نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی
ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ، ایران من
فصل دهم سلسله مقالات ایران باستان (جشنهای باستانی)
مثنوی “خامنه ای ضحّاک، کشیدیمت زیر خاک”
به نام خداوند رنگین کمان
خداوند بخشنده مهربان
خداوند مهسا، حدیث و کیان
خداوند یک ملت همزبان
که این خانه مادری، میهن است
که ایران زمین، کاوه اش یک زن است
در مقاله ی این ماه و ماه آینده به بررسی پوشاک پارسی در روزگار هخامنشی از لحلظ مواد، ساختار و جایگاه اجتماعی جامه می پردازیم.
شناخت پوشاک پارسیان در روزگار هخامنشی، برخلاف بسیاری از موضوعات مربوط به تمدن ایران باستان، با دشواری های فراوانی همراه است. مهم ترین علت این مسئله، دوام اندک پارچه در برابر گذر زمان است. الیاف طبیعی که بخش عمده جامه های آن عصر را تشکیل می دادند، در برابر رطوبت، تغییرات آب و هوایی، آتش سوزی و عوامل زیستی به سرعت از میان می روند و از همین رو نمونه های واقعی لباس از آن دوره به ندرت باقی مانده است. به همین دلیل پژوهشگران برای بازسازی ویژگی های پوشاک هخامنشی ناچارند از مجموعه ای از شواهد گوناگون بهره بگیرند؛ از جمله نقش برجسته های کاخ های سلطنتی، مُهرهای اداری، مجسمه ها، ظروف فلزی، نقاشی های باقی مانده، نوشته های مورخان یونانی و همچنین یافته های باستان شناسی که هر یک بخشی از این تصویر تاریخی را روشن می کنند.
در میان همه این منابع، آثار معماری برجای مانده از عصر هخامنشی اهمیت ویژه ای دارند. مجموعه باشکوه تخت جمشید، که ساخت آن در زمان داریوش بزرگ آغاز شد و در دوره جانشینان او گسترش یافت، مهم ترین منبع تصویری برای مطالعه پوشاک این دوره به شمار می آید. اگرچه این شهر در پایان حکومت هخامنشی در جریان یورش اسکندر مقدونی آسیب فراوان دید و بخش هایی از آن در آتش سوخت، اما تعداد زیادی از نقش برجسته های سنگی آن سالم باقی ماند. این تصاویر، هیئت نمایندگان ملت های گوناگون، درباریان، سربازان، بزرگان و خدمتگزاران را با دقتی چشمگیر نمایش می دهند و امکان بررسی شکل لباس، شیوه دوخت، نحوه قرار گرفتن پارچه بر بدن و حتی برخی جزئیات تزیینی را فراهم می سازند.
در کنار تخت جمشید، پاسارگاد نیز اطلاعات ارزشمندی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. این شهر که به فرمان کوروش بزرگ ساخته شد و نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی به شمار می رفت، بخشی از نخستین الگوهای رسمی پوشش پارسی را بازتاب می دهد. همچنین بقایای کاخ های شوش، که پس از پیوستن کامل عیلام به قلمرو هخامنشی به یکی از مراکز مهم اداری و سیاسی امپراتوری تبدیل شد، نمونه های دیگری از هنر و پوشاک این عصر را حفظ کرده است. مجموعه این آثار نشان می دهد که پوشاک هخامنشی نه پدیده ای ساده، بلکه بخشی از نظام فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن زمان بوده است.
در جامعه هخامنشی، لباس تنها وسیله ای برای پوشاندن بدن یا محافظت در برابر سرما و گرما نبود. نوع جامه، کیفیت پارچه، رنگ، شیوه دوخت، حاشیه دوزی و حتی نحوه قرار گرفتن لباس بر تن، هر یک می توانست جایگاه اجتماعی، مقام اداری یا موقعیت سیاسی فرد را نشان دهد. به همین دلیل، پوشاک در فرهنگ پارسی نوعی زبان خاموش به شمار می رفت که بدون نیاز به سخن گفتن، منزلت و هویت صاحب خود را آشکار می ساخت.
بررسی نقش برجسته های تخت جمشید نشان می دهد که تفاوت میان جامه شاه، شاهزادگان، بزرگان دربار، فرمانداران، نگهبانان، سربازان و نمایندگان اقوام مختلف کاملاً حساب شده بوده است. هرچند در نگاه نخست شباهت های فراوانی میان این لباس ها دیده می شود، اما با دقت بیشتر می توان تفاوت هایی در جنس پارچه، شکل چین ها، پهنای حاشیه ها، نوع کمربند و آرایه های لباس مشاهده کرد. چنین تفاوت هایی نشان می دهد که پوشاک در دستگاه حکومتی هخامنشی، افزون بر جنبه کاربردی، نقشی تشریفاتی و نمادین نیز داشته است. عامل دیگری که بر انتخاب لباس اثر می گذاشت، شرایط اقلیمی بود. قلمرو هخامنشی از رود سند تا سواحل مدیترانه و از آسیای مرکزی تا کرانه های خلیج فارس گسترده بود. چنین سرزمین پهناوری، اقلیم های بسیار متفاوتی را دربر می گرفت. طبیعی بود که پوشاک مورد استفاده در نواحی سرد کوهستانی با جامه هایی که در مناطق گرم و خشک یا نواحی مرطوب به کار می رفت، یکسان نباشد. بنابراین، هرچند دربار الگویی مشخص برای پوشاک رسمی داشت، اما در عمل، ویژگی های اقلیمی نیز بر انتخاب جنس پارچه، ضخامت لباس و حتی برخی جزئیات دوخت اثر می گذاشت.
یکی از ویژگی های برجسته پوشاک پارسی، توجه هم زمان به زیبایی و کارآمدی بود. جامه ها به گونه ای طراحی می شدند که ضمن حفظ وقار، آزادی حرکت را نیز فراهم کنند. این موضوع برای مردمی که هم در فعالیت های اداری و هم در سوارکاری، شکار و جنگ مهارت داشتند، اهمیت فراوانی داشت. از این رو لباس ها معمولاً گشاد، نرم و دارای چین های منظم بودند تا حرکت اندام را محدود نکنند.
پارچه هایی که در این دوره استفاده می شد، تنوع قابل توجهی داشت. بر اساس منابع تاریخی و شواهد هنری، از الیاف گوناگونی مانند کتان، پشم، پنبه و در برخی موارد ابریشم استفاده می شد. البته ابریشم کالایی بسیار ارزشمند بود و بیشتر در اختیار خاندان سلطنتی یا اشراف بلندپایه قرار داشت. کیفیت بافت پارچه نیز اهمیت زیادی داشت؛ زیرا هرچه بافت ظریف تر و منظم تر بود، ارزش اقتصادی و اجتماعی آن افزایش می یافت. رنگ نیز یکی از مهم ترین عناصر پوشاک هخامنشی به شمار می رفت. برخلاف تصور رایج که لباس های باستانی را ساده و کم رنگ می پندارد، شواهد موجود نشان می دهد که پارسیان از طیف گسترده ای از رنگ ها بهره می بردند. سفید، زرد، قهوه ای، سبز، آبی، نارنجی و بنفش از جمله رنگ هایی بودند که در پوشاک آن دوره دیده می شوند. انتخاب رنگ تنها جنبه زیبایی نداشت، بلکه گاه بازتاب دهنده جایگاه اجتماعی یا کاربرد لباس نیز بود. در میان همه رنگ ها، ارغوانی جایگاه ویژه ای داشت. تولید این رنگ بسیار پرهزینه بود و به همین دلیل تنها افراد بلندمرتبه، به ویژه اعضای خاندان سلطنتی، امکان استفاده گسترده از آن را داشتند. پارچه های ارغوانی گاه با نخ های زرین یا تزیینات فلزی همراه می شدند و جلوه ای باشکوه به لباس می بخشیدند. چنین جامه هایی بیش از آنکه برای استفاده روزمره باشند، در مراسم رسمی، آیین های درباری و مناسبت های ویژه کاربرد داشتند.
طرح پارچه ها نیز تنوع فراوانی داشت. برخی پارچه ها کاملاً ساده بودند، در حالی که برخی دیگر با نقوش هندسی، گل وبوته، نقش های ستاره ای یا حاشیه های رنگین تزیین می شدند. به نظر می رسد استفاده از حاشیه های پهن و دوخت های منظم، یکی از ویژگی های رایج هنر پارچه بافی آن عصر بوده است. این آرایه ها نه تنها زیبایی لباس را افزایش می دادند، بلکه مهارت بافندگان و دوزندگان را نیز نشان می دادند.
احتمال دارد تغییر فصل نیز بر انتخاب رنگ و جنس پارچه اثر داشته باشد. جامه های سبک تر برای روزهای گرم و لباس های ضخیم تر برای فصل های سرد مناسب تر بودند. چنین تفاوت هایی در امپراتوری بزرگی مانند هخامنشی که مناطق بسیار متنوع آب وهوایی را دربر می گرفت، امری طبیعی به نظر می رسد.
نکته دیگری که از بررسی آثار هنری برمی آید، علاقه پارسیان به پوشاندن کامل بدن است. در فرهنگ هخامنشی، پوشش مناسب نشانه وقار، نظم و منزلت اجتماعی محسوب می شد. به همین دلیل، بیشتر لباس ها دارای آستین بلند، دامنی نسبتاً بلند و پوششی کامل بودند. این ویژگی، تا اندازه زیادی از سنت های پوشاک مادی تأثیر پذیرفته بود؛ زیرا بسیاری از عناصر لباس هخامنشی، ادامه تکامل یافته الگوهایی است که پیش تر در میان مادها رواج داشت.
با وجود این شباهت ها، پوشاک پارسی به تدریج هویت مستقل خود را پیدا کرد. طراحان و صنعتگران هخامنشی توانستند با بهره گیری از سنت های ایرانی و همچنین تجربه اقوام گوناگون ساکن قلمرو شاهنشاهی، شیوه ای تازه در دوخت و آرایش لباس پدید آورند؛ شیوه ای که در آن، وقار، هماهنگی، تناسب و زیبایی در کنار کارایی قرار گرفته بود. به همین دلیل، لباس پارسی تنها یک پوشش روزمره نبود، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و سیاسی امپراتوری هخامنشی به شمار می رفت و در معرفی شکوه و نظم این حکومت سهمی چشمگیر داشت.
در ماه بعد، ساختار دقیق جامه سنتی پارسی، اجزای تشکیل دهنده آن، اختلاف دیدگاه پژوهشگران درباره شیوه دوخت لباس، شواهد به دست آمده از مُهرهای هخامنشی، و همچنین دیوارنگاره مشهور کمانداران شوش و ویژگی های رنگ، نقش و تزیینات آن به تفصیل بررسی خواهد شد.
ادامه دارد…
و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست
بگویید آهسته در گوش باد
چو ایران نباشد تن من، مباد














