سقوط بهشت – قسمت اول

روز او در ساعت 7 بامداد با یک ضربه به درب اتاق خواب در کاخ نیاوران آغاز می شــد، کاخی در شمال تهران که محل زندگی و کار او بود. امیر پورشاجا گفت: ” صبح شما بخیر اعلی حضرت ” و زمانی که او از اتاق خواب بازگشت، خدمتکار مجموعه ای از نان تست، کره و عسل، 5-6 دانه آلو و یک لیوان آب پرتقال در یک سینی آماده کرده بود.
گاهی اوقات آشــپز به جای آلو 2 یا 3 پر گریپ فروت در ً شاه آلو را بیشتر دوست بشقاب می گذاشــت اما معموال می داشت. صبحانه ای معتدل، او معده ای حساس داشت و به پیاز، توت فرنگی و خاویار ایرانی حساســیت داشت.
دستیار نظامی او، مکاتبات و روزنامه های صبح )داخلی و خارجــی( را به دفتر کار او آورد تا هنگام خوردن صبحانه آن ها را مطالعه کند، در حالی که همسرش در خواب بود. قبل از شروع مطالعه اولین اخبار اطالعاتی را دریافت کرد. شاهنشــاهی ایران، کشــوری که محمدرضا شاه پهلوی رهبری آن را به عنوان شاهنشــاه یا شــاه شاهان در 36 سال گذشته بر عهده داشت. فالت کویری عظیم در جنوب غربی آسیا بود که از ترکیب تمامی کشورهای آلمان غربی، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا بزرگتر بود. یک ساعت پیش پورشاجا به تمامی مسئوالن 22 استان تماس تلفنی گرفته و گزارش روز آب و هوا را جمع
آوری کــرده بود. اطالعاتی کــه آن ها در اختیار او می گذاشــتند بســیار مهم بود چرا که آب و هوای ایران خلق و خوی 35 میلیون ایرانی را در طول روز مشخص می کرد و به همین خاطر آب و هوای ایران خلق و خوی شاه را تحت تأثیر قرار می داد.
معموال خبر باران او را ســرحال و خوشحال می کرد. نبود باران بر پیشــانی او چین و چــروک و اخم بر جای می گذاشت. پورشاجا گفت: ” اعلی حضرت همیشه نگران اوضاع آب و هوا بودند! او همیشــه نگران بود به خاطر این که می دانست آب و هوا بر محصوالت کشاورزی تأثیرگذار است و محصوالت کشاورزی بر مردم.” یک صبح پورشاجا به شاه گفت که در طول شب گذشته باران باریده است. ” او بسیار خوشحال شد.” آن قدر خوشحال شد که به سوی پنجره رفت تا شاخه درختی را پیدا کند و قطره های باران را که بر آن نشسته است ببیند. وقتی نتوانست شاخه ای را ببیند که قطره های باران بر روی آن باشند با ناامیدی و خمی بر ابرو رو به پورشاجا کرد و گفت: ” این شاخه ها که نیستند! شما به من گفتید که باران باریده است!” او می دانست که دقیقا در هر استان و در هر شهر چند میلیمتر باران باریده است، می دانست مقدار آب هر سد چه مقدار می باشد. او می دانست به خاطر این که تمامی این سدها به دستور او ساخته شده بودند و تا به آن روز بیست و یک سد احداث شده بود. اغلب در فصل های بارانی و یا ریزش برف عالقه داشــت با هواپیمای جت سراسر ایران را پرواز کند تا از آســمان مقدار آب های سد را ببیند. یک روز در شمال ایران که همیشه مقداری از تعطیالت تابستان خود را در آن جا می گذراند به آســمان دور بی ابر خیره شده بود، انگار که می خواســت اتفاقی بیافتد. یکی از مهمانان بهت زده که شــاهد خیره شدن شاه به یک نقطه خاص در مدتی طوالنی بود، نگران شــده بود که شــاید شاه به بیماری آرتروز مبتال شــده باشد. از فردی که در کنارش بود پرسید: “مشغول چه کاری است؟” جواب داده شد: “دنبال باران می گردد.”
