پیام جوان: در دنیای پرشتاب و پیچیده فناوری، قضاوتهای کلیشهای درباره نحوه تعامل مردان و زنان با ابزارهای دیجیتال میتواند گمراهکننده باشد. این تصور که عدم فعالیت گسترده مردان در فضای مجازی نشانه بیتفاوتی عاطفی است یا حضور فعال زنان به بیکاری و اتلاف وقت تقلیل داده شود، تصویری ناقص و نادرست ارائه میدهد. بررسیهای دقیقتر نشان میدهد که هر دو جنس، با سبکها و اولویتهای متمایز خود، در حال انطباق و بهرهبرداری از الزامات جهان دیجیتال هستند، جهانی که در آن تلفن همراه هوشمند به بخشی جداییناپذیر از هویت و سیستم عصبی انسان معاصر تبدیل شده است.
فراتر از آمارهای کمی مبنی بر زمان بیشتر سپری شده توسط زنان در شبکههای اجتماعی، تحلیلهای کیفی الگوی مصرف عمیقتری را آشکار میسازد. زنان عمدتاً رویکردی “ارتباطمحور” و “شبکهسازی عاطفی” دارند و از پلتفرمهای دیجیتال برای تقویت و تداوم روابط خود بهره میبرند. در مقابل، مردان با رویکردی “اطلاعاتمحور” و “کاربردی” به فضای مجازی مینگرند و آن را بیشتر به چشم یک ابزار برای دسترسی به اخبار، دادههای تخصصی و مدیریت امور روزمره میبینند. این تفاوت در کارکرد، کلید فهم تمایزهای جنسیتی در تعامل با فناوری است.
در بافتار جامعه ایرانی، این شکافهای جنسیتی در الگوهای مصرف دیجیتال بازتابدهنده نقشهای اجتماعی نیز هستند. مردان ایرانی به طور چشمگیری کاربران اصلی اپلیکیشنهای مالی و بانکی و همچنین سرویسهای مسیریاب محسوب میشوند که میتواند نشاندهنده نقش سنتی آنها در مدیریت امور مالی و ناوبری خارج از خانه باشد. در مقابل، زنان ایرانی به مصرفکنندگانی پیچیده و چندبعدی تبدیل شدهاند؛ آنها پیشتاز استفاده از اپلیکیشنهای حوزه آموزش، کتابهای الکترونیک، پادکستها و برنامههای مرتبط با سلامت و سبک زندگی هستند که عطش فزاینده برای یادگیری، خودسازی و ارتقای مهارتهای زندگی را در میان این قشر بازگو میکند.
حتی دلایل حذف یک اپلیکیشن نیز از تفاوتهای بنیادین میان دو جنس پرده برمیدارد. مردان عموماً به دلیل ضعف رابط کاربری یا نقض حریم خصوصی اقدام به حذف برنامهها میکنند، در حالی که اصلیترین انگیزه زنان برای این کار، کمبود فضای ذخیرهسازی، به دلیل اولویت بالای حفظ عکسها و خاطرات شخصی و خانوادگی است. نتیجهگیری نهایی آن است که پرسش صحیح نه “کدام جنس بیشتر از فناوری استفاده میکند؟” بلکه “چگونه و با چه اهدافی؟” است. فناوری برای مردان بیشتر نقش “جعبه ابزار پیشرفتهای” برای مدیریت جهان بیرونی را ایفا میکند، در حالی که برای زنان، به “پنجرهای رو به جهان” و “ابزاری برای اتصال و رشد شخصی” بدل شده است. درک این تفاوتها برای کاهش قضاوتهای ناعادلانه و ترویج سواد دیجیتال مبتنی بر احترام متقابل ضروری است.















