خاطره‌هایی از علیا حضرت شهبانو فرح – برگزیده شده از کتاب کهن دیارا – ۲

اندکی پس از ازدواجم دکتر عبدالحسین راجی وزیر سابق بهداری از من وقت ملاقات خواست، او را پذیرفتم. خانم عذرا ضیایی نیز او را همراهی می کرد. هر دو انسان هایی ارجمند بودند. از من خواستند ریاست جمعیت کمک به جذامیان را که به تازگی تأسیس شده بود، بپذیرم. بدیهی است فوراً با این پیشنهاد موافقت کردم. بدینسان ده سال پس از تأثیر شدیدی که سخنرانی فولرو درمن گذاشته بود سرنوشت، موقعیتی به من اعطا کرد که بتوانم در این راه خدمتگزار باشم.

در مقام ریاست این جمعیت تصمیم گرفتم هر چه زودتر از مرکز جذامیان تبریز (یک مرکز دیگر هم در مشهد بود) بازدید کنم. تأثیر این بازدید خیلی بیش از اثری بود که از شنیدن سخنرانی در من ایجاد شده بود. من برای نخستین بار با چهره های مسخ شده جذامیان روبرو شدم و با نگاه های دلخراش و خالی از امید این نگون بختان برخورد کردم. آن هایی که وضع بهتری داشتند در ساختمان های قابل قبولی زندگی می کردند اما بقیه محکوم به زیستن در اطاقک های نیمه تاریکی بودند که از آن ها بوی نامطبوعی به مشام می رسید.

ما برای آن ها نان شیرینی آورده بودیم و من ناگهان متوجه شدم که راهنمایانمان نان های شیرینی را هم چون غذایی که به سگ دهند به سوی آن ها پرتاب می کنند. گمان نمی کنم هیچ گاه در زندگی این چنین احساس شرمندگی و نفرت کرده باشم.

چطور می توانید با آن ها یک چنین رفتاری داشته باشید؟ این ها انسانند. راهنمای بیچاره که خجل شده بود نمی دانست چه بکند.

  Cosmology | کیهانشناسی (20)

او به شدت از سرایت بیماری به خود بیم داشت. پس از آن با چند نفری که وقت خود را وقف رسیدگی به این تیره بختان می کردند آشنا شدم. پزشکان ایرانی و خارجی خصوصاً دکتر بالتازار (Baltazar) پزشک فرانسوی که مدیر انستیتو پاستور تهران بود و نیز راهبه ها و کشیش های مسیحی. (بعدها با خود فکر کردم که یک روحانی مسلمان در این مؤسسات مشغول به کار نبود).

پس از این بازدید با متخصصین به بحث و تبادل نظر درباره امکانات ایجاد زندگی بهتری برای جذامیان پرداختیم.

قبل از هر چیز روشن شد که پزشکان ما اطلاعات لازم را برای تشخیص فوری جذام ندارند و معمولاً این بیماری را با دیگر بیماری های پوستی از قبیل جرب اشتباه می گیرند.

در نتیجه امکان جلوگیری و مداوای فوری جذام را ندارند در حالی که داروهای مؤثری برای مبارزه با این بیماری وجود داشت. بنابراین نخستین اقدام ما ایجاد طرح لازم برای آموزش چگونگی تشخیص بیماری و نحوه معالجه آن به دانشجویان پزشکی و پزشکان بود.

سپس به مطالعه و یافتن دلایل وجود این بیماری در مناطقی پرداختیم که این بیماری در آن جا شایع بود تا بتوانیم پزشکان آگاه را به همان نقاط بفرستیم. فرانسه بر اساس قرارداد همکاری های فنی،‌ با فرستادن گروهی مرکب از متخصصین بیماری های واگیردار، پزشکان و جغرافی دانان کمک مؤثری کرد.

به موازات آن به این فکر افتادیم که چگونه می توان این بیماران و خصوصاً آن هایی را که سلامتی خود را باز یافته اند اما هم چنان جذام بر صورتشان باقی است و اصطلاحاً به آن ها بیماران پاک شده می گفتند، به زندگی عادی بازگردانیم. از نظر ما کمال مطلوب آن بود که این دسته از بیماران در بیمارستان های عمومی پذیرفته شوند. به من گفته بودند که جذام از بسیاری از بیماری های دیگر کمتر واگیر دارد ولی حتی پزشکان نیز از سرایت آن بیم داشتند.

  نوجوان و ذهن مضطرب او – قسمت یازدهم

در نتیجه با مخالفت شدیدی روبرو شدیم و این موضوع ما را بر آن داشت که به فعالیت خود در زمینه اطلاع رسانی وسعت دهیم.

اما در عوض از بازگرداندن این بیماران به جامعه روستایی خود که از توصیه های سازمان جهانی بهداشت بود، صرفنظر کردیم. کارشناسان این سازمان نمی توانستند وحشتی را که این بیماری در یک جامعه کوچک روستایی ایجاد می کند، درک کنند.

هنگامی که عضوی از خانوار بیمار شود همه افراد خانواده فرار می کنند.

این واقعیت ما را بر آن داشت که دهکده ای برای بیماران شفا یافته و خانواده هایشان به وجود آوریم. از پادشاه خواستیم زمینی از املاک شخصی خود را برای این کار در اختیار ما بگذارد و او پذیرفت.

بدین ترتیب توانستیم در منطقه گرگان دهی با جمعیتی بیش از هزار نفر به وجود آوریم. در سال های ۱۳۵۰ این بهکده از ۳۰ خانه، یک بیمارستان ۱۵ تختخوابی، یک مدرسه ابتدایی، یک سینما، یک پاسگاه ژاندارمری، یک رستوران، یک کارخانه، یک کارگاه تجاری، چندین انبار فرآورده های کشاورزی، مزارع و چاه های آب و غیره تشکیل شده بود.

طرح ایجاد این دهکده آن چنان موفقیت آمیز بود که کار بر عکس شد یعنی این اهالی دهکده های مجاور بودند که برای رفتن به سینما یا رستوران و یا کار به این دهکده می آمدند.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان