قانون شفا – حقیقت تکان دهنده درباره شفا

می توانید بی درنگ برای شــفای ناخوشی های خویشتن محبــت تولید کنید. این تمرین را بــه عادت روزانه خود بدل کنید. هر روز آرام در ســکوت بنشینید و چشمانتان را ببندیــد و این عبارت را تکرار کنید: ” ای عشــق الهی، خودت را در من متجلی کن!” توجه خود را به دل معنوی (نقطــه کانونی میان دو پســتان، نزدیک قلــب، بر روی استخوان قفسه سینه) معطوف کنید. متوجه خواهید شد که گویی وجود خودتان و جهان رادر لایه هایی از عشــق و محبت پانســمان می کنید و همه آرمان های مربوط به
عشق و محبت را به تحرک و فعالیت وا می دارید. عشــق الهی مرهمی برای همه ناخوشی هاست تخلف از قانون محبت، سلامت آدمی را به بن بست می کشاند. نفرت و انزجار و رشــک و حســد و خودخواهی و ســایر عواطف و هیجان های منفی، مسئول بیشتر بیماری های انسان هستند. به همان شدتی که این گونه عواطف بر فعل و انفعالات تن آدمی اثر منفی می گذارند و موجب بیماری می شــوند، اندیشــه های مهرآمیز نیز بر فعل و انفعالات جسم انسانی اثر مثبت می گذارند و سلامت و شادکامی را به او باز می گردانند. چندل ســال بود که زنی سالمند به آرتروز (ورم مفاصل) مبتلا بود. دردش چنان شدید بود که نمی توانست انگشتها
و دســتهایش را حرکت بدهد. به علت درد تحمل ناپذیر، مشتهایش همیشــه جمع و بسته بود. تلاش برای خواب شبانه به کابوســی وحشتناک می مانست. به هر پزشکی که می شــناخت مراجعه کرده و درمان هایشان را به کار بســته بود. اما همین که دارو را کنار می گذاشت درد باز
می گشت. تا این که روزی در کتاب مقدس این آیه را خواند که: ” محبت هرگز ســاقط نمی شود.” آن گاه در کتابی دیگر خواند: ” دلم از عشــق الهی لبریز اســت. عشق الهی هر معجزه ای را که لازم بداند هم اکنون به انجام می رساند.” در زمــان هایی منظم و همچنین در ســایر اوقات ـ خواه نشسته خواه دراز کشیده، خواه خاموش و خواه به صدای بلند ـ بارها و بارها این عبارت های تأکیدی را تکرار کرد. همچنین این تمرین را به عادت روزانه بدل کرد که برای اعضای خانواده ودوســتان و آشنایان و همسایه هایش و همه اشخاصی که در حق او ناجوانمردی روا داشته بودند یا خودش به آن ها آزار رســانده بود یا به هر دلیلی از آن ها خوشش نمی آمد، اندیشه های مهرآمیز بفرستد. اعماق دل و ذهنش را می جســت تا خطایی نهفته و دیرینه یا انزجاری فراموش شده را بیابد. آن گاه همه را می بخشید وبرایهمهجهانیانـازهرملیتوهردینورنگونژاد و فرقه ـ اندیشــه های مهرآمیز می فرستاد و می گفت: ” خدای درونم تو را می بخشد و به تو محبت می کند.” چند هفته بعد، مشــت های جمع شده اش از هم باز شد. آن گاه توانســت انگشــت هایش را حرکت بدهد. پس از چنــد ماه درد متوقف شــد. بعداٌ توانســت به طور کامل
از دســتهایش اســتفاده کند و همه کارهایش را به انجام
برساند. این شفا چند سال پیش صورت گرفت. پزشکش به او گفت که آرتروز او کام ًلا از بین رفته است. جســم از خودش ابتــکاری ندارد. ارگانیســمی زنده، اما ساخته و پرداخته و تحت حمایت ذهن است. این فرآیند هدایت، توســط محرک های آنی ذهن بر روی نســوجی صورت می گیرد که در برابر اندیشه، حساس است. به یُمن اقتدار اندیشــه، انسان می تواند حیات موجود در یکایک اتم های یاخته های جسمش را فعال و رها سازد. انسان با اندیشه مدام به ” عشق الهی ” می تواند باورهایش را تغییر دهد و جسمش را یاخته به یاخته بازسازی کند. یکی از قدرتمندترین عبارت های تأکیدی شفابخش این آیه است: ” خدا محبت است.” اگر انســان اقتدار شــگرف این آیه را درمی یافت تحولی شگفت در جسم و جهانش پیش می آمد. شخصی را می شناسم که بیماری علاج ناپذیرش با تکرار همین آیه شفا یافت: ” خدا محبت است!” ذهن نیمه هشــیار بسیار از اشخاص به علت تحمل زور و اجبار یا سرکوبی در دوران کودکی به آسانی تسلیم نفوذ کلام نمی شــود. واژه ” عشق ” بر آن اندیشه های سخت که موجب رنج و عذاب ذهنی و جسمانی شده اند غلبه می کند. از آن جا که محبت نیرویی سازنده و هماهنگ کننده اســت، همین که در ذهن انســان فعال شود، جوهر او را حفظ می کند. یعنی انسان و جهانش را دیگر بار می سازد. عشــق الهی نیرویی است که هر مانعی را که با اندیشه ی حقیقت بســتیزد از سر راه برمی دارد، وقتی جوهر عشق الهی بر اندیشــه های بیگانه می بارد، دیگر از آن ها آزرده نمی شوید. وقتی محبت، آگاهی آدم را هماهنگ می سازد
امور بیرونی زندگی نیز منظم می شوند. در نتیجه هرچه مخالفت و ِترس به همکاری و اعتماد بدل می شود. بیمــاری اغلب حاصل ناهماهنگــی در خانه یا محل کار است. به ویژه اگر شخص نداند چگونه باید آن ناهماهنگی را برطرف کنــد. در چنین مواردی عبارت تأکیدی زیر را تکرار کنید: ” عشق الهی اشخاصی را به زندگیم می کشاند که بتوانند کمک و شادمانم کنند. عشق الهی مرا به سوی اشخاصی هدایت می کند که بتوانم به آن ها یاری و شادمانی عطا کنم.” در مورد اشخاص مشکل آفرین، این عبارت های تأکیدی را تکرار کنید: ” اشــخاصی که با والاترین موهبــت زندگیم هماهنگ نیســتند هم اکنون از زندگیم بیرون می روند و موهبت
خود را در جایی دیگر مــی یابند. من در حلقه جادویی و فریبنده عشــق الهی گام برمی دارم. اکنون دیگر هیچ مانعی نمی تواند میان من و موهبتم بایستد.” این عبارت های تأکیدی تأثیری خنثی کننده و هماهنگی بخش دارند و در چنین اوضاع و شرایطی باید هر روز آن ها را به کار برد. بیماری معمولاً حاصلًذهنی نا آرام و بی قرار است. جراحی مشــهور اخیرا گفت: ” یکی از شرایط تندرستی، هماهنگی با دیگران است.” هرگاه حیرت می کنید چگونه اندیشــه های مهرآمیز یا تکرار عبــارت های تأکیدی لبریز از محبت می تواند هر مســئله ای را حل کند به خاطر آورید که اندیشــه های مهرآمیز و کلام لبریز از محبت قادر است ثمرات هماهنگ به بار آورد. همانا رســالت عشــق ـ خواه شخصی و خواه غیرشخصی ـ ایجاد تمامیت در زندگی است. وظیفه شما حیرت در کار محبت نیســت. وظیفه شما این است که جســارت به خرج بدهید و ذهناً محبت را از درونتان به برون بفرســتید. هیهات که آن گاه شاهد هرگونه شفا و معجزه های شگفت خواهید شد.
فصل هشتم شفا از طریق معجزه هر کــس که کتاب مقــدس را خوانده باشــد از قدرت شفابخش عیسی مســیح و پیروانش باخبر است. آن چه بیشتر مردم نمی دانند این است که این قدرت شفابخش هم اکنون نیز در میان ما و در اختیار ماســت. هرگاه این قدرت بیدار و فعال شود، چنان ثمرات شگفتی می آفریند که ما آن ها را معجزه می خوانیم. دانشمندان می گویند معجزه وجود ندارد. آن چه هست کارکردقوانینیبرتراســتکهعموماًموردفهموادراک قــرار نگرفته اند. چنین می نماید که رشــته ای قوانین طبیعی برای عالم مادی و رشــته ای قوانین دیگر برای عالم نامحسوس ذهن و جان وجود دارد. قوانین ذهن و جان چنان نیرومندترند که در صورت لزوم می توانند برای خنثی کردن و معکوس گردانیدن قوانین عالم مادی به کار گرفته شوند. عیسی مسیح از قوانین برتر ذهن و جان باخبر بود و اغلب از آن ها برای خنثی کردن بیماری و ایجاد معجزات سود
می جست. ادامـــــــــــه دارد…

hamed
Author: hamed

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *