شروع کار هنرستان موسیقی ملی با استاد روح الله خالقی

نویسنده و پژوهشگر: علی تیموری

در تاریخ اول شهریور ماه 1328 شمسی روح الله خالقی طی حکم وزارتی بنا به پیشنها اداره کل نگارش از طرف وزیر فرهنگ وقت به سمت رئیس هنرستان موسیقی ملی منصوب و مشغول کار شد و روز اول مهر ماه 1328 شمسی اولین کلاس هنرستان با 8 دختر و 19 پسر رسماً تشکیل شده و شروع به کار کرد و سالی یک کلاس به جمع کلاسها افزوده می گردد. قابل ذکر است که هفته اول تشکیل هنرستان، استادان و هنرآموزان موسیقی ملی که در هنرستان عالمی موسیقی مورد بی مهری قرار گرفته بودند هنوز کار انتقالشان به هنرستان جدیدالتأسیس انجام نپذیرفته بود و استاد روح الله خالقی برای انتقال آنان تلاش می کرد و درآمد و رفت به وزارت فرهنگِ وقت بود، از طرفی خانواده اش نیز هنوز از منزل ییلاقی شان به خانه شهر واقع در محل انجمن موسیقی ملی یعنی همان محل هنرستان جدید نقل مکان نکرده بودند. در این میان نگارنده که در شهریور ماه سال 1328 از شهرستان همدان به تهران منتقل شده بود تصادفی در اداره کل فرهنگ شهرستانها سر راه استاد روح الله خالقی قرار گرفت و طی گفتگوهائی از طرف خالقی به همکاری دعوت شدم طبیعی است از این پیشنهاد و دعوت با کمال میل استقبال کردم و به سرعت ابلاغ محل کارم در هنرستان صادر شد و روز اول مهر ماه 1328 شمسی در محل انجمن موسیقی ملی حاضر شدم و بر حسب توصیه شفاهی خالقی هر روز صبح اول وقت هنرجویان را به کلاس درس راهنمائی می کردم و تا ظهر بدون برنامه پیش بینی شده درسهای مختلفی را با هم مرور می کردیم، از آن پس خالقی موفق شد به تدریج ابلاغ انتقال همکاران آینده خود را بگیرد و پس از یک هفته یا بیشتر ابلاغ داخلی صادر شد و وظایف هر یک از همکارانش را تعیین نمود و هنرستان بطور جدی و عملاً به کار پرداخت.
طبق اساسنامه هنرجویان طی هشت سال تحصیل و موفقیت در هشت کلاس به اخذ دیپلم کامل متوسط موسیقی نائل می گردیدند. قابل ذکر است که تعدادی از هنرجویان انتخاب شده توسط هنرآموزان محمد میرنقیبی و اکبر محسنی از دبستانهای مختلف جمع آوری شده بودند.
با این توضیح که دانش آموزان داوطلب با کارنامه قبولی چهارم ابتدائی و انجام آزمایش ورودی در کلاس اول هنمرستان برابر با پنجم ابتدائی سایر دبستانها قبول می شدند صبحها طی چهار زنگ به دروس عمومی معمولی سایر مدارس می پرداختند و بعدازظهرها به دروس علمی و عملی موسیقی اختصاص یافته بود. دروس عمومی صبحها بطور فشرده تدریس می شد.
در پایان سال دوم پس از شرکت در امتحانات نهائی ششم ابتدائی به اخذ گواهینامه پایان دوره ابتدائی نائل می شدند.
کلاس سوم هنرستان برابر با کلاس اول متوسط سایر دبیرستانها محسوب می گردید.
در کلاسهای سوم، چهارم و پنجم هنرستان، هنرجویان با قسمتهائی از دروس عمومی مانند: ادبیات فارسی ـ ریاضی ـ فیزیک ـ زبان خارجه ـ علوم طبیعی و قرآن و شرعیات آشنا می شدند، بعدازظهرها چنانچه اشاره شد به موسیقی می پرداختند.
هنرجویان در هر سال تحصیلی سه مرتبه در امتحانات شرکت می کردند و در پایان هر سال کارنامه ای شامل نمره های دروس عمومی و موسیقی دریافت می داشتند، سه کلاس ششم، هفتم و هشتم درسها بیشتر اختصاصی و مربوط به موسیقی بود و در پایان سال هشتم به اخذ دیپلم کامل موسیقی نائل می شدند.
 
کارکنان و هدف آنها
کارکنان هنرستان اعم از اداری و آموزشی بیش از چند نفر نبودند، رئیس هنرستان شخصاً به کارهای مختلف رسیدگی می نمود و سایرین با صمیمیتی شایان توجه وظایف محوله را به بهترین صورت انجام می دادند به نحوی که هنرستان به صورت محیطی بسیار صمیمی و بی شائبه درآمده و به شکل خانواده کوچکی اداره می شد.
این جمع عبارت بودند از: استادان و هنرآموزان و دبیران: ابوالحسن صبا، موسی معرفی، نصرالله زرین پنجه، جواد معروفی، حسینعلی وزیری تبار، ایران جهانسوز شاهی، روح الله خالقی، منصور گلزاری. به تدریج که تعداد کلاسها و شما هنرجویان اضافه می شد استادان و هنرآموزان و دبیرانی به جمع کارکنان آموزشی افزوده می گردید ازجمله: مهدی مفتاح، علی محم خادم میثاق، حسینعلی ملاح، محمد میرنقیبی، حسین تهرانی، حسین صبا، محمود ذوالفنون، هادی نراقی، منوچهر محمودی، پروین خانلری، بدری وزیری، شکوه شهرستانی، ثریا صادقی نژاد، ربابه طباطبائی، رضا قاسمی و شاید یکی دو نفر دیگر که آمارشان در دست نیست.
 
 
کارهای فوق برنامه
یکی از کارهای مفیدی که در سالهای اول تشکیل هنرستان به مرحله عمل درآمد، کارهای فوق برنامه از قبیل تشکیل انجمن های ادبی، هنری، نمایشی و از این قبیل بود. اداره این انجمن ها به عهده حسینعلی ملاح گذاشته شد. این انجمن ها در تشویق هنرجویان و ترغیب آنان به کارهای دسته جمعی و ایجاد روح همکاری و آشنا کردن آنها به سایر هنرها و بالاخره ایجاد رقابت بین آنان بسیار مؤثر بود. ملاح که خود مرد با ذوق، هنرمند و با هنرهای مختلف نیز آشنا بود در پیشرفت این هدف با علاقه فراوان می کوشید هنرجویان را به دو گروه دختران و پسران تقسیم کرده بود و با انجمن هر دو گروه جداگانه کار می کرد و به ترتیبی عمل می کرد که هر گروه بکوشد به دیگری پیشی جوید. به این ترتیب به جنب و جوش و عشق و علاقه هنرجویان نسبت به محیط تحصیلی شان هرچه بیشتر می افزود.
گردش های علمی ـ تفریحی
به منظور آشنا کردن هنرجویان با مسائل علمی محیط از طرف خودشان و ارتباطشان با زندگی آدمی و درک سایر زیبائیهای طبیعی، استاد روح الله خالقی تدبیری اندیشید به این صورت که از همان سالهای اول تشکیل هنرستان، هنرجویان را به دو گروه دختران و پسران تقسیم کرد، سرپرستی پسران را خود به عهده گرفت و دختران را به مهدی مفتاح سپرد.
روزهای تعطیل (جمعه ها و احتمالاً اعیاد) هنرجویان را از صبح الی عصر به گردشهای علمی تفریحی می برد. این برنامه با اجازه و موافقت اولیاء هنرجویان صورت می گرفت.
برای هر روز محلی را قبلاً در نظر می گرفت. هر یک هنرجویان غذای ناهار خود را همراه داشتند و در محل امن و باصفا مستقر می شدند، در همین سفرهای کوتاه بود که هنرجویان ضمن تفریح و تفرّج با بسیاری مسائل آشنا می شدند. در این میان استاد روح الله خالقی و یا هر یک از همراهان در مواردی صحبت و بحثی را به میان می کشیدند و در حد ظرفیت آنان گفتنی ها را با زبانی در خور ذوق هنرجویان مطرح می کردند. در این سفرهای کوتاه سفری یک هفته ی با هنرجویان دوره اول و دوم به شهرستانک کردیم که استاد حسین تهرانی و منوچهر محمودی نیز حضور داشتند، سفری بسیار آموزنده و تفریحی بود. مواد غذائی لازم را از شهر همراه بردیم، کارهای مربوط به مسائل روزمره طبق برنامه بین هنرجویان تقسیم شده بود، سرپرستی پخت و پز و تقسیم غذا را استاد حسین تهرانی به عهده گرفته بود و با انضباطی که از جمله خصایص استاد بود به شکل بسیار منظم اداره می کرد و هر یک از هنرجویان را نیز به ترتیبی به کار گرفته بود و آنان را با همکاریهای جمعی و نیازهای طبیعی و ضروری زندگی آشنا می کرد و بسیاری گفتنی های دیگر که شرح آنها اطاله کلام خواهد شد. گردشهای دختران گهگاه انجام می شد و برنامه مرتبی نداشت و جناب آقای نصیری فر در جریان کم و کیف آن نبود.
 
