آداب فرهنگی و آیین ملی در ایران، قسمت ۶۰

ای وطن ای مادر تاریخ ساز              ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای  کویر تو بهشت جان من               عشق  جاویدان من، ایران من

نویسندگان: سید سعید زمانیه شهری و سونیا سیدالحسینی

فصل هشتم سلسله مقالات ایران باستان (جشن‌های باستانی)

به نام خداوند رنگین کمان 

خداوند بخشنده مهربان

خداوند مهسا، حدیث و کیان

خداوند یک ملت همزبان 

که این خانه مادری، میهن است

که ایران زمین، کاوه اش یک زن است

پیدایش و گسترش پادشاهی ماد در فلات ایران:

بررسی روند شکل ‌ گیری پادشاهی ماد مستلزم نگاهی جامع به مهاجرت ‌ ها، جغرافیا، و رویدادهای سیاسی آغازین ایران است. آنچه دربارهٔ تبار اقوام نخستین ساکن فلات ایران می ‌ دانیم، عمدتاً از تلفیقی از گزارش ‌ های مورخان یونانی، یافته ‌ های باستان ‌ شناسی و تحلیل زبان ‌ شناختی به دست آمده است. بر پایهٔ این شواهد، گروه ‌ هایی از مردمان کوچ ‌ نشین که ریشه ‌ ای مشترک در فرهنگ ‌ های هند و اروپایی داشتند، از نواحی شرقی ‌ تر و شمال شرقی به سوی فلات ایران سرازیر شدند. این طوایف به تدریج در مناطق مختلف از شرق تا غرب فلات پراکنده شدند و با جمعیت ‌ های بومیِ دارای زبان ‌ ها و سنت ‌ های گوناگون درهم آمیختند.

این مردمان که پژوهشگران نام «آریانا» را برای سرزمین گسترده ی محل اسکان اولیه آنان به کار می ‌ برند، به مرور در مناطقی از دامنه ‌ های زاگرس تا دشت ‌ های غربی ایران نفوذ پیدا کردند. هرچند روایت ‌ هایی وجود دارد که ریشهٔ آنان را در نواحی قفقاز جست ‌ وجو می ‌ کند، اما داده ‌ های قابل اتکا نشان می ‌ دهد بخش زیادی از آنان از شرق و شمال شرق وارد فلات ایران شدند و در پهنه ‌ ای میان همدان، فارس، آذربایجان و دامنه ‌ های شرقی دماوند پراکنده شدند.

نخستین سال ‌ های سکونت این قبایل در فلات ایران همراه با رقابت و درگیری با تمدن ‌ های پیشرفته ‌ تر پیرامونشان بود. حکومت ‌ های کهنی چون اورارتو، آشور، بابل و عیلام مانع از پیشروی آزادانهٔ این گروه ‌ های تازه ‌ وارد می ‌ شدند. در چنین شرایطی، طایفه ‌ های مادی ناچار شدند در نواحی کوهستانی غرب و شمال غرب، جایی که امروز همدان و مناطق پیرامونش قرار دارد، مستقر شوند. این استقرار آغاز دوره ‌ ای بود که بعد ها به تشکیل یکی از نخستین دولت ‌ های منسجم ایرانی انجامید.

طوایف مادی و ساختار اجتماعی آنان: دربارهٔ مادها، منابع یونانی به ‌ ویژه نوشته ‌ های هرودوت نقشی مهم در روشن ‌ کردن تاریکی ‌ های تاریخی دارند. یونانیان که خود در قرون بعد با هخامنشیان مواجه بودند، به ‌ دلیل کنجکاوی سیاسی، نظامی و فرهنگی، علاقه ‌ مند به شناخت ریشه ‌ های این مردم شرقی بودند. هرودوت گزارش می ‌ دهد که قوم ماد از چندین طایفه تشکیل شده بود و این طوایف، پیش از اتحاد سیاسی، پراکندگی قابل ‌ توجهی در گسترهٔ آذربایجان امروزی و نواحی شمالی فلات داشتند.

