غذاهای فوق‌فرآوری‌شده و آسیب عروقی مغز؛ مطالعه‌ی ۸٬۷۸۳ بزرگسال در JAMA Network Open

پیام جوان:

مطالعه‌ای مقطعی که ۱۵ اکتبر در «JAMA Network Open» منتشر شد، میان مصرف بیشتر غذاهای فوق‌فرآوری‌شده (UPF) و نشانه‌های بیشتر «آسیب عروقی مغز» ارتباط پیدا کرد. عنوان هلث‌لاین از احتمال افزایش خطر زوال عقل و سکته می‌گوید، اما مطالعه خود سکته یا زوال عقل را اندازه‌گیری نکرده است.

شرکت‌کنندگان ۸٬۷۸۳ بزرگسال ۳۵ تا ۶۹ ساله بدون بیماری قلبی‌عروقی از دو گروه کانادایی (CAHHM و PURE-MIND) بودند. مصرف UPF با پرسشنامه‌ی بسامد غذایی و بر حسب وعده در رژیم ۲٬۰۰۰ کالری برآورد شد و مغز آنها با MRI بررسی شد.

UPF به‌طور میانگین ۲۵ درصد رژیم روزانه‌ی شرکت‌کنندگان بود؛ در گروه پرمصرف ۴۵ درصد و در گروه کم‌مصرف ۱۶ درصد. غذاهای کم‌فرآوری ۴۱ درصد رژیم گروه پرمصرف و ۶۸ درصد گروه کم‌مصرف را تشکیل می‌دادند. گروه پرمصرف ۱٫۷ درصد چربی بدن بیشتر و شانس بالاتری برای آسیب عروقی مغز داشت، هرچند گزارش نسبت شانس یا درصد خطر را نیاورده است. در عملکرد شناختی تفاوت معناداری دیده نشد.

نشانه‌های آسیب عروقی مغز پیش‌تر با خطر سکته و کاهش شناختی مرتبط شده‌اند. UPFها بر اساس طبقه‌بندی NOVA معمولاً پنج مورد یا بیشتر ماده دارند و موادی دارند که معمولاً در آشپزی خانگی نیست، مثل تنقلات بسته‌بندی‌شده، غلات شیرین، نوشابه و غذاهای آماده‌ی منجمد. در کشورهای پردرآمد بیش از ۵۰ درصد انرژی روزانه از آنها می‌آید.

محدودیت‌ها: ارتباط به معنای علت و معلول نیست و شرکت‌کنندگان فقط یک بار سنجیده شدند و در طول زمان پیگیری نشدند. سازوکارهای پیشنهادی، که آزمایش نشده‌اند، شامل اثر مستقیم نگهدارنده‌ها بر دستگاه عروقی، از دست رفتن آنتی‌اکسیدان‌ها و پرخوری ناشی از قند و نمک اضافه است.

میشل راوتنشتاین (Michelle Routhenstein)، متخصص تغذیه‌ی قلب، گفت: «این یافته‌ها نگران‌کننده‌اند، اما باید یادمان باشد ارتباط، علیت را ثابت نمی‌کند.» سوزان جاد (Suzanne Judd)، مدیر مرکز سلامت عمومی دانشگاه سین‌سیناتی، گفت از این مطالعه نمی‌توان نتیجه گرفت محدود کردن UPF سلامت مغز را بهبود می‌دهد. جاد می‌گوید پرهیز کامل از UPF تقریباً ناممکن است و برخی غذاهای «سالم» مثل پودر پروتئین و برخی ماست‌ها هم فوق‌فرآوری‌شده‌اند. راوتنشتاین پیشنهاد می‌کند با یک جایگزینی ساده شروع کنید.

منبع: هلث‌لاین (Healthline)، گزارش ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ درباره‌ی مطالعه‌ی منتشرشده در JAMA Network Open

Facebook
Twitter
LinkedIn