نویسنده: سید سعید زمانیه شهری
فصل هشتم سلسله مقالات شجریان، سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران
مفاهیم بنیادین در موسیقی سنتی ایران
به نام خداوند رنگین کمان
خداوند بخشنده مهربان
خداوند مهسا، حدیث و کیان
خداوند یک ملت همزبان
که این خانه مادری، میهن است
که ایران زمین، کاوه اش یک زن است
موسیقی قدیم ایران:
در سنت اندیشهٔ ایرانی، موسیقی نه تنها یک هنر شنیداری، بلکه شاخه ای از معرفت نظری به شمار می آمد. اندیشمندان گذشته، که موسیقی را در کنار ریاضیات قرار می دادند، آن را دانشی می دانستند که بر پایهٔ سنجش نسبت های کمّی میان اصوات بنا شده است. در دوره های کهن، «حکمت» مجموعه ای یکپارچه از علوم نظری و عملی به حساب می آمد و هر دانشمندی، بنا بر شیوهٔ آموزشی زمانه، معمولاً از تمام بخش های آن آگاهی نسبی داشت. در چنین بستری، موسیقی نیز همچون هندسه و نجوم در ردیف علوم عقلی و انتزاعی جای می گرفت و بررسی آن از طریق تحلیل و استدلال انجام می شد. از این رو نوشته های برجای مانده دربارهٔ موسیقی ایرانِ پیشا مدرن، اغلب رویکردی نظری دارند و کمتر به جنبه های اجرایی پرداخته اند.
موسیقی در تقسیم بندی حکمت: حکیمیان اسلامی و ایرانی قرون میانه، حکمت را به دو بخش اصلی دسته بندی می کردند: «نظری» و «عملی». در بخش نظری دانشی جای می گرفت که دخالت اختیار انسانی در آن معنا نداشت، مانند ریاضیات، طبیعیات و مباحث مابعدالطبیعه. موسیقی نیز ذیل ریاضیات طبقه بندی می شد زیرا درک فواصل، مقیاس ها و تناسبات صوتی مستلزم فهم روابط ریاضی بود. ابن سینا در چند اثر خود، به ویژه در رسالات فلسفی اش، موسیقی را دانشی معرفی می کند که یک سوی آن به «ترکیب نغمه ها» یعنی ساختار و هم نشینی صوت ها مربوط است و سوی دیگر آن به «ایقاع» یا زمان بندی و وزن نغمه ها اختصاص دارد. از دید او غایت این علم، سامان دادن به لحن ها و درک تعامل میان صوت ها و زمان است؛ بنابراین موسیقی دانشی نظری است، هرچند جنبه های اجرایی نیز دارد.
پیوند دانش ها و جایگاه فیلسوفان در موسیقی: در تمدن ایرانی ـ اسلامی، مرز میان رشته ها گسترده و سیال بود. یک حکیم برجسته معمولاً در حوزه های گوناگون مانند فلسفه، طب، ریاضیات و حتی موسیقی مطالعه داشت. بسیاری از کسانی که دربارهٔ موسیقی آثاری نگاشته اند، چون فارابی، ابن سینا، صفی الدین ارموی و دیگران، در اصل فیلسوفانی صاحب نام بوده اند که در کنار پرداختن به علوم متداول، به موسیقی نیز توجه داشته اند. هرچند برخی از آنان مانند فارابی یا قطب الدین شیرازی از مهارت اجرایی در سازهایی خاص نیز بهره مند بودند، اما تمرکز اصلی آنان بر جنبهٔ نظری موسیقی قرار داشت. این مسئله سبب شده که آثارشان، هرچند دقیق و عمیق، کمتر به درد عمل موسیقایی و مهارت های نوازندگی بخورد و بیشتر برای فهم ساختار، نظام فواصل و مبانی نظری سودمند باشد.
کمبود ارتباط میان سنت نظری و کار عملی: یکی از مشکلات تاریخ موسیقی نگاری در ایران این است که میان آثار نظری دانشمندان و فعالیت عملی نوازندگان و خوانندگان پیوند چندانی برقرار نشده است. رسالات موسیقی معمولاً به مباحث علمی می پرداختند و هنرمندان اجرایی نیز عمدتاً دانش خواندن این آثار را نداشتند یا از آن بی نیاز بودند. حتی در روزگار ما، با وجود چاپ و ترجمهٔ برخی از این کتاب ها، بسیاری از نوازندگان حرفه ای هنوز با آثار اصلی فارابی یا ارموی آشنایی ندارند. یکی از دلایل این شکاف، زبان نگارش این متون است؛ زیرا اکثر کتاب های نظری موسیقی به عربی نوشته شده و تا مدت ها ترجمهٔ فارسی در دسترس نبوده است. بسیاری نیز هنوز تنها در نسخه های خطی نگهداری می شوند و انتشار نیافته اند.
نبود نت نویسی و انتقال شفاهی: یکی از مهم ترین ویژگی های موسیقی ایران پیش از دورهٔ معاصر، نبودِ نظامی برای ثبت دقیق نغمه هاست. از آنجا که نگارش موسیقایی به معنای امروزین وجود نداشت، رسالات تنها دربارهٔ قواعد و مفاهیم نظری بحث می کردند و هیچ نمونهٔ مکتوبی از ملودی ها و مقام های رایج برجای نمی ماند. همین امر باعث شده که شناخت ما از نغمه های دقیق موسیقی گذشته محدود باشد و انتقال این هنر تنها از راه سینه به سینه صورت گیرد. شیوهٔ شفاهی سبب پایداری چارچوب کلی موسیقی ایرانی شده، اما باعث از دست رفتن بسیاری از لحن ها و شیوه های اجرایی نیز شده است.
