مردوک

آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان – قسمت 3

ای  وطن  ای   مادر  تاریخ  ساز           ای  مرا    بر   خاک   تو    روی    نیاز
ای  کویر    تو بهشت    جان  من               عشق  جاویدان  من ،  ایران من
نویسندگان: سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی
منظومه ای بابلی به روی الواح گلین موسوم به انومالیش  در دست است که طی آن اسطوره آفرینش بیان شده است. در ضمن تشریفات جشن سال نو « اکی تو » ی بابلی که مدت دوازده روز به درازا می انجامید و در هر روز مراسم ویژه ای برگزار می شد، این داستان حماسی با آیین های خاصی در پرستشگاه مردوک، خدای بزرگ، خوانده می شد.
به موجب این اسطوره در آغاز آفرینش، مردوک، خداوند بزرگ، با هیولای هراسناک دریایی موسوم به تیامت که بی نظمی و آشوب به وجود آورده و دیوانِ دیو و مبدا همه کاینات محسوب می شد به پیکار پرداخت. در ضمن پیکار، مردوک موفق شد تا تیامت را از پای در آورد. پس از کشته شدن تیامت، مردوک از تکه های مختلف بدن وی، جهان را می آفریند. در اساطیر ایرانی نیز چون گاو نخستین به وسیله حمله اهریمن و دیوان می میرد، از پاره های اندام وی آفرینش جهان و هستی و پس از آن آدمیان توسط اورمزد شکل می گیرد. در مراسم سال نو، به عنوان تذکار و بازآفرینی و تجدید یادمان، چنین حماسه ها و اسطوره ها و داستانهایی، به نمایش در می آمد. در ایران، میان بابلیها، هیتی ها، آشوریها، تا پایان امپراتوری بیزانتیه چنین مواردی وجود داشته است. مبنا و بنیاد چنین اسطوره هایی، برد و پیکاری بوده است میان خداوند بزرگ و اهریمن یا اژدها یا غولی هراس انگیز که منجر به آفرینش کیهان می شده است.
اقوام گوناگون در آغاز سال نو، با همسرایی و بازخوانی متون وابسته و اجرای نمایشی آن، داستان آفرینش را زنده و بازسازی می کردند و در طلیعه سال نو، آرزو می کردند که همان گونه که در آفرینش آغازین، کیهان از بی سامانی و هرج و مرج و آشوب، به سامان و آرامش و نیک فرجامی رسید، سال نو آنان نیز چنان باشد. در بابل هنگامی که نمایش کنایی و نمادین به پایان می رسید، صحنه گردان نمایش، دعا میکرد که: باشد تا مردوک همیشه بر تیامت پیروز شود و نظم و آرامش به جای آشوب و هرج و مرج برقرار گردد.
جشن سال نو، موسوم به اکی تو یا  زَگموک در بابل، از کهن ترین جشن های سال نو است که با مراسم و تشریفات آن برای ما برجای مانده است. در واقع از دیدگاه تحقیق، یک « مادر برای جشن سال نو » است. ابوریحان بیرونی، از نوروز بزرگ یا خرداد روز از ماه فروردین، به عنوان روز برات یاد میکند. در این روز، به موجب عقاید مذهبی در ایران، سرنوشت و مقدرات مردم و حوادث سال از سوی خدایان و خلیفه خداوند به روی زمین که شاه بود، تعیین می شد. در ایران در چنین روزی، هزینه دیوانها و دست مزد سپاهیان و لباس آنان تادیه می گشت. در بابل از سوی خدایان، حوادث جاری در ماه های دوازده گانه سال، در آغاز سال نو مقدر میشد و این نیز از موارد مشترک در این جشن هاست.
در چنین روزی مطابق با اسطوره های بابلی، مردوک خداوند بزرگ در کوهی که راه دوزخ از آن بوده است، به موجب درگیری با غول خدایان، دربند بوده است. به همین جهت به یادمان آن، مردم سوگواری میکردند و سوگواری همگانی با آیین ها و مراسمی همراه بود. در مباحثی که پیرامون نوروز و فرودگ در ایران جریان داشت، مراسم سوگ و جشن همراه و قرین بود، و همچنین در یونان و رم و مناطقی وسیع از آسیای صغیر نیز چنین بوده است. مراسم توبه و استغفار و برگزاری آیین های نمادین بیرون راندن دیوها و ارواح خبیثه و بیماریها و جانوران زیانکار نیز که در جشن سال نو بابلی برگزار می شد و در نوروز ایرانی از رسوم و آیین ها و باورهای اصلی بود، نیز از موارد مشترک است. “برابر با اساطير، در آغاز سال نو، مردوك، خداوند بزرگ، با “سَِرپانی توم:Sar-Panitum” آيين مقدّس زناشويی را انجام داده است”. به همین جهت جشن اکی تو نیز با مراسم ازدواج شاه و دوشیزه برگزیده ای که وقف معبد این ایزد بانو بود، به پایان می رسید. در جوامع کشاورز، مراسم برگزاری چنین زناشویی نمادین و کنایی، از اهمیت بسیاری برخوردار بود و در آغاز سال نو که مقارن با آغاز بهار بود، به پیروی شاه و ملکه برگزیده، یا ایزدبانوی نخستین با زوج خود، در جشن های کارناوالی که چند روز به طول می انجامید، در سر مزارع و کشتزارها، چنین مراسمی میان عموم مردان و زنان برگزار میگشت تا زمین نیز به تبع آن، بارور و زاینده شده و محصولی فراوان بدهد.
برگزاری مراسم در این جشن های سال نو، با یک رشته نمایش ها و آداب و اعمالی همراه بوده که هدف آن وداع با « زمان گذشته » و سال کهنه بوده است. بدین وسیله مردم با آشوب و نابسامانی های نخستین زمان، تا شکل گیری آفرینش و پیروزی خداوند بزرگ بر اهریمنان و اعاده نظم و قرار، وداع می کردند و فرارسیدن سال نو را جشن می گرفتند و برگزاری  نمایش ها و آداب وابسته به آن، باز آفرینی آفرینش نخستین بوده است. این بازآفرینی یا تجدید نمادین آفرینش بابلی چنین است؛ در اساطیر آفرینش بابلی، چنان که اشاره شد، نخستین حادثه، تفوق تیامت است که با توفان و بلا و تاریکی و ترس و آشوب همراه بود، این حادثه در ایران نیز با پیروزی اهریمن شکل گرفت که با توفان و تاریکی و ظلمت و هجوم جانوران زیانکار و شوری و تلخی آبها و تازش دیوان همراه بود. مردم این رویداد را در حافظه دارند، چون به پایان سال می رسند، این تذکار جان میگیرد و زنده می شود و در صدد بازسازی آن بر می آیند تا از مرحله ای ناساز و پر درد گذر کرده و به دوران آرامش و نیک برسند. مراسم نمادین آشوب، که خداوند بزرگ در برابر اهریمن یا خدای بدمنش شکست می یابد و تیرگی و بدی و توفان و بلا و آشوب سراسر هستی را فرامی گیرد، با مراسم نمادین پیروز شدن شاهِ کارناوالی و یا میر نوروزی و برکنار شدن شاه راستین، نمایش داده میشود. میر نوروزی احکام ضد و نقیض صادر می کند. اموال مصادره می شود، حکام نالایق به کار گماشته می شوند و نظم شاهی و حکومت گسیخته می گردد.
همان گونه که به جای خداوند و ایزدان، اهریمن و دیوان در فروپاشی نظام نخستین آفرینش حاکم می شوند، بنا بر خبر بروس که کاهن معبد بعل در بابل بود و در سده سوم پیش از میلاد می زیست در چنان ایامی، در مراسم مشایعت از سال نو، بردگان و اوباش بر مسند بزرگان و امیران می نشینند.
و… سرانجام نور بر تاریکی  پیروز خواهدشد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست.
بگویید آهسته در گوش باد                     چو ایران نباشد، تن من مباد

دیدگاهتان را بنویسید

همراهان پیام جوان

با عضویت در خبرنامه پیام جوان، در ابتدای هر ماه، نسخه الکترونیکی مجله را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.
Loading