زندگی‌نامه و آثار هنری استاد محمود خوانساری

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری

استاد محمود محمودی خوانساری به سال ۱۳۱۳ در شهر زیبا و سرسبز خوانسار، در خانواده‌ای متقی دیده به جهان گشود. پدرش، حجت‌الاسلام سید جمال‌الدین محمودی، از مقبولیت و احترام بسزایی در میان قاطبه اهالی خوانسار برخوردار بود. از همان اوان کودکی، محمود توجه خاصی به وی مبذول می‌داشت؛ زیرا عمیقاً به طبع حساس فرزندش پی برده بود. به همین لحاظ، محمود را زیر نظر گرفته و در فرصت‌هایی که به دست می‌آورد، فرزند دلبندش را با اصول مقدماتی فقه و عربی و آثار ادبا و شاعرانی نظیر سعدی، حافظ، مولانا و غیره آشنا می‌نمود.

صوت دلنشین محمود در همان دوران خردسالی همگان را به تحسین و اعجاب و امید می‌داشت و او که راه خود را شناخته بود، با اشتیاق زائدالوصفی به آواز خوانندگانی مانند طاهرزاده، ادیب خوانساری و تاج اصفهانی گوش فرا می‌داد و با استفاده از هوش سرشار و استعداد خدادادی‌اش از صدای این بزرگان بهره می‌گرفت. مصادفاً، در سال ۱۳۲۵ با احداث کارخانه برق در شهر خوانسار، امکان به‌کارگیری رادیو در سطح گسترده‌تری برای مردم فراهم گردید و محمود با شنیدن آوای هنرمندان مورد علاقه‌اش، همه چیز را به فراموشی می‌سپرد.

درگذشت پدر و آغاز فعالیت‌های جدی هنری

در سال ۱۳۲۶، پدرش به‌طور ناگهانی رخت از این جهان بربست و فقدان پدر ضربه سختی به روح حساس محمود وارد ساخت. از طرفی، چون محیط خوانسار را برای پرورش و اعتلای استعداد بی‌کران خود محدود می‌دید، مدت زمانی کوتاهی پس از درگذشت پدر به تهران عزیمت و در مدرسه ادیب به ادامه تحصیل پرداخت و ضمن آن، از هر فرصتی به‌منظور فراگیری ردیف‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی استفاده می‌کرد و در این راستا، به‌تدریج پایش به محافل هنری گشوده شد و با هنرمندانی فراخور سن و موقعیت آن زمان خویش آشنا گردید.

در سال ۱۳۳۵، استاد ابوالحسن صبا در محفلی با صدای محمودی خوانساری آشنایی حاصل نمود و به مصداق «قدر زر زرگر شناسد»، این ابرمرد موسیقی اصیل ایرانی، صوت محمودی را بسیار گرم و بااصالت یافت و به نامبرده علاقه‌مند گردید و از وی دعوت نمود تا نسبت به تکمیل ردیف‌های موسیقی و گوشه‌های مختلف و متنوع هنر آواز، زیر نظر وی به کار بپردازد. به تصدیق کسانی که ناظر و مطلع بر دیدارهای بعدی استاد ابوالحسن صبا و محمودی خوانساری بوده‌اند، استاد صبا به دلیل شناخت صحیحی که از نجابت و شخصیت و نیز آینده صدای محمودی به دست آورده بود، در کار تعلیم وی اصرار و علاقه‌مندی زیادی نشان داده است.

همکاری با رادیو شیراز و برنامه «گل‌ها»

متأسفانه به علت درگذشت استاد صبا، این ارتباط دیری نپایید و محمودی خوانساری در سال ۱۳۳۷ تهران را به قصد شیراز ترک و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت. استاد محمود محمودی خوانساری علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل رادیو مذکور را نیز به عهده داشت.

برنامه‌های هنری محمود خوانساری با اقبال مردم شیراز روبه‌رو و به‌سرعت چهره‌ای شناخته‌شده به شمار آمد. این هنرمند در نیمه دوم سال ۱۳۳۸ به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پیرنیا، در برنامه مشهور «گل‌ها» به همکاری پرداخت.

اولین کار هنری وی «برگ سبز شماره ۵۶» بود و از آن پس، آثار ارزنده متعددی را تحت عناوین «گل‌های رنگارنگ»، «برگ سبز»، «شاخ گل» و «گل‌های تازه» در کنار استادان و هنرمندان بزرگی چون شادروان مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، حسن کسایی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف و شادروان لطف‌الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.

ویژگی‌های آواز و برنامه «نوایی از موسیقی ملی»

محمودی خوانساری در آواز از صدایی گرم و سبکی مخصوص به خود برخوردار بود. وی ضرب را خوب می‌شناخت و می‌نواخت و در اجرای قطعات ضربی احاطه‌ای کامل داشت و به سه‌تار نیز علاقه‌مند و آشنا بود.

وی در مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز، شناخت عمیقی در این زمینه کسب نموده بود که در آثار جاودانه وی، این تأثیر به‌خوبی مشاهده می‌شود.

او از سال ۱۳۴۹ در برنامه «نوایی از موسیقی ملی» که با سرپرستی اسدالله ملک و همکاری دکتر منوچهر جهانبگلو تدارک می‌یافت، همکاری فعالانه‌ای را آغاز نمود.

«نوایی از موسیقی ملی» به‌سرعت در میان هنر‌دوستان و عاشقان موسیقی اصیل محبوبیت یافت و ترانه‌های ارزنده و به‌یادماندنی «مرغ شباهنگ» در مایه افشاری، «میخانه» در مایه دشتی، «سکوت و مستی» در سه‌گاه، هر سه از ساخته‌های باارزش اسدالله ملک، و «لاله پرپر» ساخته فرهنگ شریف، حاصل همکاری او با برنامه «نوایی از موسیقی ملی» طی این سال‌ها می‌باشد.

طی مصاحبه‌هایی که با محمودی خوانساری به عمل آمده، وی همیشه عنوان می‌داشته که قبیله‌اش همه از عالمان دین بوده‌اند و به دلیل همین قرابت و وابستگی، زندگی و آثار هنری وی مشحون از جنبه‌های روحانی و عرفانی بوده و از معنویت خاصی برخوردار می‌باشد.

این هنرمند آزاده از شرکت در محافل و مجالسی که با روح هنر واقعی مغایرت داشت، دوری می‌جست و در جهت اعتلای هنر خود تلاشی وافر داشت.

منش اخلاقی، درگذشت و یادگاران

استاد محمودی همواره خود را یک طلبه می‌دانست و با تواضع عنوان می‌داشت که از همه بزرگان موسیقی ایران کسب فیض کرده و همه را استاد خود به شمار می‌آورد.

استاد فرزانه، با وجود فرصت‌های بسیار مناسبی که وی را قادر به استفاده در امور مادی در سطحی بالا قرار می‌داد، با اعتقاد به اینکه هنر یک ودیعه الهی است، هرگز خود را آلوده موقعیت‌های کاذب نکرد و در انزوا و بی‌نیازی کامل زندگی را سپری و سرانجام در دوم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۶ شمسی، دنیای فانی را ترک و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود.

روانش شاد.