حاتم عسگری – موسیقیدان

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری 
علی تیموری

استاد حاتم عسگری در سال 1312 در خانواده مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. وی که در قریه ای از منطقه فراهان از توابع حاتم آباد تفرش، دوران کودکی را سپری می کرد، در سال 1325 همراه خانواده خود به تهران آمد. پدر وی حسن عسگری با موسیقی و تعزیه خوانی آشنائی کامل داشت و خود یکی از تعزیه خانان بزرگ اراک به شمار می رفت و تعزیه خوانان بنام روزگار مثل حسینعلی خان نکیسا با پدر وی آشنائی داشتند و در منزل ایشان رفت و آمد می کردند. همین حسینعلی خان نکیسا نیز مدت چهار سال آموزش وی را به عهده گرفت.

استاد حاتم عسگری درباره تحصیل موسیقی و شیوه یادگیری خود می گوید: همان طور که استحضار دارید در قدیم موسیقی سنتی در تمام مشرق زمین به طور شفاهی و با روش سینه به سینه تعلیم داده می شد ولی از آن جا که استادان قدیم موسیقی را عبادت می دانستند لذا در طول چند سال متوالی، شاگرد را دقیق زیر نظر گرفته و با محک های اخلاقی بسیار سخت می آزمودند و در صورتی که شاگرد در این آزمون سخت قبول می شد آن وقت تعلیم اساسی را شروع می کردند. به همین جهت استادان موسیقی قدیم سه دوره برای تدریس موسیقی داشتند در دوره اول فقط کلیات را یاد می دادند. این دوره مخصوص شاگردان تازه کار بود.

دوره دوم عمیق تر ولی هنوز کلی و عمومی بود و به شاگردان پیشرفته ای اختصاص داشت که هنوز از کوره ی آزمایش بیرون نیامده بودند و فقط یاد گرفتن اسرار کار را نداشتند.

در دوره سوم اسرار کار را یاد می دادند و مخصوص شاگردان آزموده شده بود. لازم به تذکر است که به هر حال دوره سوم را قبل از دهه ی 30 تا 40 سالگی یاد نمی دادند زیرا معتقد بودند که شاگرد پایبند بعضی از چیزهاست و نمی تواند احساسات خود را کنترل کند و از موسیقی سوء استفاده خواهد کرد. این روش تا نسل قبل متداول بوده ولی در نسل فعلی به کلی ترک شده است. خود بنده بعد از هشت سال که نزد مرحوم آقا ضیاء شاگردی می کردم روزی قبل از شروع درس فرمود: امروز روز بسیار مهمی است به همین جهت قبل از شروع درس، باید تهیه شود. بنده بی آن که بفهمم موضوع چیست فوراً بیرون رفته با جعبه شیرینی مراجعت نمودم. بعد از مراسم شیرینی خوران که در حضور یکی دیگر از استادان انجام شد فرمود:

  سرمقاله نوامبر ۲۰۲۱: ابتذال شر – قسمت ششم

هشت سال است که شما را آزمایش می کنم که بفهمم برای چه می خواهی موسیقی یاد بگیری؟ عرض کردم: مگر این موضوع اهمیتی دارد؟ فرمودند: بله، موسیقی تیغی است بُرنده که ” فتنه آورد در کف بد گوهران” کسانی که به خاطر شهرت یا پول و چیزهای دیگر به سوی موسیقی می آیند خطرناکند. لذا استادان قدیم اسرار کار را به هر کسی نمی آموختند که حالا آن را حمل بر حسادت می کنند. من شما را در این هشت سال آزمودم چون شما را عاشق موسیقی یافتم و دانستم که هدفی جز یادگرفتن نداری و در معنویت هم وارد شده ای و موسیقی را عبادت می شماری. از امروز دوره اصلی را شروع می کنم.

سپس فرمود: علت این که امروزی ها چنین می خوانند و می نوازند این است که فقط دوره اول را آموخته اند و لذا بخش بزرگی از موسیقی قدیم ما در حال از بین رفتن است. از آن روز تا سه سال که این استاد بزرگ در قید حیات بود بنده دوره ی سوم را نزد ایشان می آموختم و اسراری به بنده فرمودند که در هیچ جا ندیده و نشنیده بودم.

جمع مدت تعلیم حقیر نزد ایشان یازده سال بود که هشت سال اول آن صرف یاد گرفتن دوره های اول و دوم شد و سه سال بعدی به دوره ی سوم سپری شد. بعد از درگذشت این استاد که در سن یکصد و هشت سالگی به رحمت ایزدی پیوست، حقیر نزد استاد سالخورده ی دیگری که در نوع خود بی نظیر بودند به نام حسینعلی خان تفرشی ملقب به نکیسا دنباله کار را ادامه دادم. در مورد این بزرگوار باید عرض کنم از موقعی که صفحات گرامافون باب شد این استاد از بهترین خوانندگانی بود که به نحو احسن آواز اصیل ایرانی را در صفحات قدیمی اجرا کرده است. استاد حاتم عسگری سپس افزود: حقیر از کودکی نزد پدرم که تعزیه خوان قدیمی بود و در هنر آواز مذهبی و ردیف موسیقی قدیم ایران بسیار وارد بودند، خوانندگی را آغاز کردم. سپس در نوجوانی پس از این که خانواده ی ما از فراهان به تهران منتقل شد بنده نزد مرحوم عبدالله خان دوامی که در تعزیه همکار قدیمی پدرم بودند ردیف موسیقی را ادامه دادم. البته آن چه نزد ایشان و پدرم آموختم فقط دوره ی اول بود. بعد از گذشت دوران نوجوانی به برکت عرفان افتخار آشنایی با استاد بزرگ مرحوم آقا ضیاء (ضیاء الذاکرین) را پیدا کردم و به شرحی که عرض شد مدت یازده سال درک محضرش را نمودم.

  عبدالوهاب شهیدی - خواننده و نوازنده عود

خلاصه استادان بنده شش نفر بودند که به شرح زیر می باشند:

1ـ پدرم که هنوز هم نکاتی از موسیقی تعزیه را از ایشان استفاده می کنم.

2ـ مرحوم ضیاء الذاکریان به مدت یازده سال

3ـ مرحوم حسینعلی خان نکیسا به مدت چهار سال

4ـ مرحوم عبدالله خان دوامی به مدت یکسال

5ـ مرحوم سلیمان خان امیر قاسمی شاگرد معروف عیسی خان آغا باشی. توضیح آن که این استاد هفته ای دو شب در منزلشان بحث و درس داشتند

که اغلب مشتاقان موسیقی اصیل ایرانی در آن شرکت می کردند و بنده نیز مدت بیست سال بی وقفه به این مجلس می رفتم و از محضرشان فیض می بردم.

6ـ مرحوم ادیب خوانساری که شاگرد مرحوم استاد سید رحیم اصفهانی بودند و شهرت ایشان بیش از آن است که احتیاج به معرفی باشد و حدود

یست سال هم محضر ایشان را درک کردم. بعد از رفتن این بزرگان، رشته قطع شد و دیگر کسی نبود که از محضرش بتوان فیض گرفت.

