آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت ۴۲

ای وطن ای مادر تاریخ ساز              ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای  کویر تو بهشت جان من               عشق  جاویدان من، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل هفتم سلسله مقالات ايران باستان (جشن های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان 

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است 

* موسيقی قديم ايران:

کتاب هایی که از قدیم راجع به موسیقی ایران نوشته شده اند بیشتر جنبه ی علمی و نظری دارند زیرا پیشینیان موسیقی را یکی از اقسام حکمت ریاضی می دانستند و در کتاب های موسیقی اصوات را از روی نسبت های ریاضی تعیین می کردند. در اصطلاح قدیم حکمت را علم به حقایق اشیا می دانستند به قدر طاقت بشر.

حکمت به دو قسمت تقسیم می شده: نظری و عملی.

حکمت نظری یعنی آنچه اراده ی بشر در آن دخالت ندارد مانند الاهیات، ریاضیات و طبیعیات؛ و حکمت عملی یعنی آنچه اراده ی انسان در آن دخالت دارد مانند اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدرن.

ریاضی که از اقسام حکمت نظری است شامل حساب، هندسه، نجوم و موسیقی بوده است. ابن سینا در کتاب دانشنامه ی علایی چنین نوشته است:

“صناعت موسیقی دو جزو اسـت: یکی تألیف است و موضوع آن نغمه هاست و اندر حال اتفاق و نااتفاقی ایشان نگاه کنند؛ و دوم ایقاع است و موضوع او زمان هاست که اندر میان نغمه ها اوفتد و نقره ها که از یکی به یکی شوند و اندر حال وزن ایشان و ناوزنی ایشان نگاه کنند و غایت، اندرین هر دو، نهادن لحن هاست. پس صناعت موسیقی علمی است نظری.”

از طرف دیگر، از قدیم تمام علوم با هم ارتباط داشتند و جزو حکمت یا فلسفه بودند. درنتیجه هر حکیم و دانشمندی تمام قسمت های حکمت نظری و عملی را می دانست. شک نیست که با این ترتیب تخصص در یک رشته ی معیّن کمتر برای کسی دست می داده و اغلب کسانی که رساله یا کتابی در علم موسیقی نوشته اند از فیلسوفان درجه ی اول بوده اند مانند فارابی، ابن سینا و دیگر دانشمندانی که به اختصار از آنها گفت و گو شد. این اشخاص، در ضمن مطالعه ی سایر علوم، از موسیقی نیز بهره گرفتند و به تحصيل آن همت گماشتند و با اینکه بعضی از آنها، از قبيل فارابی و قطب الدین شیرازی، به عمل موسیقی نیز آشنا بودند و در نواختن سازها دست داشتند ولی چون در دوران تحصيل وقت خود را صرف فراگرفتن انواع علوم کردند و آنطور که شاید و باید در صدد تکمیل فن موسیقی برنیامدند لذا متخصص در این رشته نشدند. به همین جهت، با تمام دقت و هوشی که در تألیف و تنظیم مطالب به کار برده اند، کمتر جنبه ی عملی که مورد استفاده ی نوازندگان باشد یافته اند و این یافته ها بیشتر از لحاظ علمی سزاوار دقت اهل علم هستند. نکته ی دیگر این است که اشخاصی که راجع به موسیقی کتاب نوشته اند بیشتر مطالب را از یکدیگر اقتباس کرده اند و اگر چه هر یک در صدد تکمیل نوشته های دیگری برآمده اند ولی در مجموع در این کتاب ها در زمینه های محدودی از علم موسیقی گفت و گو شده است. در طی قرون گذشته، رابطه ی کمی بین علم و عمل موسیقی وجود داشته است و اگر یکی دو تن از نویسندگان به صورت عملی با این هنر آشنا بوده اند دیگران تنها به اصطلاحات علمی موسیقی وارد بوده اند. سازندگان و نوازندگان و خوانندگان هم گویی کمتر به تألیفات موسیقی دانشمندان نظر داشته اند. یعنی یا اهل علم نبوده اند که نکته های رسالات موسیقی را درک کنند یا اصولا توجهی به این موضوع نکرده اند. حتی امروز هم نوازندگانی که مثلا کتاب الموسيقى الكبير فارابی را مطالعه کرده باشند انگشت شمارند. شاید زبان عربی هم که زبان علمی آن دوره ها بود خود موجب دیگری برای بی خبری فارسی زبانان از محتوای این رسالات شده باشد. متأسفانه در زمان ما نیز هنوز بسیاری از این کتاب ها منحصر به نسخه های خطی است که فقط در کتابخانه ها هستند و تعدادی از آنها هنوز به فارسی ترجمه نشده و به چاپ هم نرسیده اند تا در دسترس نوازندگان قرار گیرند. یکی از کارهای لازمی که باید بشود. ترجمه و چاپ این کتاب هاست که هنوز هم در این کار مهم اقدام لازم نشده است.

  شعر سعید عرفان - معمای هستی

در کتاب های قدیم موسیقی ایران راجع به کیفیت صوت، ابعاد موسیقی، ترتیب مقامات، تناسب اصوات، ایقاع یا وزن، اسامی الحان و تأثیر نغمات گفت و گو شده است ولی چون خطی برای نوشتن نغمه ها در کار نبوده است و مطالب از نظر علمی مورد بحث قرار گرفته اند کمتر مورد توجه اهل عمل واقع شده اند. به همین جهت است که آثار شاعران و نویسندگان باقی مانده اند ولی متأسفانه نمونه ای از الحان و نغمات در کتاب ها ضبط نشده اند و موسیقی در ایران همواره به طور شفاهی و سینه به سینه از استاد به شاگرد تعلیم داده شده و نبودن نمونه های کتبی از الحان موسیقی فهم موضوع را بیشتر مشکل کرده است. موسیقی ایران در طی قرون گذشته تقریبا به یک سبک و روش باقی مانده و به احتمال قوی تجدد و تازگی نیافته است. موسیقی امروز ما، از حیث اسلوب و روش، شباهت کاملی به موسیقی قدیم ایران دارد و اگر اختلافی در آن پدید آمده باشد شاید آن قدر اندک و جزئی باشد که قابل ذکر نیست. موسیقی ما که قرن ها سابقه ی تاریخی دارد و دارای خواص و صفات ممیزه ای است از بسیاری جهات با موسیقی قديم بسیاری از کشورهای خاورزمین نزدیکی و شباهت دارد و آن هم به این دلیل است که در حقیقت موسیقی ایران مادر موسیقی افغان و ترک و عرب به شمار می آید. هر چند این موسیقی بسط علمی نیافته است ولی ملاحت خاصی دارد که به گوش ما لذت بخش است. صفات مخصوص این موسیقی عبارت است از:

  جدول کلمات متقاطع - دسامبر ۲۰۲۱

در کار نبودن هماهنگی یا هارمونی، داشتن وزن آزاد در آوازها، وجود نغمه های زیبای بسیار و مقامات مختلف و فاصله های کوچک تر از پرده و نیم پرده، پیوستگی شعر و موسیقی، به کاربردن سازهای مخصوص برای تک نوازی و توجه خاص به تک نوازی و عدم استفاده از خواندن و نواختن دسته جمعی، یعنی عدم پیدایش ارکستر و آواز جمعی یا کر.

* آغاز موسیقی درنظر پیشینیان:

مؤلفان کتاب های موسیقی قدیم ایران برخی از قواعد علمی موسیقی را از نوشته های فيلسوفان یونان اقتباس کرده اند چنان که مثلا فیثاغورس (۵۷۰ -۴۹۵ قم) فیلسوف یونانی را مخترع فن مو سیقی دانسته و حکایتی را درباره ی اختراع یکی از سازهای موسیقی به او نسبت داده اند.

محمد بن آملی در کتاب نفائس الفنون فی عرائس العیون چنین گوید:

این علم را فیثاغورس حکیم بیرون آورد. گویند که سبب تنبه او بدین علم آن بود که شبی به خواب دید که شخصی پیش او آمد و گفت: فردا به بازار آهنگران (و در بعضی روایات ندافان) گذری کن تا سری از اسرار حکمت بر تو منکشف گردد. چون بیدار شد وقت سحر بود. برخاست و بدان صوب گذر کرد. در آن بازار تردد می نمود و در اندیشه ی کشف آن سر بود تا که آوازی را که از مصادمه ی برخورد آن دو جرم ثقیل می شنید با هم نسبتی می داد تا از آن مناسبت لذتی دریافت و از آنجا به گوشه ای رفت و مویی در دهان گرفت و به سـر ناخن او را بجنبانید تا آوازی از آنجا بیرون آمد. اما ضعیف بود. پس آن را به ابریشم بدل کرد و در استخراج التی که ابریشم بر آنجا بندد فکر می کرد تا روزی که در دامن کوهی می رفت. سنگ پشتی افتاده بود پوسیده، و پوست روی کاسه باقی مانده بود و چون باد در تجاویف آن می افتاد آوازی از آنجا بیرون می آمد. آن را برداشت و اصل بربت ساخت و دسته ای بر او بست و در تکمیل و تتمیم آن سعی نمود تا به کمال رسید. ادامه دارد…

  شجریان: سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران – قسمت بیست و سوم

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست.                             

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان