شجریان: سروش مردم، فردوسی موسیقی ایران – قسمت ۶۹

نویسنده: سید سعید زمانیه شهری

فصل دهم سلسله مقالات شجریان،سروش مردم،فردوسی موسیقی ایران

مفاهیم بنیادین در موسیقی سنتی ایران

“خامنه ای ضحّاک، کشیدیمت زیر خاک”

به نام خداوند رنگین کمان

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است

آوازخوانان برجسته در سنت موسیقی ایران

در کنار نوازندگان سازهای ایرانی، گروهی از هنرمندان نیز از راه آواز، نقش بسیار مهمی در انتقال و گسترش موسیقی دستگاهی ایفا کردند. آواز در موسیقی ایران جایگاهی بنیادین دارد، زیرا بخش بزرگی از ردیف، گوشه ‌ ها و حالت ‌ های دستگاهی از طریق صدای انسان به نسل ‌ های بعد منتقل شده است. خواننده ی ایرانی تنها اجراکننده ی ملودی نیست، بلکه باید شعر، معنا، تحریر، بیان عاطفی و ظرایف دستگاه را هم ‌ زمان درک و اجرا کند. به همین سبب، آوازخوانی در ایران هنری مرکب از دانش موسیقایی، شناخت ادبی و توانایی صوتی به شمار می ‌ رود.

در میان آوازخوانان مشهور دوره ‌ های گذشته، نام ‌ هایی چون درویش حسن اصفهانی، میرزاحسن خاکی، ابراهیم آقاباشی، آقاجان ساوه ‌ ای، حاج ملاکریم جناب قزوینی، سیدعلی ‌ اصغر کردستانی، شهاب اصفهانی، میرزاحسین خضوعی اصفهانی، میرزاحبیب اصفهانی، شیخ محمود خزانه، سیدعبدالرحیم اصفهانی معروف به سیدرحیم، علی ‌ خان نایب ‌ السلطنه، حسینعلی نکیسا، حسین طاهرزاده و ابوالحسن اقبال آذر اهمیت ویژه دارد. هر یک از این خوانندگان در دوره ی خود به شیوه ‌ ای خاص شناخته می ‌ شدند و در انتقال لحن ‌ ها، گوشه ‌ ها و سبک ‌ های آوازی سهم داشتند.

در دوره ی معاصرتر، حضور زنان آوازخوان نیز اهمیت فراوان یافت. قمرالملوک وزیری از برجسته ‌ ترین چهره ‌ های این جریان بود و نقش او در اجتماعی شدن آواز زنان در ایران بسیار مهم است. پس از او، خوانندگانی مانند پروانه، روح ‌ انگیز، اسماعیل ادیب خوانساری، جلال تاج اصفهانی و غلامحسین بنان هر یک با شیوه ی خاص خود به غنای موسیقی آوازی ایران افزودند. بنان، به ‌ ویژه، به دلیل لطافت بیان، دقت در ادای شعر و کنترل عالی صدا، از چهره ‌ های ممتاز آواز ایرانی شناخته می‌شود.

خوانندگان تصنیف، ترانه و نغمه‌های محلی

با گسترش رسانه ‌ هایی مانند صفحه ی گرامافون و سپس رادیو، گونه ‌ های دیگری از خوانندگی نیز رواج یافت. تصنیف و ترانه، برخلاف آواز آزاد دستگاهی، معمولاً دارای وزن مشخص، ساختار منظم ‌ تر و ارتباط مستقیم ‌ تر با ذوق عمومی بودند. در این حوزه، خوانندگانی مانند دلکش، مرضیه، پروین زهرایی منفرد، خاطره پروانه، فرح و پوران از چهره ‌ های شاخص به شمار می ‌ آیند. این هنرمندان با اجرای تصنیف ‌ ها و ترانه ‌ های ایرانی، موسیقی را به میان طبقات وسیع ‌ تری از مردم بردند و باعث شدند که موسیقی شهری ایران چهره ‌ ای تازه پیدا کند.

در کنار موسیقی شهری، آوازها و آهنگ ‌ های محلی نیز جایگاه مهمی دارند. موسیقی محلی ایران، به دلیل تنوع قومی و جغرافیایی کشور، بسیار گسترده و رنگارنگ است. در میان خوانندگان گیلکی، احمد عاشورپور و ناصر مسعودی جایگاهی خاص دارند. آنان با اجرای ترانه ‌ های بومی گیلان، هم هویت محلی را زنده نگه داشتند و هم نشان دادند که موسیقی محلی می ‌ تواند در کنار موسیقی دستگاهی، بخشی ارزشمند از میراث ملی باشد.

سازندگان ساز و نقش آنان در تداوم موسیقی ایرانی

بخش مهمی از تاریخ موسیقی ایران تنها به نوازندگان و خوانندگان مربوط نیست؛ سازندگان ساز نیز در شکل ‌ گیری کیفیت صوتی موسیقی ایرانی نقش بنیادی داشته ‌ اند. ساز خوش ‌ صدا، نتیجهٔ تجربه، شناخت چوب، مهارت دست، آگاهی از سلیقهٔ نوازندگان و درک ویژگی ‌ های صوتی موسیقی ایرانی است. ساختن تار، سه ‌ تار، سنتور، کمانچه و دیگر سازها کاری صرفاً فنی نیست، بلکه نوعی هنر مستقل محسوب می ‌ شود.

در میان صنعتگران و سازندگان نامدار، از افرادی چون استاد فرج ‌ الله، زادور، حاج محمدکریم ‌ خان، حاج طاهر، سیدجلال، هامبارسون، خاچیک، مارکار، آقاگلی هایراپطیان، مگر دیچ اصفهانی، ملکم دانیالیان اصفهانی، علی ‌ محمد صفایی، یحیی قدیم، یحیی هوانس آبکاریان، جعفر صنعت، عباس صنعت، ابوالقاسم اعتمادی معروف به مفتح ‌ آهنگ، استاد حاجی ‌ آقا، رمضان ‌ علی شاهرخ و محمد نوایی عشقی یاد شده است.

در میان این نام ‌ ها، یحیی هوانس آبکاریان جایگاهی بسیار ممتاز دارد. تارهای ساخته ‌ شده ی او از نظر طنین، تعادل صوتی و ظرافت ساخت، در میان نوازندگان اعتبار فراوان یافته ‌ اند. اهمیت چنین سازندگانی در این است که کیفیت کار آنان مستقیماً بر شیوه ی نوازندگی و حتی بیان موسیقایی اثر می ‌ گذارد. اگر ساز از نظر طنین، پاسخ ‌ دهی و تعادل صوتی مناسب نباشد، نوازنده نیز نمی ‌ تواند تمام توان هنری خود را آشکار کند.

نغمه‌ها و دشواری شناخت لحن‌های قدیم

در متون ادبی، تاریخی و موسیقایی ایران، نام بسیاری از نغمه ‌ ها، لحن ‌ ها و آهنگ ‌ ها آمده است؛ اما مسئله ی اصلی این است که امروز غالباً نمی ‌ دانیم آن نغمه ‌ ها دقیقاً چگونه اجرا می ‌ شده ‌ اند. بسیاری از نام ‌ ها در شعر و تاریخ باقی مانده، اما ملودی اصلی آن ‌ ها از میان رفته است. علت مهم این مسئله، نبود نظام دقیق نت ‌ نویسی در دوره ‌ های گذشته و تکیه ی موسیقی ایران بر انتقال شفاهی بوده است. با این حال، در دستگاه ‌ های هفت ‌ گانه ی امروز، گوشه ‌ ها و نغمه ‌ هایی وجود دارد که نام برخی از آنها بسیار کهن به نظر می ‌ رسد. این امر نشان می ‌ دهد که میان موسیقی امروز و سنت ‌ های قدیم پیوندی جدی وجود دارد. بسیاری از این نغمه ‌ ها با شعر اجرا می ‌ شوند و بخشی دیگر حالت سازی دارند؛ یعنی بدون کلام نواخته می ‌ شوند. افزون بر گوشه ‌ های آوازی و سازی، قطعات موزون مانند تصنیف، رنگ، چهار مضراب و پیش ‌ درآمد نیز بخش مهمی از موسیقی ایرانی را تشکیل می ‌ دهند.

قطعات ضربی در ردیف موسیقی ایران

در ردیف دستگاهی، افزون بر گوشه ‌ های آزاد و آوازی، تعدادی قطعه ی ضربی نیز وجود دارد. این قطعات معمولاً دارای وزن مشخص ‌ اند و در میان اجرای دستگاه ‌ ها یا در بخش ‌ های مستقل نواخته می ‌ شوند. یکی از مشهورترین نمونه ‌ ها کرشمه است؛ قطعه ‌ ای کوتاه و سه ‌ ضربی که در بسیاری از دستگاه ‌ ها و آوازها حضور دارد و به دلیل ساختار ساده و دلنشین خود، بسیار شناخته ‌ شده است.

گریلی از دیگر قطعات ضربی است که در فضای شهنازِ دستگاه شور اجرا می ‌ شود و گاهی در قالب دو ضربی یا چهار ضربی ظاهر می ‌ شود. کوراوغلی نیز در گذشته در آغاز دستگاه ماهور نواخته می ‌ شده و حالتی حماسی و پرتحرک داشته است. نستوری یا نستاری در دستگاه نوا جای می ‌ گیرد و معمولاً وزن سه ‌ ضربی آرام و سنگین دارد.

قطعه ی چهارپاره در گوشه ی حجاز از آواز ابوعطا رایج است. برخی آن را سه ‌ ضربی و برخی دیگر هفت ‌ ضربی دانسته ‌ اند. همین الگوی وزنی در ماهور با نام نصیرخانی شناخته شده است. همچنین زنگوله و نغمه در دستگاه راست ‌ پنج ‌ گاه اجرا می ‌ شوند و ساختار سه ‌ ضربی دارند. از دیگر قطعات مهم می ‌ توان به ساقی ‌ نامه در ماهور و صوفی ‌ نامه در بیات اصفهان اشاره کرد که معمولاً با وزن دوضربی سنگین اجرا می ‌ شوند.

آهنگ ‌ های محلی و پیوند آنها با زندگی مردم : در کنار موسیقی دستگاهی، نغمه ‌ های محلی ایران بخش عظیمی از فرهنگ شنیداری مردم را تشکیل می ‌ دهند. این آهنگ ‌ ها معمولاً وزن ‌ دارند و با دوبیتی ‌ ها، ترانه ‌ های بومی، آیین ‌ های شادمانی، کار، عروسی، سوگواری یا روایت ‌ های عاشقانه همراه می ‌ شوند. در بسیاری از مناطق ایران، موسیقی محلی نه فقط برای شنیدن، بلکه بخشی از زندگی روزمره و آیین ‌ های اجتماعی است. ویژگی مهم آهنگ ‌ های محلی این است که برخلاف برخی گوشه ‌ های دستگاهی، غالباً ساختاری روشن ‌ تر و ریتمی منظم ‌ تر دارند. بسیاری از آنها برای رقص، حرکت جمعی یا اجرای گروهی مناسب ‌ اند. همین ویژگی سبب شده که موسیقی محلی در حفظ هویت قومی و منطقه ‌ ای نقش مهمی داشته باشد.

و… تا ساز هست و آواز هست، شاگردان مکتبت، به نامت و با یادت، صبوح ها پر می کنند و قدح ها خالی. ساقیا…، سرو چمان…، قدحت پُر مِی‌باد.