ایرج بسطامی – خواننده و موسیقیدان – ۲

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری

عزت الله الوندی در ارتباط با فوت این هنرمند خوب و مطرح می گوید:

سه چهار ماه پیش که با استاد علی زاده درباره زنده یاد داریوش زرگری به صحبت نشستیم، چشم های علی زاده را می دیدم که در پرده اشک نغمه سر داده بودند.

لبهاش می گفتند: ما اندوهگین مرگ زرگری نیستیم چون او همیشه با ماست. در کارها با ما همکاری می کند. حضورش حتی پر رنگ تر از همیشه به ما قوت قلب می دهد چرا که او حالا چیزی فراتر از جسم است.

حالا به مردمی فکر می کنم که چهار پنج روز بیشتر از غیبتش نگذشته; ایرج بسطامی. بسطامی حالا تمامی جسمش به صدایی جاودانه تبدیل شده زیرا تنها صداست که می ماند.

درست ۱۴ سال پیش که نوار اجرای افشاری و نواز استاد شجریان با گروه عارف در فرانسه به صورت قاچاق وارد و تکثیر شد، تصنیف های به یاد ماندنی اش خیلی زود روی زبان ها افتاد; ای یوسف خوشـنام ما / خوش می روی بر بام والا یا ایها الساقی…

اما تصنیف افشاری الا یا ایها الساقی ناقص ضبط شده بود و همه مشتاق شنیدن آن به طور کامل بودند.

پرویز مشکاتیان وقتی از فرانسه برگشت ” افشاری مرکب ” را این بار با صدای خواننده ای ساخت که در آن زمان ۳۳ سال بیشتر نداشت اما پختگی صدایش به علاقه مندان موسیقی نوید آن را می داد که بسطامی روز به روز بهتر از این خواهد شد. به ویژه آن که او از سال های جوانی در محضر استاد آواز ایران محمد رضا شجریان به فراگیری آواز پرداخته بود، شاگردی لاغر اندام و ساده با خلق و خوی گرم و دل سوختگی کویر.

استاد مشکاتیان نیز یکی دو سال بعد یعنی سال های ۵۵ ، ۵۶ استعداد بسطامی را کشف کرد و به او تعلیم موسیقی داد و پس از آموختن مقدمات آواز و ردیف خوانی، شیوه آواز استاد حسین طاهر زاده را نیز از شجریان آموخت. ” افشاری مرکب ” نخستین کار رسمی او به صورت نوار کاست بود که در اوایل دهه ۷۰ وارد بازار شد و سرود روشنی ” الا یا ایها الساقی ” این بار به صورت کامل و با صدای ایرج بسطامی روی زبان ها افتاد و هم پایه آن تصنیف ” صبوحی ” با این شعر از سعدی:

بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است

ای مجلسیان راه خرابات کدام است؟

بسطامی تنها خواننده چپ کوک مرد در ایران بود و وسعت صدایی مثال زدنی داشت.

  سرطان روده - بخش دوم

او آواز را از استاد شجریان آموخته بود اما در عین حال سبکی خاص داشت، سبکی که در تحریرهای پیچیده اش تجلی می یافت. همکاری اش را با مشکاتیان با آثار دیگری همچون افق مهر، مژده ی بهار و وطن من ادامه داد و رنگ آواز و نوای دلکش او در میان مردم رسوخ کرد. شیوه ی آواز و و سبک ویژه اش در این ۳ نوار، موسیقیدانان و منتقدان را متوجه آوازی روشن کرد.

در مژده بهار بسطامی آواز سر داد:

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

پس از مشکاتیان، محمدرضا درویشی، حمید متبسم، کیوان ساکت، حسین پرنیا، اصغر محمدی و کوروش متین در آثاری چون موسم گل، بوی نوروز، مستانه، رقص آشفته، ظهور و سکوت از صدای گیرای بسطامی بهره بردند تا نوای دلکش او به این تصنیف ختم شود. سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را.

صدای زلال بسطامی اگر چه با چهره سوخته اش بیشتر می چسبد اما مطمئناً با رفتن جسم او صدایش نخواهد رفت هم چنان که صدای استاد طاهر زاده، استاد ظلی، استاد اقبال آذر، استاد بنان و … را از حنجره های دیگری چون حنجره استاد شجریان می شنویم. در ارتباط با ایرج بسطامی در روزنامه وقایع اتفاقیه مورخ شنبه دوازدهم اردیبهشت سال ۱۳۸۳ به قلم آقای حسین ظهوری چنین آمده است:

در گذشت ناگهانی ایرج بسطامی در کنار تأسف فراوانی که به همراه داشت، بازار فروش گسترده ای را برای ناشران آثار او به وجود آورد. پس از مرگ وی در حادثه زلزله بم آثار ضبط شده ای که مدت ها از دسترس شنوندگان و طرفداران صدای بسطامی دور مانده بود، تجدید چاپ شد و در فروشگاه ها، رادیو و تلویزیون همواره صدای گرم مرحوم بسطامی به گوش می رسید.

گزارش حاضر که نگاهی به این موضوع دارد را با طرح این پرسش آغاز می کنیم که آیا با چاپ مجدد آثار بسطامی و سرازیر شدن این آثار در بازار فروش، حقوقی به عنوان حق مؤلف به بازماندگان مرحوم بسطامی تعلق می گیرد یا خیر؟

خانواده بسطامی در زلزله بم بیش از ۹۰ درصد بستگان خودشان را از دست دادند و حالا این طور تصور می شود که در راستای انتشار مجدد آثار بسطامی باید درصدی به عنوان حق مؤلف در اختیار بازماندگان ایشان قرار گیرد.

محمدعلی بسطامی برادر مرحوم ایرج بسطامی در این خصوص به خبرنگار وقایع اتفاقیه می گوید: شرکت های تولید کننده آثار مرحوم بسطامی هیچ مبلغی به عنوان حق مؤلف به ما پرداخت نکرده اند. فکر کردیم که در این جا دارد حقی از ما ضایع می شود به خاطر همین نوشته را به دادگاه ارائه کردیم. وی در ادامه می گوید: ایرج در مجموع با شرکت ها هیچگونه قراردادی نبسته است و همواره قراردادهایش با آهنگسازها بوده و حتی برخی از آثار ایرج اصلاً قراردادی نداشته است.

  فردوسی، حکیم طوس، طبیب زبان پارسی – قسمت 25

آزاده شهید نوری در مجله معتبر و وزین مقام موسیقیایی شماره هجدهم مورخ دی ماه ۱۳۸۳ در ارتباط با ایرج بسطامی می نویسد:

سال گذشته زلزله بم تمام ایران را زیر و رو کرد. درست است که تنها یکی از مناطق ایران به واسطه زلزله نابود شد اما همه مردم ایراج بسیج شدند و به کمک هموطنانشان شتافتند. در این میانه نقش هنرمندان عرصه موسیقی بیشتر از دیگران بود. شاید یکی از دلایل آن ایرج بسطامی خواننده محبوب موسیقی ایرانی بود که همه هنرمندان را متأثر کرد و آن ها را به جنب و جوش انداخت که برای بم کاری کنند.

استاد شجریان در رأس این هنرمندان پس از مدت ها به اجرای برنامه پرداخت و تمام عواید آن را برای ساخت مجموعه ای فرهنگی ـ هنری در بم اختصاص داد.

امسال در سالگشت فرو ریخت زلزله بم به همراه شجریان و تعدادی از موسیقیدانان عضو خانه موسیقی راهی آن جا شدیم تا بزرگداشتی به یاد ایرج بسطامی در زادگاهش برگزار کنیم. خانه موسیقی این برنامه را به همت منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید برگزار کرد. این برنامه با تصاویری از مرحوم بسطامی و آواز او آغاز شد. در این برنامه تعدادی از شاگردان بسطامی حضور داشتند که یاد استادشان را زنده کنند.

وقتی شجریان از در وارد شد همه آن ها بی اختیار به آغوش او پناه بردند و گریستند، شجریان هم همراه آن ها می گریست، او برای شاگردانش و آن ها برای استادشان.

حتماً می دانستند که بسطامی چقدر برای شجریان عزیز است. حالا نوبت استاد بود که با حاضران سخن بگوید. او از قبل متنی آماده کرده بود که شاید خواندنش برای شما هم خالی از لطف نباشد: ” با یاد آفریدگار دوستی و مهر، بم فرو ریخت.

لحظه ای تلخ که جان های پاک مجال یگانه زندگی را باخت. روزی تلخ که بُهت سنگین حادثه آوار شد. سالی تلخ که روان ما توان از دست دادن این همه جان شیرین را ندارد.

بم فرو ریخت، زندگی مکثی کرد و اندوه این همه جان باخته، روح و روان ما را با خود برد اما مردن نه سزای مردمی بود چنین بزرگ “.

استاد نفسی تازه کرد و ادامه داد: بم فرو ریخت تا بیاموزد انسان را از یاد نبریم. هنرمند مردمی همواره با مردم خویش در حزن و مصیبت ها گریسته است. با شادی آن ها شادی کرده و با مردم خویش به یاری دیگران برخاسته و در همه حال هنرمند اصیل شور زندگی را سرودی تازه و پر طنین سر داده است. اکنون نیز بر هنرمندان است که آتش مهر ورزیدن را برفروزند و امید این چشمه جوشان شادی و نشاط را در دل ها برانگیزانند.

  فردوسی، حکیم طوس، طبیب زبان پارسی – قسمت ۴۲

ما نیز با جهان مردمی، مصیبت فاجعه را گریستیم. اکنون بر خویش می دانیم و بدانیم که فردای ما را رویایی رقم می زند که در سر می پروریم.

شجریان اشاره ای هم به مرحوم بسطامی کرد و گفت:

یاد بم را نمی توان از یاد فرزند هنرمند عزیز موسیقی ایرانی، ایرج بسطامی جدا کرد. هنرمندی که عمر کوتاه خویش را بر سر بلندی فرهنگ ایرانی پیموده و جز به این سرزمین و مردم آن دل نبسته بود. هنرمندی که نامش تا دیرگاه یادآور تلخی حادثه دلخراش خواهد بود.

من این افتخار را یافتم که به یمن اعتماد این مردم بزرگ و با همراهی دیگر هنرمندان، مجموعه باغ هنر را برای زنده نگه داشتن فروغ فرهنگ ایرانی و پیشکش به فرزندان بم بنا کنیم تا ادای دینی کرده باشیم. استاد ختم کلام کرد و باقی توضیحات را به طراحان باغ هنر بم سپرد تا توضیحاتی ارائه کنند.

باغ هنر بم در زمینی به مساحت ۱۳/۷ هکتار ساخته خواهد شد که در آن مدرسه موسیقی، کتابخانه، گالری، سالن اجتماعات و آمفی تئاتر وجود دارد. این باغ از هفت بوستان که در امتداد هم قرار دارند تشکیل خواهد شد و به سبک باغ های ایرانی ساخته می شود تا یادآور فرهنگ و هنر ایرانی باشد. در مدرسه موسیقی اتاق های تمرین یک یا چند نفره، مهمانخانه برای استادان، سالن بزرگ تمرین جمعی، اتاق های تدریس، آمفی تئاتر، سالن غذاخوری و … خواهد بود.

در بخش دیگری از این برنامه سودابه سالم با گروه موسیقی کودکان بم به اجرای برنامه پرداخت. او از اردیبهشت ماه امسال مشغول آموزش موسیقی به کودکان بم است. او هدف از این کار را ایجاد امید و انگیزه در این کودکان می داند و معتقد است:

” موسیقی بهترین وسیله برای درمان بیماری های روحی و فراموش کردن غم ها و سختی هاست. موسیقی نقش مهمی در روح و روان کودکان دارد “.

خواستیم با موسیقی نوعی تعادل روحی و روانی در کودکان برقرار کنیم. کودک با موسیقی زبان را می آموزد. 

دیدگاهتان را بنویسید

آرشیو مقالات پیام جوان

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید

Newsletter Payam Javan

همراهان پیام جوان