تقریباً در همه افراد یکسان است، اما رنگ پارچه ها و نقوش تزئینی آن تنوع چشمگیری دارد. این تفاوت احتمالاً نشان دهنده جایگاه افراد، واحدهای مختلف نظامی، یا حتی کارگاه های گوناگون بافندگی بوده است.
در برخی نمونه ها، زمینه لباس به رنگ نارنجی یا سرخ مایل به زرد دیده می شود و روی آن نقوش هندسی با رنگ های سبز، آبی و سفید قرار گرفته است. برخی از این طرح ها به صورت ستاره هایی چندپر درون قاب های دایره ای اجرا شده اند؛ نقوشی که افزون بر زیبایی، احتمالاً دارای مفاهیم نمادین نیز بوده اند. حاشیه های پهن لباس معمولاً با ترکیبی از رنگ های قهوه ای، آبی، سبز یا سفید تزئین شده و هماهنگی میان رنگ زمینه و نوارهای کناری، جلوه ای منظم و چشمگیر ایجاد کرده است.
در گروه دیگری از این تصاویر، رنگ غالب لباس سفید یا زرد روشن است. در این نمونه ها، هنرمند از نقوش زاویه دار، چهارگوش یا برج مانند استفاده کرده که به صورت منظم در سراسر پارچه تکرار شده اند. گاهی این نقوش روی زمینه ای فیروزه ای یا آبی قرار گرفته و تضاد رنگی زیبایی ایجاد کرده اند. تکرار منظم این طرح ها نشان می دهد که بافندگان هخامنشی با اصول ایجاد نقش های تکرارشونده آشنایی کامل داشته اند و از نظم هندسی در طراحی منسوجات بهره می برده اند.
کمربند نیز همچنان یکی از اجزای مهم لباس محسوب می شد. افزون بر نقش کاربردی آن در نگه داشتن لباس، این بخش اغلب با رنگ هایی متفاوت از جامه اصلی انتخاب می شد تا تضاد بصری ایجاد کند. در برخی تصاویر، کمربندها با رنگ سبز، طلایی یا قهوه ای نمایش داده شده اند و گاه به وسیله نوارهایی تزئینی یا دوخت های ظریف آراسته شده اند. همین تفاوت رنگ سبب می شد خط میانی بدن مشخص تر دیده شود و چین های لباس نظم بیشتری پیدا کند.
کمانداران هخامنشی که در دیوارهای کاخ شوش به تصویر کشیده شده اند، افزون بر لباس فاخر، تجهیزات نظامی خود را نیز با نظمی مثال زدنی حمل می کنند. کمان و ترکش معمولاً بر روی شانه چپ قرار گرفته و نیزه ای بلند با هر دو دست نگه داشته می شود. نوک نیزه بر زمین تکیه دارد و همه افراد در فاصله ای کاملاً منظم کنار یکدیگر ایستاده اند. این هماهنگی نه تنها انضباط ارتش را نشان می دهد، بلکه مهارت هنرمندان در نمایش وحدت و اقتدار حکومت را نیز آشکار می سازد.
ترکش ها نیز مانند لباس ها ساده نبودند. بسیاری از آن ها دارای تزئینات هندسی یا گیاهی بوده و در برخی نمونه ها حاشیه هایی با رنگ های متضاد دیده می شود. احتمال دارد که بخشی از این آرایه ها از طریق دوخت، رنگرزی یا افزودن نوارهای پارچه ای ایجاد شده باشد. چنین ظرافتی نشان می دهد که حتی وسایل نظامی نیز تنها ابزار جنگ محسوب نمی شدند، بلکه بخشی از جلوه تشریفاتی دربار به شمار می رفتند.
مهرهای هخامنشی نیز اطلاعات ارزشمندی درباره لباس پارسی در اختیار قرار می دهند. این مهرها که برای تأیید اسناد رسمی، قراردادها و فرمان های حکومتی استفاده می شدند، صحنه هایی از شکار، نیایش، بارعام یا نبرد را به تصویر کشیده اند. در بسیاری از این تصاویر، حرکت طبیعی بدن سبب شده است بخش هایی از لباس از حالت ایستا خارج شود و نحوه قرار گرفتن لایه های مختلف آن بهتر دیده شود. همین ویژگی به پژوهشگران کمک کرده است تا درباره ساختار واقعی لباس، نوع برش و شیوه اتصال قطعات آن دیدگاه دقیق تری ارائه دهند.
در برخی از این مهرها، شاه یا قهرمان در حال نبرد با موجودات اسطوره ای یا جانوران نیرومند نمایش داده شده است. هنگام کشیدن کمان یا وارد کردن ضربه، بخش جلویی لباس اندکی کنار می رود و مشخص می شود که پوشش از چند قطعه مستقل تشکیل شده است. این موضوع با این فرضیه که لباس پارسی تنها یک تونیک ساده و یکپارچه بوده، سازگاری ندارد و احتمال استفاده از دو یا چند بخش مجزا را تقویت می کند.
یکی دیگر از ویژگی های پوشاک هخامنشی، توجه به تناسب میان حرکت و وقار بود. لباس ها اگرچه بلند و نسبتاً گشاد بودند، اما به گونه ای طراحی می شدند که هنگام راه رفتن، سوارکاری یا حضور در آیین های رسمی، آزادی حرکت حفظ شود. چین های عمیق پارچه، افزون بر ایجاد جلوه بصری، مانع کشیده شدن لباس روی بدن می شد و امکان حرکت راحت تر را فراهم می کرد. همین ویژگی بعدها در برخی پوشش های دوره های بعد ایران نیز ادامه یافت. نکته دیگری که از آثار هنری برمی آید، دقت فراوان در انتخاب رنگ هاست. هنرمندان هخامنشی از رنگ های محدود اما هماهنگ استفاده کرده اند. آبی، سبز، سفید، زرد، قهوه ای، سرخ و ارغوانی از جمله رنگ هایی هستند که بیش از دیگر رنگ ها دیده می شوند. این هماهنگی رنگی احتمالاً بازتاب سلیقه هنری دربار و نیز دسترسی به رنگینه های طبیعی ارزشمند بوده است.
پارچه های طرح دار نیز جایگاه مهمی در پوشاک اشراف و درباریان داشتند. نقوش هندسی، گل های ساده شده، خطوط شکسته، دایره های منظم و ستاره های چندپر از جمله طرح هایی هستند که بارها در آثار هنری دیده می شوند. این نقوش معمولاً با نظم کامل در سراسر پارچه تکرار شده و نشان می دهند که صنعت بافندگی و طراحی منسوجات در کارگاه های سلطنتی به مرحله ای پیشرفته رسیده بود.
پژوهشگران همچنین بر این باورند که تفاوت لباس اقوام مختلف امپراتوری، هرگز مانعی برای حفظ هویت محلی آنان نبود. در نقش های تخت جمشید، نمایندگان هر سرزمین با پوشش سنتی خود در مراسم رسمی حضور دارند، اما در کنار آنان، درباریان پارسی لباس هایی با الگوی نسبتاً یکسان بر تن دارند. این تفاوت، تصویری از سیاست هخامنشیان در احترام به تنوع فرهنگی در کنار ایجاد وحدت سیاسی ارائه میدهد.
در مجموع، بررسی پوشاک پارسی در دوره هخامنشی نشان می دهد که لباس تنها وسیله ای برای پوشاندن بدن نبود، بلکه بخشی از هویت فرهنگی، جایگاه اجتماعی، نظم اداری و شکوه حکومت محسوب می شد. انتخاب دقیق پارچه، کیفیت بافت، هماهنگی رنگ ها، برش های حساب شده، تزئینات هنرمندانه و حتی شیوه بستن کمربند، همگی بازتاب نظام فکری جامعه ای بودند که زیبایی، نظم و وقار را در کنار کارآمدی ارزش می نهاد. اگرچه گذر زمان بیشتر منسوجات آن دوره را از میان برده است، اما آثار سنگی، مهرها و آجرهای لعاب دار همچنان تصویری روشن از پیشرفت هنر پوشاک در نخستین امپراتوری بزرگ ایران در اختیار ما قرار می دهند و نشان می دهند که صنعت نساجی و طراحی لباس در عصر هخامنشی به یکی از برجسته ترین دستاوردهای فرهنگی ایران باستان تبدیل شده بود.
و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست
بگویید آهسته در گوش باد
چو ایران نباشد تن من، مباد












