سرمقاله دسامبر ۲۰۲۱: ابتذال شر – قسمت هفتم

نویسنده: شهرداد خبیر

شهرداد خبیر

آیشمن: گریز از تنهایی یا گریز از آزادی!؟
قبیله سیزدهم
A tribute to the 13th tribe
تقدیم به هانا آرنت:

تو؛ از قبیله ی لیلی… من؛ از قبیله ی مجنون
تو؛ از سپیده وُ نوری… من؛ از شقایقِ پُر خون
تو؛ از قبیله ی دریایی… من؛ از نژادِ کویرم
همیشه تشنه و غمگین؛ همیشه بی تو، اسیرم
همیشه عشق من و تو
حدیث بهاری
به من چه رسد ای دوست
از این همه گریه و زاری
تو از قبیله لبخند
من از قبیله اندوه
فضای فاصله صد آه
فضای فاصله صد کوه (پرویز وکیلی)
آن تلخوش که صوفی ام الخبائث اش خواند اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
آن مایه تلخ (شراب) که آخوند آنرا مادر “شر” خواند برای ما گواراتر و شیرین تر از بوسه بر دخترگان است!

مقصودم را از قبیله سیزدهم با توجه به تقدس عدد 12 در سرمقاله بعدی توضیح خواهم داد و فکر می کنم از نظر خوانندگان سرمقاله های آموزنده خواهد بود. اما عجالتأ منظورم از قبیله سیزدهم، قبیله ایست جهان شمول که هموندان (اعضا) آن نه بر اساس خون و عصب که برمبنای دانش، عقلانیت و عدالت برگزیده می شوند.

آنچه تاریخ یهودیت برآن اصرار دارد آنست که 12 فرزندان یعقوب با ویژگیهای شخصی گوناگون بنیانگذار 12 قبیله ای هستند که قوم یهود را تشکیل داده اند و همگی بجز 2 قبیله آنها که در فلسطین از دیرباز مانده اند باقی آنها در سراسر جهان پراکنده شده اند. با چنین زمینه ای خانم هانا آرنت فیلسوف و نظریه پرداز سیاست که یهودی – آلمانی بود و در همان دوران هیتلر تحت حداکثر فشار و خفقان قرار داشت و اجبارا ناچار به مهاجرت شد در باره آیشمن در کمال بیطرفی در مسند قضاوت تاریخی نشسته و او را توصیف می کند. او می گوید که “شخصا در دادگاه هیچ نشانه ای از نفرتی دیوانه وار که کشتار میلیونها یهودی را توجیه کند در آیشمن ندیده و بنظر می آید که او هیچ خصومت شخصی با قربانیان نداشته است. سوابق آیشمن نشان می داده که او بعلت گریز از ضعف های شخصیتی و بیشتر از تنهایی، پیش از آنکه به عضویت حزب نازی درآید همواره در پی آن بوده که به هر تجمع یا انجمنی که او را بپذیرند بپیوندد. بر خلاف وودی آلن هنرپیشه یهودی آمریکایی که در یکی از فیلم هایش به طنز می گفت: “من حاضر نیستم عضو باشگاهی شوم که مرا به عضویت قبول کند!”

  عادات مخربی که خلاقیت را نابود می‌کنند

آیشمن در پایان جنگ جهانی و انحلال حزب نازی، هنگامی که از آن پس باید بصورت انفرادی زندگی خود را بگذراند دچار یأس و سرگشتگی شد زیرا او بدون هویتی که یک جمع یا یک حزب به او می داد تشخص دیگری بعنوان یک انسان مسئول نداشت. آرنت اشاره می کند که اعمال او پیش از آنکه ناشی از خباثت ذاتی اش باشد نتیجه نیاز او به تعلق به چیزی و جایی و نیز به وفاداری و سرسپردگی کورکورانه به یک رهبر بظاهر مقتدر بود. به گفته آیشمن “احساس کردم از این به بعد باید یک زندگی فردی بی رهبر و دشوار را شروع کنم. دیگر از هیچکس فرمان نخواهم گرفت و دیگر هیچ دستور و حکمی خطاب به من صادر نخواهد شد. هیچ آئین نامه و دستورالعمل بدرد بخوری برای همفکری و شیوه عمل در کار نیست. خلاصه آنکه یک زندگی کاملا ناشناخته آنزمان پیش رویم قرار داشت.”

