ایستگاه ضرب المثل‌های فارسی

«آقایی که از آسمان افتاده بود»

روزی از روزها، درست حوالی ظهر، مردی با لباس‌های شیک و کفش‌های براق وارد دهی شد که خاکش از فرط خشکی ترک برداشته بود. هنوز یک قدم درست داخل ده نگذاشته بود که با دستمالی سفید عرق پیشانی‌اش را گرفت و با تعجب گفت:

«عجب جای عجیبی! چرا هیچ‌کس اینجا پیشرفت نمی‌کنه؟» اهالی ده که از صبح زیر آفتاب کار کرده بودند، سر بلند کردند. کسی چیزی نگفت. مرد اما انگار مأمور نجات دنیا بود؛ رفت وسط میدان و شروع کرد به سخنرانی: «مشکل شما اینه که درست فکر نمی‌کنید. فقر از ذهن شروع می‌شه. آدم باید بخواد تا بتونهنانوای ده که آردش به زور کفاف همان روز را می‌داد، پرسید: «آقا، نون گرونه، آب نیست، زمین هم محصول نمی‌ده…» مرد حرفش را برید: «این‌ها بهانه است! من توی کتاب‌ها خوندم هر کسی موفق نمی‌شه، خودش مقصره. » چند نفر لبخند زدند. چند نفر زیر لب چیزی گفتند. پیرمردی که پشتش خمیده بود و دست‌هایش پر از ترک، جلو آمد و آرام پرسید: «آقا جان، شما تا حالا یک روز مثل ما زندگی کردی؟»

مرد با اعتمادبه‌نفس گفت: «نه، ولی مهم نیست. مهم نگرشه. » پیرمرد مکثی کرد، نگاهی به کفش‌های براق مرد انداخت که حتی ذره‌ای خاک نگرفته بود، بعد رو به مردم گفت: «دیدید؟ نه خاک اینجا رو خورده، نه گرماشو کشیدهمثل اینکه آقا از آسمان افتاده

چند نفر خندیدند. مرد که فکر می‌کرد تعریفش کرده‌اند، لبخند زد و گفت: «دقیقاً! من همیشه حس می‌کنم متفاوت‌ام. »

و همان‌جا بود که همه فهمیدند بعضی آدم‌ها نه از آسمان، بلکه از دنیایی بی‌خبر از رنج، می‌افتند وسط واقعیت دیگران و نسخه می‌پیچند.

«حرف مفت زدن»

به طوریکه می‌دانیم اولین خط تلگراف در زمان ناصرالدین شاه قاجار و به سال 1274 هجری قمری بین قصر گلستان و باغ لاله زار کشیده شد و سپس ضمن قراردادی که با کمپانی‌های خارجی منعقد گردید این خطوط به ایالات و ولایات ایران نیز ادامه یافت و بین تهران و شهرهای مهم ایران مواصلات تلگرافی برقرار گردید.

قبل از شروع مطلب که مربوط به ماجرای اولین خطوط تلگراف و مواصلات تلگرافی در ایران است برای مزید اطلاع جوانان ایرانی یادآور می‌شود که تلگراف در قدیم به صورت نظری بوده است و اختراع این تلگراف را به ایرانیان نسبت می‌دهند بدین معنی که از شوش و همدان به اطراف کشور ایران با فاصله‌های منظم تپه‌های طبیعی را برای محل مخابرات معین می‌نمودند و در نقاط دیگر که کوه و تلهای طبیعی یافت نمی‌شد تپه‌های مصنوعی بلند ساخته و بر بالای آن نگهبان می‌گماشتند که در روز با حرکت دادن دست و بیرق و با ایجاد دود، و در شب با افروختن آتش، اخبار فوری را به فاصله‌های نسبتاً دوری اطلاع دهند که بقایای بعضی از این تپه‌های مصنوعی اگر دقت شود هنوز در مسیر جاده‌ها دیده می‌شود که بر بالای آنها ساخته یا درختکاری کرده اند.

روزی که تلگرافخانه در تهران افتتاح شد مردم باور نمی‌کردند که از شهری به شهر دیگر امکان مخابره تلگرافی باشد و مقاصد و منویات افراد را بتوان از مسافات بعیده اصغاء نمود. مهمتر آنکه افراد بی‌سواد و خرافاتی که به وجود ارواح شیاطین! در سیمهای تلگراف معتقد بودند مردم را از مخابرات تلگرافی مطلقاً برحذر می‌داشتند.

به همین جهات و ملاحظات و با وجود تشویق دولت که مطالب مهم و فوری را مصلحت آن است که به وسیله تلگراف انجام دهند مع هذا مردم زیر بار نمی‌رفتند و این موضوع را بیشتر به شوخی و مطایبه تلقی می‌کردند.

وزیر تلگراف وقت مرحوم علیقلی خان مخبرالدوله چون از تشویق و تبلیغ پیرامون مخابرات تلگرافی طرفی نیست تدبیری به خاطرش رسید و با اجازه شاه یکی دو روز را به مردم اجازه داد که مجانی با دوستان یا طرف خود که در شهرهای اصفهان یا شیراز و تبریز و نقاط دیگر بودند صحبت کنند. چیزی بپرسند و جواب بخواهند تا مردم یقین کنند که تلگراف شعبده بازی نیست. مردم هم ازدحام کردند و سیل مخابرات به ولایات روان شد. هرکس هر چه در دل داشت از سلام و تعارف و احوالپرسی و گله و گلایه و شوخی و جدی بر صفحه کاغذ آورده به طرف مخاطب مخابره نمود زیرا حرف مفت بود و فطرت آدمی‌به سوی هر چه که مفت باشد گرایش پیدا می‌کند.

چون چندی بدین منوال گذشت و مقصود دولت در جلب تلگرافی حاصل گردید مخبرالدوله در پاسخ متصدیان تلگرافخانه‌ها که از مراجعات متقاضیان و طومارهای سلام و تعارف و احوالپرسی آنان برای مخابره البته حرف مفت و مجانی به ستوه آمده بودند دستور دادند این جمله را بر روی صفحه کاغذی بنویسند و بر بالای در ورودی تلگرافخانه الصاق نماینداز امروز به بعد حرف مفت قبول نمی‌شودو برای هر کلمه مثلاً یک عباسی یک پنجم ریال حق المخابره باید پرداخت کنند.

پیداست برای آنهایی که به حرف مفت عادت کرده بودند به هیچ وجه قابل قبول نبود که متصدیان مربوط به آنها بگویند حرف مفت نزن و حرف مفت نگو زیرا حرف قیمت دارد و بی تامل نباید به گفتار دم زد و به همین جهت از آن روز به بعد کلمه حرف مفت در اذهان مردم جزء کلمات ناخوشایند تلقی گردید و افرادی را که بدون تامل و اندیشه و غالباً به منظور تحقیر و توهین مطلبی اظهار کنند با عبارت حرف مفت نزن یا حرف مفت نگو متقابلاً پاسخ می‌گویند.