البته وظیفه شاگردی به من حکم می کند که عرض کنم: معلم اصلی من همان آقا ضیاء (ضیاء الذاکرین) بود. او موسیقی را از پدرش (که آن پدر هم بیش از یکصد سال عمر کرد) آموخته بود و به طوری که اظهار و اثبات می نمود، موسیقی از دویست سال قبل در خانواده ی او به طور موروثی وجود داشته و آن چه آقا ضیاء می دانست و اسراری که در سینه داشت به دویست سال پیش مربوط می شد یعنی قبل از دوره ی غرب زدگی و هرج و مرج در موسیقی ایران. اطلاعات ایشان به آن صورت بود که استادان آن زمان مشکلات موسیقی خود را از او می پرسیدند و من بارها شاهد این موضوع بودم. درباره ی سابقه کار، تدریس، تعلیم خصوصی طبق سنت قدیم از استاد جویا شدم، گفتند تدریس در کلاس های اداره فرهنگ و هنر قزوین از سال 1355 تا اوایل انقلاب، مسئول پژوهش موسیقی مذهبی در اداره کل فعالیت های فرهنگی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی، طی حکم شماره 8/6/1360-3003/41 هنرآموز در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران از 20/11/65. در این جا لازم به تذکر است که به علت جو ناسالم قبلی، حقیر رغبتی به کار تدریس نداشتم و در مواردی هم که مقتضی بود و فوقاً اشاره شد فقط دوره ی اول را درس می دادم ولی برای این که آن چه استادان گذشته به بنده سپرده اند ضایع نگردد و به خاطر این که تعلیمات آن ها را امانت فرهنگی می دانستم که نه متعلق به من بلکه متعلق به نسل آینده است و تسلیم امانت فرهنگی به نسل بعدی یک تکلیف شرعی است، لذا از حدود شش سال پیش شروع کردم به ضبط محفوظات موسیقی خودم بر روی نوار.

  سرمقاله ماه می: به مادرانی که داغ از دست دادن فرزند در دل دارند

البته این کار به راهنمایی و اصرار وهمین طور امر دوستان و بزرگان ادب و هنر از قبیل مرحوم استاد امیری فیروزکوهی، استاد عزیز آقای دکتر رعدی آذرخشی، همکار بزرگوار و هنرمندم آقای دکتر داریوش سفوت و عده دیگری از شعرا و موسیقی دانان آغاز شد. ابتدا قصد داشتم این کار را به بعد از خاتمه ی جنگ تحمیلی موکول کنم (به خاطر گرانی نوار و غیره) ولی تذکر بزرگان فوق الذکر مبنی بر احتمال خطر از دست رفتن قطعی فرصت در نتیجه حملات هوایی دشمن کثیف و ددمنش، مرا واداشت که توکل بر خدا نموده کار را آغاز کنم و به لطف خدا تاکنون موفق شده ام دوره های اول و دوم را به طور کامل بر روی نوار ضبط کنم که حدوداً چهل ساعت نوار شده است. دوره ی سوم را هم شروع کرده ام اگر خدا توفیق و عنایت فرماید به فرجام خواهد رسید.

البته دوره ی سوم با دو دوره ی قبلی بسیار فرق دارد زیرا برای هر دستگاهی آوازها و قسمت های مستقلی هست و برای بیشتر گوشه ها نیز ضربه هایی وجود دارد که مخصوص همان گوشه است. به عنوان مثال عرض می کنم امروز مهمترین دستگاه را ” شور” می دانند و آن را مادر بقیه دستگاه ها می خوانند که البته درست هم هست ولی امروزه این دستگاه را به صورتی خلاصه می خوانند و آن را کوچک کرده اند. در صورتی که همین دستگاه شور آوازهایی دارد از قبیل: آواز بزرگ، آواز حسین، آواز شهناز، آواز رضوی و غیره. بعلاوه در تمام دستگاه ها قسمت هایی هست به نام های ” ساقی نامه”، ” مغنی نامه”، ” صوفی نامه ها “، ” مثنوی نامه ها “، ” الهی نامه ها “، ” چهارباغ ها “، ” رجزها “، ” مدها “، تصانیف ضربی ها و کارعمل های زیبا که حتی اسم بعضی از این ها را هم امروزی ها نشنیده اند. امید است خداوند تبارک و تعالی توفیق بدهد که این نوارها کامل شود و در اختیار جوانان پژوهشگر قرار گیرد تا در آینده موسیقی ما دچار انحراف نشود و رابطه ی نسل آینده با گذشته برقرار بماند و بنده نیز از زیر بار سنگین این امانت بیرون آیم.

” آمین “

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.
Loading