پیام جوان:
فیلم زیرزمینی و پر سر و صدای «بیداد» ساخته سهیل بیرقی توسط خود فیلمساز در یوتیوب منتشر شد. غالب فیلمهای زیرزمینیای که در ایران مجوز نمایش نیافتهاند، از منابع نامشخص در فضای مجازی منتشر شدهاند، اما این نخستین بار است که فیلمساز خودش فیلم زیرزمینیاش را به طور رسمی در یوتیوب منتشر کرده است.
این فیلم که سال گذشته برای اولین بار در جشنواره «کارلوویواری» در جمهوری چک به نمایش درآمد، جایزه هیأت داوران این جشنواره را از آن خود کرد.
بیداد از معدود فیلمهای زیرزمینی سینمای ایران است که سازندگانش با احکام قضایی روبرو شدند. سهیل بیرقی تصویری از حکم قضایی خود را صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود که بر اساس آن به اتهام تخلف در ساخت این فیلم به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شده بود. همچنین لیلی رشیدی، امیر جدیدی، سروین ضابطیان، و علی ملاقلی پور، بازیگران فیلم هم به همراه پیمان شادمانفر فیلمبردار آن از سوی قوه قضائیه با احکام قضایی روبرو شدند.
انتشار این فیلم واکنش خبرگزاری حکومتی فارس را در پی داشت که نوشت: «اکنون انتشار مستقیم نسخه کامل فیلم از سوی کارگردان پرسشهای تازهای را درباره چرایی این اقدام و نسبت آن با حکم صادر شده درباره بیداد ایجاد کرده است. به ویژه آن که فیلم بیش از این با محدودیتهای قانونی مواجه بوده و حالا نسخه کامل آن به صورت عمومی در اختیار کاربران فضای مجازی قرار گرفته است.»
واقعیت اجتماع امروز
فیلم بیداد چیزی نیست جز تصویر بدون سانسور واقعیت جامعه امروز و نسل زد که به همه محدودیتها نه میگوید. فیلم تصویری عریان از ایران امروز ارائه میدهد، و فیلمساز که با چند فیلم قبلی خود نظیر «عرق سرد» و «عامهپسند» نامش را به عنوان فیلمسازی اجتماعی ثبت کرده، این بار تصمیم میگیرد به هر بهایی واقعیت اجتماع را بدون سانسورهای حکومتی تصویر کند.
در نتیجه فیلم جدای از نمایش زنان بدون حجاب، از محدودیتهای اجتماعیای میگوید که برای یک دختر خواننده پیش میآید؛ دختری از نسل زد که فقط میخواهد بخواند و این امکان بدیهی از او گرفته میشود. او نهایت سعی خود را میکند که از طریق قانونی به کارش ادامه دهد، اما انواع و اقسام مشکلات حکومتی او را از این کار باز میدارد، تا سرانجام تصمیم میگیرد در خیابان بخواند؛ تصمیمی که نسل زد گرفت و خواست از طریق خیابان به خواستههای خود برسد.
فیلم مواجهه حکومت با یک نسل را تصویر میکند: در محلی که این دختر آواز میخواند، ستونهای بتونی میگذارند و قصد دستگیری او را دارند. اما فیلم در پایان نقطه دیگری را روایت میکند، جایی که «ببین» نماینده نسل منفعل دهه شصت به کمک او میآید.
امیر جدیدی و هیبتی متفاوت
امیر جدیدی که برای بازی در چند فیلم حکومتی زیر فشار بود، با این فیلم زیرزمینی چرخشی آشکار را به نمایش گذاشت: نقشی کاملاً متفاوت و بازیای درخشان در نقش شخصیتی که حتی اسم ندارد، اما با ظاهر و هیبت متفاوتش تمام فیلم را تحت سلطه خودش میگیرد.
او مردی آرمانباخته و به نوعی شکستخورده است که تمام بدنش را با خالکوبی پر کرده و دائماُ نشئه است. او با این دختر به نام ساتی آشنا میشود، و بیآنکه با او بخوابد رابطهای بین آنها شکل میگیرد. فیلم ابایی از نمایش صحنههای کمتر دیده شده در سینمای بعد از انقلاب ندارد؛ جایی که آنها به هم دست میزنند و از گرمای بدن یکدیگر میگویند.
یک شخصیت متفاوت دیگر هم با بازی لیلی رشیدی در فیلم دیده میشود: زنی متولد دهه پنجاه یا شصت که حالا دائمالخمر شده است، و با بازی خوب بازیگرش شخصیتی به یادماندنی در ذهن تماشاگر خلق میکند.