 
اجرای برنامه هائی در خارج از هنرستان
روح الله خالقی در بسیاری از مجامع مختلف فرهنگی و انجمن های ادبی هنری و غیره سخنرانیهائی در زمینه موسیقی ملی می نمود. این سخنرانی ها توأم با اجرای ساز تنها یا گروه نوازی انجام می دادند به طوری که سخن و موسیقی را به هم می آمیخت. معمولاً موسیقی را به هنرجویان هنرستان واگذار می کرد. این برنامه ها در تقویت روحیه هنرجویان و ایجاد آمادگی آنان در کارهای صحنه ای و قدرت نوازندگیشان می افزود.
 
 
کلاسهای آزاد شبانه
از جمله اقدامات فوق برنامه هنرستان تشکیل کلاسهای آزاد شبانه بود که بعد از پایان کار هنرستان روزانه تشکیل می شد و داوطلبان بطور آزاد و با پرداخت شهریه مختصری در هفته دو مرتبه به تعلیم موسیقی، ساز و تئوری مقدماتی می پرداختند. هنرآموزان، استادان صبا، معروفی، زرین پنجه، محمود تاج بخش، حسینعلی ملاح، محمود ذوالفنون و حسین تهرانی بودند.
 
 
محل تشکیل هنرستان
هنرستان ابتدا در محل انجمن موسیقی ملّی آغاز به کار کرد. انجمن در خیابان هدایت و از سه ساختمان مجزا تشکیل شده بود. اولی در اختیار صاحب مجتمع، سلیمان سپانلو که از شاگردان خوب تار استاد وزیری بود و دومی را روح الله خالقی و خانواده اش ساکن بودند و سومی که از سه اطاق و یک تالا و دو زیرزمین تشکیل می شد در اختیار هنرستان تازه تأسیس قرار گرفت. در حیاط خلوت نیز دو اطاق یکی محل سکونت سرایدار و دیگری جای کوچک مناسبی برای تمرین ساز هنرجویان وجود داشت.
 
 
وسائل تحصیلی
وسائل تحصیلی خیلی ساده بود از جمله یک پیانوآن هم مستعمل در اختیار هنرستان قرار داشت، سازهای دیگری که هم که سالها در هنرستان عالی موسیقی خاک می خورد به تدریج به هنرستان انتقال یافته و مورد استفاده هنرجویان قرار گرفت.
مسئله ای که در بدو تأسیس هنرستان مشکل بزرگی در راه پیشرفت هنرجویان ایجاد کرده بود مسئله کتاب و دستور آموزش سازهای ایرانی که متناسب با خصوصیات موسیقی ملّی نوشته شده باشد جلب توجه می کرد. تا این تاریخ غیر از کوششهای استاد علینقی وزیری که به تدوین و چاپ دو کتاب تار و سه تار و ویولن انجامیده بود اثر دیگری که بتواند شاگرد ساز را پله پله و بطور اصولی و منظم به پیش ببرد صورت نگرفته بود، از طرفی در کتابهای وزیری این اصل مهم رعایت نشده بود پس باید این مشکل به طریقی حل می شد، وقت تنگ بود نیاز هنرجویان به کتاب و دستور آموزش ساز ضروری و فوری به نظر می آمد. رئیس هنرستان همراه با استادان صبا، معروفی، زرین پنجه، مفتاح، ذوالفنون دست به کار شدند و از پنج جلد دستور آموزش ویولن، چهار جلد آن به چاپ رسیده است و سه جلد دستور آموزش تار و سه تار که دو جلد آن به چاپ رسیده است و یک جلد دستور آموزش عود به چاپ نرسیده است، تهیه و تدوین نمودند. بعدها حسین صبا دستوری به منظور تعلیم سنتور تهیه و به چاپ رسانید.
 
 
سازهای قابل تعلیم
سازهائی که در شروع کار هنرستان تعلیم داده می شد در دو دسته تخصصی اول و غیرتخصصی دوم قرار داشتند. تخصصی ها : تار، سه تار، سنتور، ویولن و پیانو
غیرتخصصی ها: قره نی، فلوت، عود، قانون و تمبک
ساز قانون به همت استاد مفتاح به هنرستان راه یافت و هم او پس از سالها تدریس این ساز موفق به تدوین دستوری برای آموزش آن گردید و بعد از بازنشستگی در سال 1370 آنرا به چاپ رسانید. چگونگی اقدامات مفتاح در این مورد در بحث مسافرتهای هنری و پژوهشی خواهد آمد.
 
 
 
قسمت دوم

چگونگی تأسیس هنرستان موسیقی ملی ایران با همت استاد روح الله خالقی
تغییرات در هنرستان
در سالهای اول، هنرستان مؤسسه ای ملی محسوب می شد که به منظور سر و سامان دادن به موسیقی ملی کوشش تازه ای را آغاز نموده بود و با بودجه مختصری که از طرف انجمن و کمکی که از طریق وزارت فرهنگ و پنجاه ریال شهریه ماهانه هنرجویان گامهای اولیه را برداشت سپس با همکاری قابل ذکر کارکنان اداری و آموزشی به آموزش تئوری و عملی هنرجویان پرداخت. این روال ادامه داشت تا اینکه تغییرات بنیادی در هنرهای زیبای کشور که جزئی از اداره کل نگارش بود حاصل گردید. بدین صورت که طی فرمانی از جانب شاهنشاه در بهمن ماه 1329 شمسی بنا به پیشنهاد وزارت فرهنگ به شماره 511/38495 به تاریخ 18/10/1329 تصویب نامه ای از هیئت وزیران به نخست وزیری سپهبد رزم آرا گذشت و در متن آن اداره هنرهای زیبا از اداره کل نگارش تفکیک شده و به اداره مستقلی به نام اداره کل هنرهای زیبا تبدیل گشت. در این فرمان هدف از تشکیل این اداره کل توجه و نظارت مستمر به هنرهای ملی و سنتی و تمرکز و ارتقاء سطح هنری آنها و تشویق و تکریم و کمک به هنرمندان مد نظر بوده است. سرپرستی این اداره کل به مهرداد پهلبد واگذار گردید. از این تاریخ هنرمندان و هنرهای ملی ایران پایگاه مشخص و ثابتی یافتند و به مدد این تکیه گاه بود که هنرستان موسیقی ملی ایران در سال تحصیلی 36ـ1335 رسماً به اداره کل هنرهای زیبا پیوست و در پناه کمکهای مؤثر آن قرار گرفت و گامهای مؤثری برداشت. نکته حساس و قابل ذکری که نمی توان بی تفاوت از کنار آن گذشت این است که در شروع کار، این هنرستان بصورت ملی و خصوصی و با صمیمیتی قابل ستایش اداره می شد. کارکنان نه به منظور انجام وظیفه و دریافت حقوق و مستمری بلکه هدفشان تحکیم پایه های موسیقی ملی در محیط تازه تأسیس بود که در سایه آن بتوان هنرمندانی به شیوه های علمی و مجهز به تکنیک رایج زمان و متناسب با شرایط موسیقی ملی تربیت کنند تا در آینده به مدد کارهای خلاقه این هنرمندان درک هنری اکثریت جامعه شکوفا شده و جلو ابتذال که به شکلهای مختلف ممکن است تظاهر کند گرفته شود و بالاخره این امید حاصل شود که موسیقی ملی بنائی محکم و استوار پیدا کرده و از گزند حوادث در امان بماند.
اما با دولتی شدن، هنرستان چهره دیگری به خود گرفت آن صفا و یکرنگی گرچه به کلی از میان نرفت ولی دست کم ضعیف شد و اغلب کارکنان تنها انجام وظیفه می کردند.
از سوی دیگر بعضی افراد غیر مسئول از هنرجو گرفته تا معلم، ناخواسته به هنرستان راه یافتند و بی نظمی هائی را موجب گردیدند. به نظر می آید که در آن شرایط برای مسئولان هنرهای زیبا تصورات دیگری حاصل شده بود تا اینکه تصمیم به دگرگونی گرفتند و از همین رو تغییرات و پاکسازی به میان آمد. پس صفا و صمیمیت جایش را به انضباط سپرد، محل هنرستان تغییر کرد جای وسیع تر و امکانات بیشتر فراهم شد و به نسبت کمبودها مرتفع گردید و البته این تمهیدات پس از چندی به ثمر نشست و دیدیم که پیشرفتهای چشمگیری نصیب هنرستان گردید.
 
 
هنرستان عالی موسیقی ملی
اولین قدم تهیه اساسنامه جدیدی بود که متناسب با موقیعت و مقتضیات زمان تدوین شده باشد و بتواند نارسائیهائی را که در اساسنامه گذشته وجود داشت مرتفع نماید. موضوع با مسئولان هنرهای زیبا در میان گذاشته شد و قرار شد رئیس وقت هنرستان با همکاری جمعی از صاحبنظران اساسنامه جامعی تدوین نموده و برای تصویب از طریق همان اداره به شورای عالی فرهنگ ارسال دارند. اقدام مقتضی بعمل آمد، اساسنامه تدوین شد و در نهصد و هفتاد و سومین جلسه شورای عالی فرهنگ به تاریخ 1338 شمسی به تصویب رسید و آئین نامه آن نیز تهیه شده و در سال تحصیلی 39ـ1338 به مرحله اجرا درآمد.
در این اساسنامه نام هنرستان موسیقی ملی به هنرستان عالی موسیقی ملی تبدیل گشت. در اساسنامه جدید دوره ابتدائی شامل دو کلاس پنجم و ششم، دوره اول متوسطه شامل سه کلاس، دوره دوم متوسطه،شامل سه کلاس، دوره عالی شامل رشته های مختلف حداقل چهارسال تحصیلی.
 
 
برنامه تحصیلی دوره های هنرستان
هنرجویان 16 درس مربوط به موسیقی و چهار درس عمومی که غیرمستقیم با موسیقی ارتباط پیدا می کند از جمله: ادبیات فارسی، شعرشناسی، زبان خارجه، روانشناسی مورد آموزش قرار می گرفتند.
در اساسنامه جدید ترتیبی داده شده بود که هنرجویان در دو یا سه سال بتوانند استعداد هنری خود را بیازمایند تا چنانچه پیشرفتی در زمینه موسیقی ملی نداشتند و یا به علل دیگری علاقه به ادامه تحصیل در رشته موسیقی نشان ندادند در سایر دبیرستانها موقعیت تحصیلی آنها به مخاطره نیفتاده و بتوانند تحصیلات خود را دنبال کنند.
 
 
دروس هنرستان موسیقی ملی در هفته
ادبیات فارسی، شعرشناسی، تلفیق شعر و موسیقی، صدا شناسی (اکوستیک)، زبان خارجه، سرایش (سلفژ)، دیکته موسیقی، وزن شناسی، ساز و موسیقی ملی، ساز شناسی، همراهی ساز با آواز، کُر (آواز جمعی)، موسیقی نظری ایران، تاریخ موسیقی ایران، ارکستر، هم آهنگی عمومی (هارمونی)، فرم موسیقی ایران و زیبائی شناسی، آموزش و پرورش، تمرین ساز و کار در آزمایشگاه
 
 
دوره عالی هنرستان
دوره عالی هنرستان که در سال تحصیلی 40-1339 رسماً تشکیل گردید شامل رشته های مختلفی بود که هنرجویان پس از گذراندن یک دوره چهار ساله فارغ التحصیل شده و به اخذ مدرک لیسانس نائل می شدند. این رشته ها عبارت بودند از: ساز، آواز، کمپوزیسیون، رهبری ارکستر، موسیقی شناسی. فارغ التحصیلان به عنوان متخصص می توانستند در جامعه هنری و در راستای پیشرفتهای کشورشان منشاء خدمات و مصدر سمت های مفید و مؤثری در زمینه موسیقی ملی باشند.
هر رشته تحصیلی شامل موادی به شرح زیر بود:
1ـ رشته ی ساز
ساز، موسیقی مجلسی، ارکستر، موسیقی فولکلور، ادبیات فارسی، زبان خارجه، تاریخ موسیقی ایران
2ـ رشته ی آواز
آواز، تاریخ اُپرا و تئاتر، دکلاماسیون، ادبیات فارسی، زبان خارجه، تشریح گوش و حنجره
3ـ رشته ی کمپوزیسیون و رهبری ارکستر
هارمونی، فوک، ساز شناسی عمومی و ایرانی، ارکستر شناسی، کمپوزیسیون، پیانوی عمومی، نواختن متن رهبری، تاریخ و تجربه موسیقی باستانی، زیباشناسی و فرم، موسیقی فولکلور، ادبیات فارسی، زبان خارجه، رهبری ارکستر، تشریح گوش و حنجره، آشنائی به تکنیک اجراء آواز
4ـ موسیقی شناسی
آکوستیک تفصیلی، زبان خارجه، گامهای موسیقی ایران، تجزیه و تحلیل آثار
 
موسیقی شناسان ایرانی
فارابی، ابن سینا، صفی الدین ارمونی، عبدالقادر مراغه ای، محمود شیرازی و دیگران
تجزیه آثار مهم موسیقی غربی
مطالعه مقایسه ای خصوصیات موسیقی کشورهای مشرق، مطالعه مقایسه ای خصوصیات موسیقی شرقی و غربی، تاریخ ادبیات ایرانی، تاریخ و جغرافیای عمومی و ایران.
 
چگونگی کناره گیری استاد روح الله خالقی
قبل از اینکه هنرستان به اداره کل هنرهای زیبا بپیوندد و رسماً با بودجه دولتی اداره شود به علت گسترش و توسعه هنرستان، خالقی درگیر مشکلاتی شده بود که حل آنها جز از طریق بودجه کافی امکان پذیر نبود. استخدام استادان کار آزموده و کارمندان اداری، اجاره محل مناسب، خرید وسائل فنی و آموزشی و سایر مخارج متفرقه همه و همه نیاز به پول داشت. مشکل را بارها شفاهاً و کتباً با مسئولان هنرهای زیبا در میان گذاشت هر بار با پاسخی نه چندان امیدوار کننده روبرو می شد. پس از چندی صریحاً به او گفتند پرداخت هرگونه وجهی با مجوز قانونی عملی است و تنها راه حل را دولتی شدن هنرستان عنوان کردند. استاد خالقی که خود سالها در سمت های بالای اداری انجام وظیفه کرده بود با این شرط عمیقاً مخالفت کرد و چنین استدلال نمود که هرگاه مؤسسه ای به طریق دولتی اداره شود به علت دست اندازهای اداری و مقررات جور واجور آن و احتمالاً کارشکنی های بعضی از کارمندان مربوط و بالاخره کاغذبازی پیشرفتش کُند شد و چرخهایش به تدریج زنگ می زند و لاجرم از کار می ایستد. او هرچه کوشید مسئولان را قانع کند که مؤسسه ای با هزار خون دل تشکیل شده و کارکنانش با علاقه و صمیمیت در اداره به خدمت می پردازند به جائی نرسید و بالاخره تسلیم شد. از این پس هنرستان در پیچ و خم مقررات دست و پاگیر اداری غلطید و چون افرادی بودند که سالها انتظار چنین موقعیتی را می کشیدند یا به تعبیری دیگر به علت خودخواهی ها و خودمحوری ها و شاید چشم تنگی ها نظر خوبی به استاد خالقی نداشتند از موقعیتها سود جستند و آشکار و پنهان چوب لای چرخ گذاشته و آبها را گل آلود کردند. استاد خالقی که مرد هوشمند و حساسی بود به تدریج دلسرد شد ولی برای حفظ هنرستان باز به کارها می رسید و سعی می کرد به ترتیبی مماشات کند تا اینکه موقعیتی پیش آمد که می توانست در تسکین اعصاب او از یک جهت و امکان مطالعاتی در زمینه موسیقی هند و ارتباط آن با موسیقی ایرانی از سوی دیگر نقش مؤثری داشته باشد
 
