• Home
  • >
  • مقالات مجله – جولای ۲۰۲۴
  • >
  • برگهایی از تاریخ – به مناسبت ۱۰۰ سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت سی و نه

برگهایی از تاریخ – به مناسبت ۱۰۰ سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت سی و نه

گردآورنده: شهرداد خبیر

برگرفته ازکتاب “از کودتا تا سقوط”

تاج شاهی

وضعیت به گونه ای شد که در مرکز نگرانی ها آفرید. مرکزنشینان در پی آن بودند روشن شود که آیا در ماجرا «تحریکات خارجی» هم بـــوده است؟ روز شنبه، ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴، مذاکرات همچنان ادامه یافت. متحصنین بر خواسته های خود، دو مورد دیگر مبنی بر «گذراندن قانون به الزام حجاب و تنبیه مدیران جرایدی که عکس دختران را در جریدۀ خود طبع کرده بودند » افزودند. همچنین در سطح شهر با هجوم به دکان ها در محلات ، صاحبان آنها را برای پیوستن به متحصنین تحت فشار قرار دادند. اخباری مبنی بر رسیدن اهالی روستاها و پیوستن آنها به معترضان نیز اوضاع را پیچیده تر کرد.

با گزارش هایی که از مشــهد به تهران می رسید، رضاشاه تصمیم نهایی را گرفت. او در پیامی که به کارگزاران حکومت در خراسان فرستاد، گفت :

اگر پیش از این مسامحه کنید و تعلل ورزید، نه کلاه بر سر شما و نه تاج بر سر من باقی خواهند گذارد. امر می کنم و فرمان می دهم امشب باید غائله بدون خونریزی خاتمه یابد. هر قدر قشون لازم است باید آنها را محاصره کرده، محرکین را دستگیر و مردم متفرقه را آزاد سازید. حتما باید سعی شود گناهکاران دستگیر شده و محرک اصلی را به دست آورید و دیگران که گول خورده و نفهمیده و یا تماشاچی بوده، به قید التزام آزاد کنید.

پس از فرمان شاه، نظامیان آمادۀ فروخواباندن غائله شدند. در دستوری که نظمیۀ مشهد صادر کرد، با وجود اصرار بر مسلح بودن مأموران، براستفاده نکردن از سلاح گرم در صحن و آستانه تأکید تجدید نشود. با این همه، در بخشی از این امریه آمد:

بعد از اجرای امر، برای جلوگیری اشخاص به صحن و مسجد هر اقدام شدیدی که لازم است بکنید که غائله تجدید نشود .

فرماندهی عملیات هم به سرهنگ قادری سپرده شد. در آغازین ساعات روز یکشنبه ، ۲۲ تیرماه ۱۳۱۴، حمله به متحصنین آغاز شد. حمله بدون تلفات جانی نبود. به گفته شوشتری، قادری به مطبوعی فرماندۀ نظامی مشهد، درشرح عملیات خود گفت :

آنها را خر کردم و مثل گوسفند در مسجد و شبستان ها و دارالسیاده از کشته پشته ساخته ام.

  برگ‌هایی از تاریخ، به مناسبت 100 سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت شانزدهم

پس از پایان ماجرا، رضاشاه به سرلشکر امان الله جهانبانی، فرماندۀ لشکر شرق، مأموریت داد تا حقیقت ماجرا را روشن کند. هرچند افراد زیادی حتی از علما مانند آیت الله آقازاده، فرزند آخوند ملاکاظم خراسانی، دستگیر و زندانی شدند و برخی نیز تبعید شدند ، اما مهمترین قربانی این ماجرا، محمدولی خان اسدی نایب التولیۀ آستانه بود. سرهنگ محمد رفیع نوایی، رئیس نظمیۀ شرق، در گرفتاری اسدی نقش بسزایی داشت. او سعی داشت اسدی را به انگلیس ها مربوط کند و ماجرا را به تحریک آنها نسبت دهد. چند تنی از اتباع انگلیس و وابستگان آنها هم به جرم شرکت در ماجرا تبعید شدند. سرانجام اسدی جان بر سر این دسیسه چینی ها و بدگمانی شاه نهاد. در محافل دیپلماتیک شایع بود اسدی به تحریک معترضان اعتراف کرده است. گویا پسر اسدی و داماد فروغی برای نجات پدر در نزد محمدعلی فروغی، رئیس الوزرا، وساطت کرده بود. شایع بود فروغی در این باره پاسخ داد :

