آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت ۵۶

ای وطن ای مادر تاریخ ساز              ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای  کویر تو بهشت جان من               عشق  جاویدان من، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل هشتم سلسله مقالات ایران باستان (جشن‌های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان 

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است

ساختار کشاورزی، زندگی روستایی، و تحولات اجتماعی در دوران مادها:

در بررسی روند تاریخی تمدن‌ های کهن ایران‌ زمین، کمتر عصری را می‌توان یافت که همانند دوره‌ی مادها چنین تأثیر عمیقی در شکل‌گیری ساختار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی فلات ایران گذاشته باشد. هرچند منابع مستقیم و تخصصی درباره کشاورزی در این عصر بسیار محدود است، اما شواهد پراکنده‌ از یافته‌های باستان‌شناسی، تحلیل جغرافیایی، و پژوهش‌های تاریخی ما را به این باور می‌رساند که فعالیت‌ های کشاورزی و شیوه‌ی معیشت مبتنی بر زمین، نقشی بنیادین در ثبات جوامع آن دوران ایفا می‌کرده است.

از منظر تاریخی، شکل‌گیری اجتماعات روستایی در ایران به دوران بسیار دور، حتی تا بیش از ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد، باز می‌گردد. نخستین نشانه ‌های سکونت روستایی در مناطق جنوبی زاگرس و شمال خوزستان دیده می‌شود، جایی که انسان ‌ها از زندگی شکارگری به سوی کشاورزی و دامداری گام برداشتند. با گسترش این شیوه‌ی زندگی به دیگر بخش‌ های فلات ایران، جوامع کوچک و مستقل روستایی پدید آمدند. هرچند این اجتماعات در آغاز، فاقد پیوندهای منسجم بین‌منطقه‌ای بودند، اما به ‌تدریج، با گذر زمان و افزایش نیاز به تبادل، تعاملات اجتماعی و اقتصادی میان آن ‌ها نیز گسترش یافت.

در چنین بستری، با ظهور قوم ماد در نواحی غربی ایران، به‌ ویژه در محدوده ‌ای که امروزه شامل استان‌ های آذربایجان، کردستان و همدان می‌شود، ساختار کشاورزی نیز تحولاتی بنیادین را تجربه کرد. مادها در مناطق کوهستانی مستقر شدند و با تکیه بر دانش بومی و توان بهره‌گیری از منابع طبیعی، به پرورش دام، کاشت دانه‌های بومی، و استفاده از ابزارآلات ساده کشاورزی روی آوردند. هرچند اسناد روشنی از فناوری‌های کشاورزی آنان در دست نیست، اما آثار باقیمانده از ابزارهای فلزی و صنعتی، نشان‌ دهنده پیوند میان معیشت کشاورزی و صنایع دستی است که به رشد اقتصادی مادها کمک شایانی کرد.

با رشد جمعیت و شکل‌گیری اجتماعات بزرگ‌تر، تخصصی شدن مشاغل نیز به ‌تدریج بروز یافت. کشاورزی، دامداری، سفالگری، فلزکاری و فعالیت‌های صنعتی ابتدایی از یکدیگر تفکیک شده و تقسیم کار اجتماعی شکل گرفت. این روند، زمینه ‌ساز تحول در روابط اجتماعی و نهایتاً بروز ساختار طبقاتی در جامعه ماد شد. در این میان، استفاده از نیروی حیوانات برای شخم ‌زدن زمین یا حمل محصولات، به ارتقای بهره ‌وری کشاورزی کمک کرد و موجب افزایش امنیت غذایی در این تمدن شد.

از نگاه ساختار سیاسی، مادها نخستین قومی بودند که توانستند با اتحاد قبایل مختلف در محدوده‌ی زاگرس و فلات مرکزی، یک حکومت مستقل و سازمان ‌یافته ایجاد کنند. در آغاز، شش قبیله‌ی عمده در دل این اتحاد قرار داشتند که تفاوت‌های فرهنگی و رفتاری قابل‌ توجهی با یکدیگر داشتند. برخی از آن‌ها روحیه‌ی جنگاوری داشتند و برخی دیگر تمایل به صلح و گفت‌وگو. این اتحاد، که با رهبری دیاکو به یک هویت سیاسی واحد تبدیل شد، پاسخ به تهدیدهای خارجی، به‌ویژه از جانب آشوریان بود که در آن زمان قدرت مسلط منطقه به‌شمار می‌آمدند.

بر اساس یافته‌های تاریخی، دیاکو توانست با ایجاد نظم، قاعده‌ مندی در قضاوت و تمرکز قدرت، پایه‌های نخستین پادشاهی ایران را بریزد. در ادامه، جانشین او، هوخشتره، این دولت را به یکی از قدرت‌های بزرگ آسیای غربی تبدیل کرد. تحت فرمان او، مرزهای شاهنشاهی ماد از شرق تا سرزمین لیدیه در غرب گسترش یافت و برای نخستین بار، گستره‌ی وسیعی از ایران امروز، زیر یک پرچم واحد قرار گرفت.

هگمتانه، که امروزه همدان نامیده می‌شود، مرکز سیاسی و اداری مادها بود. بقایای معماری کشف ‌شده در این منطقه گواهی بر قدرت، نظم و ساختار مهندسی پیشرفته‌ ای است که مادها به آن دست یافته بودند. معماری در دوره ماد تحت تأثیر فرهنگ ‌های اورارتویی و آشوری قرار گرفت اما به ‌تدریج ویژگی ‌های بومی ایرانی را نیز در خود جذب کرد. استفاده از ستون‌ های سنگی، بهره‌گیری از نقوش انتزاعی و رعایت تناسب در ساخت‌ و ساز، بعد ها الهام ‌بخش معماران دوره‌ی هخامنشی شد. تخت‌ جمشید و شوش را می‌توان از جمله نتایج این روند تلفیقی دانست که ریشه در دوران ماد دارد.

از حیث اجتماعی، ساختار خانوادگی در جوامع ماد به‌صورت سلسله ‌مراتبی و پدر سالارانه اداره می‌شد. هر خانواده در چار چوب یک تیره جای می‌گرفت، تیره ‌ها با هم یک عشیره را می‌ساختند و مجموعه ‌ی عشایر، قبایل را تشکیل می‌دادند. ریاست در این نظام غالباً به افراد کهن ‌سال و با تجربه سپرده می‌شد و در ادامه‌ی تحولات اجتماعی، این افراد به‌عنوان طبقه‌ی حاکم و اشراف جامعه شناخته شدند. اما نکته‌ای که در منابع کهن نیز بدان اشاره شده، جایگاه ویژه‌ی زنان در این ساختار است. برخلاف بسیاری از تمدن‌های هم ‌دوره، زنان در جامعه ماد نه‌ تنها نقش اقتصادی فعالی داشتند، بلکه در برخی موارد به مقام ‌هایی چون قضاوت یا رهبری قبیله‌ای نیز می‌رسیدند.

فعالیت ‌های کشاورزی در این عصر عمدتاً توسط زنان انجام می‌شد. آنان در کاشت، داشت، برداشت، نگهداری محصولات و توزیع آن‌ ها نقش اصلی را ایفا می‌کردند. به ‌سبب همین مشارکت وسیع، مردان نیز جایگاه و نقش زنان را به ‌رسمیت می‌شناختند و همکاری دو جنس در عرصه‌ی تولید، پدیده‌ای رایج و پذیرفته‌شده در این جوامع بود.

از نظر منابع طبیعی، سرزمین ماد غنی از فلزاتی همچون آهن، مس، سرب و طلا بود. در کوهستان‌ ها معادن فراوانی وجود داشت که مواد اولیه صنایع دستی را تأمین می‌کرد. این منابع، افزون بر استفاده‌ی داخلی، موجب توسعه ‌ی تجارت میان‌ منطقه‌ ای نیز شد و کالاهای تولید شده در مراکز ماد، به مناطق دیگر ایران و فراتر از آن، صادر می‌گردید. استفاده از پوست جانوران برای نوشتن، پیش از رایج‌ شدن کاغذ در این تمدن دیده می‌شود. همچنین اسناد نشان می‌دهند که مادها آغازگر استفاده از چرخ‌ های چوبی برای ارابه ‌ها بودند که در حمل بار و جابه‌جایی نقش مهمی داشت.

جغرافیای طبیعی سرزمین ماد، متشکل از کوهستان‌ ها، دشت‌ ها و دره‌ های حاصل‌ خیز، محیطی مساعد برای توسعه‌ی کشاورزی سنتی فراهم آورد. بهره ‌برداری از آب‌ های سطحی، حفر نهرهای ابتدایی، و تقسیم منظم منابع آب میان خانوارها، شیوه‌ هایی بود که به ایجاد نوعی نظم اجتماعی و اقتصادی کمک می‌کرد. این نظم، بر مبنای همکاری جمعی و توافق‌ های محلی شکل می‌گرفت و تا سال‌ها دوام داشت.

در نهایت، دولت ماد، نخستین نمونه ‌ی شناخته ‌شده از همگرایی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان اقوام ساکن در فلات ایران بود. این همگرایی نه ‌فقط در ساختارهای حکومتی، بلکه در آداب، سنن، زبان، و الگوهای معیشتی نیز بروز یافت. انتقال این الگوها به سلسله ‌های بعدی، به ‌ویژه هخامنشیان، سبب شد که مادها به‌ عنوان بنیان‌گذاران تمدن ایرانی در تاریخ جایگاهی ممتاز یابند.

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد

ادامه دارد…