سرمقاله نوامبر ۲۰۲۶

نویسنده: شهرداد خبیر

بازوی غارت و تطاول به درازنای تاریخ (2)

مشت آهنین (سرکوب و کشتار ) به توان هجری

چشم ‌ ها را باید شست

جور دیگر باید دید!

واژه ‌ ها را باید شست

کلمات باید خود باد، خود طوفان باشند

چترها را باید بست و با همه مردم شهر

جان به باران سپرد

فکر و تردیدت را، از قفس تنگ نظر بیرون آر!

آزاد شو از رنگ قرون

از همه جهل درون!

اکنون شبه ‌ جزیره عربستان، بعنوان منبع وتأمین گر کلان انرژی و پیشران اقتصاد جهان، به گره ‌ گاه تضادهای واپس ‌ گرایی سنت شرقی و مدرنیته تمدن غرب، بدل شده است. سرزمینی که انسان ‌ تباران خردمند ( Homo Sapiens )، در روند تکامل نوع بشر در آفریقا، به ‌ عنوان سرپلی با مهاجرت های مداوم به اقالیم ناشناخته از آن گذشتند؛ و در ضمن سیر آفاقی، با سیر انفسی نیز، به ایجاد و گسترش تمدن و تحقق تطور نوع بشر به انسان، همت گماردند. دانستن تاریخ شبه ‌ جزیره عربستان (ش.ج.ع.) بعلت چسبیدگی سرزمینی آن به خاورمیانه، عقبه و محملی است برای: درک منشا و رشد تمدن ‌ های کهن بین ‌ النهرین (مانند سومر، بابل، اکد و آشور) و ایونیا (ترکیه امروز)، یعنی اورارتوها، و نیز ایران و فراعنه مصر و…و چگونگی ظهور وگسترش ادیان ابراهیمی مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام و…

آثار باستانی که در سال ‌ های اخیر در شبه جزیره کشف شده است، مؤید این نکته است که برخلاف تصور شایع در مورد عقب ‌ افتادگی و جهل و ضعف به ‌ عنوان: عناصر غالب در سیر تاریخ عربستان، و به ‌ ویژه در آن مقطع که سرنوشت ایران با اسلام و اعراب درهم ‌ تنیده می ‌ شود، با جامعه ای روبرو هستیم با سرشت زمخت و خشن، از نظر اقتصادی پویا، آشنا و مرتبط با وقایع و افکار روز دنیا و بنابراین چند فرهنگی، با ادیان و اساطیر گوناگون.

پذیرش این عوامل بر خلاف این باور مزمن و تلقین تاریخی شرم آور، حسرت ناک و روان پریشنده است، که : گویی بجای انحطاط اخلاقی و دینی، جنگ های قدرت بصورت پدر کشی و برادر کشی و فروپاشی سیاسی خود ما، عاملی معجزه ‌ آسا یا قدسی موجب شکست ایران، فتح خفت ‌ بار آن و سقوط امپراتوری ساسانیان در برابراعراب شده است!

برمی ‌ گردم به ادامه سرمقاله ماه قبل. از آن زمان که نیروی سیاسی ـ اجتماعی پرتوان و سرمایه تجاری عظیم نهفته در این سرزمین ( ش.ج.ع)، به ‌ مثابه پل ارتباطی بین تمدن ‌ های هند و چین و روم و ایران، بتدریج در حال شکستن پوسته درخود بودگی خویش بود.

استعداد تجاری مکه

تا پیش از تبدیل مکه به مهم ‌ ترین منطقه تجاری و سیاسی شبه ‌ جزیره عربستان، این پهنه جغرافیایی محصور در دریای سرخ، دریای عرب، خلیج فارس و دریای عمان، تحت سیطره چند قدرت منطقه ‌ ای بود. آنچه از نظر تاریخی برای ما بسیار مهم است، حکومت لخمیان است در شمال شرقی شبه ‌ جزیره، در منطقه ‌ ای از اردن تا کویت امروزی و بخش ‌ هایی از جنوب بین ‌ النهرین (عراق کنونی)، به پایتختی شهر حیره (نجف )، که متحد ساسانیان بود.

شاپور یکم (۲۱۵ م ـ ۲۷۰ م) برای ایزوله کردن اعراب بیابان ‌ گرد و راهزن از آسیب ‌ رسانی و آلودگی تمدن ساسانی به تقویت آنان اقدام کرد. هدف دیگر او، جلوگیری از برخورد مستقیم با امپراتوری روم در سوریه و استفاده از آنان به ‌ عنوان متحد ایران در جنگ با روم بود؛ هرچند که این خاندان دین مسیحی را پذیرفته بودند. چند قرن بعد، در زمان خسرو پرویز (در سال ۶۰۲ م)، نعمان سوم (آخرین فرمانروای مسیحی لخمی) به بهانه توطئه و همراهی با بیزانس برکنار و اعدام شد و قلمرو آنان توسط خسرو پرویز ضمیمه امپراتوری ایران شد. این اقدام، سد دفاعی ساسانیان در برابر قبایل عرب را فرو ریخت و در پی آن متحدان عرب نعمان در نجد (شمال شرقی ش.ج.ع) قیام کردند و در نبرد ذوقار (۶۰۴ م تا ۶۱۱ م) سپاه ساسانی را شکست دادند که زمینه ‌ ساز پیروزی ‌ های بعدی اعراب در نبردهایی شد که به سقوط حکومت ساسانیان و فتح ایران منجر شد. در شمال غربی عربستان، غسانیان حکومتی بودند که با امپراتوری بیزانس در مرزهای شرقی آن (سوریه و فلسطین) همسایه بودند و عملاً به ‌ عنوان متحد بیزانس، با لخمیان می ‌ جنگیدند.

در جنوب غربی شبه ‌ جزیره (یمن)، حمیریان از پادشاهان قدیم یمن، سلطه داشتند و پایتخت این پادشاهی ابتدا شهر ظفار و سپس صنعا بود. ایالت ظفار امروز در سلطنت عمان قرار دارد. یادآور می ‌ شوم که در دهه ‌ ۱۹۶۰ و۱۹۷۰ میلادی، گروه شورشی و جدایی ‌ طلب «جبهه مردمی برای آزادی خلیج عربیِ!! اشغالی» با ایدئولوژی مارکسیستی و حمایت شوروی و چین، درگیر نبردهای مسلحانه چریکی با حکومت عمان بود. تا سال ۱۹۶۹ که اغلب مناطق ظفار تحت تسلط این جبهه قرار گرفت، خطر برای منطقه عمده شد و سلطان قابوس بن سعید از اعلیحضرت محمدرضاشاه پهلوی تقاضای کمک نظامی کرد و ارتش شاهنشاهی ایران ضمن عملیات نظامی موفقیت ‌ آمیز، در سال ۱۹۷۵ به این غائله پایان داد. حمیریان، گاه مورد حمایت ایران ساسانی و گاه تحت الحمایه روم بودند. امپراتوری حبشیان که بر غرب دریای سرخ و شاخ آفریقا در قالب پادشاهی «اکسوم» تسلط داشتند، حدود یک قرن پیش از اسلام نقشی مهم در سرزمین عربستان ایفا می ‌ کردند. آنها در قرن چهارم میلادی به مسیحیت گرویدند و به همین دلیل هم ‌ پیمان رومیان بودند و در اوایل قرن ششم میلادی (حدود ۵۲۰ م)، به بهانه دفاع از مسیحیان نجران (جنوبی ‌ ترین شهر عربستان، اکنون در مرز یمن) که مورد آزار و کشتار ذونواس، پادشاه یهودی حمیر، قرار گرفته بودند، به یمن لشکر کشیدند و مسیحیت را در آنجا گسترش دادند. ساسانیان که از دیرباز با بیزانس در یمن، به علت قرار داشتن آن بر سر راه تجارت ادویه، عود و ابریشم از هند و چین به اروپا، به دلایلی که قبلاً ذکر شد (تغییر مسیر جاده ابریشم)، رقابت داشتند، نمی ‌ توانستند بی ‌ تفاوت از کنار ایجاد یک پایگاه مسیحی و متحد بیزانس در این منطقه استراتژیک در همسایگی دریایی خویش بگذرند؛ زیرا این اشغال، موازنه قدرت را به ضرر آنان، در منطقه دریای سرخ برهم می ‌ زد. چندین سال بعد از این تهاجم، یکی از حاکمان حبشی یمن به نام «ابرهه» تلاش کرد نفوذ امپراتوری اکسوم را درش.ج.ع. توسعه دهد. او یک کلیسای بزرگ به نام «القُلَّیس» در صنعا ساخت تا زائران و تجار مسیحی را از گذر به مکه، در مسیر زیارتگاه های مسیحی و بازارهای هدف، دور نگاه دارد. این عمل، تنش با ساسانیان و نیز با قبایل جنوبی شبه جزیره را افزایش داد. خسرو انوشیروان که همواره در فکر ایجاد پایگاه ‌ های دریایی در یمن، برای کنترل و تضعیف رقبای تجاری خود بود، هم ‌ زمان با یورش ابرهه به قصد تصرف مکه، درخواست سیف بن ذی ‌ یزن، فرمانروای حمیری، مبنی بر کمک نظامی پذیرفت و به یمن نیرو اعزام کرد (حدود ۵۷۰ م). لازم است پیش از پرداختن به ماجرای «ابرهه» ( 571م ) وضعیت اقتصادی و سیاسی مکه را از نظر تاریخی بررسی کنیم تا ببینیم تحت چه شرایطی اسلام ظهور کرد و چگونه از شبه ‌ جزیره سرریز کرد و ظرف یک قرن به خراسان رسید.

مکه: قطب تجارت و منزلگاه زیارتی

مکه از دیرباز، به علت وجود آب چاه زمزم، توقفگاه کاروان ‌ های تجاری بود که به مرور زمان از اهمیت بیشتری برخوردار شد. همچنین وجود کعبه، مکه را یگانه مقصد ماه ‌ های زیارت اعراب می ‌ ساخت. در این ماه ‌ ها جنگ و خونریزی حرام بود و حجاج و بازرگانان فرصتی می ‌ یافتند تا با ایمنی، با اموال خود به منظور تجارت یا زیارت به مکه رهسپار شوند. ادامه دارد…

Facebook
Twitter
LinkedIn