آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت ۶۲

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

ای وطن ای مادر تاریخ ساز

ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من

عشق جاویدان من، ایران من

فصل نهم سلسله مقالات ایران باستان( جشن های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان                  

خداوند یک ملت همزبان

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است 

جهان مینوی یا فروهری عمر:

استمرار پوشش در ساختار نظامی و آیینی مادها:

در جامعه ی ماد ها، پوشاک نه صرفاً پاسخی به نیازهای اقلیمی، بلکه بازتابی از ساختار قدرت، سامان نظامی و باورهای آیینی بود. لباس جنگجو، شاه و روحانی، هر یک زبان خاص خود را داشتند، اما همگی از یک منطق مشترک پیروی می‌کردند: پیوند میان کارکرد، هیبت و نماد. مادها که بخش بزرگی از تاریخ خود را در کشاکش‌های نظامی گذراندند، پوشش را همچون بخشی از سازوکار بقا و اقتدار می‌نگریستند، نه عنصری تزئینیِ منفصل از زندگی روزمره.

جنگجو مادی و منطق پوشش متحرک: نیروی نظامی مادها عمدتاً بر تحرک استوار بود. جنگجوی مادی، چه پیاده و چه سواره، باید قادر می‌بود در زمین‌های ناهموار، کوهستانی و سرد حرکت کند. از همینرو، پوشش او بر اساس سبکی، انعطاف و دوام طراحی می‌شد. پیراهنی بلند اما نه دستو پاگیر، شلواری که در ران آزاد و در ساق مهار شده بود، کفشی نرم اما محکم، و شنلی که هم در برابر باد محافظت می‌کرد و هم در صورت لزوم کنار زده می‌شد، اجزای اصلی این ترکیب بودند.

ریش‌های پرپشت و مجعد، که در بسیاری از بازنمایی‌های هنری دیده می‌شود، صرفاً جنبهٔ زیبایی نداشت. این نوع پیرایش چهره، نشانه‌ای از بلوغ، مردانگی و تعلق به طبقهٔ جنگاور به‌شمار می‌رفت. موها اغلب در پشت سر جمع می‌شد یا زیر کلاه نمدی قرار می‌گرفت تا در هنگام نبرد مزاحم دید و حرکت نباشد.

سرپوش‌ها: میان حفاظت، هویت و جایگاه. پوشش سر در میان مادها تنوع زیادی داشت، اما در محیط نظامی، شکل‌هایی رایج‌تر بود که هم محافظت ایجاد می‌کرد و هم نشانهٔ جایگاه فرد محسوب می‌شد. کلاه‌های نمدی ضخیم، گاه با تقویت چرمی یا فلزی، برای محافظت از سر در برابر ضربه و سرما به کار می‌رفت. این کلاه‌ها اغلب به‌گونه‌ای طراحی می‌شدند که گوش‌ها و پسِ گردن را نیز بپوشانند؛ بخشی از بدن که در هوای سرد کوهستانی آسیب‌پذیر بود.

ظدر برخی نمونه‌ها، ساختار کلاه به شکلی بود که بندها یا امتدادهایی از آن زیر چانه یا پشت سر بسته می‌شد. این ویژگی، علاوه بر افزایش ثبات کلاه، حالتی رسمی و متمایز به ظاهر فرد می‌داد. چنین سرپوش‌هایی معمولاً در میان فرماندهان یا حاملان پیام‌های رسمی دیده می‌شد.

زره، سپر و بدن به‌عنوان میدان حفاظت: برخلاف ارتشهای سنگیناسلحهٔ هم‌ دوره، مادها به زره‌ های بسیار سنگین وابسته نبودند. نیمتنههای فلزی سبک یا پوشش‌های چرمی تقویت‌شده، به‌گونه‌ای طراحی می‌شد که بالاتنه را در برابر ضربه حفظ کند، بی‌آنکه مانع سوارکاری یا چرخش سریع بدن شود. این انتخاب نشان می‌دهد که مادها بیش از ایستادگی ایستا، بر مانور و واکنش سریع تکیه داشتند. سپرهایی که استفاده می‌کردند، غالباً از مواد سبک مانند ترکه‌های بافته‌شده ساخته می‌شد. این سپرها، که سطحی اندکی خمیده داشتند، قادر بودند ضربه را منحرف کنند و در عین حال وزن زیادی به سرباز تحمیل نکنند. شکل مستطیل‌گون آن‌ها نیز امکان پوشش بخش بزرگی از بدن را فراهم می‌کرد.

سلاح و لباس: یک سامانهٔ واحد: در نظام مادی، سلاح از لباس جدا نبود؛ هر دو بخشی از یک سامانهٔ واحد بودند. کمربند چرمی، که ظاهراً ساده به نظر می‌رسید، نقشی کلیدی داشت. این کمربند نه‌تنها لباس را در جای خود نگه می‌داشت، بلکه محل اتصال غلاف شمشیر، جایگاه کمان و محل آویختن ترکش بود. طراحی آن به‌گونه‌ای انجام می‌شد که وزن سلاح‌ها به‌طور متعادل پخش شود و فشار متمرکزی بر بدن وارد نکند.

نیزه‌های مادی ساختاری چندمنظوره داشتند. نوک تیز برای حمله، بدنهٔ مقاوم برای تحمل ضربه و انتهایی سنگین‌تر برای تعادل، همگی نشان از شناخت دقیق مادها از فیزیک جنگ‌افزار دارد. تیرها و نیزه‌ها از چوب‌های بسیار سخت ساخته می‌شدند تا در برابر رطوبت و ضربه دوام بیاورند.

کمان‌ها و تیردان‌ها اغلب در قلاف‌هایی قرار می‌گرفتند که خود بخشی از نمایش قدرت بودند. تزیین این قلاف‌ها، حتی در میدان جنگ، نشان می‌دهد که مادها میان زیبایی و کارایی تعارضی نمی‌دیدند.

ارابه‌ها و اسب‌ها: امتداد پوشاک جنگی: اسب در فرهنگ نظامی مادها تنها وسیلهٔ جابه‌جایی نبود؛ بخشی از هویت جنگجو به‌شمار می‌رفت. اسب‌ها گاه با پوشش‌هایی چرمی یا پارچه‌ای آراسته می‌شدند که هم از آن‌ها محافظت می‌کرد و هم شکوه بیشتری به سوار می‌بخشید. یراق اسب، زین و افسار نیز می‌توانستند دارای دوخت‌های ظریف یا تزئینات فلزی باشند.

ارابه‌های جنگی، اگرچه نقش محوری در همهٔ نبردها نداشتند، اما در برخی موقعیت‌ها برای حمل فرماندهان یا ایجاد رعب در صفوف دشمن به کار می‌رفتند. حضور این ارابه‌ها نشان می‌دهد که پوشش نظامی مادها، تنها به بدن انسان محدود نمی‌شد، بلکه کل مجموعهٔ انسان، اسب، سلاح را دربر می‌گرفت.

پوشاک آیینی در کنار لباس جنگی: در کنار پوشش رزمی، نوعی جامه ی آیینی نیز در میان مادها رواج داشت که کارکردی فراتر از میدان نبرد داشت. این لباس، که در متون کهن با نام «سدره» شناخته می‌شود، پوششی بود که فرد پس از رسیدن به سن بلوغ بر تن می‌کرد. سدره نه‌ تنها نشانه ی ورود به مرحلهای جدید از زندگی، بلکه پیوندی نمادین با نظم اخلاقی و دینی جامعه داشت.

این پیراهن آیینی، در مقایسه با لباس جنگی، ساده‌تر اما معنادارتر بود. کمربندی با سگک‌های مشخص آن را همراهی می‌کرد و در مراسم رسمی، شنلی بر روی آن پوشیده می‌شد. چنین پوششی را می‌توان در نقش‌های آیینی یا صحنه‌های نیایش تشخیص داد.

شواهد باستانشناختی و بازنمایی قدرت: یافته‌های سنگنگاره‌ای در مناطق پیرامونی فلات ایران، به‌ویژه در نواحی‌ ای که زمانی زیر نفوذ مادها یا هم‌ پیمانان آنان بوده‌اند، تصویری از این پوشاک را تثبیت می‌کند. در برخی از این نقشها، پادشاه و روحانی در کنار هم دیده می‌شوند؛ هر دو با پوششی متمایز اما هم‌ ریشه.

ایستادن در برابر آتش، در حالی که کمان در دست دارند، نشان می‌دهد که سلاح در این فرهنگ تنها ابزار جنگ نیست، بلکه نماد اقتدار و مشروعیت نیز هست.

در این بازنمایی‌ها، حتی زمانی که جزئیات چهره بهخوبی مشخص نیست، می‌توان از روی فرم لباس، نوع شلوار، شکل کفش و حالت شنل، تعلق فرهنگی افراد را تشخیص داد. این امر نشان می‌دهد که پوشاک مادی بهقدری دارای هویت مشخص بوده که به‌عنوان نشانه‌ ای فرهنگی عمل می‌کرده است.

زیباشناسی در دل جنگ: اگرچه مادها مردمانی جنگاور بودند، اما این ویژگی مانع توجه آنان به زیبایی نشد. قلابدوزی‌ ها، استفاده از پوست حیوانات، تزئینات فلزی و حتی بهره‌ گیری از خز، همه نشان می‌دهد که جنگ و هنر در این فرهنگ در تقابل با هم نبودند. برعکس، زیبایی به جنگ معنا می‌بخشید و جنگ به زیبایی قدرت می‌داد.

هنر مادی، که تحت تأثیر همسایگان قدرتمند خود شکل گرفته بود، به‌تدریج سبک خاص خود را یافت. ترکیب جانوران واقعی با موجودات خیالی، خطوط نرم در کنار اشکال هندسی و استفاده از تضاد میان سادگی و تزئین، در پوشاک نیز بازتاب یافت.

به طور خلاصه، پوشش در نظام مادها را نمی‌توان تنها مجموعهای از لباس و تجهیزات دانست. این پوشش، سامانهای پیچیده بود که کارکرد نظامی، معناهای آیینی و جلوههای زیباشناختی را در هم می‌آمیخت. جنگجو، شاه و موبد، هر یک با لباسی متفاوت اما از یک منطق مشترک پیروی می‌کردند؛ منطقی که در آن، ظاهر انسان بازتاب جایگاه او در جهان بود.

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد