پیام جوان:
روایت پزشک با این توصیف آغاز میشود: «داخل اورژانس بوی خون و ضدعفونیکننده همهجا را گرفته» و ادامه میدهد که «شیفتم از ۸شب شروع شده، صدای آژیر آمبولانسها قطع نمیشود؛ هر ۱۰–۱۵ دقیقه یکی میرسد. هوا سرد است.»
یک پزشک شاغل در یکی از مراکز اورژانس تهران، در روایتی تکاندهنده، در گفتوگو با صدای آمریکا از ساعات آغازین سرکوب خونین معترضان، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ تصویری از فشار بیسابقه بر کادر درمان و دخالت مستقیم نیروهای سرکوب در روند درمان مجروحان ارائه کرده است.
به گفته این پزشک که به دلایل امنیتی نامش فاش نشده، بامداد پنجشنبه و همزمان با تشدید برخوردهای خیابانی، اورژانس بیمارستان از حوالی نیمهشب بهطور مداوم پذیرای مجروحانی بوده که با شلیک مستقیم گلوله به نواحی حساس بدن هدف قرار گرفته بودند.
او چنین روایت میکند: « پرستار ارشد، با چشمان قرمز از خستگی، سریع به سمتم میآید و میگوید ‘دکتر، دوباره آوردن. سه تا پسر جوون، همه شلیک مستقیم به سر و گردن’».
در میان نخستین موارد، سه جوان با جراحات شدید ناشی از اصابت گلوله به سر، گردن و صورت به اورژانس منتقل شدند.
یکی از آنان، پسر حدوداً ۲۰ سالهای بود که گلوله از پیشانی وارد و از پشت سر خارج شده بود و دچار خونریزی شدید مغزی شده بود.
بیمار دوم، دختر ۲۴ سالهای بود که بر اثر شلیک به چشم و فک، دچار تخریب کامل چشم و شکستگی شدید صورت شده بود.
بیمار سوم نیز با اصابت گلوله به گردن و آسیب به شریان اصلی، در وضعیت بحرانی قرار داشت.
پزشک میگوید همزمان با تلاش تیم درمان برای انتقال بیماران به اتاق عمل و تصویربرداری، دو مأمور لباسشخصی وارد اورژانس، و با معرفی خود بهعنوان نیروهای «امنیتی»، خواستار ثبت مشخصات مجروحان و توقف درمان تا صدور «دستور جدید» شدند.
سرکوبگران به کادر درمان میگویند: «این مجروحان رو باید تحویل بدیم. اسمشون رو ثبت کنید، اما درمان نکنید تا دستور جدید بیاد.»
به گفته پزشک، پرستاران نسبت به پیامدهای این اقدام هشدار دادند، اما مأموران بر خواست خود اصرار داشتند.
پرستار که رنگش پریده میگوید: «دکتر، اینا هنوز زندهاند! اگر درمان نکنیم…»
پزشک اینگونه واکنش خود را به یاد میآورد: «به مأموران نگاه میکنم. میدانم اگر مخالفت کنم، ممکن است خودم را هم بازداشت کنند. اما نمیتوانم دست روی دست بگذارد. با صدای آرام اما محکم میگویم: اینجا بیمارستان است. طبق قانون، ما موظفیم هر مجروحی رو درمان کنیم، فارغ از هویتش. اگر مانع بشید، مسئولیت مرگش با شماست.»
پس از تماس تلفنی مأموران با مقامات بالاتر، اجازه ادامه درمان صادر میشود، اما شرط آن تحویل کامل مشخصات بیماران، منع هرگونه ثبت گزارش مستقل و جلوگیری از تصویربرداری اعلام میشود.
به روایت این پزشک، یکی از بیماران با کنترل خونریزی زنده میماند اما دچار فلجی دائم میشود و بیمار دیگر بینایی خود را بهطور کامل از دست میدهد.
او میگوید که تا صبح، تعداد زیادی مجروح دیگر با جراحات مشابه به اورژانس منتقل شدند، اما در آمار رسمی بیمارستان تنها یکسوم آنها ثبت میشوند.
نتایج یک تحقیق مفصل که اخیراً توسط روزنامه گاردین صورت گرفته، ابعاد فاجعهباری از سرکوب خونین خیزش سراسری و ملّی ایران در دیماه ۱۴۰۴ را روایت کرده است.
این گزارش با شواهدی هولناک از کشتار گسترده، فروپاشی سیستم درمانی و گورهای جمعی، نشان میدهد که چگونه جمهوری اسلامی در سایه قطعی کامل اینترنت، ایران را طی دو روز تبدیل به قتلگاه کرد.
پیش از این مجله تایم نیز در گزارشی به نقل از دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران و دادههای بیمارستانی، نوشت که ممکن است طی دو روز در ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دیماه) بیش از ۳۰ هزار نفر در سراسر ایران کشته شده باشند.
کارشناسان میگویند در تاریخ معاصر بهسختی میتوان واقعهای را یافت که در آن این تعداد افراد طی تنها دو روز با شلیک مستقیم گلوله کشته شده باشند.
تایم یادآور شده است که تنها رویداد قابل مقایسه با این مورد در پایگاههای داده مربوط به کشتارهای جمعی، اعدام حدود ۳۳ هزار یهودی در بابین یار، حومه کیف در سپتامبر ۱۹۴۱ است که توسط نیروهای نازی انجام شد.
با توجه به اینکه احتمال بالاتر رفتن آمار کشتههای اخیر ایران در این دو روز وجود دارد، ممکن است حمام خون جمهوری اسلامی، بزرگترین کشتار جمعی تاریخ معاصر بشر در جهان باشد















