کتاب نادرشاه افشار (34)

نوشته: دکتر محمد حسین میمندی نژاد

اللهیار خان حیله گر نیرنگ زد…
نادر نیرنگش را باطل ساخت و مرتبه دیگر او را شکست داد…

به نادر خبر رسید ذوالفقار خان و علیکوزانی که متوجه شده اند قوای نادر به طرف هرات حرکت کرده است سپاهیان خود را گرد آورده به سرعت به طرف هرات پیش می آیند. نادر دستور داد راه بین فراه و کوسویه را قسمتی از افرادش اشغال کنند تا در صورت رسیدن قوای ذوالفقار خان با آنان به جنگ پردازند.

نادر فکر می کرد اگر قوای اللهیار خان تقویت شود و ذوالفقار خان با ۱۲۰۰۰ نفر افراد تازه نفسش برسند اسباب زحمتش را فراهم خواهند ساخت لذا فرمان حمله به کوسویه را صادر کرد. منظور نادر این بود قبل از رسیدن قوای ذوالفقار خان کار ابدالیان جمع شده در کوسویه را یکسره سازد.

ابدالیان تعدادی توپ در اختیار داشتند. این توپ ها را در بلندی جا داده سپاه نادر را که به طرف قلعه کوسویه پیش می آمدند زیر آتش توپ گرفتند و به تیراندازی پرداختند. در موقعی که توپخانه های طرفین به سئوال و جواب مشغول بودند و با پرتاب گلوله سعی داشتند یکدیگر را خاموش سازند، نادر سواران دلاور کرد و افشار را مهیای حرکت ساخت. با وجود ضعفی که از زخم سر نیزه به او عارض شده بود در جلو سواران خود به راه افتاد. سوار نظام نادر چهار نعل به طرف جایگاه توپخانه ابدالیان به راه افتادند. طولی نکشید توپ ها خاموش گردید و توپخانه ابدالیان به تصرف قوای نادر درآمد.

اللهیار خان که متوجه حرکت سوار نظام به طرف جایگاه توپخانه گشت، دستور حمله به قوای نادر را صادر کرد، نیروی اللهیار خان با شمشیرهای برهنه به حمله پرداختند. سوار نظام نادر پس از یکسره کردن کار توپخانه به طرف حمله کنندگان هجوم بردند، جنگ شدیدی بر پا شد، سواران دلیر نادر که لحظه به لحظه بیشتر تهییج می شدند غوغا می کردند، از کشته پشته ها می ساختند. در این جنگ تعداد زیادی از ابدالیان کشته شدند، عده بسیاری زخم برداشتند، اللهیار خان که وضع را چنین دید با عده ای از سوارانش پشت به میدان جنگ کرده به سرعت به طرف هرات عقب نشینی کرد.

  برگ‌هایی از تاریخ: به مناسبت 100 سالگی کودتای رضا شاه

به اللهیار خان خبر داده بودند قوای ذوالفقار خان و عبدالغنی علیکوزانی در راه هستند و عنقریب به هرات می رسند. برای این که تا رسیدن قوای کمکی نادر را اغفال کند، پیکی نزد نادر فرستاد و پیشنهاد کرد به جنگ خاتمه داده شود و صلح و صفا برقرار گردد.

اللهیار خان عقیده داشت بدون حیله و تزویر کار جهان پیش نمی رود، به این جهت در نظر داشت برای توفیق یافتن بر نادر به حیله و تزویر بپردازد.

وقتی که نماینده اللهیار خان برای تقاضای صلح به حضور نادر رسید نادر خوشحال گردید. نماینده اللهیار خان را با احترام پذیرفت. همین که اللهیار خان دانست نادر برای صلح حاضر است، چند نفر را به نمایندگی فرستاد تا درباره شرایط صلح با نادر وارد مذاکره شوند.

اللهیار خان بر بلندی ایستاده اردوی نادر را با چشم های تیزبین خود مشاهده می کرد و وضع آن را می سنجید.

نادر که سوارانش را خسته و نفراتش را کوفته می دید دستور داد زین و برگ از اسب ها برگرفته استراحت کنند.

همین که اللهیار خان متوجه شد سواران نادر و سربازانش به استراحت پرداختند فکری به خاطرش رسید، برقی از چشم هایش جهید، به سرعت از بلندی به زیر آمد.

سواران ابدالی که از ترس جان برای فرار کردن مهیا بودند، لحظه ای آرامش نداشتند در انتظار بودند از نتیجه صلح با خبر گردند.

اللهیار خان به جمع آنان پیوست و گفت: سواران نادر و کلیه افرادش مشغول استراحت گردیدند، اگر همت کنید و مردانگی به خرج دهید با یک حمله جانانه حسابشان را خواهیم رسید.

  تازه های تشخیصی و درمانی - سونوگرافی داپلر

سواران ابدالی که طالب بودند از سواران نادری انتقام بکشند، برای حمله مهیا گردیدند. برای این که قوای نادر را غافلگیر نمایند، به سرعت قوای نادر را دور زده از عقب اردوگاه در حالی که هله می کشیدند به طرف قوای نادر که در حال استراحت بودند حمله کردند، برای مرتبه دیگر جنگ شدیدی در گرفت.

نادر که متوجه بی احتیاطی خود گردید دستور داد بالانچی ها و نقارخانه طبل و شیپور شادمانی بنوازند، صدای طبل و شیپور شادمانی به نیروی نادر که غافلگیر شده بودند قدرت جدیدی بخشید، در حالی که فریادهای شادی می کشیدند به سرعت خود را جمع و جور کرده به حمله متقابل پرداختند.

سواران ابدالی که لحظه ای قبل خود را موفق و پیروز می دانستند از شنیدن صدای طبل و شیپور و غریو شادی سپاهیان نادر گرفتار ناراحتی گردیدند، تصور کردند این شادی بی جهت نیست و اگر قوای نادر در چنین موقعی به جای قلق و اضطراب و ناراحتی شاد است، بدون شک اللهیار خان گولشان زده است و وضع آنان خراب می باشد.

این تغییر روحیه قوای نادر و ابدالیان سبب شد اوضاع جنگ عوض شود. نادر پا به رکاب کرد، با سواران محافظش برق آسا به حمله پرداخت، از این فرصت سواران نادر استفاده کردند، به سرعت خود را مهیای حمله نمودند. طولی نکشید سواران نادر با حملات پی در پی و شدید خود تعداد زیادی از سواران ابدالی که روحیه خود را باخته بودند به خاک و خون کشاندند.

اللهیار خان خواسته بود با یک حیله جنگی نامردانه قوای نادر را از پا درآورد و قبل از رسیدن قوای ذوالفقار خان به کمکش در عرصه پیکار فاتح گردد. اما نادر با یک حیله کوچک ورق را بر گردانده سزای تزویر کننده را داد.

  برگ‌هایی از تاریخ به مناسبت 100 سالگی کودتای رضا شاه: از رضا خان به رضا شاه – از احمد شاه به احمد خان – قسمت ششم

سواران ابدالی شکست خورده فرار را بر قرار ترجیح دادند، برای حفظ جان خود در برابر دلاوران نادر که جان بر کف گرفته بودند به طرف دروازه های هرات پس کشیدند، سواران نادر برای این که سزای گستاخی ابدالیان را بدهند به تعاقب آنان پرداختند.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

هم‌اکنون عضو خبرنامه پیام جوان شوید



همراهان پیام جوان