نویسنده: شهرداد خبیر
کالیفرنیا سالهاست که به عنوان یکی از پایگاه های اصلی حزب دموکرات شناخته می شود؛ ایالتی که ساختار سیاسی، فرهنگی و جمعیتی آن معمولاً به نفع دموکرات ها عمل کرده و در بسیاری از انتخابات، فاصله رأی میان دو حزب آن قدر زیاد بوده که رقابت جدی شکل نگرفته است. با این حال، در سال ۲۰۲۶ مجموعه ای از شرایط اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و سیاسی در این ایالت پدید آمده که باعث شده تحلیلگران سیاسی از «فرصت های تازه برای جمهوری خواهان» سخن بگویند. این فرصت ها، نشان دهنده تغییراتی است که فضای انتخاباتی کالیفرنیا و روند انتخابات را بر علیه حزب دمکرات فراهم کرده است.
در سال های اخیر، کالیفرنیا به نقطه ای رسیده که بسیاری از ساکنانش احساس می کنند فشار اقتصادی، نابرابری، و بی توجهی به نیازهای واقعی مردم، زندگی روزمره را دشوار کرده است. این احساس نه حاصل تبلیغات رسانه ای است و نه نتیجهٔ روایت های حزبی؛ بلکه تجربهٔ ملموس خانواده هایی است که هر روز با هزینه های سرسام آور، اجاره های غیرقابل تحمل، مالیات های سنگین، و خدمات عمومی ناکارآمد روبه رو هستند. جمهوری خواهان سال ها دربارهٔ همین مشکلات هشدار داده اند و ارزش هایی را مطرح کرده اند که با زندگی واقعی مردم هماهنگ تر است.
خانواده هایی که در ۱۶ سال گذشته شاهد افزایش بی وقفهٔ هزینه ها، کاهش کیفیت خدمات عمومی، و سخت تر شدن زندگی بوده اند، قانون گذاران و سیاستمداران دموکرات در کنترل کامل ساختار تصمیم گیری ایالت را مسئول می دانند. در این سال ها، هزینهٔ زندگی در کالیفرنیا به سطحی رسیده که حتی خانواده های با درآمد متوسط نیز احساس می کنند آیندهٔ اقتصادی شان در حال فرسایش است. قیمت مسکن به شکلی افزایش یافته که مالکیت خانه برای بسیاری از مردم به رؤیایی دور تبدیل شده و اجاره ها به طور مداوم بالا رفته است. مالیات ها سنگین تر شده و هزینهٔ انرژی و خدمات شهری نیز افزایش یافته است. مردم می بینند که با وجود کار سخت، نتیجهٔ تلاششان کمتر از گذشته است و این احساس را دارند که سیاست گذاری های انجام شده در این ۱۶ سال، نه تنها کمکی به بهبود شرایط نکرده، بلکه گاهی خود بخشی از مشکل بوده است. این تجربه بسیاری از رأی دهندگان را به این نتیجه رسانده که مسیر فعلی نیازمند بازنگری جدی است.
بحران مسکن نیز به یکی از جدی ترین چالش های اجتماعی کالیفرنیا تبدیل شده است. بسیاری از مردم معتقدند که سیاست های ساخت وساز، مقررات پیچیدهٔ شهری، و اولویت دادن به پروژه هایی که با نیازهای واقعی مردم هماهنگ نیست، نتیجهٔ مستقیم تصمیمات قانون گذاران دموکرات در این سال هاست. بی خانمانی در بسیاری از شهرها به سطحی رسیده که مردم احساس می کنند مدیریت شهری از کنترل خارج شده است. این وضعیت برای بسیاری از رأی دهندگان نشانهٔ ناکارآمدی سیاست هایی است که سال ها بدون تغییر ادامه یافته اند.
در بازار کار نیز بسیاری از مردم احساس می کنند که سیاست های مهاجرتی و اقتصادی ایالت، به جای حمایت از کارگران و طبقهٔ متوسط، بیشتر به نفع شرکت های بزرگ و نیروی کار خارجی بوده است. شرکت های تکنولوژی با استفاده از برنامه های مهاجرتی، نیروی کار تخصصی خارجی جذب می کنند در شرایطی که سالانه دانشجویان با استعداد فراوانی از دانشگاههای معتبر آمریکا فارغ التحصیل میشوند و نیاز به جذب نیروی خارجی را کمتر می کند. نیروی کاری در سطح تخصصی ارزشمند است، اما ساختار کلی بازار باعث شده رقابت برای فرصت های شغلی افزایش یابد و دستمزدها برای بسیاری از مشاغل داخلی ثابت بماند. بسیاری از خانواده ها این وضعیت را نتیجهٔ سیاست هایی می دانند که در ۱۶ سال گذشته بدون توجه به پیامدهای اجتماعی اجرا شده اند.
در حوزهٔ آموزش نیز نگرانی ها رو به افزایش است. بسیاری از والدین معتقدند که مدارس دولتی در برخی مناطق با کمبود منابع، کیفیت پایین و مشکلات مدیریتی روبه رو هستند. آن ها احساس می کنند که سیستم آموزشی به جای تمرکز بر مهارت آموزی و آمادگی برای آینده، درگیر مسائل حاشیه ای شده است که ذهن فرزندانشان را از تحصیل باز می دارد. این نگرانی ها باعث شده که مردم به خط مش جمهوری خواهان که آموزش را دوباره به محور اصلی توسعهٔ اجتماعی تبدیل می کند، سوق دهد. مجموعهٔ این عوامل—فشار اقتصادی، بحران مسکن، نابرابری در بازار کار، و نگرانی دربارهٔ آموزش رأی دهندگان را به این نتیجه رسانده که سیاست های ۱۶ سال گذشتهٔ قانون گذاران دموکرات، پاسخگوی نیازهای واقعی مردم نبوده است. مردم به دنبال ارزش هایی هستند که با زندگی شان هماهنگ باشد: مسئولیت پذیری، پاسخگویی، حمایت از طبقهٔ متوسط، و تمرکز بر مشکلات واقعی مردم. این ارزش ها برای بسیاری از رأی دهندگان، معیار انتخاب افرادیست که وعدهٔ بازگرداندن تعادل اقتصادی و اجتماعی را مطرح می کنند.
تحلیلگران بر این باورند که رأی دهندگان بیش از هر زمان دیگری به دنبال رهبری اخلاق محور، شفاف، و مسئولیت پذیر هستند؛ چهره هایی که بتوانند اعتماد عمومی را بازسازی کنند و بر منافع مردم تمرکز داشته باشند. این نیاز به رهبری اخلاقی، تنها محدود به فضای سیاسی آمریکا نیست؛ بلکه در میان جوامع مهاجر، از جمله جامعه ایرانی–آمریکایی نیز به وضوح دیده می شود.
در دوره هایی که ساختارهای رسمی دچار فرسایش اعتماد می شوند، نقش شخصیت های ملی و مورد احترام در ایجاد امید، تقویت هویت مشترک و شکل دهی به رفتار سیاسی، بیش از گذشته اهمیت می یابد.
افرادی مانند شاهزاده رضا پهلوی می توانند با ایجاد حس همبستگی، بازسازی اعتماد و تقویت هویت مشترک، رفتار سیاسی گروه های مختلف را تحت تأثیر قرار دهند. در چنین شرایطی، بسیاری از رأی دهندگان به دنبال چهره هایی هستند که بتوانند نوعی ثبات روانی و معنوی ایجاد کنند؛ چهره هایی که بر ارزش های مشترک، اخلاق عمومی و مسئولیت پذیری تأکید دارند. تحلیلگران معتقدند که در دوره هایی که رأی دهندگان از عملکرد ساختارهای رسمی ناامید می شوند، توجه به چنین چهره هایی افزایش می یابد و این امر می تواند بر مشارکت سیاسی، نوع مطالبات اجتماعی و حتی جهت گیری رأی دهندگان اثر بگذارد. این الگو در جامعه ایرانی–آمریکایی نیز قابل مشاهده است؛ جامعه ای که در سال های اخیر بیش از گذشته به نقش نمادهای هویتی و اخلاقی در شکل دهی به رفتار سیاسی خود توجه نشان داده است.
در پایان، تصمیمات نادرست مدیریتی و سیاست هایی که طی شانزده سال گذشته توسط قانون گذاران و سیاستمداران دموکرات بر کالیفرنیا تحمیل شده، این ایالت را به نقطه ای رسانده که بسیاری از شهروندان آن را عامل اصلی افزایش هزینه های زندگی و فرسایش طبقهٔ متوسط می دانند. من در این مقاله پیش بینی انتخاباتی ارائه نمی کنم، اما از نگاه من، یک واقعیت انکارناپذیر این است که بخش بزرگی از مردم، همین سیاست های سنگین و به دور از تدبیر را عامل شکل گیری بی اعتمادی گسترده نسبت به دموکرات ها می دانند؛ و همین نارضایتی اجتماعی سبب شده است که نقش آینده ساز جمهوری خواهان در کالیفرنیا بیش از گذشته برجسته و قابل توجه به نظر برسد.















