نقش حیاتی سلول‌های التهابی در مراحل اولیه سرطان خون و آسیب مغز استخوان

پیام جوان: پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که سلول‌های پشتیبان التهابی دستگاه ایمنی، که وظیفه مقابله سریع با عوامل بیماری‌زا را بر عهده دارند، می‌توانند نقشی کلیدی در آسیب‌رسانی به مغز استخوان در مراحل اولیه شکل‌گیری سرطان ایفا کنند. مغز استخوان به طور طبیعی میلیون‌ها سلول خونی و ایمنی جدید تولید کرده و تعادلی ظریف میان آن‌ها و سلول‌های غیرتخصصی مانند سلول‌های بنیادی حفظ می‌کند. با این حال، عواملی چون افزایش سن، التهاب پایدار و جهش‌های ژنتیکی قادرند این تعادل حیاتی را بر هم زده و خطر ابتلا به سرطان‌های خون، بیماری‌های قلبی و مرگ زودرس را افزایش دهند.

در راستای روشن ساختن چگونگی دخالت محیط مغز استخوان در این اختلالات خونی، محققان به تحلیل نمونه‌های مغز استخوان جمع‌آوری‌شده از اهداکنندگان سالم و افراد مبتلا به سندرم میلودیسپلاستیک (MDS) پرداختند. سندرم میلودیسپلاستیک، اختلالی جدی در مغز استخوان است که در حدود یک‌سوم موارد، به سرطان خون تهاجمی و اغلب کشنده تبدیل می‌شود. یافته‌های این پژوهش که در مجله “نیچر کامیونیکیشنز” منتشر شد، حاکی از آن است که التهاب در ریزمحیط مغز استخوان، که توسط سلول‌های استرومال مزانشیمی التهابی ایجاد می‌شود، نیروی محرکه اصلی در مراحل نخستین بیماری‌های خونی است.

برهانه گزگز، یکی از نویسندگان این مقاله، تاکید می‌کند که “یافته‌های ما نشان می‌دهد که ریزمحیط مغز استخوان عملاً و با دخالت و عاملیت مستقیم، نخستین مراحل تکامل بدخیم را شکل می‌دهد.

” این کشف اهمیت بسزایی دارد، چرا که نشان می‌دهد مغز استخوان نه تنها هدف، بلکه خود نیز محرکی برای پیری التهابی سیستمیک (التهاب مزمن و کم‌درجه‌ای که با افزایش سن مرتبط است) محسوب می‌شود. پژوهشگران ابراز امیدواری کرده‌اند که این یافته‌ها به درک بهتر “التهاب پیری” و عوامل دخیل در بسیاری از اختلالات وابسته به سن، از جمله سرطان و بیماری‌های قلبی، منجر شود.جودیت زاگ، دیگر نویسنده این مقاله، پیامدهای مهم این پژوهش را برای روش‌های درمانی کنونی، نظیر پیوند سلول‌های بنیادی خون، برجسته می‌کند. او توضیح می‌دهد که این درمان‌ها سلول‌های بدخیم را حذف و با سلول‌های سالم جایگزین می‌کنند، اما “جایگاه مغز استخوان” را دست‌نخورده باقی می‌گذارند. وی افزود: “ما اکنون در حال بررسی این موضوع هستیم که این جایگاه تا چه حد ‘حافظه’ بیماری را حفظ می‌کند؛ حافظه‌ای که ممکن است نحوه پاسخ آن به سلول‌های بنیادی جدید و سالم را شکل دهد.” این تحقیقات آتی می‌تواند راه را برای توسعه درمان‌های هدفمندتر هموار سازد.