در کف شیر نر خونخواری

غیرتسلیم و رضا کو چاره ای

فروغی چندی پس از دستگیری اسدی، در نهم آذر ۱۳۱۴ از رئیس الوزرایی استعفا داد. به گفتۀ محمود فروغی،  مسئلۀ اسدی مهمترین دلیل استعفا بوده است: دیگر صلاح نبود که مرحوم فروغی نخست وزیر باشد و پدر دامادش تیرباران شود . رضاشاه هم … در این قسمت خیلی … رادیکال بود.

کشف حجاب

کشف حجاب از جمله سیاست های مدرن سازی رضاشاه و شاید چالش برانگیزترین آنها بود – سیاستی که سعی در ورود بیشتر زنان به عرصۀ عمومی داشت، اما شیوه و حتی نامگذاری این سیاست، نشان از کج سلیقگی هایی در اجرا داشت. شاید نامی چون تغییر پوشش حساسیت های کمتری را موجب می شد. پیش از اقدام دولت در رفع حجاب، جمعیت نسوان وطنخواه ایران با سرپرستی بانو مستوره افشار چنین سیاستی را پیگیری میکرد. این جمعیت یک گروه غیردولتی و وابسته به جمعیت اتحاد زنان شرق بود. جمعیت اتحاد زنان شرق سالها پیش از کشف حجاب (۱۳۰۹) در پی تساوی زن و مرد درتمام شئون اجتماع بود. از دیگر مقررات این جمعیت، «حق طلاق» برای زنان و مقابله با «تعدد زوجات» بود.

  آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت 32

پس از آنکه رضاشاه برای عمومی کردن ایدئولوژی سلطنت خود به تمرکزگرایی فرهنگی روی آورد. خود متصدی اجرای سیاست تغییر پوشش زنان شد- سیاستی که بلافاصله پس از بازگشت از ترکیه پیگرفت. اجرای این سیاست هم به علی اصغر حکمت، وزیر معارف دولت محمدعلی فروغی، سپرده شد. حکمت با دعوت از زنان متجددی چون صدیقه دولت آبادی، فاطمه سیاح ، هاجر تربیت،  بدرالملوک بامداد، فخرالزمان غفاری و پری حسام شهیدی بنیان یک سازمان دولتی مخصوص زنان با عنوان «کانون بانوان» را گذاشت. «کانون بانوان» وظیفه داشت با تشکیل «مجامع بانوان» و برگزاری«مجالس جشن و خطابه » زنان را آموزشهای نوین دهد. در این مجالس، «خطابه های اخلاقی» و «سرودهای مخصوص» اجرا می شد و دختران با چهره ای باز، بدون پوشش در صف با این برنامه ها هم نوا می شدند.

در چنین مجالسی مردانی از رجال راه داشتند و پسران به ورزش مشغول بودند. همین مقدمات بود که اعتراضاتی برانگیخت . از جمله مجلس جشنی در فروردین ۱۳۱۴ در مدرسۀ ( شعاعیه) شیراز برپا شد که موارد مذکور در آن به چشم می خورد. همچنین به هنگام حادثۀ مسجد گوهرشاد، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در تلگرافی به رضاشاه، از«خلاف قوانین شرع مقدس و مذهب جعفری» اوضاع سخن گفت. تلگراف شیخ نه از جانب شاه که از سوی رئیس الوزرا پاسخ داده شد.فروغی موارد مورد اعتراض شیخ را «اراجیف و اکاذیب شایعه» دانست و او را به ادامۀ «شیوۀ مرضیه» که همانا همراهی با شاه بود، فراخواند. بدین ترتیب اعتراضات گوش شنوایی نیافت.