 
تاریخچه هنرستان و هنرکده موسیقی ملی ایران با همت روح الله خالقی
پس از مذاکراتی توانست موافقت رئیس اداره کل هنرهای زیبا را جلب نموده و طی سفری پژوهشی به آن دیار اطلاعاتی کسب نماید. سفر انجام شد و در برگشت چند ساز هندی نیز به همراه آورد که هم اکنون جزء اموال هنرستان موسیقی ملّی است. گفتنی است که در آن زمان علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ و سفیر ایران در هندوستان بود چون خالقی در گذشته رئیس دفتر وزارتی و از دوستان حکمت به شمار می رفت به خالقی توصیه کرد که برای مطالعه عمیق تر در فرهنگ و موسیقی هند ترتیبی بدهد که به عنوان رایزن فرهنگی به هندوستان اعزام شود. این پیشنهاد خالقی را خوش آمد، تصمیم گرفت در برگشت به ایران مطلب را با وزیر فرهنگ وقت دکتر احمد مهران که او نیز از دوستان خالقی بود در میان بگذارد و از او بخواهد که ترتیب اعزامش را بدهد. ملاقات با دکتر مهران انجام شد طبیعی است که او با تقاضای خالقی نه تنها مخالفت نکرد بلکه با روی باز پذیرفت اما به خالقی توصیه کرد که نظر و موافقت رئیس مربوط خود را به اطلاع رسانید و تقاضا کرد با انتقالش موافقت شود لکن او کناره گیری خالقی را از هنرستان موسیقی ملّی به زیان هنرستان و موسیقی می دانست و با انتقالش مخالفت کرد. خالقی که سخت شیفته فرهنگ ریشه دار هند و سابقه و رابطه نارنجی اش با فرهنگ ایرانی شده بود به شدت اصرار ورزیده و صریحاً نارضایتی خود را از وضع موجود ابراز داشت و چون مرد مصمم و در گفتار صریح و روشن بود کناره گیری و بازنشستگی خود را عنوان نمود. رئیس اداره کل هنرهای زیبا که شاید قلباً خالقی را می ستود و به درجات هنری و شایستگی های او ایمان داشت به علت مقام و موقعیتش نمی توانست تسلیم نظرات او شود پس به سیاست اداری توسل جست و به صورت ظاهر با انتقال او به مدت دو سال موافقت کرد. جریان اداری این انتقال انجام پذیرفت لکن وزیر فرهنگ در اعزام او به هند طفره رفت. مدتها خالقی اوقات خود را در راه وزارت فرهنگ به بیکاری و سرگردانی گذرانید و بالاخره متوجه شد که انتقال او مصلحتی بوده پس برای اینکه بیش از این سرگردان و بلاتکلیف نماند و بی جهت از حقوق دولتی استفاده نکند تقاضای برگشت به سر کار خود را عنوان نمود و یادآوری کرد که دیگر خالقی گذشت نخواهد کرد و دلبستگی و علاقه قبلی او ادامه نخواهد یافت، تقاضایش پذیرفته شد و با شرایطش موافقت گردید. بدیهی است که مسئول هنرهای زیبا به این باور بود که نام خالقی تنها برای هنرستان بسنده است و به آن اعتبار می دهد.
خالقی به هنرستان بازگشت و در مدت غیبت او استاد مفتاح به عنوان معاون هنرستان انجام وظیفه می کرد. استاد خالقی هر روز سری به هنرستان می زد و گزارش کارهای جاری به اطلاعش می رسید و دستوراتی می داد و نامه هائی را که پاسخ داده شده بود امضاء می کرد و می رفت. مدتی بدین منوال گذشت تا اینکه در پایان سال تحصیلی 38-1337 جشن نسبتاً مفصّلی که به مناسبت توزیع دیپلم فارغ التحصیلان دوره اول و دوم و سوم هنرستان در محل هنرستان واقع در خیابان انقلاب، بیست متری دوم نبش سزاوار برپا شده بود. استاد خالقی در حضور هنرجویان و اولیاء آنان و جمعی از رؤسای ادارات هنرهای زیبا طی خطابه مفصل و تندی اشاره به بی توجهی ها و نابسامانیهای موجود در روابط اداره و هنرستان ایراد نمود سپس شرایطی را برای حضور خود در هنرستان پیشنهاد کرد و لکن چون می دانست هرگز عملی نخواهد شد تلویحاً کناره گیری خود را اعلام نمود. متن این خطابه که به قلم شخص خالقی نوشته شده بود در اختیار بهمن هیربد مدیر مجله موزیک ایران که در آن سالها منتشر می شد قرار گرفت و عیناً به چاپ رسید و به بازنشستگی او انجامید. استاد روح الله خالقی مرد پرکار و سخت کوشی که تا آن تاریخ تمام دوران جوانی و میانسالی خود را کلاً به عشق موسیقی و اعتلای آن گذرانیده و آثار متعدد و مکتوبی بجا گذاشته بود. با تأسیس هنرستان موسیقی ملّی و صرف ده سال تلاش و از خود گذشتگی به منظور تداوم حضور این مؤسسه هنری سرانجام که آرزوهایش به ثمر نشسته بود از کار کناره گرفت و جایش را به دوست هنرمند همکار صمیمی اش مهدی مفتاح سپرد.
مهدی مفتاح دیپلمه هنرستان عالی موسیقی و لیسانسیه دانش سرای عالی در سال تحصیلی 39-1338 به سرپرستی هنرستان موسیقی ملّی منصوب گردید، او که در زمینه موسیقی ملّی سالها عمر صرف کرده بود و از شاگردان مکتب وزیری و از دوستان و یاران نزدیک خالقی به شمار می رفت، در ابتدای کار سعی کرد هنرستانی را که خود در شکل گیری آن سهم مؤثری داشت هم چنان حفظ نموده و به شیوه گذشته اداره نماید. قدم بعدی را به اجرای اهداف و تغییراتی که در اساسنامه جدید در نظر گرفته شده بود اختصاص داد. بدیهی است این تغییرات به راحتی انجام نمی پذیرفت. اختلالات و مشکلاتی به همراه داشت تا بتواند به تدریج جا افتاده و تثبیت شود از سوی دیگر هر تغییر و تحولی نیاز به صرف هزینه های بیشتر و امکانات تازه و کارسازتری دارد که دسترسی به آنها به سادگی امکان نداشت و کلی کاغذ بازی و دست اندازهای اداری و پیچ و خم های مقررات را باید پیمود تا آیا به ثمر برسد یا به بن بست بیانجامد. طبیعی است در چنین شرایطی به راحتی کاری از پیش نمی رفت و مدتها باید مؤسسه ای را آهسته آهسته به پیش برد تا تسهیلات و امکانات لازم فراهم شود. از طرفی چون او از درجات تحصیلی بالا و موجهی برخوردار بود با عنوان سرپرستی دوره عالی به هنرستان راه یافت و از نفوذ خود در اداره موسیقی و باله سود جست و بعضی کمبودها را جبران نمود.
تجربه ده ساله در آموزش سازهای ایرانی و آن دسته از سازهای غربی که در کارهای گروهی و یا حتی در تک نوازی می توانستند برای موسیقی ملّی مفید واقع شوند و یا به زبانی دیگر با موسیقی ملّی پیوند خورده و به درستی حال و هوای ایرانی داشته باشند اولیاء هنرستان را بر آن داشت که در روند آموزش این سازها مخصوصاً غربی ها تجدید نظر شود.
برای تقویت کار نوازندگان هنرجویانی که با سازهای ملّی مانند تار، سه تار، سنتور، کمانچه، نی، عود، قانون و تمبک سر و کار داشتند علاوه بر به کارگیری دستورهائی که در گذشته تدوین و چاپ شده بودند از کتاب ردیف موسیقی ایران جمع آوری و از روایت استاد موسی معروفی نیز استفاده گردید.
 