مادی ‌ ها در آغاز درگیر تهدیدهای همسایگان بزرگ خود بودند: از یک ‌ سو اورارتو در شمال غربی، و از سوی دیگر آشور در غرب و جنوب غربی. این دو قدرت دیرینه برای رسیدن به سرزمین ‌ های یکدیگر ناگزیر از گذر از نواحی محل سکونت مادها بودند و همین موضوع مادها را در معرض فشارهای پی ‌ درپی نظامی قرار می ‌ داد. چیرگی کوتاه ‌ مدت آشوریان در قرن هشتم پیش از میلاد سبب شد برخی مناطق مادی برای مدتی تحت ادارهٔ فرمانروایان منصوب از سوی آشور قرار گیرد؛ اما پس از چند سال مادها بار دیگر استقلال خود را بازیافتند.

اورارتو و تأثیر آن بر مادها: پادشاهی اورارتو که در جنوب قفقاز و در نواحی اطراف دریاچه وان شکل گرفته بود، نقشی تعیین ‌ کننده در تاریخ آغازین ماد داشت. رقابت قدرت میان اورارتو و آشور باعث شد قلمرو ماد به ‌ عنوان مسیری نظامی و صحنهٔ درگیری میان دو ابرقدرت آن روزگار قرار گیرد. در نیمهٔ سدهٔ هشتم پیش از میلاد، آشوریان به رهبری تیگلت ‌ پیلسر سوم چند حملهٔ گسترده بر مناطق مادی انجام دادند، اما موفق نشدند سلطهٔ پایدار برقرار کنند.

در ادامه، درگیری ‌ های آشور با اورارتو شدت یافت و مادها با وجود تلاش برای حفظ مرزهای خود، بارها درگیر جنگ ‌ های این دو قدرت شدند. در سال ‌ های پایانی سدهٔ هشتم پیش از میلاد، پیشروی آشور باعث شد برای مدتی مادی ‌ ها مجبور به پرداخت خراج شوند، اما استقلال نسبی آنان همچنان حفظ شد.

نقش سکاها و آشفتگی سیاسی فلات ایران: هم ‌ زمان با ضعف دوره ‌ ای حکومت آشور، موج جدیدی از مهاجمان از شمال یعنی سکاها وارد فلات ایران شدند. سکاها اقوامی جنگجو و سوارکار بودند که از دشت ‌ های شمالی دریای سیاه و قفقاز به سمت جنوب مهاجرت کردند. حضور آنان در فلات ایران چند دهه ادامه داشت و حتی توانستند جایگاه مادها را به چالش بکشند.

سکاها نه ‌ تنها به مناطق مادی دست ‌ اندازی کردند، بلکه آشور را نیز تا مرزهای فلسطین تحت فشار قرار دادند. با این حال، مادها که تحمل سلطهٔ آنان را نداشتند، در اقدامی برنامه ‌ ریزی ‌ شده، سران سکاها را به بهانهٔ پذیرایی دعوت کردند و در فرصتی مناسب، بسیاری از آنان را از میان بردند. تنها گروهی اندک از فرماندهان زنده ماندند و آنان را برای آموزش فنون سوارکاری و جنگ به خدمت گرفتند. از این مقطع، مادها بار دیگر قدرت خویش را باز یافتند.

ظهور قدرت ماد و پایان آشور: پس از رهایی از سلطهٔ سکاها، مادها با رهبری هوخشتره (کیاکسار) به قدرتی منطقه ‌ ای تبدیل شدند. او با سازمان ‌ دهی سپاهیان و ایجاد ساختار منسجم، نخستین دولت بزرگ ایرانی را پایه ‌ گذاری کرد. در سدهٔ هفتم پیش از میلاد، آشور که دچار ضعف و آشوب داخلی شده بود، زیر حملات پی ‌ درپی بابل و ماد قرار گرفت. در سال ۶۱۲ پیش از میلاد، سپاه ماد و نیروهای متحد بابلی شهر نینوا، پایتخت باشکوه آشور، را محاصره کردند و پس از درگیری شدید، آن را به تصرف درآوردند.

سقوط آشور رویدادی تعیین ‌ کننده بود که موازنهٔ قدرت در غرب آسیا را دگرگون کرد. قلمرو سابق آشور میان ماد و بابل تقسیم شد و مادها صاحب سرزمین ‌ هایی گسترده از ری و همدان تا آذربایجان و از اصفهان تا کاپادوکیه شدند. از این زمان، دولت ماد هم ‌ مرز با پادشاهی لیدیه در غرب شد.

جنگ با لیدیه و تثبیت مرزها: پس از گسترش قلمرو ماد، برخورد آنان با لیدیه امری اجتناب ‌ ناپذیر بود. این دو دولت قدرتمند در سال ‌ های پایانی سدهٔ ششم پیش از میلاد وارد جنگی سخت شدند که حدود شش سال به طول انجامید. سرانجام در رویدادی که بعدها شهرت فراوان یافت، وقوع یک خورشیدگرفتگی سبب شد دو طرف جنگ را متوقف کنند. رهبران دو کشور این رویداد آسمانی را نشانه ‌ ای شوم تلقی کردند و بدون ادامهٔ نبرد، پیمان صلح امضا نمودند. از آن پس، رود هالیس به ‌ عنوان مرز رسمی میان ماد و لیدیه تعیین شد.

آستیاگ و بحران ‌ های پایانی پادشاهی ماد: پس از مرگ هوخشتره، پسرش آستیاگ بر تخت نشست. او که به ‌ دنبال ادامهٔ فتوحات پدر بود، از بحران سیاسی پدیدآمده در بابل بهره برد و بخش ‌ هایی از میان ‌ رودان و جنوب غربی ایران را تحت نفوذ خود درآورد. اما گسترش بی ‌ وقفهٔ قلمرو و نارضایتی طوایف ایرانی سبب شد در سال ‌ های پایانی حکومت او، شورش ‌ هایی علیه سلطه ماد پدید آید.

بر پایهٔ روایت ‌ های تاریخی و اسطوره ‌ ای، آستیاگ دخترش ماندانا را به همسری کمبوجیهٔ یکم، فرمانروای پارس، داد. از این پیوند، کودکی متولد شد که بعدها با نام کوروش بزرگ، چهره ‌ ای سرنوشت ‌ ساز در تاریخ ایران و جهان شد. قیام پارس ‌ ها به رهبری کوروش به ‌ تدریج قدرت ماد را درهم شکست و پایان سلطنت مادها و آغاز امپراتوری هخامنشی را رقم زد.

پادشاهان ماد و ترتیب تقریبی حکومت آنان: با وجود اختلاف ‌ نظر در منابع، اغلب پژوهشگران امروز با داده ‌ های هرودوت موافق ‌ اند. بر اساس تطبیق این منابع با یافته ‌ های نوین باستان ‌ شناسی، فهرست زمانی پادشاهان ماد چنین بازسازی می ‌ شود:

دیاکو: حدود ۷۲۷ تا ۶۷۵ پیش از میلاد

فرورتیش (فرهاد): ۶۷۴ تا ۶۵۳ پیش از میلاد

دورهٔ نفوذ سکاها بر ماد: ۶۵۲ تا ۶۲۵ پیش از میلاد

هوخشتره (کیاکسار): ۶۲۴ تا ۵۸۵ پیش از میلاد

آستیاگ: ۵۸۴ تا ۵۴۹ پیش از میلاد

این توالی، سرگذشت دولتی را نشان می ‌ دهد که هرچند عمر آن نسبتاً کوتاه بود، اما نقش آن در شکل ‌ گیری هویت سیاسی ایرانیان بعدها در دورهٔ هخامنشی و حتی پس از آن ادامه یافت.

بنابراین پادشاهی ماد نخستین دولت ایرانی است که توانست ساختاری منسجم، ارتشی سازمان ‌ یافته و دستگاه دیوانی قابل اتکا پدید آورد. مسیر شکل ‌ گیری آن حاصل مهاجرت اقوام هند و اروپایی، آمیختگی با فرهنگ ‌ های بومی، درگیری با قدرت ‌ های کهن منطقه، و تلاش برای استقلال و ثبات سیاسی بود. مادها نه ‌ تنها مانع از نفوذ بیگانگان به فلات ایران شدند، بلکه با شکست آشور و مهار سکاها و درگیری با لیدیه، به یکی از قدرت ‌ های تعیین ‌ کنندهٔ منطقه تبدیل شدند.

گرچه این دولت در نهایت با قیام پارس ‌ ها از میان رفت، اما میراث سیاسی، نظامی و فرهنگی مادها بنیانی شد که بعدها کوروش بزرگ و جانشینانش بر آن امپراتوری پهناور هخامنشی را بنا کردند.

ادامه دارد…

و…. سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و ایران، ققنوس وار و نیلوفرانه از خاکستر خویش برخواهد خواست

بگویید آهسته در گوش باد

چو ایران نباشد تن من، مباد