پیام جوان:
عبدالرضا کاهانی، فیلمساز شناختهشده ایرانی، با فیلم تازهاش «بهشت خالی» در جشنواره ادینبورگ اسکاتلند شرکت کرده است. جشنواره ادینبورگ که از قدیمیترین جشنوارههای سینمایی جهان محسوب میشود و امسال هفتاد و نهمین دورهاش را برگزار میکند، برای سومین سال پیاپی میزبان فیلمی از کاهانی است.
بهشت خالی سومین قسمت از تریلوژی کاهانی درباره مهاجرت و ایرانیهای کاناداست. کاهانی در این فیلم در ادامه فیلم قبلی خود «مردهشور» داستانی سیاسی را دنبال میکند که در آن عوامل جمهوری اسلامی در حال دور زدن تحریمها و جابهجا کردن قطعات نظامی در کانادا هستند.
فیلم با داستان چند مرد آغاز میشود که یک فرد سادهدل و تنها را به بهانه دیدار با دختران ایرانی برای ازدواج به شهرهای مختلف میفرستند تا این قطعات را جابهجا کنند. این مردان حکومتی دائم در حال مصرف مشروبات الکی و کشیدن تریاک هستند، و قصد دارند با پول هنگفتی که از این کار درمیآورند از کانادا بگریزند، اما همه چیز آنطور که انتظار داشتند پیش نمیرود.
فیلم قصد نفوذ به دل مهاجران ایرانی در کانادا را دارد، و همه نوع مهاجر را در بین آنها به نمایش میگذارد: از عوامل حکومت تا مخالفان آن که در تظاهرات علیه رژیم حضور پیدا میکنند. فیلم همزمان با اعتراضات داخل ایران پیش میرود، و این مأموران حکومتی از شنیدن خبرهای رادیویی درباره خروش مردم در برابر رژیم نگران و مضطرب هستند.
مضمون این فیلم هم مانند دو فیلم قبلی، شرافت انسانی و نوع روبهرو شدن با اتفاقات سیاسی و اجتماعی از منظر انسانیت است. شخصیت فیلم که بسیار سادهدل به نظر میرسد، با رفتاری واقعی تماشاگر را جذب خود میکند، اما این اولین باری است که در این سهگانه، داستان در اواخر فیلم پیچ میخورد و از روند مستندگونه خود خارج میشود.
کاهانی و سینمای اجتماعی
عبدالرضا کاهانی که با فیلمهایی اجتماعی مثل «اسب حیوان نجیبی است»، «هیچ»، و «بیست» در ایران شناخته شده بود، با فیلم پر سر و صدای «ارادتمند، نازنین، بهاره و تینا» با مخالفتهای شدید حکومتی روبرو شد، و پس از توقیف فیلم، سرانجام ایران را ترک کرد. این فیلم چهره آزاد و متفاوتی از دختران ایرانی تصویر میکرد که کاهانی آن را واقعیت تهران امروز خواند.
پس از تجربه چند فیلم پردردسر و غالباً ناموفق در اروپا، او تصمیم گرفت بدون بودجه و عوامل، به شکل تکنفره با موبایل خودش فیلم بسازد. فیلم اول از این مجموعه با نام «یک زیارتگاه» که در سال ۲۰۲۴ در بخش مسابقه جشنواره ادینبورگ به نمایش درآمد، آغاز «فیلمسازی تکنفره» کاهانی در کانادا بود.
در این نوع فیلمسازی، تمام عوامل به جز بازیگران حذف میشوند، و فیلمساز یک تنه همه امور فیلم از جمله فیلمبرداری و تدوین را بر عهده میگیرد. یک زیارتگاه با دوربین موبایل ساخته شد، و در پی موفقیت آن، کاهانی این شیوه فیلمسازی بدون بودجه و عوامل را تا امروز ادامه داده است.
فیلم، داستان مرد ایرانی میانسالی به نام نیما را دنبال میکند که همیشه با شرافت زیسته و حالا به فکر درآمدی آسان است. او یک امامزاده سیار میسازد و آن را به در خانه ایرانیان در مونترال میبرد تا پول بریزند. در این فیلم کاهانی موفق به خلق شخصیتی میشود که با بازی خوب نیما صدر به دو قسمت بعدی هم راه مییابد، و در دو فیلم بعدی نیز کماکان با شخصیتی مشابه روبرو هستیم.
مضمون اجتماعی فیلم اول در فیلم بعدی با نام «مردهشور» به مضمونی سیاسی تبدیل شد: مأموران حکومتی جمهوری اسلامی قصد دارند یک خواننده زن جوان مخالف حکومت را در کانادا به قتل برسانند. فیلم داستان همان مرد ساده را در برابر این مأموران روایت میکند.
این فیلم تنها جایزه جشنواره ادینبورگ به نام شون کانری، بازیگر برجسته اسکاتلندی، به مبلغ پنجاه هزار پوند را به دست آورد، و کاهانی در گفتوگو با ورایتی گفت که با این سرمایه فیلم بعدیاش را خواهد ساخت.
فیلم، داستان مرد مردهشوری در کانادا را روایت میکند که به شکلی برای سفارت جمهوری اسلامی کار میکند و مردهها را به شکل سنتی و مذهبی میشوید. دیدار او با جانا، خوانندهای که تهدید به قتل شده، همه چیز را عوض میکند.
حالا در فیلم سوم این مجموعه هم داستان عوامل حکومت ایران و کارهای ممنوع آنها در دل کانادا بسیار پررنگ شده است.