* * * *
در مقابــل دوربین و جمعیــت او اعلی حضرت همایونی محمدرضا پهلوی، شاه شاهان، فرمانروای ایران، شاهنشاه آریامهر، ســایه خدایگان، نگهبان مذهب شیعه، شکوه و جالل تاج و تخت و عظمت بیســت و پنج قرن سلطنت ایران زمین بود. تا دی 1356 او به عنوان پادشاه به مدت زیادی فروانروایی ایران را به عهده داشــت به طوری که بیشتر ایرانیان فرمانروای دیگری را به خاطر نمی آوردند و شهروندان دیگر کشورها ایرانی دیگری را نمی شناختند. در حوزه سیاست بین الملل او سیاستمداران معاصر، متحدان و مخالفان بسیاری را از جمله چرچیل، روزولت، استالین، کندی، نیکســون، مائو، ژنرال فرانکو و دوگول پشت سر گذاشته بود و هنوز حکومت می کرد. سه ازدواج درخشان با ســه زن به همان اندازه قابــل توجه به تولد پنج فرزند انجامیده و باعث شده بود تا خانواده سلطنتی ایران مورد توجه مجالت و روزنامه های دنیا قرار گیرد. یونیفرم های مزین شده به مدال های شاهنشاهی، ویژگی بارز و موی نقره ای او اغلب صفحه اول مجالت و برنامه ها و اخبارهای شبکه تلویزیونی کشورهای دیگر را به خود اختصاص داده بود به طوری که اغلب کسانی که برای اولین بار به دیدن او در کاخ نیاوران می آمدند احســاس می کردند که قبال او را مالقات کرده اند. احساســی که اغلب به انســان ها دســت می دهد وقتی که منظره ای را برای اولین بار می بینند و گمان می کنند که آن را قبال دیده اند. یک چنین احساســی به من نیز دست داد زمانی که من برای اولین بــار به دیدن ماچو پی چو و دیوار بزرگ چین رفته بودم.
داستان زندگی شاه ایران شایسته بود تا در کتاب شاهنامه نگاشــته شود، کتابی حماســی ادبی که توسط فردوسی
نوشــته شده و اوج و سقوط سلسله ایران را در طول قرن ها شــرح می دهد. بعد از به ارث بردن تخت شــاهی در ســال 1320 زمانی که به تازگی از نوجوانی درآمده بود، محمدرضا پهلوی تهدیدات خطرناکی را از سرگذراند که کمتر مردی قــادر به انجام آن بود؛ تهاجم زمان جنگ جهانی و اشغال کشورش، تهدیدات کمونیست ها، سقوط هواپیما، سوءقصدهای متعدد به جان او، توطئه های کودتا، توطئه های دودمانی، شورش های مذهبی، بحران جنبش مشــروطه و حتی تبعید در مدتــی کوتاه. در دوره ای که دیگر شــاهان و ملکه ها مجبور به ترک قدرت می شــدند و یا قدرتشان به بریدن یک روبان و دادن یک دســت محدود می شد، شاه ایران توانســت اصالت سلطنت را در قرن بیســتم حفظ کند و تصمیم گرفت تا هم حکومت کند و هم ســلطنت. فقط به داشتن قدرت رضایت نداد. او در ســال 1342 با طرحی بلند پروازانه برای رفورم های اجتماعی و اقتصــادی و تبدیل ایران از یک کشور نیمه فئودال به کشوری صنعتی، مدرن و قدرتمند، اقدام به یک انقالب سفید کرد. کشاورزان از اســارت صاحبان زمین آزاد شدند، مراتع، جنگل ها و رودخانه ها و دریاچه ها ملی شــدند و به زنان
حقوق شهروندی، قانونی و سیاسی داده شد. زمانی که شاه تاجگذاری دیر هنگام خود را چهارسال بعد انجام داد، رتبه رشد اقتصادی ایران از آمریکا، بریتانیا و فرانسه پیشی گرفته بود. منتقدانی که زمانی شاه ایران را بــه عنوان جوانی عیاش می دیدند، حاال تیزهوشــی و دستاوردهای او را تحسین می کردند. روزنامه دیلی میل انگلســتان: ” ما خوشحال هســتیم تا در تاجگذاری شاه ایران به او ادای احترام کنیم. در طول 26 سال حکومت او شاه هرگز کشورش را به جنگ وارد نکرده است. او نشان داده که چگونه می توان با استفاده از روش هایی که می تواند سرمشق دیگر کشورهای جهان باشد، با گرسنگی،
فقر، آلودگی و بیماری ها جنگید.” شاه به این اکتفا نکرد.
در اواخر دهه 40 و آغاز دهه 50 از تنش های جنگ ســرد اســتفاده کرد و حاکمیت منطقه خلیــج فارس به ایــران تعلق گرفت.
بعد بهترین نقشــه ی خود را طرح کرد و برنامه شوک نفتی دی 1352 را اجرا کرد، قیمت نفت یک شبه دو برابر و بزرگترین انتقال ثروت بین کشــورهای مســتقل در تاریخ دنیا انجام شد. با میلیاردهای بدست آمده رهبر دومین کشور صادر کننده نفت در دنیا، این منبع درآمد جدید را خرج صنایع، تحصیالت، بهداشت، رفاه، هنر و نیروی نظامی ایران کرد.
در قلب برنامه های اصالحاتی او تعهد راسخ در تحصیالت ایرانیان بود. ما بین سال های 1346-1356 تعداد دانشگاه های ایران از 7 به 22 ،تعداد مراکز آموزش پیشــرفته از 47 به 200 و تعداد دانشــجویان در مراکز آموزش عالی از 742،36 نفر به 000،100 نفر رسید. برنامه های سوادآموزی ایران در دنیا یکــی از نوآورترین و موفق ترین برنامه ها بود به طوری که تا سال 1356 تعدد ایرانیانی که قادر به خواندن و نوشتن بودند از 13 %به باالی 50 %رسید. شاه اقدام به ساختن ارتش کرد، نیروگاه های هسته ای سفارش داد و اعالم کرد که زمــان روزهایی که قدرت های خارجی در ایران و منطقه حکمرانی می کردند گذشته است. او ادعا کــرد: ” هیچ کس نمی تواند به ما دیکته کند که ما باید چه کار کنیم. هیچ کس نمی تواند انگشــتش را به طرف ما نشانه برود به خاطر این که ما نیز قادر هستیم به طرف آن ها نشانه رویم.” در سال 1363 روزنامه تایمز به او لقب امپراطور نفت داد و اعالم کرد که شــاه کشور خود را در آستانه عظمتی قرار داده است، همپای عظمتی که کورش کبیر برای ایران باستان به دست آورده بود. شــرکت های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی برای راه اندازی دفاتر مرکزی در ایران از یکدیگر ســبقت می گرفتند و با شرکت های ایرانی وارد سرمایه گذاری های مشترک می شدند. یک سرمایه گذار آمریکائی می گفت: ” رونق؟ تازه اول کار است. آلن آن ها به تکنولوژی غربی نیاز دارند اما فکر کنید چه اتفاقی می افتد زمانی که آن ها آهن و مس تولید و صادر کنند و یا مشــکالت کشاورزی خود را حل کنند؟ آن ها بقیه کشورهای منطقه خاورمیانه را خواهند بلعید.” ارقام پشــت پرده پیشرفت ایران خیره کننده بود و تعداد کمی شک داشتند که )به گفته روزنامه شیکاگو تریبون( ” مردم ایران خیلی بهتر از کشــورهای همسایه خود زندگی می کنند.” از ســال 1320 درآمد ملی 423
برابر و از ســال 1342 تولید ناخالص ملی 14 برابر شده بــود. اما جامعه ایران بهای ایــن موفقیت را نیز پرداخت کرد. نهادهای سیاسی و قوه قضائیه تابع درخواست های شاه، وزیران او و نیروهای امنیتی بودند. قدرت شاه مطلق بود، یک ناظر گزارش کرد: ” تنها یک حزب سیاسی آزاد است و بحث های سیاسی محدود شده هستند.” روزنامه ها، رادیو و تلویزیون تحت پوشش دولت به طور خجالت آوری فرمان بردار هســتند و سانسور می شوند. نیروهای امنیتی دولــت ” یکی از نافذترین ســازمان های دنیا “ است و منتقدین را زندانی و شکنجه می کند و به کشتار هزاران مخالفت متهم است. ده ها هزار ایرانی ترجیح می دهنــد در خارج از ایران زندگی کننــد تا در داخل ایران سرکوب شوند. اصالحات اقتصادی شاه نیز مورد نقد قرار می گرفت. بیشتر ثروت های تازه ی ایران در دست گروه کوچکی قرار داشت: 10 %جمعیت 40 %ثروت را در اختیار
