دکترین «صلح مقتدرانه» آمریکا چیست و چرا ترامپ به آن اشاره کرد؟

پیام جوان:

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال، بدون اشاره مستقیم به عملیات نظامی در ایران نوشت: «صلح مقتدرانه؛ اگر بخواهم ساده بیان کنم!»

آقای ترامپ که خود را «رئیس‌جمهور صلح» می‌داند و پیشتر یک «هیئت صلح» برای امنیت و شکوفایی منطقه‌ای ایجاد کرده، در این پست خود اشاره بیشتری به این موضوع نکرد.

اما سیاست «صلح مقتدرانه» از جمله دکترین اصلی سیاست خارجی دولت کنونی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی است، به طوری که رئیس‌چمهوری آمریکا معتقد است برای برقراری صلح راهی جز تخریب توان نظامی جمهوری اسلامی در حوزه‌های دریایی، موشکی و هسته‌ای وجود ندارد.

این سیاست چیست و چه پیشینه‌ای دارد؟

نظریه‌ «صلح از طریق قدرت» بر این ایده استوار است که یک نیروی نظامی به‌قدر کافی قدرتمند می‌تواند به عنوان عامل صلح عمل کند.

این مفهوم در چارچوب گسترده‌تر نظریه صلح مبتنی بر بازدارندگی قرار می‌گیرد و با تاریخ شکل‌گیری کشور آمریکا پیوند خورده است.

جورج واشینگتن، نخستین رئیس‌جمهور ایالات متحده، سیاست حفظ صلح از طریق آمادگی نظامی را در پنجمین پیام سالانه خود به کنگره در سال ۱۷۹۳ بیان کرد.

او گفت: «اگر می‌خواهیم صلح را تضمین کنیم، که یکی از قدرتمندترین ابزارهای شکوفایی رو به رشد ماست، باید معلوم باشد که ما در هر زمان برای جنگ آماده‌ایم.»

در اوایل قرن بیستم نیز این دکترین شکل خاصی به خود می‌گیرد و به‌ویژه در دوران ریاست‌جمهوری تئودور روزولت، سیاست «چماق بزرگ» او بر این ایده استوار است که قدرت نظامی یک ابزار مؤثر بازدارندگی در روابط بین‌الملل است.

نخستین استفادهٔ عمومیِ قابل توجه روزولت از این عبارت زمانی رخ داد که او در برابر کنگرهٔ ایالات متحده خواستار افزایش آمادگی دریایی برای پشتیبانی از اهداف دیپلماتیک کشور شد. او قبل از آن، در زمانی که هنوز فرماندار نیویورک بود، در نامه‌ای به یکی از دوستانش، به یک ضرب‌المثل آفریقایی اشاره کرده بود: «آهسته سخن بگو و چماق بزرگی در دست داشته باش؛ آنگاه راه درازی خواهی رفت.»

این دکترین در طول جنگ سرد به اوج خود می‌رسد؛ دوره‌ای که در آن ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی زرادخانه‌های هسته‌ای عظیمی خود را توسعه می‌دهند. این انباشت تسلیحات در چارچوب همان منطق بازدارندگی متقابل قرار گرفته بود.

پس از به کار گرفتن این سیاست در دوران جنگ سرد، سرانجام از سال ۱۹۸۰ به یکی از اصول اصلی سیاستی حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده و از شعارهای معروف دکترین رونالد ریگان رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا تبدیل شد.

این دکترین نشان داده که می‌تواند به محدود کردن رویارویی‌های مستقیم میان قدرت‌های بزرگ کمک کند. با این حال، منتقدان چنین نظریه‌ای، از جمله مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم می‌گویند که می‌تواند به پویایی‌های مسابقه تسلیحاتی دامن بزند.