امضای تفاهمنامه احیای خط لوله نفتی عراق-سوریه در واشنگتن توسط مقامات نفتی دو کشور، گام مهمی در جهت تنوعبخشی به مسیرهای صادرات انرژی و کاهش وابستگی به تنگه هرمز به شمار میرود. این پروژه که با مشارکت شرکتهای آمریکایی و بازسازی خط لوله آسیبدیده کرکوک-بانیاس آغاز شده است، در کنار احداث خط لوله جدید از بصره به کرکوک، ظرفیت انتقال روزانه ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه نفت خام را به بازارهای جهانی فراهم میکند. این اقدام راهبردی میتواند ساختار ژئوپلیتیک انرژی در منطقه را به طور اساسی تغییر دهد.
علاوه بر عراق، سایر کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت در حوزه خلیج فارس نظیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز تلاشهای خود را برای یافتن مسیرهای جایگزین تنگه هرمز شدت بخشیدهاند. امارات با توسعه خط لوله فجیره در دریای عمان و عربستان از طریق تقویت خط لوله شرق به غرب و مطالعه پروژههای جدید، در پی بینیازی کامل از این آبراهه کلیدی هستند. با تحقق این طرحها، سه کشور مذکور که پیش از این سهمی ۶۵ درصدی در عبور نفت از تنگه هرمز داشتند، عملاً دیگر نیازی به این مسیر ترانزیتی نخواهند داشت.
در این میان، کشورهایی نظیر قطر و کویت با چالشهای جدیتری مواجه هستند؛ چرا که قطر برای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) خود هیچ مسیر جایگزینی جز تنگه هرمز ندارد و کویت نیز ناگزیر به استفاده از ظرفیتهای مازاد خطوط لوله همسایگان خود خواهد بود. از سوی دیگر، انتقال روزانه ۵ میلیون بشکه فرآوردههای نفتی از جمله بنزین و گازوئیل از این تنگه، چالش فنی و لجستیکی دیگری است که یافتن جایگزین برای آن به مراتب پیچیدهتر از نفت خام ارزیابی میشود.
انسداد و ناامنی در تنگه هرمز پیش از این ضربه سنگینی به اقتصاد عراق وارد کرده و کاهش شدید تولید و درآمدهای نفتی این کشور، رشد ناخالص داخلی آن را به شدت منفی کرده است. با این حال، وضعیت برای جمهوری اسلامی ایران به مراتب بحرانیتر توصیف میشود؛ چرا که تحت تأثیر محاصره دریایی ایالات متحده، صادرات نفت ایران از این مسیر به صفر رسیده و بخش عمدهای از تجارت غیرنفتی آن با کشورهای عرب منطقه نیز متوقف شده است، امری که انزوای اقتصادی بیسابقهای را برای تهران رقم میزند.