 
استادان موسیقی سنتی
اکنون که صحبت از تغییرات در کادر آموزشی و شیوه آموزش سازها به میان آمد بی مناسبت نیست به اختلاف سلیقه بین مسئول اداره موسیقی و باله و سرپرست هنرستان نیز اشاره شود ضمناً با نوع همکاری استادان ردیف موسیقی سنتی در هنرستان آشنا شویم.
روزی در هنرستان در نشستی مسئول اداره موسیقی و باله ضمن انتقاد از عدم پیشرفت کار نوازندگی سازهای ایرانی در دوره ده ساله هنرستان چنین باور داشت که استادان موسیقی سنتی در کلاسهای خصوصیشان شاگردانی تربیت می کنند که هم از جهت قدرت نوازندگی و هم از لحاظ حفظ اصالت و تسلط بر ردیف، با احساس کامل و به صورت بداهه نوازی در سطح مطلوبی قرار دارند در صورتی که هنرستان نتوانسته است به چنین توفیقی دست یابد پس بهتر است کار تعلیم سازهای ایرانی به این استادان واگذار شود. او در عقیده خود استوار بود و اصرار می ورزید استادان موسیقی سنتی آن دسته از استادان هستند که ردیف موسیقی ملّی را از طریق سینه به سینه آموخته اند و با خط موسیقی و علوم مربوط به موسیقی اکثراً آشنائی ندارند.
سرپرست هنرستان که این پیشنهاد را درست مغایر با اساس و بنیاد کار هنرستان می دانست، چون او را در تحمیل نظرش مصمم دید ضمن ردّ باورهایش چنین گفت:
1ـ اگر قرار باشد تنها به مسئله تکنوازی و مسائل جانبی اش بداهه نوازی و شیرین نوازی توجه شود چه ضرورت داشت که هنرستان با این همه سازمان و پرسنل و دم و دستگاه و هزینه های سنگین تأسیس گردد و سالها جمع زیادی عمر صرف کنند تا تعدادی نه آنچنان زیاد فارغ التحصیل موسیقی به جامعه تحویل گردد.
2ـ هنرستان موسیقی رسالت دیگری دارد که در اساسنامه آن آمده است هدف در نهایت حفظ و گسترش و ارتقاء این هنر والای ملّی است که طی قرون و اعصار دست به دست به ما رسیده است و ما موظف شده ایم راهی را که بزرگان موسیقی کشورهای پیشرفته در نتیجه چندین قرن تجربه و تلاش کرده اند، ضمن حفظ اصالتهای قومی و ملّی خود بپیمائیم و هنرجو را برابر آنچه رایج همه علوم و فنون است با جهات و رشته های مختلف این هنر شریف آشنا کنیم و این مقدور نیست مگر به شیوه ای که تجربه و تصویب شده است. نیاز زمان دیگر به ما اجازه نمی دهد به آنچه در گذشته معمول بوده اکتفا کنیم. هنرمند باید همواره در جریان پیشرفتهای علمی و تکنینکی هنر خود باشد و از مسیر غافله به سوی کمال عقب نماند.
3ـ در مدرسه موسیقی پس از آن که هنرجو با اندوخته ای از مسائل مختلف مجهز شد مجاز است خود به تفحص و پژوهش بپردازد و راه مورد علاقه اش را بیابد آن وقت است که احساس و تفکر او در هنرش متجلی شده و نقیصه ای که به آن اشاره گردید به تدریج برطرف خواهد شد.
4ـ به این نکته مهم نیز باید توجه داشت که نوازندگان سنتی عمری را تنها به کار نوازندگی پرداخته اند و تمام همّ و غمشان فقط منحصر به سازشان بوده، با فرصت کافی و تمرین زیاد به جائی رسیده اند به علاوه اکثر آنان در سنین بالا و در دورانی که به بلوغ فکری و روحی دست یافته اند سازشان از قدرت و احساس لطیف و شیرینی برخوردار شده است. دیگر اینکه این معدود استادان برجسته عاشقانی بوده اند که در بین صدها بلکه بیشتر درخشیده اند بقیه که اکثر قریب به اتفاق باشند مدارج کوتاهی را پیموده و به تدریج تحلیل رفته اند.
اما یک هنرجوی مدرسه موسیقی ضمن فراگیری قسمتی از دروس عمومی سایر مدارس، بیست و اندی دروس علمی و عملی موسیقی را نیز بیاموزد و در کنار آنها باشد و اغلب چهار ساز مختلف و از جمله ساز تخصصی آشنا شود. آیا می توان با تحمل این بار سنگین طی هشت سال تحصیلی به درجه استادی در نواختن سازی دست یافت؟ طبیعی است که پاسخ منفی است. با این همه همین هنرستان در مدت کوتاه توانسته است هنرمندان و نوازندگان قابل قبولی تربیت کند، آنان نیز در مؤسسات مختلف آموزشی و هنری در وظایفشان موفق بوده اند. بعدها خواهیم دید که به علت توسعه و پیشرفت هنرستان و دقت و رسیدگی مستمر هنرمندان شایسته ای در زمینه های مختلف موسیقی تربیت شده و به جامعه هدایت شده اند که اکنون مصدر خدمات مختلفند.
 