مقدمات کشف حجاب اگرچه در دورۀ ریاست وزرایی فروغی انجام شد، اما او مجال نیافت اجرای آن را در دولتش شاهد باشد. شاید علاوه بر ماجرای دستگیری اسدی، یکی از موارد اختلافی او با شاه همین سیاست بوده است، چرا که پسر فروغی در بیان استعفای پدر، از «اختلاف سلیقه ها» می گوید.

قرعۀ فال برای اجرای این سیاست به نام محمود جم زده شد. جم علاوه بر رئیس الوزرایی، تصدی وزارت داخله را نیز داشت. محمود جم ملقب به «مدیرالملک» به سال ۱۲۶۴ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. او در زادگاهش سمت مترجم دکتر کوپن فرانسوی، طبیب ولیعهد، را به عهده داشت. این شغل را در ادارۀ گمرک و سفارت فرانسه نیز تجربه کرد. در ریاست وزرایی وثوق الدوله بود که به شغل مهم و خطیر ریاست انبار غلۀ دولتی نایل شد. مشاغل بعدی او بعدی او پیشکاری مالیۀ تهران، ریاست خزانه داری کل، وزیر خارجه و سپس وزیر مالیۀ کابینۀ سیدضیاءالدین طباطبایی، وزیر مالیه در دولت های مشیرالدوله و سردار سپه و معاون رئیس الوزرا در کابینۀ اول محمدعلی فروغی است. جم در دورۀ سلطنت رضاشاه، مشاغل مهمی چون استانداری و وزارت را به نوبه بر عهده داشت. آخرین سمت او تا قبل از رئیسالوزرایی، تصدی وزارت داخله در کابینۀ فروغی بود. جم خود با داشتن سمت وزیر، مداخله بیشتری در اجرای سیاست تغییر پوشش زنان را برعهده داشت. پس از او ، علی اصغر حکمت، وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه بود که از دورۀ فروغی از جانب شاه برای انجام مقدمات این کار مأموریت یافت.

  افسردگی نوجوانان - قسمت سوم

اولین بخشنامه های وزارت داخله در اینباره، بیشتر حکم توصیه و تبلیغ جامعه در اجرای سیاست کشف حجاب است. در بخشنامه ای که این وزراتخانه در ۲۷ آذرماه ۱۳۱۴ صادر کرد، به تأثیر «اصلاح وضع نسوان» در اصلاحات اجتماعی اشاره شد. به اعتقاد تهیه کنندگان بخشنامه، «مادامی که نصف جامعه مستور و از برکت علم و تربیت و زندگانی اجتماعی خارج و دور باشد، به اصطلاح عوام، ضعیفۀ ناقص العقل بیش نبوده ، مانع ترقیات و تمدن مملکت خواهد بود » بر این اساس،  مأموران حکومتی ملزم بودند در اصلاح این وضعیت بکوشند. برای رسیدن به این نتیجه هم پیش بینی شده بود که «بدوا از محیط معارف، یعنی ابتدا از مدیره های دبستان ها و محصلات شروع شده و به سایر طبقات بسط پیدا نماید».  اجرای این سیاست در مراکز آموزشی، بدینگونه بود که « در مرتبۀ اول باید دبستان ها و مدارس دخترانه شروع و مأمورین دولتی اقدام و مجامعی با خانـــواده های محترم و تربیت شده تشکیل داده، با نهایت متانت با دادن کنفرانسها و مذاکرات مفیدۀ اخلاقی راجع به عفت و پاکیزگی و صحت عمل و سادگی در لباس، مقصود خود را پیش ببرند».

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان