قرارداد با چین

چرا قرارداد با چین؟

نویسنده : شهرداد خبیر

ظرف چند وقتی که از امضای قرارداد چین و جمهوری اسلامی می گذرد با کمتر کسی روبرو شده ام که از این قرارداد انتقاد نکرده باشد و آنرا نتیجه ی بی لیاقتی و ضعف دولت جمهوری اسلامی بیش از هر زمانی دیگر در تاریخ ایران ندانسته باشد. گرچه مفاد قرارداد هنوز مشخص نشده ولی آنچه که مسلم است این قرارداد حمایت از نظام جمهوری اسلامی را افزایش می دهد.

قبل از اینکه به چین برسیم اجازه دهید اهداف جمهوری اسلامی را بعد از انقلاب که اول صادر کردن شیعه به دنیا و دوم نابود کردن اسراییل است یادرآوری کرده باشم.

صادر کردن مذهب به دنیا واقعه جدیدی نیست زیرا مذاهب و مکاتب مختلف همیشه سعی در کشورگشایی و یا حکمرانی بر مردم با عقاید و مرام خود بوده اند. بطور مثال کمونیستها، سوسیالیستها، مائوئیستها، نازیها و بسیاری دیگر در برهه ای از زمان در رسیدن به این اهداف حتی با داشتن اختلافات فی ما بینی با هم تبانی کرده اند ولی مسئله نابودی اسراییل ایدئولوژیکی نیز به نحوی با چین رقم می خورد.

در مقالات قبلی اشاره به جریان کمونیستی در آمریکا از اواخر دهه ی 50 و شروع دهه ی 60 کرده بودم که از این طریق قدرت حاکمیت آمریکا به عنوان یک ابر قدرت در جهان با فروپاشی از درون کاسته و یا از بین برده شود که با بکار گیری ابزاری مانند رخنه کردن به کلیساها برای تضعیف انسجام خانواده ها، رشوه به سیاستمداران، از بین بردن تولیدات و کارخانجات با اعمال نفوذ در دولت آمریکا به بهانه ی حفاظت از محیط زیست، و همچنین ایجاد تغییرات در محتویات کتب درسی و پایین آوردن سطح تحصیلات و معلومات توانسته اند به دستاوردهایی برسند.

در قدرت نماییهای ابر قدرتها در سطح جهانی روسیه نتوانست موفق شود زیرا یک دشمن شناخته شده برای دولت آمریکا بوده است و سیاست آمریکا در این تضاد استفاده از مهره ی چین در غلبه بر طرحهای زیرکانه روسیه بوده ولی چین از این آب گل آلود ماهی گرفته بطوری که توانست با رشوه و نفوذ اقتصادی در موازات اجرای سیاستهای کمونیستی در جهان حاکمیت اقتصادی خود را با سرعت به تثبیت رساند. یک مثل شرقی می گوید که اگر می خواهید ریاست کنید اول خادم باشید که به این طریق وقتی تمام دستورات رئیس را انجام دادید او به مرور زمان کاملا به شما متکی شود.

در پیشبرد اهداف کمونیستها (شوروی و چین) برای نابودی آمریکا یا “امپریالیسم جهانی” بایستی نفوذ آمریکا در خارج از ایالت متحده را به صفر برسانند ولی کشور چین چون مانند شوروی منابع نفتی ندارد برای تامین سوخت خود دسترسی به خاورمیانه جزو بزرگترین اهداف و نقشه های دیرینه ی آنها بوده است. کشورهایی که در این راستا برای چین موانعی دشوار بوده اند ایران، عربستان، عراق، سوریه، و اسراییل به عنوان آخرین خط دفاعی از منافع آمریکا در منطقه.

سیاستهای آمریکا و کشورهای غربی بعد از گرایش به چین، دسترسی به منابع طبیعی ارزان شد و از آنجایی که شاه ایران میهن پرست بود و تاراج ایران را مغایر با ارزشهای اخلاقی و معنوی خود می دانست تن به اینکار را نمی داد و به این خاطر همانطور که شاهد هستیم بعد از انقلاب 57 تمامی منابع طبیعی ایران (طلا، مس، نقره، اورانیوم، خاک و غیره) به همه جا بسیار ارزان صادر می شوند و حتی در بسیاری از موارد رایگان به کشورهای مجاور نیز برای تبلیغات مذهبی فرستاده می شوند.

شوروی ظرف 80 سال گذشته با آمریکا به اشکال مختلف شاخ به شاخ بوده و از ضعف اقتصادی شدیدی در مقابله با سیاستهای کشورهای غربی رنج می برد و تا حالا ثابت شده که در پیشبرد اهداف کمونیستی خود نا موفق است. در این میان، چین توانست با اطاعت از آمریکا به یک مرکز بزرگ اقتصادی – نظامی تبدیل بشود که حالا برای محار کردن آن گزینه ای غیر از جنگ وجود ندارد. چین با این توانمندی می تواند به خواسته های دیرینه ی خود برسد و آن دسترسی کامل به منابع نفتی و همچنین بیرون کردن آمریکا و متحدانش از خاورمیانه.

چین با برنامه ریزیهای طولانی مدت خود و حرکت در آرامش کامل، مانند موریانه از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بزرگ‌ترین خطر علیه دموکراسی و آزادی بوده است و قصد دارد بر آمریکا و جهان تسلط کامل داشته باشد. از کارهای چین به سرقت بردن اطلاعات محرمانه از آمریکا و سایر کشورهای غربی برای غصب جایگاه شرکت های امریکایی در بازارهای جهانی را می توان نام برد. چین با سرقت Intellectual Property از شرکت‌ها ی آمریکایی، از فناوری‌های آنها الگوبرداری می‌کند و سپس خود را جایگزین شرکت‌های آمریکایی در بازارهای جهانی می‌کند. و حالا به منظور حفظ و افزایش قدرت اقتصادی – نظامی خود با قابلیت‌های بیولوژیکی نظیر کرونا خودنمایی می کند.

از بین بردن اسراییل با اهداف جمهوری اسلامی کاملا موافق است و به این خاطر باز شدن پای ابرقدرتی مانند چین در ایران بی دلیل نیست و برای وارد کردن ضربه نهایی برنامه ای 25 ساله در نظر گرفته شده که در این مدت و شاید بزودی بایستی شاهد اتفاقات بسیار خطرناکی برای مردم منطقه باشیم. و اگر در طول این مدت در دولت مرکزی آمریکا که مظهر دمکراسی جهان است لغزشی صورت بگیرد که چین و متحدانش بتوانند دستگاه حکومتی آمریکا را با اختلافات حزبی به زانو بیاورند، بایستی برای همیشه با آزادی خداحافظی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.
Loading