 
چگونگی تأسیس هنرستان موسیقی ملّی ایران
با همت استاد روح الله خالقی
از جمله اقدامات مفید در این دوره تهیه دستوری برای آموزش قانون توسط مهدی مفتاح بود که قبلاً از آن یاد شد. ” در عنوان سفرهای مطالعاتی به کم و کیف آن اشاره خواهد شد “. افزون بر آن برای ساز عود نیز به دنبال کارهای اولیه نصرالله زرین پنجه استاد تار و سه تار اقداماتی صورت گرفت که گرچه به تهیه و چاپ دستور آموزش عود منجر نگردید ولی توانست در پیشرفت کار نوازندگان این ساز مفید و مؤثر باشد.
مهدی مفتاح که در کار نوازندگی ویولن با متدها و تکنیک موسیقی غربی سر و کار داشت، این فکر به تدریج با الهام از شیوه های غربی تحقق پذیرفت و موفق شد تعدادی در حدود سی قطعه در گامهای مختلف ایرانی به منظور تقویت و قدرت دست راست و چپ نوازنده ویولن تصنیف نماید که در هنرستان به مرحله آزمایش در آمد و تعدادی هم در کتابهای دستور ویولن به چاپ رسید. اکنون در آغاز سال 1372 شمسی موقعیتی فراهم شده است که این قطعات خوشبختانه تصحیح و نوت نویسی شود و امید است در آینده نزدیک برای استفاده علاقمندان به چاپ برسد. دوره عالی هنرستان در رشته موسیقی شناسی (موزیکولوژی) که در ماده 34 بنیادنامه 1338 شمسی در نظر گرفته شده بود در سال تحصیلی 40-1339 با شرکت 21 هنرجو به ریاست دکتر مهدی برکشلی تشکیل گردید و شروع به کار کرد.
به طور کلی در دروه ریاست مهدی مفتاح تغییر و تحولات مفیدی در راستای دگرگونی آموزشی صورت گرفت لکن با نهایت تأسف به علت بعضی نابسامانی های اداری که قبلاً بدان اشاره گردید از یک سو و زمان کوتاه سرپرستی مفتاح از سوی دیگر این اقدامات نیمه تمام ماند و به ثمر ننشست اما بعدها نتایج آن به تدریج مشهود گشت.
استاد مهدی مفتاح در شهریور ماه سال 1341 شمسی پس از حدود 11 سال خدمات صادقانه آموزشی و اداری سِمَت های ناظم، معاون و رئیس هنرستان که در نهایت حاصلش شکل گیری، ثبات و دوام هنرستان گردید از سِمَت ریاست هنرستان کناره گرفت و حسین دهلوی به ریاست هنرستان منصوب گردید. حسین دهلوی دیپلم حسابداری و لیسانسیه آهنگسازی از هنرستان عالی موسیقی مرد خود ساخته ای که از دوران نوجوانی تمام همّ و غمش در موسیقی خلاصه می شده است پس از انتصاب و در آغاز کار تصمیم گرفت دگرگونی هائی در امر اداره هنرستان به وجود آورد و چون خود مرد دقیق و منضبطی بود اساس را بر اعمال انضباط و عدم چشم پوشی از هرگونه خلاف خودی و بیگانه نهاد. درست به خاطر دارم همان روزهای اولیه از نگارنده خواست لیستی از افرادی که به مسئولیت خود توجه ندارند از شاگرد گرفته تا کارمند و معلم تهیه نموده و به نظرش برسانم. این آمار که کم هم نبود تهیه گردید و در اختیارش گذارده شد. پس از مطالعه لبخندی که کمتر بر لبش دیده می شد نقش بست و دستش را به سویم دراز کرد و با خاطری آسوده چنین گفت: من خود کم و بیش این افراد را می شناختم نظرم این بود که به حسن نیت همکار نزدیکم آگاه شوم امیدوارم بتوانیم هنرستان نمونه ای بسازیم و هنرمندان برجسته ای تحویل جامعه بدهیم.
دهلوی بلافاصله دست به کار پاکسازی شد. در اینجا بی مناسبت نمی دانم یادآور شوم که از جمله خصوصیات دهلوی و لاجرم موفقیت هایش یکی این بود که خود را از نظر اهل فن و کارشناس در هر زمینه بی نیاز نمی داشت و ازمشورت و مطالعه احساس کمبود یا کسر شأن نمی کرد. لذا دوستان و همکارانش را جریان تصمیماتش می گذاشت و از نظر ایشان بهره می جست و در این رهگذر نیز همواره در جریان مسائل هنرستان بود. اگر در مسئله ای نظری خلاف نظر او البته با اقامه دلیل ابراز می داشتم هوشیارانه و از سر لطف به راحتی می پذیرفت و عمل می کرد. همین خصیصه پسندیده تشویق و همکاری صمیمانه اطرافیانش را موجب می شد لکن در برابر پیشنهاد و یا توقع غیرمنطقی خودی و بیگانه قویاً می ایستاد و هرگز تسلیم نمی شد. پس از انجام مطالعه جانشینانی را  انتخاب کرد و از آنان دعوت بعمل آورد سپس طرحی به منظور دگرگونی چهره هنرستان در جهات مختلف در نظر گرفت. از طرفی چون مسئولین هنرهای زیبا این دگرگونیها را تائید می کردند پس دهلوی را به همه گونه حمایت دلگرم نمودند. در راستای این برنامه ابتدا محیط تحصیلی مناسبی که بتواند در پیشرفت اهداف تازه کارساز باشد ضرورت بی چون و چرا داشت، لذا بعد از پاکسازی تغییر محل هنرستان قدم مهمی به حساب می آمد که با صرف وقت به نتیجه رسید و هنرستان به خیابان جمهوری ـ خیابان کاخ جنوبی محل جدید خود که از امکانات بهتری برخوردار بود منتقل گردید و تعمیر و تغییراتی نیز صورت گرفت. نسبت به کمبود سازها و سایر لوازم مورد نیاز اقدام شد و به طور نسبی جبران گردید.
قدم بعدی پس از رسیدگی به شایستگی فنی و اخلاقی هنرآموزان و دبیران، تنظیم برنامه تفصیلی بعضی از دروس موسیقی به منظور ایجاد موارد متناسب با ظرفیت هر کلاس بود که کار تعلیم و تدریس و در نتیجه پیشرفت منظم و مرتب هنرجو را تسهیل می نمود. به موازات این اقدامات ارتباط نزدیک و مداومی با هنرآموزان سازها برقرار گردید که هرچندگاه میزان پیشرفت هنرجویان مشخص می شد و در مورد تک تک آنها به تناسب استعداد و سایر فاکتورهای مربوط به آن تصمیم مقتضی اتخاذ گردید. همین ارتباط با اولیاء هنرجویان نیز برقرارگردید تا هماهنگی لازم ایجاد گردد.
حاصل اقدامات بالا موجب گردید که هنرجویان بتوانند برنامه هائی در مجامع مختلف فرهنگی و ارتباط جمعی از جمله در تالارهای وزارت فرهنگ و هنر وقت و کاخهای جوانان رادیو تلویزیون و غیره اجرا نمایند. بدیهی است این برنامه ها سطح هنری هنرجویان هنرستان را ارتقاء بخشیده و موجبات تشویق و پیشرفت آنها و همچنین معرفی هرچه بیشتر هنرستان را فراهم می نمود.
 
 
حضور استادان سنتی در هنرستان
از چندی پیش این فکر پیش آمده بود که از وجود بعضی استادان موجه سنتی که جایشان در هنرستان خالی بود استفاده شود. انگیزه این فکر از آنجا ناشی شد که بسیاری از هنرجویان به مراحلی دست یافته بودند که جای آن داشت مدارج بالاتری را طی نمایند. بدین ترتیب از سه نفر از استادان علی اکبر شهنازی، علی تجویدی و محمود کریمی برای اجرای این فکر دعوت بعمل آمد تا به همکار دیگرشان استاد فرامرز پایور که از دوره قبل یعنی زمان تصدی مهدی مفتاح در هنرستان به شیوه سینه به سینه و تجویدی و پایور با توجه به هر دو شیوه به تدریس مشغول گردیدند، از این تاریخ به بعد هنرجویانی که در سطوح بالای هنری قرار داشتند از این موقعیت بهره جستند.
نسبت به سازهای قدیمی و فراموش شده ایران مانند: قیچک و رُباب تحقیق و اقدام شد. پس از چندی عملاً تعلیم آنها در هنرستان معمول گردید. در همین دوره پنج نفر هنرجویان دوره عالی رشته موسیقی شناسی: فرهاد فخرالدینی، شاهرخ ناصری، فراداد دیلم پور، مولود نوربخش، اُفِیلیا پرتو فارغ التحصیل شدند، چهار نفرشان در سال تحصیلی 45-1344 و یک نفر در سال تحصیلی 50-1349، فرهاد فخرالدینی و افیلیا پرتو تا قبل از بازنشستگی در همین هنرستان منشاء خدمات ارزنده و اداری بودند.
در اینجا بی مناسبت نمی دانم یادی از مرد سخت کوش و صادق و علاقمند که در رأس اداره کل آموزش هنری قرار داشت، غلامرضا خوشنویسان که شایستگی و درایتش بر همگان روشن و آشکار بود سالها زمام امور اداری مراکز آموزش هنری را اداره می کرد و چون عمیقاً مورد اعتماد و پشتیبانی مسئول وزارت متبوع بود لذا در دوران سرپرستی او مؤسسات هنری این وزارتخانه به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند و سوابق درخشانش موجب شد که بعدها در سمت معاونت امور اداری و مالی وزارتخانه قرار گیرد.
همان طور که قبلاً گفتیم روح الله خالقی سفری به هندوستان نمود این سفر با موافقت و اجازه اداره کل هنرهای زیبا به منظور مطالعه در زمینه هنرها و فرهنگ هندوستان به ویژه موسیقی آن دیار صورت گرفت. هدف این بود که شکل و فرم و خصوصیات موسیقی آن کشور بزرگ و سوابق و تغییر و تحولاتی را که طی قرون و اعصار پذیرا شده بررسی نموده و ارتباطش را با موسیقی و فرهنگ کشورمان مطالعه نماید به این امید که شاید در این رهگذر پیوندها و نکات مبهم تاریخ موسیقی ملّی ایران تا حدودی روشن شود این سفر انجام پذیرفت و خالقی بیش از آنکه تصور می نمود تحت تأثیر وسعت و دامنه فرهنگ غنی و اصیل هند قرار گرفت و چون سفرش کوتاه بود مصمم گردید مسئولان مربوطه را راضی نماید تا سفرش را تمدید نمایند زیرا نمی خواست از حقوق خود بدون انجام کار و یا از بورس مطالعاتی استفاده نماید لذا موضوع پست رایزنی کشور هند را مطرح و تقاضا نمود که به نتیجه نرسید و آرزویش تحقق نپذیرفت.
بر اساس بنیاد نامه چهارم مهر 1338 استاد مفتاح تصمیم گرفت در زمینه یکی از سازهای قدیمی و فراموش شده ایران به نام قانون تحقیق نموده و عملاً به کار نوازندگی آن همت گمارد. همین انگیزه موجب گردید که پس از کوششهائی از جانب مسئولان وقت طی مأموریتی به بغداد سفر نموده و تحقیقات خود را در مورد این ساز دنبال کند. این سفر که نتایج مطلوبی در بر داشت بعدها به ثمر نشست و نوازندگانی به همت او تربیت شدند ضمناً دستوری برای تعلیم آن نیز تدوین نمود که در سالهای اخیر به چاپ رسیده است. استاد مفتاح از بغداد سه عدد ساز قانون برای استفاده هنرجویان هنرستان به همراه آورد.
استاد روح الله خالقی در سرگذشت موسیقی ایران در مورد ساز قانون چنین نگاشته است: قانون از سازهای فراموش شده ایرانی است که اختراع آن را به ابونصر فارابی نسبت می دهند ولی این ساز قرن ها بود که در ایران استفاده نشده بود. در 85 سال پیش یک هنرمند به نام رحیم از ایران به دمشق و بیروت و قاهره رفت و این ساز را در کشورهای عربی شناخت و نواختن آن را آموخت و هنگام بازگشت این ساز را با خود به ایران آورد و آهنگهای ایرانی را در آن نواخت و به رحیم قانونی معروف شد. فرزند او جلال قانونی دومین نوازنده قانون در ایران بود به این ترتیب استاد مفتاح سومین نوازنده قانون محسوب می شود.
مصطفی کمال پور تراب که رشته تحصیلی اش آهنگسازی است سابقه طولانی در تدریس موسیقی نظری، سلفژ، دیکته موسیقی و هارمونی دارد. در سال 1346 برای مطالعه و پیگیری و تحقیق در آخرین شیوه های معمول در مراکز هنری کشور فرانسه به پاریس اعزام گردید. در این سفر او موفق گردید با استادان و دست اندرکاران معروف آن کشور تماس و ملاقاتهائی داشته باشد و با کارهای آنان و پیشرفتهایشان آشنا شود. پور تراب پس از مراجعت به ایران از دستاوردهایش در هنرستانهای موسیقی بهره جست.
حسین دهلوی پس از کناره گیری از هنرستان دو سال برای ادامه تحصیل به اتریش و آلمان اعزام گردید. در این سفر دهلوی به موفقیتهائی نائل شد که نتایج آن در آثار تصنیف شده او به فرم غربی و با استفاده از تم های ایرانی مشاهده می شود. اُپرای خسرو شیرین، باله بیژن و منیژه و اثری مشابه برای کودکان که دو اثر اول و دوم تاکنون در تالار وحدت اجرا شده و درخارج از کشور نیز ضبط گردیده است. اثر سوم که به مناسبت سال جهانی کودک تصنیف شده تاکنون به صحنه نیامده است.
منصور گلزاری به منظور مطالعه در زمینه تشکیلات و سازمانهای هنری کشور فرانسه و نحوه اداره و آشنائی با اساسنامه ها و آئین نامه های مربوط به برنامه تحصیلی و تفضیلی و نحوه انتخاب و پذیرش هنرجو در مراکزی که توسط شهرداری ها اداره می شد و یا درکنسرواتورها معمول است در سال 1350 به کشور فرانسه شهر پاریس اعزام گردید. در این سفر پژوهشی با مسئولان مربوطه تماس و ملاقات حاصل نموده، از مراکز دیدن کرده و مراتب طی گزارش جامعی به اطلاع اداره کل هنری رسانیده شد.
 
 
فارغ التحصیلان هنرستان
از کل فارغ التحصیلان دوره های متوسطه و عالی تنها هجده نفرشان به هنرستان راه یافتند و در کار آموزش فنی به خدمت پرداختند. سابقه نشان داد که وجودشان تا چه حد در پیشرفت هنرجویان و اعتلای نام هنرستان مفید و مؤثر بوده است:
1ـ اُفِیلیا پرتو (ایزدی) فارغ التحصیل دوره اول است که به سال 36-1335 شمسی به اخذ دیپلم کامل در رشته پیانو از کلاس جواد معروفی و در سال 50-1349 به درجه لیسانس در رشته موزیکولوژی و در سال 62-1361 به درجه فوق لیسانس در رشته امور فرهنگی در زمینه موسیقی از دانشگاه فارابی نائل شد.
پس از اخذ دیپلم چون از هنرجویان ممتاز و شاگرد اول همان دوره بود بلافاصله به هنرستان راه یافت و در سمت هنرآموزی تمام وقت به کار مشغول گردید و سالها به تدریس دروس علمی و عملی موسیقی پرداخت. پس از گذراندن دوره های عالی در هنرکده موسیقی ملّی به تعلیم پیانو ایرانی مشغول گردید و با خدمات منظم و صادقانه اش به تعلیم هنرمندان ارزنده ای توفیق یافت و نام نیکی به یادگار گذاشت تا اینکه در سال 1359 به افتخار بازنشستگی نائل گردید.
2ـ اَرفع اطرائی (یاوری) از فارغ التحصیلان دوره سوم هنرستان است که در سال 38-1337 به اخذ دیپلم کامل متوسطه در رشته سنتور نائل شده و در این ساز مقام اول را احراز نموده است. در سال 1340 به سمت هنرآموز سنتور به خدمت هنرستان درآمد و پس از سالها تدریس در سال تحصیلی 57-1356 از هنرکده موسیقی ملّی به درجه لیسانس در رشته کارشناس موسیقی ملّی نائل گردید و بالاخره در سال 1359 بازنشسته شد. ارفع اطرائی مدارج یادگیری سنتور را نزد استادان حسین صبا، فرامرز پایور و تمرین و تکامل ردیف را نزد محمود کریمی طی نموده است.
3ـ فرهاد فخرالدینی یکی از جمله شرکت کنندگان دوره عالی موزیکولوژی است که به علت سوابقی که در موسیقی داشت در جریان تحصیل علاقه و شایستگی خود را خیلی زود نشان داد به طوری که قبل از پایان تحصیلاتش قرار شد از وجودش در هنرستان استفاده شود، ترتیب استخدامش داده شد و در اول سال 1342 شمسی عملاً وارد خدمت گردید. در بهمن ماه سال 1344 به اخذ لیسانس نائل شد. او یکی از معدود خدمتگزارانی است که کمتر از بیست سال، تمام وقت و همّت خود را در راه پیشرفت هنرستان صمیمانه به کار گرفت و به سرعت مدارج ترقی را پیمود و از سطح دبیرستان به دوره عالی راه یافت و تدریس چند درس علمی موسیقی را به عهده گرفت و همواره رضایت هنرجویان را در پی داشت. به علاوه در بسیاری از کارهای اداری و فوق برنامه و برنامه ریزی ها و در مواردی تصمیم گیری ها شرکت فعال داشت و در سال 1359 از کار کناره گرفت و به افتخار بازنشستگی نائل گردید.
فخرالدینی اکنون نیز به کوشش هایش در زمینه موسیقی ملّی ادامه می دهد. او به صورت آزاد در دانشکده هنرهای زیبا همچنان به تدریس اشتغال دارد و فعالیت های دیگری در این زمینه دارد که آینده پربارتری را برایش آرزو داریم.
4ـ هوشنگ ظریف از فارغ التحصیلان دوره دوم هنرستان است که در سال تحصیلی 37-1336 موفق به اخذ دیپلم کامل موسیقی در رشته تار گردید. پس از اخذ دیپلم در سال 1342 به هنرستان موسیقی ملّی راه یافت و در کنار استادان به کار تعلیم هنرجویان تار پرداخت. بعدها که برای ادامه تحصیلاتش وارد هنرکده موسیقی ملی گردید همچنان به کار تعلیم و تدریس سازش در دوره های عالی موسیقی دانشگاه هنر می پردازد و علاقمندان بسیاری به طور خصوصی تحت تعلیمش قرار دارند. او پس از سالها خدمت هنری در سال 1359 بازنشسته گردید.
5ـ مهربانو توفیق از فارغ التحصیلان سال تحصیلی 44-1343 هنرستان است که دیپلم خود را در رشته سه تار از کلاس نصرالله زرین پنجه گرفته است. در دی ماه سال 1348 موفق به اخذ لیسانس موسیقی از دانشگاه تهران شد و فوق لیسانسش را با استفاده از بورس دولت فرانسه در سال 1358 در رشته موزیکولوژی از دانشگاه سوربن پاریس دریافت نموده است.
در سال 50-1349 عملاً وارد خدمت هنرستان شده و سالها به تدریس دروس علمی موسیقی پرداخته و پس از چندی به دوره عالی هنرکده موسیقی راه یافت.
مهربانو توفیق از جمله هنرجویان با انضباط و وظیفه شناس و بسیار معقولی بود که توانست مدارج پیشرفت را طی دوران کوتاهی بپیماید، آرزوی سلامتی برایشان داریم.
6ـ اردشیر روحانی از فارغ التحصیلان سال تحصیلی 44-1343 هنرستان در رشته پیانو می باشد. او در سال تحصیلی49-1348 به اخذ مدرک لیسانس موسیقی از دانشگاه تهران نائل شد. روحانی در جریان تحصیل در هنرستان شایستگی و استعداد برجسته خود را در کار نوازندگی نشان داد به همین علت از سال 1348 برای تدریس پیانو به هنرستان دعوت شد و چون به استخدام رسمی درنیامده بود به صورت قراردادی دو سال، مدت زمانی هنرستان را ترک کرد و سالها بعد در دوره تصدی رهبری مجدداً به کار تدریس پیانو در دوره عالی هنرستان گمارده شد. بعد از کناره گیری رهبری او نیز هنرستان را ترک گفت و اکنون به طور آزاد فعالیتهای هنری خود مخصوصاً تدریس خصوص مشغول است. روحانی از جمله هنرجویانی بود که برای ادامه و تکمیل تحصیلاتش به اروپا اعزام گردید لکن به علت مشکلاتی کارش ناتمام ماند و به ایران برگشت. آینده بهتری برایش آرزو داریم.
7ـ علی رهبری بعد از اتمام تحصیلاتش در اروپا عازم ایران شد و به سرپرستی هنرستان موسیقی درآمد.
8ـ کامبیز روشن روان پس از اخذ دیپلم کامل هنرستان در رشته فلوت به دانشگاه تهران راه یافت و در دانشکده هنرهای زیبا رشته موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت و به درجه لیسانس موسیقی نائل گردید. از این پس وارد خدمت هنرستان شد و به تدریس دروس علمی و عملی موسیقی پرداخت. روشن روان از جمله هنرجویان جدی، پرکار و با استعداد بود.
9ـ اسماعیل تهرانی پس از اخذ دیپلم کامل هنرستان در رشته سنتور در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رشته موسیقی به تحصیل ادامه داد سپس به هنرستان موسیقی ملی راه یافت و چند سالی به تدریس سنتور پرداخت و پس از آن عازم آمریکا شد و هم اکنون در آن کشور فعالیتهائی در زمینه موسیقی ملّی دارد.
10ـ اسماعیل واثقی پس از اخذ دیپلم هنرستان در رشته سنتور و اخذ لیسانس موسیقی از دانشگاه تهران در همان رشته به  خدمت در هنرستان وارد گردید.
11ـ ملیحه سعیدی دیپلم خود را در رشته ویولن در سال تحصیلی 48-1347 از هنرستان موسیقی دریافت نمود سپس وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1356 لیسانس موسیقی در رشته قانون گردید. خانم سعیدی کار خود را در هنرستان از سال 1346 به صورت حق التدریس با سمت دستیاری استادش مهدی مفتاح شروع کرد. او موفق شد با پشتکار قابل تحسین دستوری برای قانون و با کمک و راهنمائی حسین دهلوی بنویسد و به چاپ برساند.
12ـ مینا افتاده در سال 51-1350 به اخذ دیپلم کامل هنرستان در رشته سنتور موفق گردید و در مهرماه سال 1351 به سمت هنرآموز سنتور در هنرستان به کار پرداخت و ضمن تدریس به تحصیل در دوره عالی هنرکده و بعد به درجه لیسانس در رشته سنتور نائل گردید.
جمع دیگری از فارغ التحصیلان هنرستان عبارتند از: عبدالرحیم اخیانی، خانم سوسن اصلانی (دهلوی)، نادر یونسی سینکی، بهنام ابراهیمی وادانی، مهرداد دلنوازی و سعید ثابت بودند.
 
 
 ارکستر هنرستان
اولین باری که ارکستر هنرجویان تشکیل شد سه سال بعد از گشایش هنرستان بود. اداره این ارکستر که از چند ساز مضرابی تشکیل می شد به عهده نصرالله زرین پنجه گذاشته شد چون هنرجویان هنوز در مراحل ابتدائی بودند قطعات ساده ای را به شیوه ی یک صدائی اجرا می کردند، هدف این بود که آنان با کار دسته جمعی آشنا شوند. بعدها که قدرت نوازندگیشان تا حدّی تقویت شد و تعدادشان نیز اضافه گردید تبدیل به ارکستر سازهای ملّی گردید که رهبری آن را مهدی مفتاح به عهده گرفت.
با کناره گیری استاد روح الله خالقی و فراهم بودن امکانات لازم و وجود نوازندگان سازهای مختلف و بخصوص شرکت هنرآموزان در ارکستر، مسئله پیگیری شد و از علی محمد خادم میثاق دعوت بعمول آمد که این مهم را به عهده بگیرد.
خادم میثاق که در کار اداره ارکستر تبحر خاصی داشت و علاوه بر فاکتورهای فنی و هنری از نفوذ و شخصیت و نظم و انضباط و پشتکار لازم برخوردار بود توانست ارکستر منظمی به شیوه چند صدائی به وجود آورد که در اعیاد و جشن ها و مراسم مختلف فرهنگی چه در داخل و چه در خارج آن برنامه هائی اجرا نماید و با موفقیتهای چشمگیری روبرو شود. در دوران تصدی دهلوی چون ارکستر جزء دروس مهم به حساب می آمد به آن اهمیت بیشتری داده شد. در دوران تصدی پورتراب اداره ارکستر هنرستان به فرهاد فخرالدینی سپرده شد.
 
 
کتابخانه هنرستان
از اقدامات مفید و اساسی استاد خالقی یکی ایجاد کتابخانه ای بود که بتواند احتیاجات اولیه و ضروری هنرستان را برآورده سازد. کتاب های این کتابخانه به دو دسته تقسیم می شوند:
1ـ کتاب هائی که در زمینه موسیقی تدوین شده
2ـ کتاب های فارسی و لاتین
محل کتابخانه تا سالها از دو اطاق تشکیل می شد یکی جایگاه نگهداری کتابها و دیگری محل مطالعه برای مراجعین. آثار دیگری که از خالقی به جا مانده و به هنرستان هدیه شده به این شرح است:
تعداد یکصد و پنجاه صفحه از آثار قدمای موسیقی ملّی، تعداد سی و چهار حلقه نوار ضبط صدا که از روی صفحه برگردان شده است. این آثار مربوط است به نوازندگان و خوانندگان به نام گذشته تا یک نسل قبل به شرح زیر:
نوازندگان: میرزا عبدالله، آقا حسینقلی، درویش خان، ارسلان خان، باقر خان، علینقی وزیری، مشیر همایون، ابوالحسن صبا، عبدالحسین شهنازی، علی اکبر شهنازی، وزیری تبار، جواد معروفی، ابراهیم منصوری.
آواز : دماوندی، علی خان، اقبال السلطان، طاهر زاده، تاج اصفهان، رضا قلی میرزا ظِلّی، ادیب خوانساری، سعادتمند قمی، بدیع زاده، غلامحسین بنان، قمرالملوک وزیری، روح انگیز، توران خانم، ایران الدوله هلن، پروانه، دلکش، روح بخش.
در دوره تصدی دهلوی پنجاه و شش صفحه از آثار آهنگسازان موسیقی کلاسیک غربی برای استفاده هنرجویان کلاس تاریخ موسیقی عمومی خریداری شده و به این آثار اضافه گردیده است. استاد روح الله خالقی در حد توانائی و امکانات آن روزگار برای شروع کار از جیب شخصی خود آثاری نه چندان مُفصّل ولی قابل ملاحظه و مورد لزوم تهیه نمود. این می توانست انگیزه ای برای آیندگان باشد لکن در این مورد تحرک و اقدامی صورت نگرفت. شنیده می شود بعدها اطاقی به نام صداخانه در نظر گرفته بودند.
روح تمام استادان هنرستان موسیقی ملّی از جمله استاد روح الله خالقی شاد و یادشان گرامی
پایان
علی تیموری

Leave a Reply