او اصلا آدم باهوشی نبود و در زمینه تحصیلات هم حتی نتوانست دیپلم بگیرد یا آموزشگاه فنی خود را ادامه دهد. آرنت می گوید: “آیشمن در طی محاکمه مسئولیت جنایاتی را بر عهده می گرفت که اختیار یا تخصص کافی را برای انجام آنها را هم نداشت و این امر به اهداف و راهبرد دفاعیه و استدلال های قانونی آن که در دادگاه مطرح کرده بود بصورتی ابلهانه آسیب می رساند. لاف زدن همیشه یک از ویژگیهای او بود و او ترجیح می داد تا بعنوان یک شخص مهم حتی یک جنایتکار جنگی به دار آویخته شود تا اینکه بی نام و نشان و بخود واگذارده به زندگی اش ادامه دهد. او در نیروی SS (سپاه حفاظت حزب نازی) و هم در دادگاه سعی داشت که ناکامی ها و ضعف های آکادمیک و تخصصی خود را پنهان کند و چنانکه حرفی یا پرسشی از آنها به میان می آمد از خجالت سرخ می شد.”

  شجریان: سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران – قسمت بیست و پنجم

آرنت همچنین در باره ی جنبه های مختلف دادگاهی که در اورشلیم تشکیل شد نکات زیر را از نظر مشروعیت و وجهه حقوقی مطرح می کند:

ا- آیشمن بدست مأموران مخفی موساد در آرژانتین و به اسرائیل منتقل شدکه اقدامی غیر قانونی بود.

2- آرنت این محاکمه را دادگاهی نمایشی می داند که توسط بن گوریون نخست وزیر وقت اسرائیل ترتیب داده شده و مدیریت می شود و بن گوریون بدلایل سیاسی نمی خواهد برآنچه شخص آیشمن مرتکب شده تأکید کند بلکه بر مصائبی که بر قوم یهود در هولوکاست تحمیل شده تمرکز تبلیغاتی داشته است.

3- دادستان در تمام طول محاکمه می گفت که در این دادگاه نه یک فرد (آیشمن) بلکه کل جنبش نازی و یهود ستیزی در سراسر جهان محاکمه می شوند که آشکارا با هدف دادگاه یعنی محاکمه یک فرد (آیشمن) و مسئولیت فردی او در تعارض بود زیرا تلویحا به این معنی است که آیشمن صرفا یک مجری بیگناه از هزاران مجری مشابه بود که تقدیری مرموز و محتوم آنان را برای هموار کردن کوره راه خون آلود یهودی ستیزی به پیمودن واداشته و بنابراین تقدیر و سرنوشت خود را به فرجام رسانیده اند و از نظر تاریخی وجود آنها ضرورت داشته است! یعنی نفی مسئولیت فردی!

یکی از منتقدان در مورد گزارش آرنت به نکات زیر اشاره کرده است:

زمانی هگل هشدار داده بود که در باره شخصیت های اثر گذار تاریخی نباید مانند یک خدمتکار او را قضاوت کرد که تنها به نوع لباس پوشیدن، غذا خوردن و خوابیدن آن شخصیت توجه دارد و همین توصیه است که آرنت نسبت به آن بی اعتنا مانده است. به عقیده این منتقد، تصویری که آرنت از آیشمن ارائه می دهد یک قاتل پشت میز نشین است که در قاب آن تصویر جنایات او کمابیش نسبی می شود. جنایاتی که به توصیف آرنت نه از سرانگیزه و نفرت که در چارچوب نظام دیوان سالارانه (بوروکراتیک)، به انجام وظایف اداری فروکاسته می شود و این تنها به سبب فقدان قوه داوری رقم خورده است. (پایان نقل قول)

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید



همراهان پیام جوان