کتاب نادرشاه افشار (۷۷)

نوشته: دکتر محمد حسین میمندی نژاد

نمایندگان کمپانی جاسوسی می کردند

سپهسالار متوجه شد آنان را جریمه کرد

در این ایام کمپانی هند شرقی در شبه جزیره هندوستان و دریاهای جنوب مشغول فعالیت شده همانند ماری که طعمه ای ببلعد مشغول به کام کشیدن ایالات زرخیز هندوستان بود.

کشورهای فرانسه و هلند نیز برای این که از دیگر کشورهای اروپائی عقب نمانند مشغول فعالیت بودند. عده ای هم به نام آخوند در لباس روحانیت، جاده های استعمار و استثمار را هموار می کردند.

از زمان شاه عباس آمد و رفت اروپائیان و روابطشان با دربار ایران توسعه یافت. وقتی شاه سلطان حسین شکست خورد و به جایش محمود و سپس اشرف بر سر کار آمدند باز هم نمایندگان خارجی در اصفهان پایتخت ایران مقیم بودند و با محمود و بعد از آن اشرف روابط حسنه داشتند. هدایائی می دادند، تحریکاتی می کردند، چون پیک های تجارتی داشتند خبرکشی می کردند.

اشرف پس از شکست های متوالی چون می دانست کارمندان کمپانی های انگلیسی و هلندی ممکن است از موقعیت استفاده کرده با نادر بسازند و به نفع او جاسوسی هائی بکنند و کارش را خراب نمایند لذا دستور داد آنان را به زندان افکنیدند. اثاثه قیمتی شان را ضبط نمودند ضمن آتش زدن بازارهای اصفهان، خساراتی به محل و مکان نمایندگی ها وارد ساختند.

در این موقع نمایندگان خارجی مهمی که در شهر اصفهان به سر می بردند عبارت بودند از شوالیه دوگاردان، کنسول فرانسه که مدت دو سال و نیم در زمان پادشاهی و اوج قدرت اشرف در شهر اصفهان بود. نامبرده جانشین برادرش سنیور دو گاردان شده بود، ویلیام کوکل کمیسر عالی کمپانی انگلیسی هند شرقی و معاونش جان گیکی بود، عده ای هم نمایندگان کمانی هلندی هند شرقی بودند.

هنگامی که نادر به اصفهان وارد شد و پایتخت را تصرف کرد کارمندان دو کمپانی در حبس بودند، موقعی که شهر اصفهان گرفتار هرج و مرج بود به کمک و دستیاری محافظینی که بر آنان گمارده شده بود و یارانی که در خارج داشتند از حبس بیرون آمدند.

همین که نادر به رتق و فتق امور پرداخت و بر اصفهان مسلط شد نمایندگان کمپانی انگلیسی و نمایندگان هند هلند فعالیت کردند، از خساراتی که در دوره تسلط افغانان بر شهر اصفهان به آنان وارد شده بود شکایت بردند و تقاضای ترمیم نمودند.

در مدتی که نادر در شهر اصفهان به سر می برد کوکل و گیکی به حضور نادر شرفیاب شدند. نادر آنان را با صمیمیت پذیرفت، تحف و هدایای گران قیمتی که برایش آورده بودند قبول کرد، قول داد خسارات وارد شده به آنان را جبران خواهد کرد.

بین دو کمپانی هند شرقی انگلیسی و هلندی رقابت برقرار بود، هر دسته از نمایندگان کمپانی که به حضور نادر رسیدند و دانستند مرد مقتدر و بزرگی است به فکر افتادند نظرش را به طرف خود جلب نموده او را نسبت به رقیب بدبین سازند تا به موقع از وجودش استفاده کافی ببرند. برای رسیدن به مقصود به سعایت و خبرچینی علیه یکدیگر پرداختند.

نمایندگان کمپانی انگلیسی به نادر خبر دادند نمایندگان کمپانی هلندی در خفا با اشرف رابطه دارند و برای بازگشتن او به اصفهان مشغول فعالیت و دسیسه بازی هستند. نمایندگان کمپانی هلندی هم بیکار ننشسته به نادر خبر دادند از کوکل و گیکی رئیس و معاون کمپانی هند شرقی انگلیسی که مشغول جاسوسی به نفع اشرف هستند و در خفا با او سر و سری دارند بر حذر باشد.

نادر با خوشروئی اخبار واصله توسط دوستداران را پذیرفت و به تحقیق پرداخت. اندک اندک متوجه شد تمام کسانی که به عنوان نمایندگی کمپانی و تجارت در شهر اصفهان به سر می برند مایه فساد و تخریب هستند. برای این که مدارکی به دست آورد با کوکل و گیکی از طرفی و نمایندگان کمپانی هند هلند از طرف دیگر وارد مذاکره شد و از آنان خواست مدارکی دال بر خیانت رقیب تهیه نموده به او بدهند.

در آن روزها که اوضاع هرج و مرج و تزلزل در همه جا حکمفرما بود و انتظار می رفت اشرف شکست خورده با تجهیزاتی برسد و دو مرتبه شهر اصفهان را از چنگ نادر به در آورد، نمایندگان کمپانی ها بیکار نبودند در عین این که یکدیگر را متهم به همکاری با اشرف می ساختند، با کمال احتیاط در خفا مواظب اوضاع بوده متوجه بودند اگر اشرف برگردد خدمتی به او انجام داده باشند. دو رقیب که شدیداً مراقب و مواظب یکدیگر بودند و جاسوسانی برای اطلاع یافتن از رفتار یکدیگر داشتند مدارک مورد نظر نادر را تهیه کردند. هر یک از کمپانی ها برای جلب نظر نادر و عزیز کردن خود آن ها را در اختیارش قرار دادند. نادر فهمید نمایندگان هر دو کمپانی راست می گویند و اتهامشان بر یکدیگر وارد است. او به خوبی متوجه شد این بیگانگان مایه دردسر و ناراحتی می باشند، به این جهت اتهامات را وارد دانسته به هر دو کمپانی اخطار کرد برای جریمه هر یک مبلغ سه هزار تومان باید بپردازند و به خصوص تأکید کرد مبلغ هزار تومان از جریمه فوراً باید پرداخته شود.

