• Home
  • >
  • مقالات مجله – فوریه ۲۰۲۲
  • >
  • برگ‌هایی از تاریخ، به مناسبت 100 سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت دهم

برگ‌هایی از تاریخ، به مناسبت 100 سالگی کودتای رضاشاه؛ از رضا خان به رضا شاه – از احمدشاه به احمد خان – قسمت دهم

گردآورنده: شهرداد خبیر

برگرفته از نوشته های دکتر حسین زرین کوب

تاج شاهی

این راه خیلی ضعیف و ناتوان است، زیرا زمامداری یک تودۀ مضطرب و افسارگسیخته و فاقد پرنسیب، محتاج روح های قوی تر و بازوهای تواناتری است…

به عقیدۀ نویسندۀ شفق سرخ، برای اصلاحات اقتصادی، قطع يد خوانین و سیرابی عطش اصلاحات جوانان منور الفكر «باید در جستجوی اشخاص دیگر و تیپ های دیگری برآمد…»

با وجود اعلان انتخابات توسط دولت مستوفی الممالك، نگرانی های مخالفان هم چنان پابرجا بود. قدرت نظامیان در ایالات و ولایات و فعالیت نیروهای طرفدار شوروی بر این نگرانی ها دامن می زد و امید دستیابی به کرسی های مجلس پنجم را برای مخالفان مستوفی کمرنگ می ساخت. مدرس و هم فکرانش مستوفی را «شمشیر مرصع و جواهر نشانی» می دانستند که در «روزهای بزم» به کار می آید، ولی قوام السلطنه برخلاف او «شمشير برنده.و فولادی» بود که در «روزهای رزم» مورد نیاز بود. با توجه به شرایط هم تنها قوام می توانست در مقابل سردار سپه قد علم کند. اکثریت طرفدار مستوفی در مجلس نیز دچار تزلزل شده، افرادی هم چون سید محمد تدین از جرگۀ حامیان دولت جدا شدند. مخالفان در مقابل دولت که حاضر به کناره گیری نبود، مجبور به استیضاح شدند. مدرس که رهبری استیضاح کنندگان را بر عهده داشت و بار اصلی استیضاح بر گردن او و متوجه نطق های شاخص او بود، در علت استیضاح گفت: « … عمده نظرم از استیضاح دولت در سیاست خارجی بر عدمیات است … ».

مدرس که وطن خواهی میانه رو بود، در سیاست خارجی بحث سیاست عدمی را مطرح کرد _ سیاستی که بعدها توسط دکتر مصدق تحت عنوان «سیاست موازنۀ منفی» ارائه شد او از تشدید فعالیت نیروهای طرفدار شوروی، احساس نگرانی می کرد_ مسئله ای که می توانست در روابط ایران و بریتانیا و هم چنین از منظر داخلی مشکل ساز شود. از این روست که سید حسن مدرس در جلسۀ استیضاح مستوفی، به این امر اشاره کرد و گفت:

– رژیم قدیم روسیه رفت و خوب هم شد رفت. یک عاقل و متهور بود در مقابل رفیقش که اعقل شجاعی بود. دیدید که همیشه در زحمت بودند و آن رژیم تبدیل شد به یک وضعیاتی که من هنوز اسمش را بلد نیستم. حالا بعد بزرگ شد و اسمی هم پیدا کند. آن هم یک مسئله ای است، باید وضع سیاست ما به همان قسمی که با آن همسایه حسن است، باید مراقب هم باشیم که نفع ما از میان نرود. نسبت به همسایۀ دیگر هم حسن باشد و مواظب باشیم که ضرر آن ها به ما متوجه نشود… با وجود این، من دوست ندارم یکی از این دول نسبت به یکی از رجال یا اظهار تمایل نماید یا نسبت به دیگری اظهار تمایل ننماید. رجال ما همه خوبند و هر کدام هم در موضع خود حافظ حقوق و سیاست مملکت ما خواهند بود. مقصود عرض بنده این است که من از هر کسی که بر صدمات باشد، می ترسم از هر دولتی که بخواهد درهای دخالت در امور ما بکند، می ترسم.

تدين، موافق سابق دولت مستوفی، نیز به فعالیت نیروهای طرفدار شوروی اشاره کرد و این فعالیت ها را حاکی از نداشتن اقتدار از سوی دولت دانست:

  سرمقاله اکتبر ۲۰۲۱: ابتذال شر - قسمت پنجم

من این مسائل را کاملاً به خود ایشان گفتم که از بی حالی شما… ممکن است لطماتی به مملکت وارد شود. به ایشان عرض کردم مطابق فلان دليل فلان مدرک… اقداماتی می شود، تبلیغات و تحریکاتی می شود که کاملاً برخلاف استقلال تام و تمام مملکت ایران است… تبلیغاتی می شود که بر خلاف اصول مملکت اسلام است… تا جان دارم، نمی گذارم اصول محكمة اسلامی که یکی از آن ها مالکیت خصوصی است، لغو شود… .

حائری زاده، دیگر استيضاح کنندۀ مستوفی، به نگرانی نمایندگان همسو با خود در ناتوانی از برگزاری سالم انتخابات اشاره کرد و قول های مستوفی در آغاز ریاست وزرایی اش را یاد آور شد:

… بالاخره در موقعی که چهل نفر بودیم، در منزل سردار جنگ، بنده و سیدالمحققين و زنجانی مذاکرات کردیم که ما میل داریم انتخابات دورۀ پنجم موافق قانون انجام گیرد، آنتریک نباشد و مردم را آزاد بگذارند. در انتخابات مأمورین هم که از طرف حکومت سابق تعیین شده، تغییرات بدهند. فرمایشات آنان هم ما را قانع کرد که مأمورین و رؤسای نظميه همه و همه را عوض خواهند کرد و انتخابات که حق خاص ملت است، به طور ساده انجام گیرد… .

مستوفی اما در پاسخ به استیضاح کنندگان، برخلاف منش و شیوۀ همیشگی، صبر و تحمل از کف داد و مخالفان را به زدوبندهای سیاسی متهم کرد:

می دانم وضعيات امروزه طوری است اشخاص امثال من اصلاً دخالتشان در امور چندان پیشرفتی ندارد او متأسفانه و بدبختانه در این مملکت هم اشخاصی می خواهند که داخل کار شوند و آجیل هایی هم بگیرند، آجیل هایی هم بدهند! من نه می گیرم، نه می دهم و اصراری هم به ماندن ندارم و این ایام غیبت مجلس را هم که شاید به عقیده بعضی، ایام بره کشی فرض شود، به اشخاصی که اشتها دارند، واگذار می کنم و معدۀ من هم خراب است و نمی تواند هضم کند…

مستوفی گفت و رفت تا کناره گیری خود را به شاه اعلام کند. اما سخنرانی تند و آتشین مستوفی عليه مجلسی که اکثر نمایندگان آن را محافظه کاران دارای پایگاه طبقاتی سنتی تشکیل می دادند و متهم کردن برخی رجال به زدوبندهای سیاسی برای کسب قدرت، ضربه ای دیگر بر طبقه اول بود که این بار توسط یکی از وابستگان همين طبقه وارد آمد.

ریاست وزرایی رضاخان

با استعفای مستوفی الممالک که با جنجال و غوغا همراه بود، عرصه برای وزیر جنگ کابینه های پس از کودتا چنان مهیا شده بود که وی بتواند قدرت را به دست گیرد_ وزیری که بر خلاف وزرای دیگر همراه مستوفی الممالک، صحن مجلس را ترک نکرد و از رئیس مجلس پرسید: آیا به وجود او نیازی هست؟ انتخاب مشیرالدوله به ریاست وزرای او نشان داد که سردار سپه در انتظار موقعیتی مناسب تر است. مجلس چهارم به طور یکدست از ریاست وزرای رضاخان حمایت نمی کرد. رضاخان در همین مجلس تا مرز برکناری نیز پیش رفت و سرانجام با تمکین از مجلس، توانست بار دیگر به قدرت بازگردد. مجلس چهارم با تصویب نکردن لایحۀ نظام اجباری، تعارض خود را با سردار سپه حتی در امور نظامی که همگان به اصلاح آن معتقد بودندنشان داد. بنابراین لازم بود سردار سپه با استفاده از دورۀ غیبت مجلس چهارم بر مسند رئيس الوزرایی تکیه زند و در این عرصه قدرت نمایی خود را به منصه ظهور رساند. رضاخان در رویارویی با مجلس، به وضوح دریافت که سیاستمداران ایران وجود او را ضروری می دانند. این مهم هم بر اثر تلاش های او در ایجاد شبکه، وسیعی از نظامیان بود که در مراکز مختلف به عنوان نمایندگان او تا حد زیادی امنیت را برقرار کرده بودند. لورین، سفیرکبیر بریتانیا، در گزارشی برای نفوذ رو به توسعۀ رضاخان اهمیت خاصی قائل شده، می نویسد:

  داستان‌های مثنوی: شب دزدان و سلطان محمود

با توجه به اوضاع فعلی، می توان منطقاً به این نتیجه برسیم که اگر فرضاً نفوذ پیوسته و در عین حال خودسرانۀ رضاخان فردا از میان برود، فروپاشی غیر قابل اجتناب خواهد بود. رضاخان برای به دست گرفتن قدرت، عمليات تدریجی خود را آغاز کرد. وی گاهی نیّات خود را دربارۀ این مهم برای افراد بازگو می کرد؛ از جمله یک روز قبل از استعفای کابینۀ اول قوام، در گفت وگو با وابستۀ نظامی سفارت بریتانیا، ضمن ابراز ناخرسندی از مسافرت شاه، گفت: «اگر به خاطر سوگند وفاداری اش نبود، برای ایجاد نوع دیگری از حکومت دست به اقدام می زد». به گزارش ساندرز، سردار سپه به قوام السلطنه دشنام داد و گفت:

کابینۀ او همه نادرست بودند و فقط برای منافع شخصی خود کار می کردند. [بنابراین] تصمیم دارد دولت فعلی را در هم شکند، ولی نمی تواند آدمی هم درست و هم لایق برای نخست وزیری پیدا کند نمی خواهد خودش این مقام را به عهده بگیرد و معتقد است در سمت کنونی اش بهتر می تواند به کشورش خدمت کند…

سردار سپه به کمک نظامیان طرفدار خود توانسته بود در ایالات قدرت خویش را تحکیم بخشد. سرپرستی لورین پس از شکست سیمیتقو، در گزارشی به کرزن به این قدرت عاليۀ رضاخان_ که مقدمه ای برای مرحلۀ بعد و به دست گرفتن قدرت کامل بود_اشاره می کند:

شکست سیمیتقو موضع وی (رضاخان) را برای طرح در دست اجرای استقرار سلطۀ نظامی مستقیم بر ولایات دورافتادۀ نظامی مستقیم بر ولایت دور افتادۀ مرزی به نحو قابل توجهی تقویت کرده است و اینک که موقعیت رضاخان مافوق تغییر کابینه ها قرار گرفته و وجهۀ قشون رو به ازدیاد است، ما باید خود را برای مراحل بعدی و گسترده تر این سیاست آماده سازیم.

رضاخان با هر حرکتی که این قدرت را محدود می کرد، با جدیت مخالفت می نمود. بر همین اساس با حکمرانی ولیعهد در آذربایجان که به طور سنتی در دورۀ قاجارها وليعهدنشین بود، مخالفت کرد. حتی مصدق السلطنه، والى آذربایجان، با وجود موافقت سردارسپه مبنی بر در اختیار گرفتن قوای نظامی شهر، بر اثر دخالت های فرماندۀ نظامی منطقه مجبور به استعفا شد. نزدیکی به سیاسیون نیز در تهران توسط سردار سپه دنبال می شد. به گفتۀ سليمان بهبودی، رضاخان با سلیمان میرزا، سید محمدصادق طباطبایی، خدایارخان و عبدالکریم اکبر(رشتی) پیمانی منعقد کرد که در آن پیمان، به تلاش برای «اقدام فداکارانه در پیشرفت ترقیات قشونی و سیاسی و اداری و فلاحتی و تجارتی و صنعتی و علمی و مدنی و مملکت و نجات وطن از خرابی ها و اوضاع ناگوار کنونی» متعهد شدند. امضاء کنندگان رضا خان را به خاطر من سمت ریاست نظام به عنوان «قوۀ مجریۀ هیئت» شناخته و مشورت در«تشکیل دولت و كليۀ امور دولتی» غير از امور نظامی را مورد نظر قرار داده بودند. طبق بند ششم این تعهدنامه، او «در این هیئت اقدام خواهد نمود که دولتی قادر و لایق تشکیل داده. به دست آن دولت از ریشه و اساس به اصلاح امور مملکت قیام کند و تمام همت خود را متوجه خواهد نمود، باشد، دولت مذکور مدتی کافی که لااقل کمتر از سه سال نباشد، قائم و باقی باشد». سیاست نزدیکی با سفارت شوروی نیز از ذهن دوراندیش سردار سپه دور نماند. بنا به گزارش بصيرالدوله، رضاخان شخصی به نام اسماعیل خان را برای جلب دوستی روس ها به مسکو فرستاد. دولتمردان شوروی نیز به این نزدیکی و ارتباط اهمیت می دادند. لنین، رهبر شوروی، به نقش ارزندۀ نیروهای نظامی در سیاست معترف بود و این سخن او بود که «نیروهای مسلح نمی توانند و نبایستی خنثی باشند. کشاندن نیروهای مسلح به داخل سیاست نبایستی شعار نوکران ریاکار بورژوازی و تزاریسم گردد که در واقع همیشه نیروها را به داخل سیاست های ارتجاعی می کشانند».

  شاهزاده رضا پهلوی بر ضرورت تشکیل یک دولت موقت تکثرگرا برای گذار از حکومت جمهوری اسلامی سخن گفت

بنابراین لازم بود به این نظامی ناسیونالیست در جامعۀ ایران که «بیشتر به سوی انقلاب ملی در حرکت بود تا انقلابی سوسیالیستی»، نزدیک شد.

لورین، وزیر مختار جدید بریتانیا که جانشين نورمن شده بود، همچون آیرونساید برای رضاخان ارزشی توصیف ناپذیر قائل بود. در این میان کرزن نیز که از شکست سیاست خود سخت افسرده بود. از رجال قدیمی ایران رنجیده بود و آن ها را غیرقابل اعتماد می دانست و وزیر مختار خود را به یافتن ایرانیان بصیر و عاقل توصیه می کرد:

_هدف شما باید این باشد که در هر جا که می توانید ایرانیان بصیر و عاقل بیابید.‌.. مسلماً قادر به یافتن شان نیستید… و با آنان همکاری کنید و با هیچ یک از این وزیران دمساز نشوید این عروسک ها می آیند و می روند هم چون سگهایی که در نمایش های کمدی موزیکال شرکت می جویند… رضاخان که صحنۀ داخلی و خارجی را برای به دست کردن قدرت فائقه آماده می دید، با اقدام به دستگیری قوام السلطنه به یک نمایش قدرت دست زد. دستگیری قوام به اتهام ریاست کمیته ای صورت گرفت که قصد ترور سردار سپه را داشت، مهدی فرخ از اطلاع سفیر روس از ماجرا، یک روز قبل از توقیف قوام السلطنه خبر می دهد. سفير روس به سید محمد طباطبایی در این باره می گوید: «مژده بدهید فردا قوام السلطنه زندانی خواهد شد.» اتهام ترور سردار سپه توسط ناظرين أمور جدی گرفته نشد. عباس خلیلی، مدیر روزنامۀ اقدام، بر محاكمۀ قوام تأکید نهاد و به گفتۀ خودش، مقصود این بود که «در محاکمه حقیقت معلوم شود که آنها چنين توطئه ای بوده یا نبوده. اگر صرف اتهام بوده که آزاد می شد و اگر توطئه بود، محکوم می شد…» قوام نیز در پیغامی از زندان به خلیلی، پیگیری محاکمه را خواستار شد، اما با التجای همسر قوام به شاه، سردار سپه با گذشت از حق خود، اجازۀ خروج قوام السلطنه از ایران را صادر کرد. چندی بعد، یکی از عوامل ترور به نام مظفر اعلم که اقرار به آمريت قوام در ترور سردار سپه کرده بود، از طرف سردار سپه به جایگاه درخوری دست یافت.

ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید



همراهان پیام جوان