تشییع پرهزینه خامنه‌ای؛ تلاش برای نمایش قدرت در سایه بحران اقتصادی و خسارت‌های جنگ

پیام جوان:

مراسم چندروزه تشییع و بزرگداشت علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با بسیج گسترده منابع عمومی، تعطیلی بخش‌هایی از کشور و اختلال در زندگی روزمره شهروندان در حال برگزاری است؛ مراسمی که در شبکه‌های اجتماعی و میان منتقدان حکومت، بیش از آن‌که سوگواری ملی تلقی شود، به نمادی از اسراف، تبلیغات حکومتی، و بی‌اعتنایی به بحران‌های اقتصادی ایران تبدیل شده است.

در حالی که مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند این مراسم را نمایش «وحدت ملی» و «حضور گسترده مردمی» معرفی کنند، ابعاد تدارکات دولتی، استفاده از امکانات عمومی، و محدودیت‌های گسترده حمل‌ونقل، پرسش‌های جدی درباره هزینه واقعی آن ایجاد کرده است.

هزاران تُن کالا برای یک مراسم

بر اساس گزارش رسانه‌های حکومتی، تنها در استان تهران حدود ۱۲ هزار تن کالای اساسی برای مراسم تأمین یا ذخیره شد؛ از جمله هزاران تن برنج، روغن، گوشت و مرغ و حدود دو میلیون قرص نان.

مقام‌های جمهوری اسلامی هزینه نهایی این اقلام و نحوه تأمین بودجه آن‌ها را اعلام نکرده‌اند. همچنین مشخص نیست چه میزان از کالاهای اختصاص‌یافته مصرف شده، چه مقدار به قیمت دولتی در اختیار موکب‌ها قرار گرفته و چه سهمی مستقیماً از منابع عمومی پرداخت شده است.

هم‌زمان، ظرفیت اسکان بیش از یک میلیون نفر در مدارس، مساجد، ورزشگاه‌ها، ساختمان‌های اداری و بوستان‌های تهران در نظر گرفته شد. صدها اتوبوس، تاکسی و ون رایگان نیز برای جابه‌جایی شرکت‌کنندگان اختصاص یافت و هزاران نیروی امدادی، انتظامی، آتش‌نشانی و خدمات شهری به کار گرفته شدند.

منتقدان می‌گویند حتی بدون دسترسی به رقم نهایی، همین آمار رسمی نشان‌دهنده استفاده کم‌سابقه از منابع کشور برای مراسمی با اهداف آشکار تبلیغاتی و سیاسی است.

رقم‌های نجومی؛ بدون سند و بدون شفافیت

در روزهای اخیر، رقمی معادل هفت هزار میلیارد تومان به عنوان هزینه مراسم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. تاکنون هیچ سند بودجه‌ای، مصوبه رسمی، قرارداد دولتی، یا گزارش حسابرسی معتبری این رقم را تأیید نکرده است.

با این حال، نبود سند برای این عدد به معنای کم‌هزینه بودن مراسم نیست. حکومت از انتشار صورت‌حساب تجمیعی خودداری کرده و هزینه‌ها میان نهادهای متعدد، از دولت و شهرداری‌ها گرفته تا نیروهای نظامی، سازمان‌های تبلیغاتی، شرکت‌های دولتی و نهادهای مذهبی، پراکنده شده است.

این شیوه هزینه‌کرد، امکان نظارت عمومی را از بین می‌برد و به مقام‌ها اجازه می‌دهد بدون ارائه رقم نهایی، از پاسخ‌گویی درباره منابع مالی مراسم خودداری کنند.

تعطیلی شهر برای نمایش حکومتی

برگزاری مراسم، بخش‌های وسیعی از تهران و چند شهر دیگر را تحت تأثیر قرار داده است. خیابان‌ها بسته شدند، مسیرهای اتوبوس و تاکسی تغییر کرده، برخی پایانه‌های مسافربری از فعالیت عادی بازماندند و محدودیت‌هایی در پروازها و تردد شهری اعمال شده است.

این اختلال‌ها، علاوه بر دشوار کردن رفت‌وآمد شهروندان، هزینه‌هایی را به کسب‌وکارها، مسافران، رانندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل و اصناف تحمیل کرده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون گزارشی درباره تعداد پروازهای لغوشده، ساعات کاری ازدست‌رفته، کاهش درآمد کسب‌وکارها یا هزینه بازگرداندن شهر به شرایط عادی منتشر نکرده‌اند.

منتقدان می‌گویند حکومت نه‌تنها هزینه مستقیم مراسم، بلکه خسارت‌های اقتصادی ناشی از تعطیلی و انسداد شهری را نیز از افکار عمومی پنهان کرده است.

اولویت حکومت؛ مراسم یا معیشت مردم؟

تدارکات گسترده مراسم در شرایطی انجام شد که ایران با تورم شدید، کاهش قدرت خرید، بحران مسکن، کمبود دارو، فرسودگی زیرساخت‌ها و خسارت‌های سنگین ناشی از جنگ روبه‌رو است.

مقایسه میلیون‌ها وعده غذایی، حمل‌ونقل رایگان، بیمه شرکت‌کنندگان و اختصاص مدارس و ادارات به مراسم با وضعیت خانواده‌هایی که برای تأمین کالاهای ضروری با مشکل روبه‌رو هستند، موجی از واکنش‌های انتقادی را در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده است.

بسیاری از کاربران پرسیده‌اند چگونه حکومتی که همواره کمبود منابع را دلیل ناتوانی در بهبود خدمات عمومی اعلام می‌کند، برای یک مراسم سیاسی قادر به بسیج فوری هزاران تن کالا، صدها وسیله نقلیه و ده‌ها هزار نیروی اجرایی است.

جمعیت‌سازی و حضور اجباری

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های خارج از ایران و پیام‌های شهروندان حاکی از آن است که شماری از کارمندان دولتی، سربازان، دانشجویان و کارگران برای شرکت در مراسم تحت فشار قرار گرفته‌اند.

همچنین گزارش‌هایی از اعزام اتوبوس از شهرها و روستاها، ارائه غذا و خدمات رایگان و وعده برخی امتیازات محلی منتشر شده است.

ابعاد دقیق حضور اجباری به دلیل نبود امکان گزارش‌گری مستقل در ایران قابل تأیید نیست، اما استفاده سازمان‌یافته از نهادهای دولتی و امکانات عمومی، تردیدها درباره خودجوش بودن جمعیت را افزایش داده است.

منتقدان معتقدند هدف اصلی این بسیج، تولید تصاویر گسترده از جمعیت و نمایش مشروعیت سیاسی نظام در دوره پس از خامنه‌ای بوده است.

«خرابکاری» یا سوءمدیریت؟

اگر خرابکاری به معنای سوءمدیریت شهری، آسیب به زندگی روزمره و تحمیل هزینه به شهروندان باشد، پیامدهای مراسم قابل چشم‌پوشی نیست.

انسداد معابر، استفاده چندروزه از مدارس و ادارات، تعطیلی حمل‌ونقل، تولید گسترده زباله، فشار بر نیروهای خدمات شهری و هزینه پاک‌سازی و تعمیر احتمالی فضاهای عمومی، از جمله مواردی است که هنوز درباره آن‌ها گزارش شفافی منتشر نشده است.

نبود آمار رسمی درباره خسارت‌های شهری، خود بخشی از الگوی همیشگی جمهوری اسلامی در پنهان کردن هزینه واقعی برنامه‌های تبلیغاتی محسوب می‌شود.

مراسمی برای تثبیت قدرت

تشییع علی خامنه‌ای تنها یک مراسم مذهبی و سوگواری نیست. نحوه سازمان‌دهی، پوشش رسانه‌ای و استفاده گسترده از ظرفیت‌های دولتی نشان می‌دهد که حکومت از آن به عنوان ابزاری برای نمایش انسجام و مهار نگرانی‌ها درباره آینده قدرت استفاده می‌کند.

در چنین شرایطی، هزینه‌های مراسم را نمی‌توان تنها با قیمت غذا، اتوبوس یا تبلیغات محاسبه کرد. تعطیلی فعالیت‌های اقتصادی، استفاده از ساختمان‌های عمومی، بسیج اجباری کارکنان، فشار بر زیرساخت‌های شهری و بهره‌برداری سیاسی از امکانات دولتی نیز بخشی از هزینه واقعی آن است.

تا زمانی که حکومت صورت‌حساب کامل و قابل‌بررسی مراسم را منتشر نکند، ادعاهای رسمی درباره مردمی و کم‌هزینه بودن آن قابل راستی‌آزمایی نخواهد بود.

آنچه تاکنون روشن است، این است که جمهوری اسلامی بار دیگر برای نمایش قدرت سیاسی، منابع عمومی را بدون شفافیت و بدون پاسخ‌گویی به کار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که میلیون‌ها ایرانی با بحران معیشت و پیامدهای جنگ روبه‌رو هستند.