پیوستگی تاریخی موسیقی ایران: با توجه به انتقال شفاهی، موسیقی ایرانی طی قرن ها دچار دگرگونی بنیادین نشده و ساختار آن تا حد زیادی پایدار مانده است. بخش عمدهٔ ویژگی هایی که امروز در موسیقی دستگاهی دیده می شود، در موسیقی قرون گذشته نیز وجود داشته است؛ از جمله استفادهٔ گسترده از فواصل کوچک تر از نیم پرده، تأکید بر تک نوازی، پیوند موسیقی با وزن شعر فارسی، و غیاب هارمونی چندصدایی. موسیقی ایرانی همچنین بر دستگاه ها و مقام های مشخص مبتنی بوده و هر مقام مجموعه ای از فواصل خاص و جمله های ملودیک ویژه داشته است. نزدیکی این ویژگی ها به موسیقی عرب، ترکی و افغانستان نیز به دلیل تأثیر تاریخی موسیقی ایران بر فرهنگ های همسایه است.
پیشینهٔ نظریه پردازی و روایت های اسطوره ای: برخی نویسندگان قدیم، آغازهٔ موسیقی و بخش هایی از قواعد آن را به فیلسوفان یونانی نسبت داده اند. فیثاغورس در روایات کلاسیک به عنوان کسی معرفی شده که رابطهٔ میان طول سیم ها و ارتفاع صوت را کشف کرده است. داستان هایی در منابع ایرانی و عربی نقل شده که چگونه او با شنیدن صدای برخورد اجسام یا طنین سازهای ابتدایی به نسبت های موسیقایی پی برد. در برخی منابع همین روایت به فارابی نیز نسبت داده شده است. این نوع حکایات، هرچند بار اسطوره ای دارند، بازتابی از توجه اندیشمندان باستان به جنبهٔ ریاضی و طبیعی موسیقی هستند.
با این حال، روشن است که موسیقی به شکل ابتدایی آن بسیار پیش تر از فیلسوفان یونان وجود داشته است. جوامع اولیه احتمالاً با تقلید از صداهای طبیعت، به ویژه آواز پرندگان، و ایجاد ریتم با ضربه های ساده، هنر موسیقی را پدید آورده اند. بنابراین نمی توان یک فرد را بنیان گذار این هنر دانست. در تمدن های باستانی بین النهرین، مصر و ایران سازهایی کهن کشف شده که قدمت آنها بسیار بیشتر از عصر فیثاغورس است. حتی اگر فرض کنیم پیش از او سازی اختراع نشده بوده، صدای انسان خود کهن ترین ابزار موسیقی است و آوازخوانی نخستین شکل بیان موسیقیایی بشر به شمار می آید.
چیستی صوت از نگاه قدما: در نظریه های قدیم، موسیقی دانشی بود که احوال «نغمه ها» و چگونگی ترکیب آنها را بررسی می کرد. نغمه، همان صوت موسیقایی است که بر اثر لرزش هوا و برخورد دو جسم پدید می آید و گوش آن را دریافت می کند. فیلسوفان و موسیقی دانان قدیم صوت ها را بر اساس زیر و بمی، دوام و آهنگ پذیری بررسی می کردند و ساز عود (که شکل تکامل یافتهٔ بربط ایرانی بود) را برای آزمون های صوت شناسی به کار می بردند. طول سیم های عود معیار مناسبی برای تنظیم فواصل و مقایسهٔ اصوات به شمار می آمد.
فواصل و ابعاد موسیقایی: مفهوم «فاصله» یا «بعد» در موسیقی به معنای نسبت میان دو صوت است. در سنت قدیم، فواصل را به دسته های مختلف تقسیم می کردند. برخی از آنها شامل فواصل بزرگ تر از یک هنگام بودند، برخی دیگر به چهارم و پنجم (ذوالاربع و ذوالخمس) اختصاص داشتند، و دستهٔ سوم فواصل کوچک تر، یعنی همان ابعاد لحنی بودند که ملودی ها از آنها تشکیل می شدند. موسیقی دانان گذشته تأکید داشتند که ترتیب این فواصل باید چنان باشد که طبع شنونده از آن احساس لذت کند و گاه اشاره کرده اند که همراهی نغمه ها با شعر مناسب می تواند تأثیر عاطفی موسیقی را افزایش دهد.
مباحث مورد توجه در رسالات موسیقی: در آثار قدیم موسیقی ایران، موضوعاتی چون ویژگی های صوت، انواع فواصل، ساختار مقام ها، تناسب اصوات، وزن و ایقاع، و جایگاه لحن و نغمه بررسی شده است. این کتاب ها غالباً از زوایای علمی و فلسفی به موسیقی نگریسته اند و هدفشان توصیف بنیادهای نظری بوده است. با وجود این ارزش علمی، نبودِ نت نویسی و فقدان نمونه های مکتوب از ملودی ها موجب شده که بخش قابل توجهی از میراث عملی موسیقی ایران از بین برود.
لزوم حفظ و انتشار منابع کهن: بخش مهمی از آثار موسیقی دانان بزرگ گذشته هنوز تنها در قالب نسخه های خطی موجود است و به دلیل دشواری دسترسی یا نبود ترجمه های قابل فهم برای عموم، کمتر مورد توجه هنرمندان امروز قرار گرفته اند. انتشار انتقادی، ترجمهٔ فارسی دقیق و چاپ گستردهٔ این آثار، می تواند درک روشن تری از نظریات موسیقی ایرانی فراهم آورد و شکاف دیرینه میان مباحث نظری و عمل موسیقایی را کاهش دهد.
ادامه دارد…
و… تا ساز هست و آواز هست، شاگردان مکتبت، به نامت و با یادت، صبوح ها پر می کنند و قدح ها خالی.
ساقیا…، سرو چمان…، قدحت پُر مِی باد.















