اختلال افسردگی – قسمت اول

دکتر سید سعید زمانیه شهری MD و دکتر سونیا سیدالحسینی MD

افسردگی، یک حالت خلقی شامل بیحوصلگی و گریز از فعالیت یا بیعلاقگی و بیمیلی است و میتواند بر روی افکار، رفتار، احساسات و خوشی و تندرستی یک فرد تأثیر بگذارد. افرادی که دارای حالت افسردگی هستند، میتوانند احســاس ناراحتی، اضطراب، پوچی، ناامیدی، درماندگی، بیارزشی، شرمساری یا بیقراری داشته باشند. ممکن اســت آنها اشتیاق خود در انجام فعالیت هایی که زمانی برایشــان لذت بخش بوده از دســت بدهند، نسبت به غذا بیمیل و کماشتها شــوند، تمرکز خود را از دست بدهند، در به خاطر سپردن جزئیات و تصمیمگیری دچار مشــکل شــوند، در روابط خود به مشکل برخورد کنند و به خودکشــی فکر کرده، قصد آن را داشته باشند و حتی خودکشی کنند. افســردگی همچنین ممکن است باعث بیخوابی، خواب بیش از حد، احساس خستگی و کوفتگی، مشکلات گوارشــی، یا کاهش انرژی بدن شود. افسردگی یکی از ویژگیهای برخی از نشانگان روانی از جمله اختلال افسردگی اساسی است. اما ممکن است یک واکنش طبیعی نســبت به رویدادهای زندگی مانند مرگ اطرافیان، اثرات بیماریهای بدنی یا عوارض جانبی مصرف بعضی از داروها و درمانهای پزشکی باشد، البته تا زمانی که این حالت در یک مدت زمان طولانی باقی نمانده باشد (حداکثر ۴ هفته) هنگامی که پزشکان درباره افسردگی بحث می‌کنند،هدف آنها معالجه بیماریی است که “اختلال افسردگی عمده” یا
Major Depressive Disorder -MDD نامیده میشود. هنگامی میگوییــم فردی به بیماری افســردگی مبتلا می شــود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشــاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

علل و عوامل ایجاد افسردگی

افسردگی فقط به یک علت خاص محدود نمیشود. گاهی این بیماری در پی ناملایمات زندگی، بیماریهای جسمی یا ســایر عوامل محرک بروز میکنــد و گاهی نیز به طور ناگهانی بدون اینکه با هیچیک از این موارد مرتبط باشد، ظاهر می شود. دانشمندان معتقدند عوامل متعددی در ابتلا به افسردگی نقش دارند.

الف: تروما
تجربهی تروما یا ضربهی روحی در سنین پایین میتواند منجر به تغییرات درازمدت در نوع واکنش مغز نسبت به ترس و استرس شود. به دلیل این تغییرات مغزی، احتمال بروز افســردگی در افــرادی که ســابقهی ترومای دوران کودکی دارند، بیشتر است.

ب: ژنتیک
در برخی موارد، اختلالات ُخلقی و افکار خودکشیگرایانه ممکن است زمینه ژنتیکی داشته باشند، اما ژنتیک فقط یکــی از عوامل افزایشدهندهی خطر ابتلا به افســردگی اســت. 100درصد ژنهای دوقلوهای همسان با یکدیگر تشــابه دارند، در حالیکه فقط ۳0 درصد احتمال میرود هردو نفرشان به افسردگی مبتلا شوند. علائم افسردگی در افرادی که زمینه ی ژنتیکی دارند، معمولا در سنین پایینتر ظاهر میشــود. ناگفته نماند که عــلاوه بر عامل ژنتیک، عوامل دیگری نیز مانند شرایط و اتفاقات زندگی در ابتلای این افراد به افسردگی مؤثر هستند.

پ: شرایط زندگی
عوامل تأثیرگذار در بروز افسردگی هستند. اما این فرضیه نیز همواره مطرح است که شاید بتوان برعکس، افسردگی را عامل بروز شــرایط نامساعد زندگی دانست. مثلا شیوع افسردگی در افراد بیخانمان بیشــتر است، اما در برخی موارد نیز احتمال میرود که خود افسردگی عامل آوارگی این افراد بوده باشد.

ت: ساختار مغز
مطالعــه تصاویر مغزی حاکی از کاهــش فعالیت لوب پیشانی مغز در مبتلایان به افسردگی است. همچنین گفته میشــود الگوهای مغزی این افراد هنگام خواب متفاوت است. افســردگی در طرز پاســخگویی غدهی هیپوفیز و هیپوتالاموس نسبت به تحریکات هورمونی نیز تغییر ایجاد می‌کند.

ث) سایر شرایط پزشکی:
احتمال ابتلا به افســردگی در افرادی که سابقهی ابتلا به اختلالات خواب،درد مزمن، اضطراب یا اختلال کم توجهی- بیش فعالی (ADHD ) دارند، بیشتر است.

ه) مواد مخدر:

اعتیاد به مواد مخدر احتمال ابتلا به افســردگی را افزایش میدهد.

بررســی همه گیرشناســی یا اپیدمیولوژیکی افسردگی:

افســردگی مختص گروه خاصی نیست و در تمامی سنین، نــژاد، اقوام و طبقات اجتماعیـ اقتصــادی بروز میکند. اما تجربه ی این بیماری در افراد مختلف متفاوت است.

١) مردان:

مردان معمولا به دلایل فرهنگی از افســردگی خود بیشتر خجالتزده میشوند و از این رو، سعی میکنند این بیماری را تاب بیاورند یا به قول خودشــان با مصــرف مواد مخدر خوددرمانی کنند. عدم درمان افسردگی در مردان میتواند پیامدهای فاجعهباری به همراهداشــته باشــد، چرا که آمار خودکشیهای منجر به فوت در مردان بیشتر است.

٢) زنان:

عوامل مختلفی از جمله ژنتیک، بیولوژی، باروری، تغییرات هورمونــی و روابط بینفردی در ابتلای زنان به افســردگی نقش دارند. بسیاری از زنان در دوران قاعدگی دچار تغییرات رفتاری و جسمی مانند احساس افسردگی و تحریکپذیری میشــوند. عدهی زیادی از زنان افسرده علائم شدیدتری را در دوران پیــش از قاعدگی تجربه میکنند. در مبتلایان به ســندرم پیش از قاعدگــی (PMS) و اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD)، علائم افســردگی تا زمان آغاز قاعدگی به تدریج شدیدتر میشوند. پژوهشگران سعی دارند بدانند تغییر دورهای هورمونها چگونه بر ساختار شیمیایی مغز در مبتلایان به افسردگی تأثیر میگذارد. همچنین بسیاری از زنانپساززایمانبهاختلالات ُخلقیمقطعیدچارمیشوند. از جملهی این اختلالات خلقی میتوان به افسردگی پس از زایمان اشاره کرد. این عارضه که به فاصلهی کوتاهی پس از وضعحمل بروز میکند، موجب اضطراب، بیخوابی، گریه یا افکاری مانند آسیب رســاندن به خود یا نوزاد میشود و به همین دلیل، انجام فعالیتهای عــادی روزمره برای فرد به سختی امکانپذیر است.

٣) سالخوردگان:

افسردگی در سالخوردگان معمولا درماننشده باقی میماند، چرا که بســیاری از این افراد افسردگی را یکی از پیامدهای طبیعی افزایش ســن و نیز یــک واکنش طبیعی در مقابل مسائل جســمی، روحی و اجتماعی مرتبط با سالخوردگی میدانند. علائم افسردگی در افراد سالخورده ممکن است با علائمی که در جوانترها دیده میشود، متفاوت باشد. چند نمونه از علائم افســردگی در سنین سالخوردگی عبارتند از اختلالات حافظه، دردهای مبهم و توهم. همچنین افسردگی میتواند عارضه ی جانبی داروهایی مانند داروهای فشارخون، حملهی قلبی، سکته، شکستگی لگن یا ِدِژنِراسیون ماکولا باشد که معمولا در ســالخوردگی تجویز میشوند و با بروز افسردگی نیز مرتبط هستند.

٤) کودکان و نوجوانان:

تمامی کودکان در حال رشد به طور طبیعی در مقاطعی با بحرانهای احساسی مواجه میشوند، اما گاهی این مقاطع بحرانــی در برخی کودکان منجر به افســردگی میشــود.
احتمال ابتلا به افســردگی در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی، اختلال یادگیری، اختلال اضطراب و اضطراب نافرمانی مقابله جویانه (ODD) بیشتر است. همچنین استرس شدید، تروما یا سابقهی خانوادگی اختلالات ُخلقی از جمله عواملی هستند که احتمال بروز افســردگی را در ســنین پایین افزایش میدهند.کودکان افســرده معمولا از وجود درد شکایت میکنند و کمتر از احساساتشــان حــرف می زنند، اما علائم افســردگی در نوجوانان متفاوتتر اســت. پرخاشگری، رفتارهای پرخطر، مصرف مواد مخدر، اُفت تحصیلی و فرار نمونههایی از این علائم هستند که باید جدی گرفته شوند. آمار خودکشی در نوجوانان افسرده بالاتر است. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، خودکشی سومین عامل مرگومیر نوجوانان 1۵ تا 19 ساله است

انواع افسردگی:

١- افســردگی خفیف:

در افسردگی خفیف خلق پایین ممکن اســت ایجاد شــود و بعد از مدتی از بین برود. این بیمــاری اغلب بعد از یک واقعه اســترس زا بروز میکند. شــخص ممکن است غیر از احساس خلق پایین، احساس اضطراب و نگرانی هم داشته باشد. تغییر در نحوه زندگی، اغلب تمام آن چیزی است که برای درمان این نوع افسردگی لازم است.

٢- افسردگی متوسط:

در افسردگی متوسط خلق پایین طول کشیده و باقی می ماند و شخص دچار علایم جسمی نیز میگردد. گرچه این علایم از فردی به فرد دیگر فرق میکند.
در چنین مواردی، فقط تغییر در نحوه زندگی به ندرت باعث بهبودی میشود و نیاز به درمان دارویی هم وجود دارد.

٣- افسردگی شدید:

افسردگی شدید یک بیماری تهدید کننده زندگی میباشــد کهدارای علایم شدیدی میباشد. بیمار دچار علایم و مشکلات جسمی، هذیانها و توهمات شده و مراجعه به پزشک در اولین فرصت از اهمیت زیادی برخوردار است.
نشانه های افسردگی:
آشنایی با علائم افسردگی برای همگان اهمیت دارد. علائم متداولی که به عنوان علائم هشداردهنده افسردگی در نظر گرفته می شوند، این موارد هستند:

تغییرات در سطح انرژی یا فعالیت:

کاهش انرژی: این نخستین علامت است و تشخیص آن بسیار ساده می باشد. به طور خلاصه یعنی اینکه حس کنید به قدر هفته گذشــته یا ماه گذشته انرژی ندارید. نه اینکه تمام روز خســته باشید بلکه فقط انرژی کمتری نسبت به سابق داشته باشید.
خستگی: افسردگی می تواند باعث خستگی جسمی شود. خوابیدن و استراحت شما را سر حال نمی آورد و حتی صبح ها پس از بیدار شــدن از خواب هم احساس خستگی می کنید. خمیازه کشیدن، بدن را به این طرف و آن طرف کش دادن و چرت زدن از نشانه های خستگی است.
سســتی و رخوت: کسی که دچار افسردگی باشد ممکن اســت به طور غیرعادی بی حال و خواب آلوده باشد. یا در حالت متداول تر ممکن اســت ساعت ها بدون انجام هیچ کاری روی صندلی بنشیند، نه اینکه به چیزی واکنش نشان ندهد بلکه به انجام هیچ کاری علاقه مند نباشــد و از نظر جسمی و روحی احساس سنگینی کند.
کاهش فعالیت: این مورد ممکن اســت در نتیجه کاهش انرژی، خستگی و سســتی و رخوت باشد یا آنکه مستقل از این عوارض باشــد. به هر حال، اگر ســطح فعالیت های معمولی فرد شــروع به کاهش کند این امر ممکن است از علائم افسردگی باشد.
بــی خوابی یا پرخوابی: دراز کشــیدن ولی بیدار و نگران ماندن، ناتوانی در اســتراحت کردن، احساس تنش درونی داشتن یا فکرهای مختلف کردن.
از دست دادن علاقه به فعالیت های لذت بخش و شادی آور: مثلا شــما به طــور معمول از والیبال بــازی کردن با دوستان تان بسیار لذت می بردید و حال، دعوت آنها را رد می کنید. همیشه عاشق کارهای باغبانی و نگهداری از گل و گیاه بودید ولی امسال حوصله اش را ندارید.

کناره گیری اجتماعی

٢- تغییرات فیزیکی: هرکس که فکر می کند افسردگی فقط با مغز افراد سر و کار دارد یا تاکنون به افسردگی دچار نشده یا از آن چیز زیادی نمی داند. افســردگی نه تنها بر روی ذهن انسان ها اثر می گذارد بلکه علائم فیزیکی مهمی نیز به جا می گذارد. برخی از آنهــا را در بخش 1 ذکر کردیم (کاهش انرژی یا کاهش فعالیت) و در اینجا به برخی دیگر اشاره می کنیم.

کم اشتهایی یا پراشتهایی: افراد افسرده به عنوان مس ّکن بــه غذا روی می آورنــد. بنابراین هم کاهــش وزن و هم افزایش وزن می تواند از نشانه های افسردگی باشد. یکی از دلایلی که افراد هنگام افسردگی به غذا و مخصوصا غذاهای پرچربی روی می آورند این است که کربوهیدرات ها سطح سروتونین مغز را بالامی برند. همچنین، افزایش کورتیزول نیز به عنوان یکی از عوامل ذخیره نامناسب چربی در بدن انگاشته می شود.
بی قــراری یا کندی روانی- حرکتی: بــی قراری روانی- حرکتی عبارت اســت از افزایش فعالیت آن هم بیشتر به دلایل ذهنی تا جسمی. نشانه های متداول آن شامل قدم زدن، پیچاندن یا فشــار دادن دست ها، با انگشت روی میز زدن یا کف پا را به زمین زدن و سایر رفتارهای بدون وقفه مشابه  است. کندی روانی- حرکتی برخلاف مورد پیش به آهستگی فعالیت‌های جسمی و فکری اشاره دارد.

در این حالــت، کارهای معمولــی مانند مســواک زدن یا غذا خوردن ممکن است به صورتی غیرعادی کند و با طمانینه انجام شوند.

۳. درد هیجانی

  • غمگینی طولانی
  • گریه غیرقابل کنترل و غیرقابل توضیح
  • احساس گناه
  • احساس پوچی
  • از دست دادن اعتماد به نفس
  • احساس ناامیدی
  • احساس بی پناهی

این علائم، به ویژه اگر تک تکدر نظر گرفته شوند، منحصر به افسردگی نیستند. برای مثال، احساس بی پناهی ممکن است واکنش منطقی به قرار گرفتن در یک شرایط دشوار باشد. اما در حالت افسردگی، احساس بی پناهی به صورت های زیر است:

  • آمیخته با انواع دیگر دردهای هیجانی
  • آمیخته با انواع دیگر علائم افسردگی
  • تداوم یافتن بیش از یک زمان معقول
  • شدیدتر بودن بیش از یک حد معقول

هریک از عوارض بالا ممکن است به عنوان واکنش طبیعی به یک رویداد غم انگیز (ســوگ) مثل مرگ نزدیکان یا از دست دادن کار پدید آید اما طولانی شدن بیش از حد آن باید به عنوان علائم افســردگی مورد بررسی قرار گیرد. در نظر گرفتن این پدیده، به ویژه در افرادی که دارای ســابقه افسردگی هستند حائز اهمیت است. ادامـــــــــه دارد…

hamed
Author: hamed

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *