شجریان: سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران، قسمت هشتم

نویسنده: سید سعید زمانیه شهری

فصل دوم سلسله مقالات شجریان، سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران

درفصل اول سلسله مقالات “شجریان، سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران”، به تبیین بیوگرافی، فعالیتهای هنری و آثار استاد بی بدیل آواز ایران، خسرو خوبان، سروش مردم، دماوند موسیقی پارسی، حضرت استاد محمدرضاشجریان پرداختم و سعی كردم بخشی از دین اخلاقی خویش را به الگوی هنری زندگی ام كه حلقه اتصال بنده به شعر، ادبیات و موسیقی ایران هستند را اداكنم. در فصل دوم این سلسله مقالات، به توضیح و تبیین سازهای مورد استفاده در موسیقی دستگاهی ایران، سازهای مورد استفاده در موسیقی محلی نواحی مختلف ایران، ساختار موسیقی اصیل و سنتی ایران مشتمل بر ردیف ها، گوشه ها، دستگاه ها، آوازها، مقام ها و نغمه های ایرانی و در نهایت سازهای اركستر سمفونیك خواهیم پرداخت تا بتوانیم در ارتقاء سطح دانش هنری و موسیقیایی شما هموطنان نازنینمان در خارج از ایران، ادای دین كرده باشیم. فصل دوم این سلسله مقالات را با توضیح و تبیین سازهای مورد استفاده در موسیقی دستگاهی ایران آغاز خواهیم كرد و در ابتدا ساز تار را مورد معرفی و بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

۱) ساز تار:

تار: از سازهای زهی مضرابی ( زخمه ای ) مقید است که در ساخت آن از چوب، پوست، استخوان، زه ( رودة تابیده چهار پایان ) و فلز استفاده می شود و طول کلی آن حدود ۹۵ سانتی متر است. اگرچه در گذشته های دور، نامی از آن برده نشده است ولی از حدود دویست سال پیش، تار، یکی از سازهای اصلی موسیقی ملی ایران بوده است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته تار را به صورت افقی روی ران پا قرار می دهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار می گیرد.

نوازنده سرانگشت های دست چپ را روی دستان هایی که در طول دسته تار بسته شده اند حرکت می دهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیم ها زخمه می زند.

کاسه طنینی: کاسه طنینی از چوب یک تکه، در دو حجم توخالی تقریبا گلابی شکل – یکی بزرگ تر و دیگری کوچک تر – تشکیل شده و یک طرف آنها ( دهانه ) باز است . قسمت بزرگ تر را « کاسه » و قسمت کوچک تر را « نقاره » می گویند. بر روی دهانه های باز کاسه و نقاره پوست می کشند و خرک بر روی پوست کاسه قرار می گیرد. جنس چوب کاسه ها معمولا از چوب درخت توت تهیه می شود.

پوست: پوست تار از قسمت نازک پوست چهار پایانی مانند بز و بره انتخاب می شود.

خرک: خرک که معمولا از جنس استخوان به کار رفته، در روی دسته و شیطانک به طول تقریبی ۵ و ارتفاع ۲ سانتی متر ساخته می شود که با دو پایه کوچک خود روی پوست کاسه قرار می گیرد و سیم ها هر یک جداگانه از درون، شیارهای کم عمقی بر سطح خرک ایجاد میکنند.
برای ثابت ماندن خرک بر روی پوست، تکه های کوتاهی از جنس دستان ها از حلقه های کوچکی که روی خرک ( دو حلقه در طرفین و یک حلقه در وسط ) ایجاد شده می گذارند و به سیم گیر که در انتهای بدنه کاسه قرار دارد وصل می شوند .

دسته: دسته تار از چوب های سخت، مانند گردو یا توت، به صورت لوله ای توپر به طول تقریبی ۵۰ و قطر تقریبی ۴ سانتی متر ساخته می شود که از طرف جلو ( محل انگشت گذاری) صاف برش خورده و از طرف پشت نیم دایره است و دستان ها با فواصل معین، روی آن بسته می شوند. در طرفی طول دسته ( سطح رویی ) دو رشته نوار از جنس استخوان کار می گذارند که هم به زیبایی دسته کمک کنند و هم مانع فرسایش چوب در اثر تماس زیاد انگشت ها می شوند. دسته تار از یک طرف به نقاره و از طرف دیگر به سرپنجه تار متصل است.

سرپنجه: سرپنجه یا جعبه کوک ( جعبه گوشی ها ) جعبه کوچک توخالی ست که در ابتدای طول دسته قرار گرفته و از جنس چوب کاسه هاست و به تعداد سیم های تار، شش گوشی ( در هر طرف سه گوشی ) روی آن قرار دارند.

گوشی‌ها: تار ۶ عدد گوشی از جنس چوب، به تعداد سیم های ساز دارد که به صورت میخ درشت سر پهن ساخته می شود. قسمتی که هنگام کوک کردن، با دست چپ نوازنده به چپ و راست گردانده می شود پهن تر است و بیرون سرپنجه قرار دارد و قسمت دیگر باریک تر است و داخل فضای خالی سرپنجه قرار دارد.

شیطانک: قطعه استخوان باریک و کم ارتفاعی به عرض دسته تار و به ارتفاع ۲ میلی متر است که بین دسته و سرپنجه قرار گرفته و دارای شیارهای کم عمقی ست که سیم ها هر یک از درون یکی از این شیارها می گذرند و به طرف گوشی می روند.

دستان ها: امروزه به طور معمول ۲۸ دستان بر روی دسته تار بسته می شوند که جنس آنها از زه روده تابیده چهار پایان یا نخ نایلون است. هر دستان را در فواصل معین، چهار یا سه دور، دور دسته تار می بندند و آن را گره می زنند، به طوری که گره ها در شیاری که در سطح بالایی طول دسته ایجاد شده قرار بگیرند. محل دستان بر روی دسته ثابت نیست و در دستگاه های مختلف، بعضی دستان ها تا حدی حرکت داده می شوند.

سیم گیر: قطعه ای ست کوچک از چوب یا استخوان که در انتهای بدنه کاسه نصب شده و دارای شیارهایی است که حلقه تابیده شده یا گره یک سر سیم به آن می افتد.

تعداد و جنس سیم ها: تار ایرانی دارای ۶ سیم از جنس فلز با قطرهای مختلف است که به طور معمول سیم های اول و دوم ( فلزی سفیدرنگ ) به قطر ۰/۲۰ تا ۵/۱۸، و سیم های سوم و چهارم ( زرد از جنس برنج ) به قطر ۰/۲۲ تا ۰/۱۸، دو به دو با یکدیگر هم صدا کوک می شوند. سیم پنجم یا واخوان (فلزی سفیدرنگ ) با قطر کمتر هم صدای سیم های اول و دوم، و سیم ششم سیم بم ( فلزی زردرنگ ) با ‏قطر ۰/۳۸ یک اکتاو بم تر از سیم های اول و دوم کوک می شوند.

وسعت: وسعت معمول صدای تار نزدیک به سه اکتاو است.

کوک سیم ها: کوک دست باز سیم های شش گانه به صورت چهارم پایین رونده و اکتاو است. کوک سیم ها بنابر نیاز نوازنده می تواند تغییر کند. معمولا در اجرای مقام های دوازده گانه موسیقی ملی سیم های پنجم و ششم کوک متغیری دارند.

مضراب: مضراب قطعه ای ست فلزی معمولا از جنس برنج، به طول تقریبی ۳ تا ۴ سانتی متر و نیمی از طول آن که در دست نوازنده جای می گیرد با موم پوشیده شده است.

ویژگی های دیگر تار: کوک سیم ها و محل دستان ها را در اجرای دستگاه ها و آوازهای موسیقی ملی می توان تغییر داد ولی معمولا فواصل چهارم یا پنجم پایین رونده بین سیم های اصلی حفظ می شوند. گفته اند سیم پنجم تار را غلام حسین درویش ( استاد تار دوره قاجار) اضافه کرده است که به آن سیم و اخوان» می گویند. خراش (آربژ) و آکوردهای دو یا سه صدایی در تار قابل اجرا هستند و اجرای نت ها بر روی سیم بم با انگشت شست دست راست نیز ممکن است. تمام حالت های کیفی موسیقی ایرانی، اعم از دوبل نت، تکیه، ریز، تریل، گلیساندوهای عرضی و طولی و غیره بر روی این ساز قابل اجرا هستند.

استاد علی نقی وزیری به منظور وسعت بیشتر، دسته تار را تا روی نقاره ادامه دادند و به این ترتیب شش دستان ( فاصله یک چهارم درست) بر وسعت آن افزودند. ایشان در نمودار کتاب هایشان تا قبل از نقاره با استفاده از فواصل ربع پرده ۲۹ دستان ارائه داده اند. « پنجه کاری » نوعی نوازندگی در سطح استادان است، به این ترتیب که بدون زخمه زدن با دست چپ بر سیم ها، انگشت دست راست بر سیمی ثابت می ماند و انگشت بعدی سیم را به صورت کندن به صدا در می آورد و به همین ترتیب نغمه هایی ایجاد می شوند.

« گرفته » یا در اصطلاح « پیتزیکاتو » به نوعی نوازندگی می گویند که بلافاصله بعد از آخرین صدا ، طنین آن با انگشت پا انگشت های بعدی همان دست گرفته می شود.

« پوش » نیز اصطلاحی است که برای نوازندگی بر روی نقاره به منظور ایجاد صدای نرم تر و پخته تر به کار می رود. گاهی نیز زخمه ای با مضراب زده می شود و در طنین آن انگشت های دست چپ نغمه ای کوتاه مینوازند.

صدادهی تار را با تغییراتی که در اندازه و تراش کاسه و نقاره و دسته و پوست ایجاد می کنند می توان تغییر داد و تارهایی با وسعت و رنگ صدای دیگر ساخت که تار آلتو و تارباس معمول ترین آنهاست. نمونه هایی از این تارها ساخته شده اند که تجربی و سلیقه ای بوده اند و عمومیت نیافته اند .

علایم معمول در تار: در نوازندگی تار نیز مانند دیگر سازها از علایمی قراردادی برای انگشت گذاری و ایجاد حالت های خاص استفاده می شود که

معمول ترین آنها عبارت اند از:

0 = علامت دست باز صوت مطلق

۸ = علامت مضراب راست، یعنی زخمه از بالا به طرف پایین

٧= علامت مضراب چپ، یعنی زخمه از پایین به طرف بالا نوا

T = علامت اجرای کشش زمان نت با مضراب ریز

+ = علامت اجرا با انگشت شست دست چپ بر روی سیم بم

در نوازندگی تار، کشش زمان کامل نت ها را با مضراب ریز نگه می دارند. نواختن مضراب راست و چپ به صورت پیاپی، مسلسل، مساوی و نسبتا سریع را اصطلاحا « ریز » می گویند. در انگشت گذاری روی سیم های اول و دوم، شماره یک برای انگشت سبابه دست چپ و شماره های ۲ و ۳ و ۴ به ترتیب برای استفاده از انگشت های بعدی در نظر گرفته شده اند. این اعداد را بالای نت می گذارند. برای انگشت گذاری روی سیم های دوم و سوم زیر اعداد، و سیم بم بالای اعداد، نیم دایره کوچکی رسم می کنند که استفاده از سیم های نامبرده و انگشت گذاری آنها را یادآور می شود. اصطلاحات بالا دسته (نزدیک به سرپنجه )، وسط دسته و پایین دسته (نزدیک به نقاره ) در تارنوازی معمول هستند. تمام علایم مربوط به حالت ها و حرکاتی که در تئوری موسیقی مطرح می شود را برای تار هم می توان نوشت و این علایم کاربرد دارند.

ادامــه دارد…

 

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.