نمایندگان کمپانی ها دفعتاً متوجه شدند مورد غضب نادر قرار گرفته اند چون برای پرداخت این مبلغ حاضر نگردیدند نادر سخت بر آشفت و به آنان پیغام فرستاد در صورتی که در پرداخت جریمه تعلل ورزند شدیداً مجازات خواهند شد.

نمایندگان کمپانی انگلیسی حاضر شدند سیصد تومان بپردازند. نادر به تحصیل داران دستور داد سیصد تومان را دریافت کنند و تمام اثاثه و اسباب کمپانی را نیز توقیف نمایند.

کوکل و گیکی که از این رفتار خشن، سخت بر آشفته بودند، تصمیم گرفتند از پایتخت خارج شوند. قبل از عزیمت درصدد برآمدند به حضور نادر شرفیاب شده عزم خود را به اطلاعش برسانند. نادر از پذیرفتن آنان خودداری کرد و پیغام فرستاد همان طور که دستور دادم باید بدون چون و چرا رفتار شود.

نمایندگان کمپانی ها هر چه کردند به حضور نادر برسند توفیق نیافتند تا این که نادر برای سرکوبی اشرف راه شیراز را پیش گرفت.

نمایندگان کمپانی به شاه متوسل گردیدند

در باغ سبز نشان دادند

نادر قبل از آن که به طرف شیراز حرکت کند از حضرت ظل الله درخواست نمود شرحی به سلطان عثمانی نگاشته، تصرف پایتخت را گوشزد نماید و استرداد ایالات اشغال شده را خواستار گردد.

شاه تهماسب توصیه نادر را عملی ساخت. شرحی به سلطان عثمان نوشت و توسط پیکی به جانب قسطنطنیه فرستاد، چند روز بعد رضا قلی خان شاملو که فرمانده سپاه پدرش سلطان حسین بود به عنوان سفیر به طرف قسطنطنیه گسیل داشت. در غیاب سپهسالار سختگیر انعطاف پذیر، نمایندگان کمپانی های انگلیسی و هلندی موقع مناسب دیدند به حضرت ظل الله شکایت برند، تقاضای احقاق حق بنمایند. کوکل و گیکی رئیس و معاون کمپانی انگلیسی هند شرقی از طرفی و نمایندگان کمپانی هلندی از طرف دیگر به حضور ظل الله شرفیاب شدند. از روابط حسنه گذشته که از زمان جد بزرگوار قبله عالم در بین بوده است از خدماتی که در راه توسعه تجارت فیمابین ایران و کشورهای متبوعه خود نموده بودند داستان ها گفتند، از ستمی که نادر بر آنان روا داشته بود شکایت کردند.

قبله عالم فرمودند نه تنها پول های گرفته شده را دستور خواهند داد مسترد شود بلکه امر خواهند فرمود خسارات وارده در زمان تسلط محمود و اشرف نیز جبران گردد. به این ترتیب نمایندگان کمپانی ها از عزیمت و ترک پایتخت خودداری کردند. برای جلب نظر قبله عالم هدایا و تحف ذیقیمتی تقدیم نمودند و چون دانستند اشرف در شیراز هم شکست خورده است کار او را تمام شده تلقی کرده توجه خود را یکسره به حضرت ظل الله معطوف ساختند.

کوکل و کیگی آن قدر چرب زبانی و خوش خدمتی کردند که نظر شاه تهماسب را جلب نموده روابط دوستانه ای بین آنان برقرار گردید. این رابطه آن قدر اوج گرفت که کوکل و گیکی از حضرت ظل الله درخواست نمودند قدم رنجه فرموده در محل کمپانی آنان را سرافراز نمایند، کمپانی را مفتخر و سربلند فرمایند.

شاه تهماسب قبول کرد، یک روز به اتفاق درباریان با کوکب و جلال کمپانی انگلیسی را سرکشی فرمودند. انگلیسی ها هم جشن مفصلی بر پا کردند به افتخار قبله عالم چراغانی و آتش بازی کردند. برای این که نشان دهند نسبت به حضرت ظل الله ارادت کامل دارند کسی که از اشرف کشیده بودند ضمن تشریفاتی به آتش افکندند و سوزاندند. به این ترتیب خاطر خطیر قبله عالم را از هر جهت آسوده و خرسند ساختند!

نقل قول: رفتار نادر در مدت شش هفته که در اصفهان به سر برد مورد توجه شوالیه دوگاردان کنسول فرانسه در ایران قرار گرفت. نامبرده در سفرنامه خود راجع به نادر چنین نوشته است:

نادر مرد چهل ساله ایست که از کودکی در نظام پرورش یافته. در لیاقت و شایستگی کم نظیر است، گذشته از این مرد خوش مشرب و رک گو و راستکار است، دلیران و زحمت کشان را پاداش می بخشد و سست عنصران را که به هنگام ادای وظیفه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند سخت گوشمالی می دهد. از اولین مرتبه ای که به خدمت وارد شده در هر مقامی که بوده است مراتب لیاقت و کاردانی و درستکاری خود را چنان که باید به ثبوت رسانده است و چون به خدمت شاه وارد گردید به او نشان داد چگونه چاپلوسان و جنایتکاران را باید تشخیص داد و از چه راه باید آنان را به کیفر رسانده و از دربار دور کرد.

ادامه دارد