داشتند. بیشتر شصت و یک هزار دهات ایران هنوز فاقد “ آب لوله کشی، برق، بهداشت و دکتر بودند.” یک پزشک ادعــا می کرد که خانواده هایی که در اطراف شــهر کرج زندگی می کنند فقط با 4 تا 5 گرم پروتئین امرار معاش می کنند. او می گفت: ” مردم در مدفوع اسب ها به دنبال جو هضم نشده می گردند.” روشنفکران ایرانی به شاه برای سعی او در مدرن کردن ملتی فقیر و نیمه باسواد نیشخند می زدند.” این ها همه ظاهری اســت ” جمله مشــترک بیشتر دانشجویان دانشگاه در مورد انقلاب سفید شاه بود و آن را یک حقه بزرگ می دانستند.
شــاه هیچ اعتباری برای موفقیت هایش کسب نکرد هر چند که مخالفانش اقرار می کردند که شــرایط آن چنان که می توانســت بد باشــد بد نبود.” با توجه به روحیات مردم ایران شرایط می توانست در هر رژیم دیگری ده بار بدتر باشد.” علیرغم این اختالفات در آخرین هفته های 1356 ایران راه خــود را با صالبت در صحنه بین المللی باز کرده بود. در حالی که آمریکائی ها و اروپائی ها با بیکاری، تورم، آبرو ریزی های سیاسی و مشکالت کارگری دست به گریبان بودند، بیشتر ایرانیان گرفتار مشکالت ظاهری بودند.
در آن زمان شــاه 58 سالگی خود را جشن گرفت و خبر تولید بیشتر نفت او را خوشــحال کرد. او میزبان رسمی رئیــس جمهور مصر و ســومالی بــود و در فینال تنیس جام آریامهر در باشــگاه ورزشی سلطنتی شرکت کرد. او خوشحال بود که دانشــگاه معتبر آمریکائی جورج تاوون ایــران را به عنوان پنجمین ملت مقتدر دنیا معرفی کرده اســت. دولت ایران قراردادهای اقتصادی با فرانسه بسته با دولت آلمان قراردادی برای ســاختن یک نیروگاه اتمی امضاء کرده، نیوزلند قرار بود گوشــت گوســفند به ایران صادر کند، شوروی تولیدات آهن ایران را باال ببرد و آمریکا 5 میلیون خط تلفن ایــران را راه بیاندازد. در دی 1356 حجــم معامالت در بازار بورس ایران برای اولین بار از مرز 9،5 میلیارد ریال گذشته بود و مسئوالن اعالم کردند که تعداد توریســت به رکورد 000،380 نفر در سال گذشته اش رسیده است. شهرت ایران با وجود 000،100 خارجی که در آن زندگی می کردند به عنوان بهشتی برای کسب و کار که از رویای شاه برای تبدیل کشورش به ژاپن آسیای غربی الهام گرفته شــده بود به حد باالیی رســیده بود. بسیاری فریفته دورنمای زندگی راحت با مستخدم، استخر و زمین تنیس شده بودند. 000،52 آمریکایی ساکن ایران در ســال 1357 بزرگ ترین جمعیت آمریکایی خارج از کشورشان بودند. دیگر جوامع مهاجر در ایران شامل بودند از 8000 بریتانیایی، 8000 فرانســوی، 000،16 از آلمان غربی، 000،20 نفر ایتالیایی و ده ها هزار فیلیپینی و کره ای به عنوان کارگران مهاجر. یک تاجر ایرانی می گفت: “ نگاهشان کن مانند زنبورهایی هستند که دور کوزه عسل جمع شده اند.”
خارجیانــی که در ایــران زندگی می کردنــد آن جا را کشوری مطمئن و امن برای آینده می دانستند. این کشور پادشاهی توسط 000،413 نیروی مبارز زن و مرد حرفه ای که هر روزشان را با قسم ” خدا، شاه، میهن ” آغاز می کردند دفاع می شد. افتخار و غرور شاه سه شاخه نیروی مســلح ایران بود. 000،250 هزار نیروی زمینی ارتش به نیروی زرهی و لشــکر پیاده نظام تقسیم می شد. چهار تیپ جداگانه از جمله نیروهای ویژه و یگان هوابرد ” می تواند امنیت داخلی را حفظ کرده و در مقابل هر تهاجمی از سوی کشورهای همسایه به جز اتحاد جماهیر شوروی بایستد.” افتخار گارد جاویدان بود، گارد شاهنشاهی که از 000،10 سرباز تشکیل می شد و به عنوان نیروی زمینی عمل می کرد و کمک نیروهای زمینی منظم در داخل و یا خارج کشور بود. نیروی هوایی ایران ” قابلیت شکست هر نیروی هوایی را در منطقه به جز اســرائیل و احتماال
ترکیه داشت.” نیروی هوایی ایران بر آسمان جنوب غربی آســیا تسلط داشت و می توانســت به صدها کیلومتر در خارج از حریم هوایی ایران پرواز کند. نیروی دریایی ایران بر امواج خلیج پارس حکمرانی می کرد، تا اعماق اقیانوس هند می رفت و در ســواحل شــرق آسیا جوالن می داد.
ارتش منظم ایران توســط دو نیروی شبه نظامی حمایت می شــد. ژاندارمری 000،75 نفری که از مرزها و حومه کشور پاسداری می کرد برای هشدار زود هنگام از تجاوز نیروهای خارجی و براندازی داخلی آموزش دیده شــده بود و شــامل 45 هنگ و 2240 پست ژاندارمری مجهز به سالح های سبک، خمپاره انداز؛ هلیکوپتر و قایق های گشــت زنی بود. نیروی مقاومت ملی پرســنل 000،80 نفری داشت که به صورت گروهان و گردان هایی در سطح ملی سازماندهی شده بود و مجهز به اسلحه و تفنگ های سبک بودند. تعداد پلیس های ایران 000،40 نفر بود. در ملی گرایی پر حرارت و رهبری مقتدرانه خود، شاه ایران رهبران قرن های پیش را سرمشــق خــود قرار داده بود، باالخص ژنرال چارلز دوگل فرانســه، مرد قوی ملی گرای
قرن بیستم الگوی او بود.
یــک آمریکایی مســئول ارزیابــی اطالعاتی در مورد شــاه گفت: ” او یک شــخصیت توانمند اســت که به طــرز ماهرانــه ای وظایف خود را انجــام می دهد تا منافــع ایران را در مورد افزایــش درآمد نفت و خرید تجهیزات مدرن نظامی از فروشــندگانی که تردید به فــروش دارند پیش ببرد. به طور خالصه شــاه به یک رهبــر با اعتماد نفس تبدیل شــده کــه می داند چه می خواهد و چطور خواســته های خود را به دســت آورد. او مطمئــن اســت که راه او بهتریــن راه برای ایران است و اســتفاده خردمندانه از قدرت پادشاهی برای رفاه کشــور ضروری می باشد. بطور کل او یک پادشاه محبوب و محترم اســت. سئوال این است که آیا در پس پرده موفقیت ایران اختالالتی وجود دارد؟ آیا کســانی هســتند که بد او را بخواهند و بر ضد او
عمــل کنند؟ آیا او می تواند تا آخــر عمر به موفقیت و پیشرفت خود ادامه دهد؟

ادامـــــه دارد..

hamed
Author: hamed

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *