منوچهر جهانبگلو – موسیقیدان و نوازنده سنتور

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری 
علی تیموری

منوچهر جهانبگلو در بیست و یکم مرداد ماه ۱۳۰۵ شمسی در تهران متولد شد. پدر وی یکی از صاحب منصبان وزارت جنگ آن دوران بود و با وجود این که مردی نظامی بود معذلک علاقه ی مفرطی به موسیقی سنتی و عارفانه داشت به همین دلیل منزلش محفل هنرمندان بزرگ زمان مثل ابوالحسن صبا و سماعی بود. پا به پای این هنرمندان که به منزل پدر جهانبگلو رفت و آمد می کردند، بسیاری از بزرگان هنرمند و ادبا و نویسندگان نیز در این خانه حضور می یافتند.

منوچهر از کودکی در این محیط رشد کرد و همزمان با علاقه مند شدن به موسیقی، به نویسندگی نیز کشش پیدا نمود و به همین سبب در جوار نویسندگی روی به موسیقی آورد و در کنار موسیقی به کار نویسندگی پرداخت و این هر دو در آثارش هویدا و موجود می باشد. به هر حال اولین بار در چهارده سالگی بنا به خواست پدرش به خدمت حبیب سماعی رفت تا نزد او به فراگیری سنتور بپردازد و تا زمانی که استاد سماعی در قید حیات بود وی نزد او می رفت و کسب فیض می کرد و اندوخته های بسیاری را تجربه کرد. پس از فوت استاد ابوالحسن صبا به هنرستان ملی موسیقی رفت و نزد این استاد گرانقدر موسیقی و بی جایگزین، سنتور نوازی را آموخت که باید یادآور شد استاد اصلی که خیلی برای او زحمت کشید مرحوم ابوالحسن صبا بود. او بود که بسیاری از نکات ظریف و اصولی کلی نوازندگی سنتور را به وی آموخت.

منوچهر جهانبگلو توسط شادوران صبا به منزل زنده یاد حاج آقا محمد مجرد ایرانی راه یافت و با بسیاری از اساتید زمان آشنا و از محاضر آنان کسب فیض و خوشه چینی کرد. وی به سه تار و ضرب و تا حدودی هم به نواختن ویولن آشنائی داشت. وی برای ادامه تحصیل در سال ۱۳۳۸ به وین رفت و مطالعاتی در رشته موسیقی در آن دیار به عمل آورد و پس از بازگشت به ایران همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و در برنامه استادان به تکنوازی پرداخت. وی همان طور که اشاره شد به نویسندگی نیز علاقه مفرطی داشت و اولین نوشته هایش در مجله ی « نیرو و راستی » ارگان باشگاه ورزشی نیرو و راستی که به سرپرستی دکتر منوچهر مهران و خانمش منیره مهران اداره می شد چاپ شد و ضمن همکاری با همین نشریه بود که وی به ورزش کوهنوردی علاقه مند شد و این علاقه موجب گشت تا وی به طور مستمر به کوهنوردی بپردازد و به قلل کوه های مرتفع و صعب العبور دست یابد و آن ها را فتح نماید.

  سرچشمه‌ی شکوفایی شعر نو (بخش نخست)

منوچهر جهانبگلو در سال ۱۳۴۱ که در بوئین زهرا زلزله آمده بود همراه شادروان غلامرضا تختی به جمع آوری اعانه پرداخت و در بازسازی مناطق زلزله زده شرکت فعال نمود و با راهنمایی و گذشتن از مناطق صعب العبور و کمک های به موقع به مصدومین جان بسیاری از هموطنان خود را از مرگ حتمی نجات بخشید. وی در سال ۱۳۴۳ هنگامی که عضو هیئت تحریریه روزنامه کیهان ورزشی بود آرم روزنامه کیهان را در قله ی دماوند نصب کرد. از وی مقالات فراوان و متعددی در روزنامه های کیهان، اطلاعات و مجلات اطلاعات هفتگی، اطلاعات جوانان، فردوسی و فصل نامه های آهنگ و غیره به چاپ رسید و این اواخر کتاب موسیقی و آموزش مقدماتی سنتور و نیز با همکاری دوستش دکتر اسدالله حجازی استاد دانشگاه توسط انجمن موسیقی ایران انتشار یافته است. دیگر از آثار او باید از کتاب های: دوره های دوم آموزش سنتور (آوازهای ایرانی)، تکنیک های مضرابی برای سنتور و آثار خود و حبیب سماعی نام برد که هم اکنون آماده چاپ می باشد.

جهانبگلو سنتور را به شیوه ی حبیب سماعی همراه با به کارگیری ابداعات و تکنیک های خاص خود می نواخت و هنگام نوازندگی از مانورها و کارهای اضافی و نمایشی استفاده نمی کرد و اظهار عقیده می کرد که نواختن سنتور کار هر کسی نیست و مهار کردن آن آسان نمی باشد. شیوه سنتور نوازی جز میان برخی از شاگردانش جای دیگری متداول نمی باشد.

منوچهر جهانبگلو ضمن داشتن لیسانس جامعه شناسی با زبان و فرهنگ های ممالک انگلیس و فرانسه آشنائی داشت و با موسیقی دانان ارزنده کشور روابط صمیمانه و عاطفی داشت و همواره در بزرگداشت موسیقی سنتی و هنر اصیل ایران و حفظ و حراست از این موسیقی و بزرگان و اساتید آن دستی گشاده و غمخوار و پیوسته در حیات و ممات بزرگان آن و حفظ حرمت خانواده موسیقی ایران پیش قدم و پیشتاز بود و ضمن علاقه و دوستی با هنرمندان بی نظیری چون علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، مهدی خالدی، مهندس همایون خرم، حسین قوامی، دکتر اسدالله حجازی، اسدالله ملک و محمودی خوانساری نسبت به تمام موسیقی دانان کشور که در موسیقی سنتی زحمت کشیده اند احترام قائل بود.

  استاد دکتر منوچهر صهبائی - موسیقیدان

در آخرین سخنرانی وی که در مجلس یادبود زنده یاد مهدی خالدی اجرا شد چنان با حرارت و پر جوش و خروش سخن گفت که به فاصله چند ساعت بعد چراغ پر نور عمر وی نیز به خاموشی گرائید و به این ترتیب آخرین ساعات و لحظات زندگی پر بارش از حدیث موسیقی و عرفان تهی نشد. وی از مدت ها پیش از ناراحتی قلبی رنج می برد و چندین بار تحت مداوا قرار گرفته بود ولی فشاری که قلب وی متحمل می شد گذشته از سوابق طولانی در کوهنوردی های طاقت فرسا حساسیت های خاص چشم و خروش های ویژه او که در نوشته و سخنرانی هایش و سلوک شخصی وی و افزون بر همه ی این ها، درد ناشی از رفتن یاران دیرینه او نیز بود که ضربات مهلک عاطفی بر جسم و جان او وارد می کرد و عاقبت در تاریخ پانزدهم آذر ماه ۱۳۶۹ پس از سخنرانی پر هیجان دار فانی را وداع گفت و جنازه اش در میان تشییع دوستان و دوستداران موسیقی ایران به آرامگاه خانوادگی او واقع در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. خداوند او را قرین رحمت خود فرماید. از جهانبگلو یک فرزند پسر و دو دختر به یادگار مانده است.

شعله ی عشق پس از مرگ نگردد خاموش! این چراغی است کزین خانه بر آن خانه برند.

پایان

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید



همراهان پیام جوان