آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران باستان قسمت ۶۹

ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل دهم سلسله مقالات ایران باستان (جشن‌های باستانی)

مثنوی “خامنه ای ضحّاک، کشیدیمت زیر خاک”

به نام خداوند رنگین کمان

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است

آرایش مو، کلاه و تاج در دوره هخامنشی

شناخت ظاهر ایرانیان در روزگار هخامنشی فقط به مطالعه لباس ‌ های آنان محدود نمی ‌ شود. در جامعه ‌ ای که در آن جایگاه سیاسی و اجتماعی افراد اهمیت فراوان داشت، سر و چهره نیز بخشی از نظام نمایش هویت به شمار می ‌ آمد. نوع مرتب کردن مو، شکل ریش، شیوه قرار گرفتن کلاه و جنس و فرم تاج می ‌ توانست اطلاعاتی درباره مقام، موقعیت رسمی یا حتی زمینه فرهنگی فرد در اختیار بیننده قرار دهد. از همین رو، در بررسی تصاویر هخامنشی، پوشش سر را نمی ‌ توان جزئی فرعی و کم ‌ اهمیت دانست؛ این عناصر در بسیاری از موارد به اندازه خود لباس برای تشخیص شخصیت ‌ ها اهمیت دارند.

بخش قابل توجهی از اطلاعات مربوط به آرایش مردان هخامنشی از نقش ‌ برجسته ‌ های تخت ‌ جمشید، بناهای پاسارگاد و شوش و همچنین مهرهای دوره هخامنشی به دست آمده است. مشکل اصلی آن است که سنگ ‌ نگاره ‌ ها معمولاً شخصیت ‌ ها را در موقعیت ‌ های رسمی و با ژست ‌ هایی نسبتاً ثابت نمایش می ‌ دهند. بنابراین، برای شناخت جزئیات مو و سربند باید به تفاوت ‌ های ظریف میان پیکره ‌ ها توجه کرد. شکل خط مو، حجم مو در پشت سر، نحوه آرایش ریش و سبیل و همچنین فرم کلاه، مجموعه ‌ ای از نشانه ‌ ها را تشکیل می ‌ دهد که در کنار یکدیگر معنا پیدا می ‌ کنند.

تنوع آرایش مو در میان پارسیان

یکی از ویژگی ‌ های قابل توجه تصاویر هخامنشی، یکنواخت نبودن ظاهر افراد است. در این آثار، گروه ‌ های مختلفی از مردم در کنار یکدیگر دیده می ‌ شوند و طبیعی است که همه آنان از یک الگوی ظاهری پیروی نکنند. امپراتوری هخامنشی سرزمین ‌ های فراوانی را دربرمی ‌ گرفت و دربار آن نیز با نمایندگان و سربازانی از مناطق گوناگون ارتباط داشت. از این رو، نمی ‌ توان هر کلاه یا هر نوع آرایش مویی را بدون بررسی دقیق، یک ویژگی اختصاصی پارسی دانست.

حتی هنگامی که دو نفر از یک نوع پوشش سر استفاده می ‌ کنند، ممکن است تفاوت ‌ هایی در اندازه، ارتفاع یا نحوه قرار گرفتن آن وجود داشته باشد. این تفاوت ‌ ها می ‌ توانست با مقام شخص ارتباط داشته باشد. برای مثال، سرپوشی که برای یک مقام بلندپایه طراحی شده بود، ممکن بود از همان الگوی کلی کلاه افراد عادی پیروی کند، اما اندازه یا تزئینات بیشتری داشته باشد. در نتیجه، بررسی پوشش سر باید هم به نوع آن و هم به جایگاه فردی که آن را بر سر دارد توجه کند.

در میان نمونه ‌ های شناخته ‌ شده، دو گروه از سربندها و کلاه ‌ ها اهمیت بیشتری دارند؛ نخست، گونه ‌ هایی که ریشه آنها را باید در سنت ‌ های مادی جست ‌ وجو کرد و دوم، شکل ‌ هایی که در محیط درباری هخامنشی به صورت نشانه ‌ ای از شأن و قدرت درآمدند. این موضوع نشان می ‌ دهد که فرهنگ هخامنشی بسیاری از عناصر پیشین را کنار نگذاشت، بلکه بخشی از میراث مادها را جذب کرد و در ساختار جدید امپراتوری به کار گرفت.

تیاره و میراث مادی

یکی از مشهورترین نمونه ‌ های این پیوند فرهنگی، «تیاره» است. در منابع تاریخی و پژوهش ‌ های مربوط به پوشاک ایرانیان باستان، این واژه برای گونه ‌ ای از پوشش سر به کار رفته است که با سنت ‌ های ایرانی پیش از هخامنشیان ارتباط دارد. شکل تیاره در دوره ‌ های مختلف یکسان نبود و احتمال دارد جنس، اندازه و نحوه استفاده از آن بر اساس موقعیت فرد و شرایط متفاوت می ‌ شده باشد.

در تصاویر مربوط به دربار، برخی از این سرپوش ‌ ها ظاهری نسبتاً نرم و انعطاف ‌ پذیر دارند و احتمال استفاده از نمد یا مواد مشابه برای ساخت آنها وجود دارد. نمد به دلیل سبک بودن و قابلیت شکل ‌ دهی، برای چنین پوششی ماده ‌ ای مناسب بود. در مقابل، در شرایط جنگی، محافظت از سر اهمیت بیشتری پیدا می ‌ کرد و کلاه ‌ های نظامی می ‌ توانستند از مواد سخت ‌ تر ساخته شوند. با این حال، نباید همه گونه ‌ های تیاره را الزاماً یک کلاه جنگی دانست؛ کارکرد آن با توجه به شکل و زمینه تصویری می ‌ توانست متفاوت باشد.

در برخی تصاویر، نوار یا بندی در اطراف کلاه مشاهده می ‌ شود که احتمالاً برای ثابت نگه داشتن آن روی سر به کار می ‌ رفته است. چنین نواری علاوه بر کارکرد عملی، می ‌ توانست به زیبایی سربند نیز بیفزاید. استفاده از نوارهای رنگی در پوشاک و سربندهای ایرانی، بخشی از علاقه گسترده آن دوره به ترکیب رنگ و ایجاد تمایز بصری بود.

سربندهای ویژه بزرگان

در میان تصاویر تخت ‌ جمشید، گونه ‌ هایی از کلاه دیده می ‌ شود که شکل آنها با سرپوش ‌ های معمول تفاوت دارد. یکی از نمونه ‌ های قابل توجه، کلاه یا سربند بلند و نسبتاً استوانه ‌ ای است که در قسمت بالایی دارای بریدگی ‌ ها یا تقسیمات عمودی است. این نوع پوشش، در مقایسه با کلاه ‌ های ساده، ظاهر رسمی ‌ تر و تشریفاتی ‌ تری ایجاد می ‌ کند.

ارتفاع و شکل این سربند باعث می ‌ شد سر شخص از فاصله دور نیز برجسته ‌ تر به نظر برسد. در محیط دربار، چنین ویژگی ‌ ای اهمیت داشت، زیرا هنر هخامنشی در بسیاری از صحنه ‌ ها قصد داشت سلسله ‌ مراتب سیاسی را به صورت دیداری نشان دهد. بنابراین، پوشش سر می ‌ توانست در کنار لباس، حالت ایستادن و محل قرار گرفتن فرد، بخشی از زبان تصویری قدرت باشد.

در برخی بازسازی ‌ ها این سربندها به شکل تاج معرفی شده ‌ اند، اما بهتر است میان «کلاه تشریفاتی» و «تاج سلطنتی» تمایز قائل شویم. هر پوشش بلندی که بر سر مقام بلندپایه قرار دارد الزاماً تاج به معنای دقیق کلمه نیست. تاج سلطنتی در سنت ‌ های شاهنشاهی، معمولاً بار نمادین مشخص ‌ تری دارد و با مفهوم فرمانروایی پیوند مستقیم برقرار می ‌ کند.

کلاه مخروطی و کاربرد تشریفاتی آن

نوع دیگری از پوشش سر که در تصاویر هخامنشی دیده می ‌ شود، شکل مخروطی یا نوک ‌ دار دارد. این نوع کلاه در بعضی صحنه ‌ های رسمی بر سر افراد بلندپایه دیده شده است. فرم کشیده آن، شخص را از نظر بصری متمایز می ‌ کرد و به همین دلیل می ‌ توانست با مراسم درباری و موقعیت ‌ های رسمی ارتباط داشته باشد.

در هنر هخامنشی، اندازه کلاه همیشه یکسان نیست. هنگامی که یک شخصیت سلطنتی با سربندی مشابه دیگران نمایش داده می ‌ شود، ممکن است اندازه آن بزرگ ‌ تر یا مرتفع ‌ تر باشد. چنین تفاوتی را می ‌ توان بخشی از شیوه هنری برای برجسته کردن مقام شاه دانست، نه صرفاً یک تفاوت اتفاقی در اندازه لباس.

نوارهای نمدی و عناصر تزئینی

همه افراد برای نشان دادن جایگاه خود به کلاه ‌ های پیچیده نیاز نداشتند. برخی تصاویر وجود نوارهای بلند یا پارچه ‌ ای را بر سر افراد نشان می ‌ دهند. چنین نواری احتمالاً می ‌ توانست به عنوان وسیله ‌ ای برای نگه داشتن مو یا ایجاد جلوه ‌ ای تزئینی استفاده شود. نوارهای سر در فرهنگ ‌ های باستانی کاربردهای گوناگونی داشتند و از روی یک تصویر منفرد نمی ‌ توان همیشه با قطعیت درباره کارکرد آنها داوری کرد.

با این حال، حضور چنین عناصری نشان می ‌ دهد که آرایش سر در جامعه هخامنشی صرفاً موضوعی مربوط به حفاظت در برابر سرما یا آفتاب نبود. ظاهر فرد در مراسم رسمی اهمیت داشت و حتی جزئیات کوچک می ‌ توانستند بخشی از هماهنگی کلی پوشش باشند.

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد