سیری در تاریخ نقاشی – مری کاسات – ۳

نویسنده: هستی موسوی

در دو مقاله ی قبل، مسیر زندگی مری کاسات را از کودکی ‌ اش در فیلادلفیا تا ورودش به دنیای امپرسیونیسم دنبال کردیم و دیدیم که چطور سوژه های مانند، زندگی روزمره، زنان و رابطه ی مادر و کودک به بخش مهمی از نقاشی ‌ هایش تبدیل شدند. اما چیزی که مری کاسات را هنوز هم به هنرمندی شناخته شده در دوران معاصر تبدیل می ‌ کند، فقط موضوع آثارش نیست، بلکه نوع نگاه اوست. در این مقاله، کمی بیشتر به همین نگاه و تاثیری که بر هنر او گذاشت نزدیک می ‌ شویم.

سوژه‌های نقاشی مری

در دوران مری، بیشتر تصویر زنان در هنر، از نگاه مردان ساخته می ‌ شد، زن ‌ ها اغلب به شکل چهره ‌ هایی زیبا، آرام و بی ‌ نقص به تصویر کشیده می ‌ شدند؛ سوژه ‌ هایی که بیشتر برای دیده شدن بودند تا برای روایت کردن تجربه ی واقعی زندگی ‌ شان.

اما مری کاسات، هم به ‌ عنوان یک نقاش و هم یک زن، این نگاه را تغییر داد. او زنان را همان ‌ طور که در زندگی واقعی حضور داشتند نقاشی می ‌ کرد؛ طبیعی، انسانی و دور از اغراق و تصویرسازی ‌ های ایده ‌ آل.

زن ‌ های نقاشی ‌ های او در حال بازی کردنِ نقش نیستند؛ آن ‌ ها در حال زندگی کردن به تصویر کشیده شده اند. گاهی در سکوت کتاب می ‌ خوانند، گاهی خسته و غرق فکرند و گاهی فقط آرام کنار کودکشان نشسته ‌ اند. در نقاشی ‌ های مری، خبری از ژست ‌ های نمایشی و اغراق ‌ شده نیست، همه ‌ چیز حس واقعی و آشنایی دارد، انگار بخشی از یک لحظه ی واقعی زندگی را می ‌ بینیم.

در قرن نوزدهم، خیلی ‌ ها هنوز فکر می ‌ کردند هنر مهم باید درباره ی موضوعات بزرگ و باشکوه باشد؛ صحنه ‌ های تاریخی، روایت ‌ های اسطوره ‌ ای یا اتفاق ‌ هایی که شکوه و عظمت داشته باشند. اما مری کاسات مسیر دیگری را انتخاب کرد. او به ‌ جای انتخاب این صحنه ‌ های، به زندگی آرام و خصوصی زنان دوره ی خودش پرداخت، در آثار او حتی سکوت هم معنا پیدا می ‌ کند و این در حالی بود که کمتر کسی آن ‌ ها را موضوعی جدی برای نقاشی می ‌ دانست.

تاثیر هنر ژاپنی در آثار مری

یکی از بخش ‌ های مهم و شاید کمتر شناخته ‌ شده ی کار مری کاسات، علاقه ی او به هنر و چاپ ‌ های ژاپنی بود. در اواخر قرن نوزدهم، بعد از باز شدن مرزهای ژاپن به روی اروپا، موجی از علاقه به هنر ژاپنی میان هنرمندان اروپایی شکل گرفت. بسیاری از نقاشان آن دوره، از جمله امپرسیونیست ‌ ها، مجذوب سادگی، ترکیب ‌ بندی ‌ های متفاوت این آثار شدند؛ چون هنر ژاپنی با قواعد کلاسیک و رسمی نقاشی اروپا فرق داشت و راه تازه ‌ ای برای دیدن جهان به هنرمندان پیشنهاد می ‌ کرد.

مری کاسات هم مثل بسیاری از هنرمندان آن دوره جذب هنر ژاپنی شد، اما فقط ظاهر این آثار را تقلید نکرد. چیزی که بیشتر برایش جذاب بود، نگاه متفاوت هنر ژاپنی به ترکیب ‌ بندی و ثبت لحظه ‌ های روزمره بود.

در آثاری مثل نامه یا آرایش مو، تاثیر هنر ژاپنی را می ‌ توان به ‌ خوبی دید. سادگی فضا، رنگ ‌ ها و نوع کادر بندی آثار، حال ‌ وهوایی متفاوت به نقاشی ‌ های مری داده ‌ اند. در بعضی از این آثار، صحنه طوری به نظر می ‌ رسد که انگار بخشی از یک لحظه ی واقعی و گذرا را می ‌ بینیم، نه یک تصویر کاملاً رسمی و از پیش طراحی ‌ شده.

تاثیر هنر ژاپنی برای مری فقط یک علاقه ی کوتاه ‌ مدت نبود. این نگاه کم ‌ کم وارد شیوه ی کارش شد و در سال ‌ های بعد هم می ‌ توان رد آن را در سادگی ترکیب ‌ بندی ‌ ها دید. شاید همین ترکیب میان امپرسیونیسم، نگاه شخصی خودش و الهام از هنر ژاپنی بود که آثار مری کاسات را تا این اندازه مدرن و متفاوت کرد.

امروز مری کاسات فقط به ‌ عنوان یک نقاش امپرسیونیست شناخته نمی ‌ شود. بسیاری از پژوهشگران هنر معتقدند او یکی از نخستین هنرمندانی بود که تجربه ی زنانه را به شکلی واقعی وارد هنر مدرن کرد.

اهمیت او فقط در تکنیک یا زیبایی آثارش نیست، بلکه در نوع نگاهی است که به زندگی داشت. مری بدون هیاهو و بدون تلاش برای متفاوت به نظر رسیدن، آثاری را خلق کرد که برای خودش واقعی و مهم بودند. شاید به همین دلیل است که آثارش هنوز هم حس تازگی دارند و برای مخاطب امروز قابل درک ‌ اند.

او نشان داد که هنر همیشه لازم نیست درباره ی اتفاق ‌ های بزرگ و دراماتیک باشد. گاهی یک لحظه ی ساده، یک سکوت کوتاه یا یک رابطه ی انسانی، می ‌ تواند ماندگارتر از هر صحنه ی پرهیاهویی باشد. مری کاسات با همین نگاه آرام و دقیق، تصویر زنان در تاریخ هنر را برای همیشه تغییر داد.