بحران اعتماد در مترو ونکوور: پیگرد افشاگر و غفلت از شفافیت

پیام جوان: گزارش کاترین ارکارت، خبرنگار گلوبال نیوز، درباره جزئیات نشست پشت درهای بسته “مترو ونکوور” در ماه دسامبر، به سرعت به موضوع اصلی تبدیل شد. این گزارش، تعلیق مدیر ارشد مالی توسط مدیر اجرایی ارشد بدون تأیید هیئت مدیره و تصمیم بعدی هیئت مدیره برای کناره‌گیری مدیر مالی را فاش کرد. در پی این افشاگری، مایک هارلی، رئیس مترو ونکوور و شهردار برنابی، ضمن محکوم کردن این اقدام، وعده تحقیق و یافتن منبع اطلاعات را داد که این خود به موضوع اصلی و بحث‌برانگیز ماجرا بدل گشت.

این واکنش از سوی مدیریت مترو ونکوور، به جای پرداختن به ماهیت اطلاعات افشا شده و مسائل مربوط به حاکمیت داخلی سازمان، تمرکز را به یافتن و مجازات افشاگر معطوف کرده است. این رویکرد نشان‌دهنده وضعیتی ذهنی است که در آن، دولت منطقه‌ای به جای مواجهه با نظارت عمومی و اصلاح فرهنگ مدیریتی خود، ترجیح می‌دهد به دنبال عامل افشا باشد. افشاگری‌ها معمولاً در خلأ اتفاق نمی‌افتند؛ بلکه زمانی رخ می‌دهند که افراد داخلی معتقدند کانال‌های رسمی پاسخگویی، شفافیت یا ابراز مخالفت، ناکارآمد یا کاملاً مسدود شده‌اند.

رفتار با افشاگری به عنوان مشکل اصلی، نه یک نشانه، خطایی کلاسیک در بوروکراسی است که می‌تواند به شدت مخرب باشد. این اقدام نه تنها پیامی منفی به کارکنان و مقامات منتخب می‌فرستد که ابراز نگرانی‌های خارجی یا افشای اطلاعات ناخوشایند با مجازات روبرو خواهد شد، بلکه برداشت عمومی را نیز نادیده می‌گیرد. شهروندان نگران این نیستند که کسی صحبت کرده، بلکه از آنچه این صحبت‌ها درباره بی‌ثباتی مدیریت، تصمیم‌گیری‌های مبهم و ساختار هیئت مدیره آشکار کرده، نگرانند. اطلاعاتی که بر میلیاردها دلار از دارایی‌های عمومی و تعهدات بلندمدت تأثیر می‌گذارد، دقیقاً همان مسائلی است که مالیات‌دهندگان انتظار شفافیت کامل درباره آن‌ها را دارند.

پارادوکس اینجاست که با آغاز تحقیقات برای یافتن افشاگر، مترو ونکوور داستانی را که قصد مهار آن را داشت، تقویت کرده است. مسیری بهتر پیش روی این سازمان قرار دارد: پذیرش علاقه عمومی مشروع به این اطلاعات، ارائه توضیحات روشن‌تر درباره تغییرات مدیریتی و فرآیندهای تصمیم‌گیری، و بازنگری در استفاده از جلسات محرمانه. در غیر این صورت، سازمان این خطر را می‌پذیرد که به کارکنان خود بیاموزد که وفاداری مهم‌تر از صداقت است و شفافیت تنها زمانی تحمل می‌شود که راحت باشد. در نهایت، این فرهنگ به مراتب آسیب‌زاتر از هر افشاگری منفردی خواهد بود و شکاف واقعی نه در محرمانگی، بلکه در اعتماد عمومی است.